واکاوی خلأ یک کتابخانه جامع برای شهدا
به گزارش خبرگزاری مهر، آگاه نوشت: از سالهای دفاع مقدس تا به امروز، هزاران عنوان کتاب در قالبهای گوناگون اعم از خاطرهنگاری، زندگینامه، داستان و پژوهش درباره شهدا به رشته تحریر درآمده است. با وجود این حجم عظیم از تولیدات فرهنگی و تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر اهمیت حفظ و نشر این آثار و ترویج فرهنگ کتابخوانی، جای خالی یک مرجعیت متمرکز و کتابخانهای تخصصی و جامع که تمامی این آثار را گردآوری، دستهبندی و در دسترس پژوهشگران و علاقهمندان قرار دهد، بهشدت احساس میشود. در این گزارش، به بررسی ابعاد این نیاز فرهنگی، وضعیت موجود آرشیوهای مرتبط و نهادهایی میپردازیم که ظرفیت و رسالت تصدیگری این مهم را بر عهده دارند.
تنوع مضامین؛ از وسعت دفاع مقدس تا بیکرانگی جبهه مقاومت
مفهوم مقدس «شهید» و «ایثار» در حافظه تاریخی و فرهنگ معاصر ما، مفهومی ایستا و محدود به یک مقطع زمانی یا مکانی خاص نیست. اگر در دهههای ۶۰ و ۷۰، عمده تمرکز نویسندگان و پژوهشگران بر ثبت و ضبط حماسههای خلقشده در طول هشت سال جنگ تحمیلی و شهدای دفاع مقدس متمرکز بود، امروز با گستره بسیار وسیعتری از موضوعات و مضامین روبهرو هستیم که هر کدام به تنهایی نیازمند توجه، آرشیو و کتابشناسی مستقل اما پیوسته هستند. امروز ما با ادبیات غنی و رو به رشدی در حوزه شهدای مدافع حرم مواجهیم؛ شهدایی که کیلومترها دورتر از مرزهای جغرافیایی ایران، برای دفاع از حریم عقیده و امنیت منطقه جانفشانی کردند و روایتهای زندگی و رزم آنها، بخش مهمی از تاریخ معاصر را شکل داده است. در کنار این عزیزان، شهدای امنیت قرار دارند که در برابر توطئههای داخلی، اشرار، گروههای تروریستی و همچنین در جریان اغتشاشات سالهای اخیر، مظلومانه برای حفظ ثبات و آرامش جامعه به شهادت رسیدند. علاوه بر این، شهدای عرصه علم و فناوری (شهدای هستهای)، شهدای سلامت که در دوران همهگیری کرونا حماسههایی از جنس ایثار آفریدند و شهدای غیرت و امر به معروف، هر یک جریانهای ادبی و مکتوب تازهای را در فضای نشر کشور ایجاد کردهاند. هر یک از این حوزههای متنوع، ادبیات، لحن، مخاطب و کتابشناسی مختص به خود را دارند. با وجود این تنوع خیرهکننده و گستردگی موضوعی، پژوهشگری که بخواهد سیر تطور ادبیات پایداری را از دهه ۶۰ تا دهه ۹۰ و پس از آن بررسی کند، یا نویسندهای که به دنبال یافتن تمامی منابع موجود درباره یک شهید خاص، یک عملیات ویژه یا یک منطقه جغرافیایی مشخص باشد، با پراکندگی عجیبی در منابع مواجه میشود. در حال حاضر، هیچ پایگاه داده متمرکز، جامع و هوشمندی وجود ندارد که بتواند تمامی این تولیدات مکتوب را به صورت یکپارچه و با قابلیت جستوجوی پیشرفته در اختیار متقاضیان قرار دهد. این پراکندگی منابع، نه تنها کار پژوهش را دشوار و طاقتفرسا میکند، بلکه خطر فراموشی، گم شدن آثار کمتر دیدهشده و حتی تحریف تاریخ را در پی دارد.
