» فرهنگ و تاریخ باستان » نمایش مضحک مجری مزدور و رجزخوانی از پشت دوربین !
نمایش مضحک مجری مزدور و رجزخوانی از پشت دوربین !

نمایش مضحک مجری مزدور و رجزخوانی از پشت دوربین !

مهر ۱۴, ۱۴۰۵ 0016

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: یکی از برنامه‌های تلویزیونی مزدوران دشمنان جبهه مقاومت به نام «عدن»، طی روزهای گذشته یک مجری یمنی را با لحنی هیجانی مقابل دوربین نشاند و این‌مجری هم گفت: «دیگر کراوات نمی‌پوشیم؛ با لباس نظامی از اینجا به میدان جنگ می‌رویم تا با انصارالله بجنگیم!»

ظاهراً می‌شود با درآوردن کراوات و پوشیدن لباس نظامی، یک‌شبه از مجری تلویزیونی به جنگجو تبدیل شد؛ آن هم علیه انصار اللهی که فخر عرب است! اما میدان جنگ، استودیوی تلویزیونی نیست و با چند جمله هیجانی و ژست نظامی نمی‌توان واقعیت‌های میدان را تغییر داد.

آن حوثی یمنی که این‌مجری از مبارزه با او پشت قاب دوربین سخن می‌گوید، سال‌هاست در میدان واقعی ایستاده است؛ جایی که خبری از دوربین و میز مجری‌گری نیست. میان رجزخوانی از پشت میکروفن و ایستادن در میدان، فاصله زیادی وجود دارد. لباس نظامی پوشیدن آسان است؛ آنچه دشوار است، ایستادن پای انتخاب و حفظ عزت در روزهای سخت است.

عجیب‌تر اینکه گاهی کسانی برای جنگیدن با مردم خودشان ژست قهرمانی می‌گیرند که سال‌هاست در معادلات قدرت، به این و آن تکیه کرده‌اند. تاریخ منطقه پر است از کسانی که تصور کردند با تکیه بر پول، سلاح و حمایت قدرت‌های خارجی می‌توانند اراده ملت‌ها را بشکنند؛ اما در نهایت، آنچه باقی ماند، شکست محاسبات و هزینه‌های سنگین همان تصمیم‌ها بود.

انصارالله: ادعای پیشروی مزدوران در ساحل غربی و باب المندب «توهم» است

این مجری می‌تواند روی دیوار هر کسی که می‌خواهد یادگاری بنویسد؛ اما بهتر است قبل از رجزخوانی، به تاریخ همان مردمی نگاه کند که قرار است با آنها بجنگد. یمنی که امروز از پشت قاب دوربین هدف شعارهای جنگ‌طلبانه قرار می‌گیرد، مردمی دارد که عزت خود را به ذلت نفروخته‌اند و برای تصمیم خود منتظر اجازه دیگران نمانده‌اند.

مسئله فقط یک مجری و یک برنامه تلویزیونی نیست؛ مسئله همان تفکری است که خیال می‌کند می‌توان با شعار، لباس نظامی و نمایش تلویزیونی، جای واقعیت میدان را گرفت. جنگ با عوض کردن لباس شروع نمی‌شود و شجاعت با بلندتر کردن صدا به وجود نمی‌آید. اگر قرار باشد هر کس پشت دوربین لباس رزم بپوشد و برای دیگران خط‌ونشان بکشد، دیگر باید استودیوها را به پادگان تبدیل کرد!

اما تاریخ شوخی‌بردار نیست. کسانی که سال‌ها از پشت دوربین برای دیگران نسخه جنگ پیچیده‌اند، باید بدانند میان «حرف زدن درباره جنگ» و «ایستادن در برابر پیامدهای جنگ» فاصله‌ای بسیار بزرگ وجود دارد. مردم منطقه بارها هزینه همین ژست‌ها و محاسبات اشتباه را پرداخته‌اند.

کراوات را می‌شود درآورد، لباس نظامی هم می‌شود پوشید؛ اما با تعویض لباس، واقعیت عوض نمی‌شود. قهرمان میدان را دوربین تعیین نمی‌کند؛ میدان تعیین می‌کند چه کسی فقط رجز خوانده و چه کسی پای حرفش ایستاده است.

