چگونه نتانیاهو با ادبیات «مَکابیان و بربرها» دنبال جلب حمایت غرب بود؟
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: پیش از این نیز شواهد و مستندات متعددی ارائه شد که نشان میداد تقابل غرب با جبهه مقاومت، صرفاً یک نزاع سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه ریشه در یک نگاه تمدنی و ایدئولوژیک دارد؛ نگاهی که بخشی از آن از قرائتهای افراطی و خودبرترپندارانهی صهیونیستی سرچشمه میگیرد. این تفکر، در قالب جریان «مسیحیت صهیونیستی» طی دهههای اخیر به بدنهای از حاکمیت آمریکا، بهویژه جمهوریخواهان و جریانهای راستگرا، تزریق شده است. در این چارچوب، اسرائیل نه یک دولت عادی، بلکه محور تحقق وعدههای آخرالزمانی و حافظ تمدن غرب معرفی میشود. از همین رو، بسیاری از جنگها و فشارهای غرب علیه منطقه، در ادبیات آنان بهعنوان «نبرد تمدن با بربریت» بازتعریف میشود.
سخنان چند ماه قبلِ نتانیاهو عملاً بازتاب آشکار همین جهانبینیِ ایدئولوژیک و تمدنی است. او نشان میدهد که تلآویو تلاش دارد جنگ جاری در غزه و درگیریهای منطقهای را از یک نزاع سیاسی و امنیتی فراتر برده و آن را به «نبردی تمدنی و تاریخی» تبدیل کند. او در این سخنان جنگ امروز اسرائیل را به نبرد «مَکابیان» تشبیه کرد و مدعی شد همانگونه که آنان برای بقای قوم یهود جنگیدند، اسرائیل امروز نیز در حال نبرد برای حفظ موجودیت و تمدن غرب است. «مکابیان» جنبشی یهودی بود که در حدود 150 سال پیش از میلاد علیه حکومت سلوکیان قیام کردند. آنان از 164 تا 63 پیش از میلاد بر سر کار بودند. مکابیان توانستند مرزهای سرزمین موعودشان را گسترش دهند و یهودیت را دوباره دین رسمی کشورشان کنند.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی در این سخنان تصریح کرد: «ما درگیر جنگی هستیم که مکابیان نیز درگیر آن بودند. آنها برای بقای قوم یهود و ایمان یهودی در برابر دشمنی میجنگیدند که میخواست ما را از روی زمین محو کند.» این ادبیات نشان میدهد که نتانیاهو تلاش دارد جنگ فعلی را نه صرفاً یک درگیری نظامی، بلکه ادامه یک روایت تاریخی چند هزار ساله معرفی کند؛ روایتی که در آن اسرائیل در جایگاه مدافع هویت یهودی قرار میگیرد.
اشاره نتانیاهو به «مکابیان» از این جهت اهمیت دارد که آنان در حافظه تاریخی یهود، نماد مقاومت مذهبی و قومی به شمار میروند. پیوند زدن اسرائیل امروز با آن دوره تاریخی، تلاشی برای القای این گزاره است که رژیم صهیونیستی ادامهی طبیعی تاریخ یهود است و هرگونه تهدید علیه آن، تهدیدی علیه اصل بقای یهودیت تلقی میشود. چنین روایتی، جنگ فعلی را از سطح منازعات سیاسی روزمره خارج کرده و آن را به نبردی وجودی تبدیل میکند.
نتانیاهو در بخش دیگری از سخنان خود، پا را فراتر گذاشت و مدعی شد اگر مکابیان شکست خورده بودند، «تمدن یهودی ـ مسیحی، ایالات متحده و تمدن آزادی وجود نداشت.» این سخن نشاندهنده تلاش آشکار تلآویو برای گره زدن سرنوشت اسرائیل به سرنوشت تمدن غرب است؛ به این معنا که حمایت از اسرائیل، نه صرفاً حمایت از یک دولت، بلکه دفاع از کل تمدن غربی تلقی شود.
«ایران هستهای» یا سناریوی آرماگدون؛ پشت پردۀ سیاست ترامپ
این سخنان در واقع بازتولید همان ادبیاتی است که پس از حوادث 11 سپتامبر در آمریکا رواج یافت؛ ادبیاتی مبتنی بر تقسیم جهان به دوگانه «تمدن» و «بربریت». نتانیاهو نیز دقیقاً از همین چارچوب استفاده کرد و گفت اسرائیل نه تنها برای حفظ «ملت و کشور یهود» بلکه برای «حفظ تمدن در برابر بربرها» میجنگد. به این ترتیب، مخالفان اسرائیل نه بهعنوان طرفهای سیاسی، بلکه بهعنوان تهدیدی علیه تمدن معرفی میشوند.
تکرار واژه «بربرها» در سخنان نخستوزیر رژیم صهیونیستی، یکی از مهمترین بخشهای این مواضع بود. او مدعی شد «بربرها» در هفتم اکتبر علیه اسرائیل دست به اقدام زدهاند و همان تهدید اکنون در نقاط مختلف جهان، از سیدنی گرفته تا آمریکا، در حال گسترش است؛ یعنی عملاً تلاش میکند میان مقاومت فلسطین، اعتراضات ضدصهیونیستی در غرب و حتی مخالفتهای مدنی با سیاستهای اسرائیل پیوند برقرار کند.
هدف اصلی این روایتسازی، جهانیسازی تهدیدات علیه اسرائیل و جلب حمایت گستردهتر غرب است. در این چارچوب، جنگ با محور مقاومت دیگر صرفاً یک بحران منطقهای نیست، بلکه بخشی از «نبرد تمدنی غرب» معرفی میشود. چنین رویکردی میتواند زمینهساز حمایت بیشتر سیاسی و امنیتی کشورهای غربی از تلآویو باشد؛ زیرا اسرائیل خود را خط مقدم دفاع از منافع و ارزشهای غرب معرفی میکند.
از سوی دیگر، این سخنان مصرف داخلی نیز دارد. رژیم صهیونیستی پس از عملیات هفتم اکتبر با بحرانهای گسترده امنیتی، سیاسی و اجتماعی روبهرو شده و نتانیاهو تلاش میکند جامعه اسرائیل را حول یک «تهدید وجودی» متحد کند. تبدیل جنگ به نبردی تاریخی و مقدس، میتواند هزینههای سنگین جنگ طولانیمدت را برای افکار عمومی اسرائیل قابل تحملتر و همزمان جایگاه سیاسی نخستوزیر این رژیم را تقویت کند.
با این حال، بسیاری از ناظران هشدار میدهند که تبدیل یک منازعه سیاسی به «نبرد خیر و شر مطلق» پیامدهای خطرناکی در پی دارد که بزرگترین آنها، نابودی و سرکوبی تمام سرمایهی معنویِ خوبافتهی یهود در عالم است. هنگامی که طرف مقابل نه یک بازیگر سیاسی، بلکه «بربر» معرفی شود، امکان رسیدن به راهحلهای سیاسی کاهش مییابد و خشونتِ حداکثری مشروعیت پیدا میکند. از همین رو، سخنان اخیر نتانیاهو را میتوان بخشی از تلاش گسترده تلآویو برای بازتعریف نبرد آنها با جبههی مقاومت بهعنوان جنگی تمدنی و هویتی دانست؛ روایتی که میتواند ابعاد درگیریهای منطقه را بیش از پیش گسترش دهد.

انتهایپیام/
