» فرهنگ و تاریخ باستان » کتابی که جای کم کاری سریال‌ها در روایت پهلوی را پر میکند
کتابی که جای کم کاری سریال‌ها در روایت پهلوی را پر میکند

کتابی که جای کم کاری سریال‌ها در روایت پهلوی را پر میکند

اردیبهشت ۱۳, ۱۴۰۵ 208

فرهنگی

 به گزارش خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: رضا پورحسین از مدیران شناخته‌شده رسانه‌ای کشور است که سال‌ها در عرصه تلویزیون و سینما فعالیت مدیریتی داشته و بیشتر مخاطبان او را با مدیریت شبکه چهار سیما و اجرای برخی برنامه‌های فرهنگی به یاد می‌آورند.

با این حال پورحسین علاوه بر مدیریت رسانه‌ای، در حوزه‌های مختلف فرهنگی نیز آثار و تألیفات قابل توجهی از خود بر جای گذاشته است.

 

.

 

او در گفت‌وگویی درباره کتاب تازه عباس سلیمی‌نمین با عنوان «شاهی که آخر شد» به بررسی اهمیت این اثر در شناخت خاندان پهلوی و ضرورت تولید آثار نمایشی درباره این دوره تاریخی پرداخته است.

پورحسین در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به اهمیت پرداختن به تاریخ پهلوی در فضای فرهنگی و رسانه‌ای می‌گوید: با توجه به اتفاقاتی که در سال‌های اخیر رخ داده، لازم است شناخت دقیق‌تری از خاندان پهلوی در جامعه شکل بگیرد. در عین حال می‌دانیم که در تلویزیون و سینما آن‌طور که باید درباره این دوره تاریخی کار نشده است. به همین دلیل نگاه به کتاب آقای عباس سلیمی‌نمین و همچنین ضرورت ساخت آثار نمایشی در این حوزه اهمیت پیدا می‌کند.

او درباره محتوای کتاب «شاهی که آخر شد» توضیح می‌دهد: کاری که آقای سلیمی‌نمین در این کتاب انجام داده‌اند، بررسی زندگی محمدرضا پهلوی از تولد تا رسیدن به سلطنت است. در این مسیر به برخورد و نوع تربیت او توسط رضاخان و ریشه‌های شکل‌گیری شخصیت محمدرضا نیز پرداخته شده است. این کتاب کاملاً مستند است؛ یعنی تحلیلی است که بر پایه اسناد شکل گرفته و بسیاری از این اسناد نیز از سوی افرادی ارائه شده که به نوعی به دربار مرتبط بوده‌اند یا از نزدیک شاهد وقایع بوده‌اند.

پورحسین با اشاره به تحلیل روانشناختی شخصیت رضاخان و محمدرضا پهلوی می‌گوید: اگر بخواهیم نگاه روانشناختی داشته باشیم، هم رضاخان و هم محمدرضا در محیطی بی‌هویت و سست رشد می‌کنند و نوعی احساس کهتری و خودکم‌بینی در شخصیت آنان شکل می‌گیرد. این احساس حقارت بعدها در رفتار حکمرانی آنها خود را نشان می‌دهد؛ گاهی در قالب قلدری و گاهی در قالب خشونت و حتی توحش. در واقع با افرادی مواجه هستیم که به هر دلیلی زعامت و قدرت به دستشان سپرده شد؛ آن هم توسط انگلیسی‌ها. طبیعی است که برای جبران این احساس حقارت به نوعی مکانیزم جبرانی روی بیاورند که نتیجه آن در رفتارهای خشن آنان با مردم دیده می‌شود.