اهتمام ویژه و راهبردی به کتابخوانی
برای درک اهمیت تاسیس یک نهاد مرجع کتابشناختی، باید به نقشه راهی که عالیترین مقام کشور در حوزه فرهنگ ترسیم کردهاند، نگاهی دقیقتر بیندازیم. رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره و در طول دهههای متمادی، نگاهی کاملا راهبردی، عمیق و کاربردی به مسئله کتاب و کتابخوانی داشتهاند. ایشان در بیانات متعددی با ادبیاتی روشن و قاطع بر اهمیت انس با کتاب تاکید کردهاند؛ از جمله فرمودند: «کتابخوانی باید در جامعه ترویج شود و این کار نیازمند برنامهریزی است.» یا در جای دیگری با تاکید بر جنبههای اعتقادی این مسئله خاطرنشان کردند: «امروز کتابخوانی و علمآموزی، نه تنها یک وظیفه ملی، که یک واجب دینی است.» ایشان بارها صراحتا بیان کردهاند که: «توقع من از همه مردم این است که کتاب بخوانند» یا «کتاب باید وارد زندگی مردم شود.» در کنار این تاکیدات کلی و راهبردی که نشان از دغدغهمندی عمیق ایشان نسبت به رشد فکری جامعه دارد، یک سنت حسنه و جریانساز از سوی ایشان وجود دارد که همان نوشتن «تقریظ» بر کتابهای مرتبط با شهدا، خاطرات آزادگان، جانبازان و رزمندگان است. این تقریظها که همواره با استقبال گسترده جامعه روبهرو شده و موجب تجدید چاپهای متعدد این آثار میشود، نشاندهنده جایگاه بسیار ویژه و استراتژیک این نوع ادبیات در حفظ هویت ملی، انسجام اجتماعی و تعمیق باورهای دینی است. رهبر شهید انقلاب با این اقدام عملی، عملا به تمام دستگاههای فرهنگی کشور پیام میدادند که این آثار گنجینههای بیبدیل ملت هستند. حال، با وجود چنین قطبنما و نقشه راه روشنی و با وجود چنین حجم عظیمی از حمایتهای معنوی در عالیترین سطح، نبود یک کتابخانه مرجع ملی که پاسدار، امانتدار و مروج سازمانیافته این میراث مکتوب باشد، جای تأمل و پرسشگری فراوان دارد. چگونه است که برای موضوعاتی با درجه اهمیت کمتر، ساختارهای عریض و طویل ایجاد میشود، اما برای نگهداری و ساماندهی میراث مکتوب عزیزترین فرزندان این سرزمین، هنوز یک مرجعیت کامل و بدون نقص نداریم؟
تعدد ناشران و خلأ آزاردهنده یک پایگاه داده جامع
نگاهی به بازار نشر در حوزه ادبیات مقاومت نشان میدهد که ما با یک بازار بسیار پویا، پرحجم و دارای فعالان متعدد روبهرو هستیم. در حال حاضر، ناشران تخصصی و متعددی، اعم از نهادهای دولتی، شبهدولتی و ناشران مستقل و مردمی در این حوزه مشغول به کارند. انتشاراتی نظیر «نشر شاهد» که سابقهای طولانی در چاپ وصایا و زندگینامه شهدا دارد، «انتشارات ستارهها»، «نشر شهید ابراهیم هادی» که با تمرکز بر زندگینامههای معنوی و اخلاقی شهدا جریانسازی کمنظیری در میان جوانان ایجاد کرده است، «انتشارات سوره مهر» با تولیدات فاخر و پرمخاطب خود در حوزه تاریخ شفاهی، «انتشارات روایت فتح»، «خط مقدم»، «شهید کاظمی» و دهها ناشر دیگر در تهران و شهرستانها، سالانه صدها عنوان کتاب جدید را روانه بازار نشر میکنند. اما مشکل بزرگ و اساسی دقیقا در همین نقطه بروز پیدا میکند: این تولیدات انبوه، پراکنده و ارزشمند در هیچ مخزن واحد و جامعی ثبت، تجمیع و استانداردسازی نمیشوند. فقدان یک کتابشناسی ملی، متمرکز و تخصصی در حوزه شهدا باعث شده تا حتی آمار دقیقی از کل تولیدات منتشر شده این حوزه از ابتدای انقلاب تاکنون در دسترس نباشد. کسی به طور قطع نمیداند دقیقا چند عنوان کتاب درباره شهدای مدافع حرم چاپ شده است؟ یا سهم شهدای ترور در این بازار نشر چقدر است؟ این خلأ پایگاه داده، تبعات منفی متعددی دارد. اولا باعث موازیکاریهای گسترده و اتلاف منابع مالی و انسانی میشود؛ به طوری که گاهی میبینیم درباره یک شهید خاص، چندین نهاد مختلف بدون اطلاع از کار یکدیگر، کتابهایی با محتوای مشابه تولید میکنند، در حالی که بسیاری از شهدای شاخص دیگر حتی یک خط نوشته هم ندارند. ثانیا، دسترسی پژوهشگران و فیلمنامهنویسانی که برای تولید آثار سینمایی و تلویزیونی نیازمند منابع دست اول هستند، به شدت محدود میشود. یک کتابخانه جامع میتوانست به عنوان یک «مغز متفکر» و «حافظه مرکزی»، این جریان نشر را هدایت و پشتیبانی کند.
