» فرهنگ و تاریخ باستان » چرایی دوران درخشان دانشکده هنرهای زیبا از زبان حسین علیزاده
چرایی دوران درخشان دانشکده هنرهای زیبا از زبان حسین علیزاده

چرایی دوران درخشان دانشکده هنرهای زیبا از زبان حسین علیزاده

شهریور ۲۳, ۱۴۰۵ 0014

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مراسم بزرگداشت مجید درخشانی بود. اتفاقات زیادی رخ داد. همین مراسم‌های بزرگداشت، گاهی پراست از اتفاقات جذاب. یکی از این اتفاقات حضور حسین علیزاده و سخنرانی‌اش بود. علیزاده در بخشی از صحبت‌هایش به دوران درخشان دانشکده هنرهای زیبا اشاره کرد. دورانی که بسیاری از دانشجویانِ این دانشکده، بعدها به تاثیرگذاران رشته‌های خودشان تبدیل شدند.

البته که اصل این موضوع از صحبت‌های نخستین سخنران این مراسم آغاز شد. بهرام دبیری نقاش سرشناس، نخستین سخنران این مراسم بود. او سخنانی کوتاه و از قبل نوشته را بیان کرد. این سخنان همچون تیتراژی خیالی، گریزی بود بر دوران درخشان دانشکده هنرهای زیبا. دبیری از آن رو به آن دوران اشاره کرده بود که مجید درخشانی هم از دانشجویان همین دانشکده در همان دورانِ درخشان بود.

«خورشید» برای مجید درخشانی نواخت؛ از لطفی تا شجریان

 

به هر روی علیزاده هم بخشی از صحبت‌هایش را به آن دورانِ درخشانِ دانشکده هنرهای زیبای تهران اختصاص داد. علیزاده مهمترین علت درخشان بودنِ آن دوران را در این دانست که دانشجویان رشته‌های مختلف در آن دوران کنار هم تحصیل می‌کردند، همه یکی بوده‌اند و از همدیگر تاثیر می‌گرفته‌اند.

صحبت‌های حسین علیزاده درباره دانشکده هنرهای زیبای تهران به این شرح است:

«دانشکده هنرهای زیبا قلب شهر بود. تابلویی متحرک بود. همیشه زیبا بود. دانشکده لب خیابان بود. مردم عادی که رد می‌شدند و داخل دانشکده را می‌دیدند، بسیار با حیرت داخل دانشگاه را نگاه می‌کردند. پیش خودشان فکر می‌کردند که اینجا دیگر کجاست! یکی مشغول نقاشی کردن است، یکی آواز می‌خواند، یک ساز می‌نوازد، دیگری مشغول تمرین صدا و تئاتر است.

همه هنرها با هم بودیم و این در سازندگی ذهنی و روحی ما کمک می‌کرد.

اگر در دانشکده ما نقاش نبود، یاد الخاص(هانیبال الخاص نقاش نوگرای ایرانی) به خیر، یا بیضایی که در آن زمان تئاتر تدریس می‌کرد، یا میرفندرسکی که برای همه دانشجویان تاریخ هنر درس می‌داد. دانشکده مکانی بود که در دنیای پیشرفته و در دنیای هنر نظیرش کم بود. دانشکده هنرهای زیبا با ثروت عجیبی شروع کرد.

اگر فکر کنیم که محتوای این دانشکده را به توپ بسته‌اند، هنوز همه جا هست. در مضراب‌های پانیز و در نفس تاج هست.

تمام دورانی که موسیقی به دآر آویخته و به موسیقی اهانت شد. ولی چه بود و چه شد که این هسته مرکزی دانشکده هنرهای زیبا که درست شده بود؛ چه شد که این همه انرژی در آن سال‌های محدود، تا همیشه تاثیرش زنده است و زنده خواهد بود؟

زمانی می‌گفتند که نسل جوان نمی‌فهمد، قبلا جوان‌ها نمی‌فهمیدند یعنی بعدا قرار بود بفهمند. الان برعکس شده و فهمیدیم که این جوانان هستند که می‌فهمند و شاید ما قدیمی‌ها هستیم که نمی‌فهمیم. اما وقتی در خیابان راه می‌رویم، وقتی پای سازنواختنِ یک جوان می‌نشینیم، پای حرفش می‌نشینیم، و البته حضور این جوانان، به چه کثرتی ما چقدر استعداد داریم.

اگر اتفاقی در زمان مناسب درست رخ بدهد، سرمایه‌ای برای آینده می‌شود. ما در آینده آن زمانیم. همان تیتراژی که بهرام دبیری نوشته بود.»

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×