او ادامه می‌دهد: جالب اینجاست که همین افرادی که در برابر مردم خشونت نشان می‌دادند، در برابر قدرت‌های خارجی مانند انگلیس، فرانسه و بعدها آمریکا نوعی ترس و کرنش داشتند. حتی تا جایی که ترس از دست دادن قدرت باعث می‌شد دست به اقدامات مختلف بزنند. این خودکم‌بینی در بالاترین سطح وجود داشت و هر زمان هم که به آنها گفته می‌شد باید از قدرت کنار بروند، بلافاصله می‌رفتند و از خودشان مایه‌ای نمی‌گذاشتند. این کتاب در واقع یک فصل روانشناختی از زندگی این دو، به‌ویژه محمدرضا پهلوی، را به خوبی نشان می‌دهد.

مدیر پیشین شبکه چهار با اشاره به اهمیت انتشار چنین اسنادی می‌گوید: یافته‌ها و اسناد این کتاب برای بسیاری از مخاطبان تازه است. البته این اسناد وجود داشته اما بیان نشده و نوشته نشده است. همین سکوت تاریخی باعث شده عده‌ای از این خلأ استفاده کنند و به نوعی تاریخ را جعل کنند یا به تطهیر پهلوی بپردازند. حتی در برخی آثار و مستندهایی که درباره فرح دیبا ساخته شده، تلاش شده این خاندان به عنوان منجی ایران معرفی شوند؛ در حالی که اسناد خودشان نشان می‌دهد نه‌تنها منجی نبودند، بلکه وابستگی ایران به قدرت‌های خارجی را نهادینه کردند.

پورحسین تأکید می‌کند: انقلاب اسلامی این وابستگی را از بین برد و استقلال سیاسی برای کشور به دست آمد. اما اگر قرار است این واقعیت‌ها برای نسل‌های جدید بیان شود، بهترین شکل آن استفاده از قالب‌های نمایشی است. کتاب مستند بسیار لازم است، اما هیچ اثر نمایشی بدون تکیه بر مستندات شکل نمی‌گیرد. اگر این مستندات مبنا قرار گیرد، می‌توان روایت حوادث تاریخی را بدون تحریف و بدون بهره‌برداری‌های سیاسی به نسل‌های بعدی منتقل کرد.

او در ادامه به نقش رسانه‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: امروز بخش بزرگی از جمعیت کشور کسانی هستند که آن دوران را ندیده‌اند. طبیعی است که این نسل ممکن است تحت تأثیر روایت‌های مختلف قرار بگیرد. به همین دلیل ارائه روایت اصیل و مستند اهمیت زیادی دارد و خوشبختانه اسناد در این زمینه کم نیست.

پورحسین با انتقاد از کم‌کاری رسانه‌ها در این حوزه می‌گوید: رادیو و تلویزیون و به‌ویژه سینما در این زمینه کم‌کاری زیادی داشته‌اند. به نظر من اگرچه دیر شده، اما هنوز هم باید این مسیر را جدی‌تر دنبال کرد. نسل جدید آن‌طور که باید هویت خاندان پهلوی را نشناخته است و وقتی به فضای مجازی مراجعه می‌کند با حجم زیادی از روایت‌های تحریف‌شده روبه‌رو می‌شود؛ روایت‌هایی که گاهی حتی نوعی همدلی و سمپاتی نسبت به آن دوره ایجاد می‌کند.

او در پایان تأکید می‌کند: رسانه باید مخاطب اصلی این موضوع باشد، زیرا کار نمایشی ترکیبی از عناصر زیبایی‌شناختی است که می‌تواند یک مفهوم را به تعبیر من «وریدی» و مستقیم به ذهن و جان مخاطب منتقل کند. با یکی دو سریال یا فیلم سینمایی هم نمی‌توان حق مطلب را ادا کرد. علاوه بر آثار نمایشی، ساخت مستندهای جدی نیز بسیار ضروری است. در نهایت رسانه‌ها و فعالان فرهنگی باید برای ایجاد انگیزه، تصمیم‌سازی و مطالبه‌گری در این زمینه تلاش کنند تا تولید آثار فاخر درباره این بخش از تاریخ معاصر کشور افزایش یابد.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×