چرا محتکر، سرباز بینشان صهیونیسم است؟
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در ایام پرآشوب تاریخ معاصر، آنگاه که غبار غلیظ «جنگ تحمیلی سوم» بر افق هستی یک ملت سایه میافکند، مفاهیم از پوسته ظاهری خویش کنده شده و در میانه کارزار «بودن یا نبودن»، معنایی دیگرگون مییابند. امروز که ایران مقتدر در برابر هجمه همهجانبه و ددمنشانه محور شرارت آمریکایی – صهیونی قد برافراشته است، مرزهای نبرد دیگر به خطوط مقدم جبههها و غرش پدافندها محدود نمیماند. در این نبرد وجودی، هر انبار تاریک که کالایی حیاتی را در شکم آزمند خویش بلعیده است، نه یک واحد اقتصادی، بلکه سنگری است که دشمن در عمق استراتژیک خانههای ما بنا کرده است. باید با صراحت تمام و نگاهی نافذ به حقیقت میدان نگریست؛ آنکه در میانه محاصره و آتش، نان و داروی مردم را به نیت سوداگری فردا به زنجیر میکشد، تنها یک مجرم صنفی نیست، بلکه او پیادهنظامی است که در نظام محاسباتی صهیونیسم، وظیفه «فرسایش از درون» را بر عهده گرفته است. احتکار در شرایط اقتصاد جنگی، یک فعل فردی برخاسته از طمع نیست، بلکه یک «تروریسم بیولوژیک و روانی» است که مستقیماً اراده مقاومت را نشانه میرود.
اگر به دیده تامل در ماهیت این جنگ بنگریم، درخواهیم یافت که دشمن صهیونی پس از ناکامی در درهمشکستن اراده پولادین ملت در میدانهای سخت، اکنون به دنبال تهیکردن معنای «ثبات» از زندگی روزمره است. محتکر در این میانه، آگاهانه یا ناآگاهانه، تکمیلکننده پازل تحریمی است که واشنگتن و تلآویو طراحی کردهاند. فلسفه احتکار، بر «حبس حیات» استوار است. در حالی که منطق دفاع مقدس ما بر ایثار و «بذل جان و مال» بنا شده، محتکر دقیقاً در نقطه مقابل این هستیشناسی متعالی قرار میگیرد. او با انجماد کالاهای مورد نیاز جامعه، در واقع «زمان» را علیه ملت به خدمت میگیرد تا با ایجاد قحطی مصنوعی، اضطراب را به مثابه یک ویروس کشنده در شریانهای اجتماع تزریق کند. اینجاست که باید پرسید میان آن خلبان صهیونیست که زیرساختها را هدف میگیرد و آن سوداگر وطنی که سفرهها را به گروگان میکشد، چه تفاوت ماهوی وجود دارد؟ هر دو غایت «فروپاشی انسجام اجتماعی و شکستن کمر مقاومت» را دنبال میکنند.
از منظر حکمت سیاسی، دولت – ملت در زمانه جنگ، کلیتی واحد و انداموار است که حیاتش به چرخش عادلانه و مداوم منابع بستگی دارد. احتکار در این پیکره، به مثابه یک «لخته خونی» است که مانع از رسیدن اکسیژن به اندامهای حیاتی میشود. در جنگ تحمیلی سوم، که ابعاد شناختی و اقتصادی آن به مراتب پیچیدهتر از ادوار پیشین است، محتکر به مثابه «ستون پنجم» عمل میکند. او با احتجاب کالا، نه تنها قیمتها را به فلک میرساند، بلکه «اعتماد عمومی» را که زیربنای هر پیروزی است، تخریب مینماید. دشمن صهیونی به خوبی میداند که اگر بتواند میان حاکمیت و توده مردم، دیوار بلندی از محرومیت و نارضایتی کاذب بنا کند، نیمی از راه غلبه بر ایران را پیموده است. از این رو، هر انباری که به روی مردم بسته میشود، چراغی است که در اتاق جنگ موساد روشن میگردد. محتکر، در واقع مترجم اراده دشمن به زبان بازار است؛ او تحریم را از یک فشار بیرونی به یک رنج درونی بدل میکند و بدینسان، خیانتی را مرتکب میشود که فراتر از هر توصیف حقوقی، یک جنایت وجودی علیه کلیت هویت ایرانی است.
