» فرهنگ و تاریخ باستان » لزوم ساخت نسخه سینمایی رسوایی آمریکا در اصفهان/ رابطه هالیود و پنتاگون
لزوم ساخت نسخه سینمایی رسوایی آمریکا در اصفهان/ رابطه هالیود و پنتاگون

لزوم ساخت نسخه سینمایی رسوایی آمریکا در اصفهان/ رابطه هالیود و پنتاگون

اردیبهشت ۶, ۱۴۰۵ 007

فرهنگی

گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حمیدصنیعی منش: روز گذشته 5 اردیبهشت، سالروز حادثه طوفان شن بود. روزی که آمریکایی‌ها برای نجات گروگان‌های خود وارد ایران شدند اما در صحرای طبس شکست سنگینی خوردند. در پی بازتاب گسترده شکست مفتضحانه ارتش آمریکا در جنوب اصفهان موسوم به «طبس 2»، جواد شمقدری، کارگردان فیلم سینمایی «طوفان شن»، در گفت‌وگویی به تحلیل ابعاد این رخداد و شباهت‌های آن با واقعه طبس سال 1359 پرداخت. او با اشاره به تصاویر منتشرشده از حادثه اخیر، تأکید کرد که فضای شکل‌گرفته در افکار عمومی، یادآور همان حادثه تاریخی است که به شکست عملیات نظامی آمریکا در صحرای طبس انجامید.

سینمای ایران , سینمای جهان , فیلم , هالیوود , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , آمریکا ,

نمایی از فیلم طوفان شن

با او همچنین درباره فیلم‌های پنتاگونی که هالیوود درباره جنگ‌های آمریکایی می‌سازد، صبحت کردیم. شمقدری معتقد است «فیلم‌های هالیوودی که آمریکایی‌ها درباره عملیات نظامی می‌سازند، تلاش برای خلق یک پیروزی نمایشی، بخشی از راهبرد خروج از یک وضعیت شکست‌خورده است.»

آمریکا تلاش می‌کند حتی از دل شکست روایت پیروزی در سینما بسازد

او در پاسخ به این سؤال که «به عنوان تنها کسی که درباره حادثه طوفان شن فیلم ساختید، واکنش و تحلیل شما به حادثه شکست مفتضحانه آمریکایی‌ها در جنوب اصفهان که به «طبس 2» معروف شد چه بود؟ آیا روایت و قصه‌ای هم درباره این حادثه به ذهن‌تان رسید؟» جواب داد:

 وقتی حادثه و تصاویر آن پخش شد، به‌طور طبیعی اولین حسی که در ذهن من شکل گرفت، تداعی همان واقعه طبس سال 1359 بود. صحنه‌ها به‌گونه‌ای بود که انگار یک بازخوانی تصویری از همان حادثه در حال رخ دادن است. به همین دلیل هم خیلی زود در فضای رسانه‌ای، برخی کانال‌ها و خبرها از تعبیر «طبس 2» استفاده کردند و این نام‌گذاری به‌نوعی در افکار عمومی جا افتاد که به نظرم کاملاً درست بود.

انیمیشن لگویی بازگرداندن کشتی آمریکایی

وی ادامه داد: به نظرم نکته‌ای که باید در اینجا بیان کرد این است که، ما باید رفتار طرف مقابل را در یک چارچوب کلان‌تر نگاه کرد؛ نگاهی که  ریشه در نوعی رفتار استکباری دارد. به طور کلی آمریکا و استکبار جهانی در چنین الگوهایی، تصور می‌کند می‌تواند بدون محدودیت دست به اقدام نظامی یا امنیتی بزند و در نهایت نیز آن را به‌عنوان یک دستاورد از طریق رسانه و خصوصاً سینما بازنمایی کند. اما شکست‌هایی که آمریکا در گذشته تجربه کرده خصوصاً همین حادثه اخیر مانع تکرار چنین تصوراتی نشده است.

 اگر درباره حادثه طبس فیلم نمی‌ساختیم، به طور کلی آن واقه فراموش می‌شد

این کارگردان با اشاره به تلاش‌های آمریکا برای خلق پیروزی از طریق رسانه برای تجاوز و شکست خود گفت: در ماجرای اخیر نیز می‌توان نشانه‌هایی از تلاش برای ساخت یک «روایت پیروزی» را از طریق رسانه، اخبار و فضای مجازی خصوصاً توسط خود رییس جمهور آمریکا مشاهده کرد؛ روایتی که بیشتر جنبه رسانه‌ای دارد تا واقعی. حتی برخی جزئیات منتشرشده، مانند باقی‌ماندن پرچم یا بخشی از تجهیزات، در ذهن این فرض را تقویت می‌کند که هدف، ایجاد یک تصویر رسانه‌ای از موفقیت بوده است، نه صرفاً یک عملیات نظامی. اما خب شکست سنگینی خورد و 24 ساعت بعد هم اعلام آتش بس کرد. ما باید بدانیم که در جنگ روایت‌ها هستیم و باید درباره حادثه شکست آمریکایی‌ها در جنوب اصفهان روایت خودمان که در آن امداد الهی تجلی دارد را نشان بدهیم همانطور که درباره طبس نیز این روایت در فیلم قرار داشت.

