مناقب علی (ع) در حدیث شافعی| روایت پنهان از سقیفه تا کربلا
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: کتاب مَناقِبُ الإمام عَلِیّ بْن أبی طالب علیهالسلام مشهور به مَناقب ابن مغازلی، یکی از مهمترین منابع روایی اهل سنّت در فضایل امام علی علیهالسلام است. این اثر توسط ابن مغازلی شافعی، از علمای اهل سنت قرن پنجم هجری، تألیف شده است. ابوالحسن علی بن محمد بن علی بن مغازلی واسطی شافعی (متوفای حدود 483 ق) از محدثان و فقیهان مشهور شافعیمذهب بود. وی در شهر واسط عراق به دنیا آمد و بیشتر عمر علمی خود را در بغداد و شهرهای اطراف گذراند. ابن مغازلی به عنوان یکی از راویان حدیث و علاقهمند به نقل فضائل اهل بیت علیهمالسلام شهرت دارد.
کتاب مناقب مجموعهای است از روایات و احادیث مربوط به فضائل، مناقب، ویژگیها، جایگاه معنوی و کرامات امیرالمؤمنین علی علیهالسلام. ابن مغازلی این روایات را عمدتاً از منابع اهل سنت جمعآوری کرده است و در آن: روایاتی دربارهی شجاعت، علم، عدالت، و زهد امام، احادیث دربارهی منزلت الهی و قرآنی ایشان، روایات مرتبط با واقعه غدیر خم، احادیثی دربارهی خلافت و وصایت امام علی علیهالسلام، شواهدی بر افضلیت امام علی علیهالسلام بر سایر صحابه ارائه شده است.
عمدهی روایات او موافق با احادیث شیعه است و سبب شده علمای امامیه از این کتاب به عنوان منبعی گرانبها بهره ببرند، همچون علامه امینی که در کتاب الغدیر خود به احادیث ابنمغازلی ارجاع داده است.
قسمتی از احادیث این کتاب اختصاص به تفاسیر روایی درباره مناقب امیر مؤمنان و اهل بیت وحی دارد؛ از جمله این آیات، آیه54 سوره نساء است: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ …» (بلکه آنان به مردم [که در حقیقتْ پیامبر و اهل بیت اویند] به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنان عطا کرده، حسد می ورزند…) ابن مغازلی ذیل این آیه با سلسله سند خود اینگونه روایت را از امام باقر علیهالسلام نقل میکند:
خبر داد به ما ابو حسن علی فرزند حسین فرزند طیب واسطی که نقل کرد به ما صفار که نقل کرد به ما عمر فرزند احمد فرزند هارون که حدیث کرد به ما احمد فرزند محمد فرزند سعید کوفی که نقل فرمود به ما یعقوب فرزند یوسف که نقل کرد به ما ابو غسان که حدیث کرد به ما مسعود فرزند سعد از جابر (جُعفی) از ابوجعفر یعنی محمد بن علی الباقر در فرموده خدا«أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ …» فرمود ما همان مردم هستیم.