گامی رو به جلو اما همچنان ناکافی
در بررسی وضعیت موجود و در میان تلاشهای پراکندهای که طی سالیان گذشته صورت گرفته است، بیانصافی است اگر به «کتابخانه تخصصی جنگ» وابسته به دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری اشاره نکنیم. این مجموعه که با همت چهرههای دلسوز و نامآشنای ادبیات پایداری شکل گرفت، امروزه به عنوان یک نمونه نسبتا موفق، حرفهای و کارآمد در کشور شناخته میشود. این کتابخانه توانسته است با گردآوری هزاران عنوان کتاب، نشریه، پایاننامه و اسناد مرتبط با جنگ تحمیلی، تا حدودی نقش یک مرجع علمی و پژوهشی را در حوزه ادبیات پایداری ایفا کند و خدمات شایان توجهی به نویسندگان، تاریخنگاران و پژوهشگران ارائه دهد. با این حال، همانطور که از نام و ساختار این مجموعه پیداست، تمرکز اصلی و رسالت اولیه آن بر دوران هشت سال دفاع مقدس است. اگرچه این کتابخانه به عنوان یک الگو و یک گام بلند رو به جلو قابل ستایش است، اما در مقیاس ملی و با توجه به نیازهای امروز جامعه، تمامیت آثار منتشرشده در حوزه وسیعتر «جبهه مقاومت»، شهدای مدافع حرم، شهدای امنیت، شهدای ترور و دیگر حوزههای نوپدید را با آن جامعیت و تمرکز صددرصدی پوشش نمیدهد. همچنین ظرفیت فیزیکی، بودجه و ساختار سازمانی یک بخش از یک نهاد (حوزه هنری)، شاید به تنهایی پاسخگوی ایجاد یک سامانه عظیم ملی با قابلیتهای دیجیتال روزآمد و پوشش تمام انتشارات خرد و کلان کشور نباشد. تجربه موفق حوزه هنری نشان میدهد که ایجاد چنین آرشیوی کاملا شدنی و کاربردی است، اما اکنون نیازمند ارتقای مقیاس، تزریق منابع ملی و ایجاد یک عزم فرابخشی هستیم تا این مدل موفق، در ابعادی به وسعت تمام تاریخ مقاومت ایران تکثیر شود.
کدام نهادها میتوانند و باید متولی این رسالت بزرگ باشند؟
تاسیس «کتابخانه ملی و جامع شهدایی با مرجعیت کامل»، پروژهای نیست که بشود از آن چشمپوشی کرد. بر اساس وظایف سازمانی و ظرفیتهای موجود، نهادهای زیر مهمترین گزینهها برای تصدیگری و پیشبرد این مهم هستند:
۱. سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران: این سازمان به عنوان متولی اصلی و قانونی حفظ میراث مکتوب و حافظه ملی کشور، دارای بالاترین سطح استانداردهای آرشیوسازی، فهرستنویسی، ردهبندی و نگهداری اسناد در ایران است. کتابخانه ملی میتواند با ایجاد یک مخزن اختصاصی، یک تالار پژوهشی ویژه با عنوان «ادبیات مقاومت و شهدا» و همچنین توسعه یک درگاه دیجیتال تخصصی، زیرساخت علمی و فنی این پروژه را به بهترین شکل ممکن فراهم کند. تخصص این نهاد در حفظ و بازیابی اطلاعات، ضامن بقای طولانیمدت این گنجینه خواهد بود. ۲. بنیاد شهید و امور ایثارگران: با توجه به نام، فلسفه وجودی و رسالت ذاتی این نهاد انقلابی در حفظ، ترویج و زنده نگه داشتن یاد و آثار شهدا، ورود جدی به این عرصه از بدیهیترین، مهمترین و غیرقابلانکارترین وظایف فرهنگی آن به شمار میرود. بنیاد شهید که دارای بودجههای فرهنگی مشخص در این زمینه است، میتواند به عنوان سرمایهگذار اصلی و حامی معنوی و مادی این طرح وارد عمل شود. این نهاد میتواند با بسیج امکانات خود در سراسر استانها، حتی کتابهایی را که در تیراژهای محدود محلی چاپ شدهاند، شناسایی و برای این مرجعیت مرکزی ارسال کند.۳. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: خانه اصلی نشر کشور، وزارت ارشاد است. وزارت ارشاد میتواند با الزام ناشران به ارائه چند نسخه از هر کتاب چاپ شده به نهادهای مرجع، یک تبصره ویژه برای کتابهای حوزه پایداری در نظر بگیرد تا ناشران موظف شوند نسخهای از تولیدات خود را مستقیما به این مرکز نوپا و تخصصی ارائه دهند. این کار، روند تکمیل مخزن کتابخانه را به صورت خودکار و مستمر تضمین میکند.
ضرورت تاسیس مرجعیت فرهنگی برای نسلهای فردا
در کشوری که استقلال، امنیت و هویت امروز خود را مدیون خون هزاران انسان پاکباخته است، تاسیس یک کتابخانه تخصصی، مدرن و جامع در حوزه شهدا، نه یک اقدام تشریفاتی و اداری، نه یک همایش زودگذر و نه یک بیلان کاری، بلکه یک «ضرورت انکارناپذیر تاریخی» برای حفظ حافظه جمعی یک ملت است. ما در برابر تاریخ موظفیم از کلمه به کلمه آثاری که درباره این قهرمانان نوشته شده است، با بالاترین استانداردهای ممکن محافظت کنیم. امید است سیاستگذاران و مدیران نهادهای فرهنگی با درک عمیق این ضرورت ملی و با الگوگیری از رهنمودهای روشن و دغدغهمندانه مقام رهبری، هرچه سریعتر برای ایجاد این مرجعیت کامل فرهنگی آستین همت بالا بزنند، تفاهمنامههای اجرایی را امضا کنند و این گنجینه عظیم و بیبدیل را از خطر پراکندگی، مهجوریت و فراموشی نجات دهند تا چراغ راهی برای نسلهای امروز و فردا باشد.