سینمای ایران , سینمای جهان , فیلم , هالیوود , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , آمریکا ,

بقایای تجهیزات منهدم شده آمریکایی‌ها در جنوب اصفهان

کارگردان طوفان شن گفت: همانطور که اگر درباره حادثه طبس فیلم نمی‌ساختیم، شاید این بخش از تاریخ به مرور کم‌رنگ می‌شد یا حتی به فراموشی سپرده می‌شد. به ساخت این فیلم در سال 1374 تلاشی بوده برای ثبت یک روایت بومی از یک رخداد تاریخی که هیچ وقت آمریکایی‌ها درباره آن فیلم نساختند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به تثبیت روایت داخلی وجود دارد. اگر این روایت به‌درستی از طریق هنر و رسانه تقویت نشود، دیگران تلاش خواهند کرد تصویر خود را جایگزین واقعیت کنند و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند.

ما باید بدانیم که در جنگ روایت‌ها هستیم و باید درباره حادثه شکست آمریکایی‌ها در جنوب اصفهان روایت خودمان که در آن امداد الهی تجلی دارد را نشان بدهیم همانطور که درباره طبس نیز این روایت در فیلم قرار داشت

 

 

پنتاگون و هالیوودی رابطه‌ای دوسویه دارند

او درباره این موضوع که «واکنش آمریکایی‌ها نسبت به این حادثه چه خواهد بود یا وجود آنکه ترجیح می‌دهند از عملیات‌های موفقیت‌آمیز فیلم می‌سازند» گفت: رابطه‌ای دوطرفه و تعریف‌شده میان ساختارهای قدرت نظامی در آمریکا، به‌ویژه پنتاگون، و صنعت سینمای هالیوود وجود دارد. او معتقد است این دو حوزه از یکدیگر جدا نیستند؛ بلکه نوعی بده‌بستان اطلاعاتی و روایی میان آن‌ها برقرار است. به گفته او، گاهی پنتاگون سوژه در اختیار سینما قرار می‌دهد و گاهی سینما با پرداخت هنری، به تقویت یا بازسازی تصویر مطلوب از آن رویدادها کمک می‌کند.

سینمای ایران , سینمای جهان , فیلم , هالیوود , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , آمریکا ,

نمایی از تاپ‌گان 2؛ فیلمی درباره حمله نیروی هوایی آمریکا به تأسیسات هسته‌ای کشوری نامعلوم!

شمقدری در ادامه توضیح داد: این مدل همکاری باعث شده هالیوود به‌صورت هدفمند روی برخی عملیات‌ها یا رخدادها تمرکز کند و از آن‌ها روایت قهرمان‌محور بسازد.

او نمونه‌هایی مانند فیلم «آرگو» را مثال زد و گفت در این آثار، بخشی از واقعیت بزرگ‌تر مانند اسیر شدن اعضای لانه جاسوسی آمریکا و تسخیر آن حذف یا تقلیل داده می‌شود تا یک روایت قابل‌پذیرش و جذاب برای مخاطب جهانی ساخته شود که البته جنبه بسیار کوچک آن بود یعنی فرار 6 نفر از اعضای کنسول. 

دست‌ پشت‌پرده سینمای صهیونیسم در تولید حافظه تاریخی جعلی

او در این باره ادامه داد که ممکن است این شکست در چارچوب روایت رسمی آن‌ها قابل تبدیل به یک قهرمان‌سازی مستقیم نبوده باشد یا در آن مقطع، اولویت رسانه‌ای پیدا نکرده باشد. اما در عوض، در مواردی مانند «آرگو» تلاش شده شکست یا خروج اضطراری، به یک عملیات موفق نجات یا مأموریت قهرمانانه تقلیل داده شود تا از دل شکست روایت پیروزی خلق شود.