این روایت مورد اتفاق منابع روایی شیعه است، همچنان که صاحب کتاب «الغارات» گزارشی را از نامهی امیر مؤمنان به معاویه نقل میکند که حضرت در بخشی از آن، به این آیه استناد کرده، میفرماید: «نحن آل إبراهیم المحسودون و أنت الحاسد لنا»؛ یعنی ما آب ابراهیمی هستیم که مورد حسد واقع شدیم و تو نسبت به ما حسود هستی. (الغارات (ط – الحدیثة)، ج1، ص: 198) یا صاحب کتاب شریف بصائر الدرجات با سلسله سند خود اینگونه از امام محمد باقر علیهالسلام روایت را نقل میکند: «حَدَّثَنَا یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ …» فَنَحْنُ النَّاسُ الْمَحْسُودُونَ عَلَى مَا آتَانَا اللَّهُ الْإِمَامَةَ دُونَ خَلْقِ اللَّهِ. یعنی «الناس» ماییم که مورد حسد واقع شدیم به واسطهی آنچه که خدا از امامت به ما اتا کرد و به هیچیک از آفریدگان خود نداده است. (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم، ج1، ص 35)
مجموع این روایات گویای آن است که آنچه دغدغهی اصلی جبههی باطل علیه اهل بیت وحی بوده، مسئلهی مُلک یا حکومت بوده است و در این بین، عنصر حسادت سبب شد خلافت و مُلک از جایگاه اصلی خود که در خاندان وحی بود، خارج شود و به نا اهلان داده شود؛ این ریشهی سمّی از «سقیفه» آغاز شد و با سلب حق خلافت علوی، بستری برای ظلمهای ادامهدار یعنی شهادت امام حسن مجتبی و در کربلا با شهادت جانسوز نوه دلبند خاتمالانبیاء به اوج خونین خود رسید و این دومینو با شهادت سایر اهل بیت تداوم یافت؛ لذا امام حسین علیهالسلام زمانی که نزد ولید میرود اینگونه میفرماید: «ما خاندان نبوت و سرچشمهی رسالت و محل آمدوشد فرشتگان هستیم؛ خداوند با ما آغاز کرد و با ما پایان میدهد، و یزید مردی فاسق، شرابخوار، قاتل نفس محترم و آشکارا گناهکار است. کسی چون من با او بیعت نمیکند، بلکه فردا ما و شما خواهیم دید که کدامیک برای خلافت و بیعت شایستهتریم. سپس از نزد آنان خارج شد؛ وَ لَكِنْ نُصْبِحُ وَ تُصْبِحُونَ وَ نَنْظُرُ وَ تَنْظُرُونَ أَیُّنَا أَحَقُّ بِالْخِلَافَةِ»
پس در طول تاریخ، مسئلهی اصلی نزاع میان جبههی حق و باطل، موضوع امامت و حاکمیت الهی بوده است. اهلبیت پیامبر، صاحبان حقیقی این مقام الهی، از سوی خداوند برگزیده شدند تا هدایت بشر را در بُعد دینی و اجتماعی برعهده گیرند. با این حال، حسادت و خودخواهیِ مدعیان قدرت، آنان را واداشت تا در برابر این حق الهی ایستادگی و حکومت الهی را به سلطنت زمینی بدل کنند. این حسادت از ناتوانی در پذیرش برتری الهی اهلبیت نشأت میگرفت.
از همین منظر، رفتار امام حسین علیهالسلام در برابر حاکمیت فاسدی که بر اساس زور و انحراف بنا شده بود، جلوهای از دفاع از حقِ امامت و کرامت انسانی است. آن حضرت با تأکید بر اینکه خاندان او سرچشمهی نبوت و رسالتاند و مسیر ارتباط با فرشتگان از آنان میگذرد، روشن میکند که امامت نه یک منصب اجتماعی صرف، بلکه عهدی الهی و امتداد رسالت پیامبران است. این بیان، مرزبندی میان حکومت حق و سلطنت باطل را به روشنی ترسیم میکند.
در پایان سخن امام، جملهی پرمعنای «وَ لَكِنْ نُصْبِحُ وَ تُصْبِحُونَ وَ نَنْظُرُ وَ تَنْظُرُونَ أَیُّنَا أَحَقُّ بِالْخِلَافَةِ» نگاهی آیندهنگر و امیدبخش دارد؛ اشارهای به وعدهی تحقق کامل حکومت الهی در عصر ظهور مهدی موعود عجلاللهفرجهالشریف. این عبارت بیانگر آن است که مسیر امامت هرچند با ظلم و انکار روبهرو شود، سرانجام به تحقق خلافت الهی در زمین خواهد انجامید؛ خلافتی بر پایهی عدل، علم و وارستگی از دنیا، همان آرمانی که حسین بن علی برایش جان فدا کرد.
انتهایپیام/