در لایههای عمیقتر فلسفی، احتکار نوعی «شرک عملی» است. محتکر با باور به اینکه قدرت مطلق در دست کالا و سرمایه است، رزاقیت الهی را نفی کرده و در بحبوحه جهاد، به پرستش «ذخیره» روی میآورد. این رویکرد در تقابل مستقیم با روح حاکم بر جامعهای است که درگیر یک نبرد تمدنی با استکبار است. در منطق جنگ سوم، که نبرد میان «حق مطلق» و «باطل مجسم» است، بیطرفی معنا ندارد؛ یا انسان در صف مدافعان حریم امنیت و معیشت خلق است، یا در صف معاضدان دشمن. محتکر با گزینش مسیر سودجویی در زمانه عسرت، عملاً به پیمان اخوتی که میان آحاد ملت در برابر خصم خارجی بسته شده، پشت کرده است. او میپندارد که با انباشتن گندم و دارو و تایر در پستوهای نمور، برای خویش بهشتی از امنیت میسازد، غافل از آنکه اگر خدایناکرده حصار امنیت ملی به واسطه خنجرهای از پشت، سستی بگیرد، اموال او نخستین طعمهای خواهد بود که در آتش نفاق برانگیخته شده توسط صهیونیسم خواهد سوخت.
باید با صراحت تمام اعلام کرد که در هندسه نوین قدرت، تفاوتی میان «موشک خیبرشکن» و «نظارت قاطع بر بازار» وجود ندارد. اگر نیروهای مسلح ما در آسمان، سایه شوم پرندههای دشمن را دور میکنند، نهادهای حاکمیتی و نظارتی نیز باید در زمین، سایه شوم احتکار را از سر سفره مردم بردارند. برخورد با محتکر در زمانه جنگ سوم، نباید با ترازوی عدل زمان صلح سنجیده شود. اینجا سخن از صیانت از کیان اسلام و ایران است. محتکر، سربازی است که یونیفورم دشمن را نپوشیده اما سلاح او را به دست گرفته است. او با ایجاد تنگنای معیشتی، در واقع راه را برای عملیاتهای روانی رسانههای لندنی و سعودی هموار میکند تا آنها بتوانند با انگشتگذاشتن بر دردهای مردم، بذر ناامیدی بپاشند. لذا، مبارزه با این غده سرطانی، بخشی تفکیکناپذیر از عملیات دفاعی ماست. هر کالایی که از چنگال محتکر آزاد شده و به دست مصرفکننده واقعی میرسد، به مثابه شلیکی موفق به قلب استراتژی «فشار حداکثری» دشمن است.
نگاهی به سیره حکمرانی علوی و آموزههای اصیل اسلامی نیز گواه بر این مدعاست که در شرایط اضطرار و جنگ، مالکیت خصوصی نمیتواند دستاویزی برای اضرار به عموم باشد. آنگاه که کیان جامعه در خطر است، «حق حیات جمعی» بر هر حق دیگری مقدم است. محتکر با تمسک به آزادی تجارت، در واقع به دنبال آزادی خیانت است. او میخواهد از خون شهیدانی که در مرزها سینه سپر کردهاند، برای خویش نردبان ثروت بسازد. این تعارض اخلاقی، زخمی است که تنها با تیغ تیز عدالت و قاطعیت انقلابی درمان میشود. نباید اجازه داد که روایت پیروزیهای درخشان ما در عرصههای نظامی، با روایت تلخ صفهای طولانی و کالاهای غایب در بازار مخدوش شود. این جنگ، جنگ ارادههاست و محتکر، اراده دشمن را در پستوهای خویش نمایندگی میکند.
در نهایت، باید بر این حقیقت پای فشرد که پیروزی در جنگ تحمیلی سوم، تنها در سایه وحدت کلمه و همدلی مومنانه میسر است. همانگونه که در دوران دفاع مقدس، مردم نان خویش را با رزمندگان تقسیم میکردند، امروز نیز اخلاق جنگی ایجاب میکند که بازار، سنگر پشتیبانی از ملت باشد، نه قربانگاه آرزوهای آنان. محتکر، غریبهای است که در میان ما لانه کرده؛ او وصله ناجوری بر قبای فاخر مقاومت است. تطهیر جامعه از لوث وجود این سوداگران مرگصفت، وظیفهای است که هم بر دوش حاکمیت و هم بر دوش آحاد مردم به عنوان ناظران بیدار اجتماع سنگینی میکند. ما در برههای حساس از تاریخ ایستادهایم که در آن، هر انبار کشف شده، یک فتح مبین است و هر محتکر رسوا شده، یک اسیر جنگی که از جبهه دشمن بازپس گرفته شده است. ایران سربلند، از این گردنه سخت نیز عبور خواهد کرد، اما تاریخ هرگز نخواهد بخشید کسانی را که در روزهای سخت محاصره، خنجر احتکار را بر گرده هموطنان خویش نشاندند تا کیسههای پول خود را با خون دل مردم پر کنند. این نبرد، نبرد نور و ظلمت است و در پایان، این شفافیت و ایثار است که بر تاریکی انبارها و بخل محتکران پیروز خواهد شد. صهیونیسم اقتصادی، چه در تلآویو طراحی شده باشد و چه در پستوی فلان خیابان پایتخت، محکوم به شکست است، چرا که اراده الهی بر نصرت مظلومان و نابودی مفسدان تعلق گرفته است.
انتهای پیام/