شمقدری در بخش دیگری از صحبت‌هایش به این نکته اشاره کرد که خطر اصلی امروز، فقط در میدان نظامی نیست، بلکه در میدان رسانه و تصویر است. او می‌گوید در عصر شبکه‌های اجتماعی، روایتی که تولید می‌شود می‌تواند به‌سرعت به «واقعیت ذهنی جهانی» تبدیل شود، حتی اگر با واقعیت میدانی تفاوت داشته باشد. به باور او، همین مسئله در برخی کشورها تجربه شده و در مورد ایران نیز همواره مورد توجه بوده است.

سینمای ایران , سینمای جهان , فیلم , هالیوود , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , آمریکا ,

اهدای بهترین فیلم اسکار به آرگو توسط همسر اوباما از داخل کاخ سفید؛ تلاشی برای روایت پیروزی از دل شکست

او در ادامه تأکید می‌کند که با وجود این جنگ رسانه‌ای، شرایط ایران را متفاوت از بسیاری کشورها می‌داند و معتقد است ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی مانع از شکل‌گیری روایت‌های تحمیلی می‌شود. به گفته او، مردم و نیروهای نظامی در ایران در بزنگاه‌ها نشان داده‌اند که پشتوانه یکدیگر هستند و این انسجام اجتماعی، یکی از عوامل مهم در خنثی‌سازی روایت‌های بیرونی است. آمریکایی‌ها می‌دانند که اینجا ایران است و مردمان با غیرتی دارد که به گفته رهبر عزیز ما آیت الله مجتبی خامنه‌ای، تربیت یافته رهبری هستند که 37 سال است مبارزه با استکبار جهانی را به عنوان اصل تربیتی میان اقشار گوناگون مردم رواج دادند. همین است که مردم شب‌های متمادی در خیابان‌ها در حال پشتیبانی از نیروهای مسلح هستند و قوت قلب آنها شده‌اند.

باید روایت پیشدستانه از طبس 2 از سوی ایران شکل بگیرد

او بر ضرورت ورود جدی‌تر نهادهای فرهنگی به این حوزه تأکید کرد و گفت: همان‌طور که در مورد «طوفان شن» تلاش شد یک روایت سینمایی شکل بگیرد، در سایر رخدادها نیز باید روایت‌سازی فعال و پیش‌دستانه انجام شود. اگر این اتفاق نیفتد، دیگران با ابزار سینما و رسانه تصویر دلخواه خود را تثبیت خواهند کرد و واقعیت‌های اصلی در حاشیه قرار می‌گیرند.

هنگام فیلمبرداری طوفان شن سفارت سوییس سر صحنه حاضر بود!

رییس اسبق سازمان سینمایی کشور درباره مؤلفه‌های سینمایی موفق پیرامون فیلمی که درباره حادثه جنوب اصفهان باید ساخته شود، ابتدا به یک تفکیک مهم اشاره می‌کند و می‌گوید همه روایت‌های سینمایی لزوماً قرار نیست مخاطب جهانی داشته باشند. به گفته او، بخشی از آثار در چارچوب داخلی و برای مخاطب ملی تولید می‌شوند که این موضوع کاملاً طبیعی و قابل قبول است. اما اگر هدف، ساخت یک اثر در مقیاس بزرگ‌تر و فراملی باشد، باید نوع انتخاب سوژه و شیوه روایت تغییر کند و نگاه گسترده‌تری در نظر گرفته شود.

او در ادامه تأکید کرد که برخی سوژه‌ها ذاتاً ظرفیت بین‌المللی دارند. به باور او، «طوفان شن» یکی از همین نمونه‌ها بوده است؛ چرا که در زمان وقوع، بازتاب آن در رسانه‌های خارجی بسیار گسترده بود و حتی برخی نهادها و رسانه‌های بین‌المللی از جمله سفارت سوئیس هنگام فیلمبرداری حتی سر صحنه آمد و شبکه‌های خبری آمریکایی نیز موضوع را پیگیری کرده بودند. شمقدری توضیح می‌دهد که در همان مقطع، خبرنگاران خارجی از جمله خبرنگاران وال‌استریت ژورنال و شبکه‌های بزرگ آمریکایی برای دریافت اطلاعات و گفت‌وگو وارد میدان شده بودند.

سینمای ایران , سینمای جهان , فیلم , هالیوود , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , آمریکا ,

او با اشاره به تجربه‌های بعدی خود می‌گوید حتی پیشنهادهایی از سوی برخی شبکه‌های آمریکایی مانند NBC برای حضور در برنامه‌هایشان مطرح شده بود و در یک مورد، از او خواسته شده بود با هزینه آن‌ها به آمریکا برود و در برنامه تلویزیونی شرکت کند. شمقدری ادامه می‌دهد که در نهایت، به دلیل ملاحظاتی از این سفر صرف‌نظر کرده است.