این نخستین بار نیست که برخی دولت‌های مرتجع عربی و با رگ ناسیونالیستی با تکیه بر هیاهو و اعتماد به قدرت‌های خارجی، خود را در قامت یک قدرت بزرگ تصور می‌کنند. آنها که به غرب اتکاء کردند، سال‌ها میلیاردها دلار سلاح خریدند و امنیت خود را به همان قدرت‌هایی سپردند که هرگاه منافعشان اقتضا کند، دوست دیروز را تنها می‌گذارند. نتیجه چه شد؟ زرادخانه‌ها پر، اما استقلال راهبردی تهی؛ قراردادها سنگین، اما وابستگی سنگین‌تر. همان‌هایی که قرار بود با اتکا به غرب امنیت منطقه را تضمین کنند، در بزنگاه‌های حساس فهمیدند که چک سفیدامضا برای دیگران، تضمین امنیت برای خودشان نیست.

این همان تناقض تلخی است که سال‌هاست در سیاست برخی کشورهای عربی دیده می‌شود: پول فراوان، سلاح فراوان، پایگاه‌های نظامی خارجی فراوان و در نهایت باز هم چشم دوختن به واشنگتن و لندن برای اینکه چه کسی باید از آنها دفاع کند! «گاو شیرده» اگرچه تعبیر سازگاری با شخصیت تاریخی آنهاست، اما دست‌کم تناقض میان ثروت و وابستگی را به رخ می‌کشد؛ کشوری که منابع فراوان دارد، اما برای امنیتش باید رضایت قدرت‌های بزرگ را جلب کند، هنوز به استقلال واقعی نرسیده است.

اما از همه جالب‌تر، ادعای رفتن به میدان جنگ است. برو از کسانی بپرس که سال‌ها امنیت خود را به ائتلاف‌های خارجی گره زدند، حالا ناگهان از پوشیدن لباس نظامی و رفتن به میدان سخن می‌گوید؛ گویی مشکل اصلی همان کراوات بوده است! کاش پیش از پوشیدن لباس رزم، یک بار تاریخ منطقه را ورق می‌زدند. جنگ، مسابقه تبلیغاتی نیست؛ میدان جنگ جایی است که محاسبات غلط، هزینه واقعی پیدا می‌کنند و آنجا دیگر نه دوربین تلویزیون نجات‌بخش است و نه شعارهای پرطمطراق.

قرآن نیز وقتی از برخی اعراب انتقاد می‌کند، اتفاقاً مسئله را در رفتار آنان می‌بیند، نه در نژاد و قومیت. می‌فرماید: «الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا»؛ یعنی عصر حجری‌ها و بادیه‌نشینان عرب در کفر و نفاق سخت‌ترند؛ اما چند آیه بعد، همان قرآن تصریح می‌کند: «وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ»؛ یعنی از همین گروه‌های عرب، کسانی هستند که ایمان به الله و آخرت دارند. پس مسئله، عرب‌بودن نیست، مسئله آنجاست که جهل، نفاق، دنیاطلبی و فاصله میان ادعا و عمل جای ایمان و مسئولیت را بگیرد. حتی درباره گروهی که ادعای ایمان داشتند، قرآن می‌گوید: یک عده از اعراب می‌گویند ایمان آوردیم، اما هرگز ایمان نیاوردند و اسلام درون قلبشان وارد نشده است؛ «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا»؛ ادعا آسان است، اما ایمان در میدان عمل خودش را نشان می‌دهد.

اگر قرار است کراوات برای جنگیدن کنار گذاشته شود، بهتر است پیش از آن، وابستگی کنار گذاشته شود؛ اگر قرار است لباس نظامی پوشیده شود، نخست باید روحیه وابستگی امنیتی از تن سیاست خارجی بیرون بیاید. منطقه از شعارهای توخالی و محاسبات کودکانه کم ندیده است. میدان را با لباس نظامی نمی‌سازند؛ قدرت را با استقلال، شناخت دشمن، تحمل هزینه و ایستادن روی پای خود می‌سازند. کراوات را می‌شود درآورد؛ اما تاریخ را نمی‌شود از تن درآورد.

انتهای‌پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×