به گفته او، در سال‌های بعد نیز شبکه‌هایی مانند CBS و برنامه «60 دقیقه» توسط امان پور با او گفت‌وگوهایی انجام دادند و این موضوع در فضای رسانه‌ای آمریکا بازتاب پیدا کرد. او اشاره می‌کند که برخی رسانه‌های ایرانی نیز بعدها به این موضوع پرداختند و تحلیل‌هایی درباره نگاه غرب به «طوفان شن» منتشر شد.

شمقدری تأکید کرد که اگر قرار باشد درباره چنین رخدادهایی فیلمی ساخته شود، باید آن را در سطحی فراتر از یک روایت صرفاً داخلی دید. او معتقد است این‌گونه سوژه‌ها به دلیل تقابل مستقیم ایران و آمریکا و حساسیت‌های تاریخی، ظرفیت تبدیل شدن به آثار جهانی را دارند.

او گفت: این نوع آثار باید هم برای مخاطب داخلی قابل فهم و جذاب باشند و هم برای مخاطب خارجی. به گفته او، این کار نیازمند تحقیق گسترده، شناخت دقیق فضای تاریخی و سیاسی و همچنین تسلط کامل بر تکنیک‌های فیلم‌سازی بین‌المللی و روایتگری است.

فیلم‌های انتقادی-جنگی آمریکا برای ادعای آزادی بیان است/تثبیت قدرت

در بخش دیگری از این گفتگو شمقدری، پیرامون ساخت فیلم‌های انتقادی از سیاست‌های جنگی آمریکا که در ظاهر در تضاد با سیاست‌های جنگی این کشور است ابتدا به یک نکته بنیادین درباره ساختار قدرت رسانه‌ای آمریکا اشاره کرد و گفت: آمریکا یک ابرقدرت تثبیت‌شده در ذهن جهانی است؛ یعنی پیش از هر چیز، «قدرت» آن در سطح بین‌المللی پذیرفته شده و جا افتاده است. به همین دلیل، حتی اگر درون این سیستم، فیلم‌هایی انتقادی ساخته شود، این انتقادها در چارچوبی کنترل‌شده و در دل یک ساختار قدرتمند دیده می‌شود، نه چیزی که اصل قدرت را زیر سؤال ببرد.

سینمای ایران , سینمای جهان , فیلم , هالیوود , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , آمریکا ,

نمایی از سقوط شاهین سیاه؛ تصویری غم‌آلود از سربازی که به فکر فرو رفته است

او در ادامه توضیح می‌دهد که آثاری مانند «سقوط شاهین سیاه»، «سی دقیقه پس از نیمه‌شب» یا «منطقه سبز» در ظاهر نقدهایی بر سیاست‌های نظامی آمریکا هستند، اما این نقدها در کنار حجم گسترده‌ای از تولیدات تبلیغی و قهرمان‌ساز قرار می‌گیرند. به گفته او، این ترکیب باعث می‌شود مخاطب جهانی همچنان در یک چارچوب کلی، آمریکا را به‌عنوان یک قدرت مسلط و دارای نظام منسجم بپذیرد. در حقیقت این وضعیت نوعی «سرریز کنترل‌شده انتقاد» در دل یک ساختار قدرتمند است.

سینمای ایران , سینمای جهان , فیلم , هالیوود , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , آمریکا ,

نمایی از سی دقیقه پس از نیمه شب؛ با موضوع قتل بن لادن

او با اشاره به نمونه‌هایی مانند سریال «خانه پوشالی» نیز توضیح داد که نمایش پشت‌پرده قدرت، فساد یا رقابت‌های سیاسی در داخل ساختار آمریکا، به معنای تضعیف آن نیست؛ بلکه بخشی از بازنمایی پیچیدگی یک قدرت تثبیت‌شده است. وقتی یک کشور در ذهن مخاطب جهانی به‌عنوان قدرت غالب پذیرفته شده باشد، حتی نمایش ضعف‌ها یا نقدهای درونی نیز به آن ضربه جدی نمی‌زند. ساخت این دست از فیلم‌ها در کنار آثار تبلیغاتی به طور غیرمستقیم همان هژمونی و قدرت آمریکا را تأیید می‌کند که آن قدر قوی است که خودش، خودش را نقد می‌کند.

آیا نقاط مثبت و عالی ایران را به اندازه کافی نشان داده‌ایم؟!

شمقدری سپس به مقایسه‌ای که درباره سینمای ایران از همین زاویه دید دست می‌زند پرداخت و گفت: اما وضعیت ایران کاملاً متفاوت است. ایران هنوز در عرصه رسانه‌ای و سینمایی نتوانسته تصویر پایدار و جهانی از «قدرت» خود تثبیت کند اما در عین حال در کنارش خصوصاً در فضای رسانه‌ای بین‌المللی، روایت‌هایی که از ایران ارائه می‌شود اغلب بر ضعف، بحران یا عقب‌ماندگی تمرکز دارد، نه بر قدرت و پیشرفت. در چنین شرایطی، ساخت فیلم‌های صرفاً انتقادی و اعتراضی تلخ بدون تثبیت تصویر قدرت، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. ابتدا باید یک «تصویر غالب از قدرت» در ذهن مخاطب داخلی و خارجی شکل بگیرد و سپس نقدهای درونی در کنار آن معنا پیدا کند؛ همان‌گونه که در مورد آمریکا رخ داده است.

شمقدری برای توضیح این موضوع به تاریخ سینمای هالیوود اشاره کرد و گفت حتی در ژانر وسترن، تصویری که از سرخ‌پوستان یا غرب وحشی ساخته شد ودر فیلم‌هایی مانند «رقصنده با گرگ‌ها» نمایش داده شد، در نهایت به تثبیت یک روایت خاص از تمدن و قدرت آمریکایی کمک کرد. این روند باعث شد حتی روایت‌های انسانی یا انتقادی نیز در نهایت در خدمت ساختار کلی قدرت قرار بگیرند.

در بخش دیگری از صحبت‌هایش، او تأکید کرد: نباید فریب ظاهر آزادی بیان در این آثار را خورد. به گفته او، این‌که چند فیلم انتقادی درباره جنگ یا سیاست‌های آمریکا ساخته می‌شود، به معنای تزلزل ساختار قدرت نیست، بلکه نشانه تلاش برای نشان دادن ادعای آزادی بیان است تا اینگونه قدرت را بهتر تثبیت کند. وگرنه حجم فیلم‌های تبلیغاتی و پروپاگاندایی نظامی که از ارتش تروریست آمریکا تصویری مثبت نشان می‌دهد بسیار بیشتر است.

این چهره سینمایی در بخش پایانی مصاحبه در واکنش به ساخت قسمت سوم «تاپ گان» و دیگر فیلم‌های پنتاگونی که امسال قرار است تولید شوند گفت: البته ما درباره محتوای این فیلم یا فیلم‌های دیگری که قرار است در سال جاری میلادی درباره عملیات نظامی آمریکا ساخته شوند، اطلاعاتی هنوز نداریم. اما به احتمال قوی این آثار بی‌ربط با جنگ اخیر نیستند. شاید اگر قرار بر ساخت حادثه شکست آمریکا در جنوب اصفهان و طبس 2 باشد، تلاشی برای تصویر مفتضح و شکست خورده آنان باشد و شاید هم همان ماجرای نجات خلبان که البته هنوز معلوم نیست خلبان دوم اصلاً‌ توسط نیروهای آمریکایی پیدا شد یا خیر.

سینمای ایران , سینمای جهان , فیلم , هالیوود , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , آمریکا ,

او در پایان گفت: امروز نقاب به طور کامل از چهره مستکبر آمریکا افتاده است. اگر در خیابان‌های پاریس و ونکوور ایرانیان پرچم ایران در مقابل دشمنان ما تکان می‌دهند در واقع به عشق یک کشور ایستادگی می‌کنند. شرایط متفاوتی را نسبت به دوران گذشته تجربه می‌کنیم زیرا رییس جمهور دیوانه آمریکا نیز رفتار و اقداماتی انجام داد که چهره تازه و دیگری از این استکبار را به نمایش گذاشت که در فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی نمایان دیده می‌شود. در این شرایط بود که کارهای رسانه‌ای ما نیز در فضای مجازی پر مخاطب و در سطح جهانی دیده شد. ما باید در این زمینه دست برتر را داشته باشیم و در جنگ روایت‌ها پیروز میدان باشیم. دشمن تمام تلاش خود را می‌کند تا از همانطور که می‌خواهد از گرداب نظامی جنگ بیرون بیاید از گرداب رسانه‌ای نیز بیرون بیاید. حوزه صنعت سینما و فیلم بخشی از این حلقه رسانه و تبلیغات است و فیلم‌هایی مانند تاپ گان که شگردهایی از این دست است. بعید نیست که این فیلم یا مانند آن تلاش کنند تا چهره شکست خورده آمریکا را ترمیم کنند.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×