نهج حیات| راز آرامش در دلِ سختیها
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: آسوده زیستن بیش از آنکه به فراهم بودن امکانات بیرونی وابسته باشد، به نحوهی دیدن و تفسیر ما از زندگی گره خورده است. یکی از لوازم مهم این آسودگی، تمرین «ندیدنِ بدیها» به معنای نادیده گرفتن آگاهانهی حواشی فرساینده، خطاهای جزئی دیگران و تلخیهایی است که سودی در بازگویی و نشخوارشان نیست. انسانی که مدام چشمش به کاستیها و لغزشهاست، آرامش را به دست خود قربانی میکند. گاهی گذشتن از برخی بدیها، نه نشانهی سادگی، بلکه علامت بلوغ روانی و قدرت درونی است؛ قدرتی که اجازه نمیدهد هر ناملایمتی تعادل روح را برهم بزند.
در کنار این نگاه، مثبتبینی نه به معنای انکار واقعیت، بلکه هنر دیدن جنبههای روشن در دل واقعیتهای پیچیده است. مثبتبینی کمک میکند انسان به جای تمرکز افراطی بر آنچه ندارد یا آنچه از دست رفته، ظرفیتها، فرصتها و داشتههایش را ببیند و از آنها نیرو بگیرد. چنین نگاهی، امید را زنده نگه میدارد و زندگی را از میدان فرسایش روانی به عرصهی رشد و معنا تبدیل میکند. آسوده زیستن محصول همین انتخابهای ذهنی است؛ انتخابِ نگاهِ آرامتر، تفسیرِ مهربانتر و امیدی که آگاهانه حفظ میشود.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید:
أَغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ الْأَلَمِ، تَرْضَ أَبَداً؛ بر آزارها و رنجها چشم بپوش، تا همیشه خشنود باشی.
این سخن کوتاه، نسخهای عمیق برای آسوده زیستن است؛ چرا که بخش بزرگی از ناآرامیهای انسان نه از خودِ درد، بلکه از توقف ذهن بر آن و بزرگکردنش پدید میآید. کسی که میآموزد همهی تلخیها را درشت نبیند و بر برخی آزارها چشم بپوشد، عملاً زمام آرامش خود را به دست میگیرد و اجازه نمیدهد هر خار کوچکی مسیر زندگیاش را ناهموار کند.
این حدیث، دعوت به بیحسی یا انفعال نیست، بلکه آموزشِ یک انتخاب هوشمندانه است: انتخابِ رضایت پایدار به جای رنج دائمی. «اغضاء» یعنی آگاهانه دیدن و آگاهانه گذشتن؛ یعنی انسان بدی را میشناسد اما اسیر آن نمیشود. چنین نگاهی، همان مثبتبینیِ عاقلانهای است که امام علی علیهالسلام به آن رهنمون میشود؛ مثبتبینیای که از دل واقعیت عبور میکند و به آرامش میرسد. رضایت همیشگی، محصول همین مهارت است: مهارتِ سبککردن بار دل با نادیده گرفتن آنچه ارزش فرسودن روح را ندارد.
در کنار آن، امیرالمؤمنین علیهالسلام در بیانی دیگر میفرماید:
مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ، أَهْلَكَهُ الْجَزَعُ»؛ کسی که صبر او را نجات ندهد، بیتابی و جزع او را به هلاکت میکشاند.
این کلام، ادامهی همان منطق آرامزیستی است که در چشمپوشی از آزارها مطرح شد. صبر در منطق علوی، تحمل منفعلانه نیست، بلکه ایستادگیِ آگاهانه در برابر فشارهاست. انسانی که صبر را کنار میگذارد، به جزع پناه میبرد؛ و جزع، پیش از آنکه مشکل را حل کند، روح انسان را فرسوده و عقل را از تدبیر تهی میکند.
در کنار «اغضاء» از بدیها، صبر حلقهی مکمل آرامش است؛ چرا که ندیدنِ برخی تلخیها بدون صبر، دوام نمیآورد. جزع، درد را چند برابر و انسان را از مسیر رضایت خارج میکند، اما صبر نگاه را متعادل و دل را استوار نگه میدارد. در مکتب امام علی علیهالسلام، آسوده زیستن نتیجهی کنار هم قرار گرفتن این فضیلتهاست: چشمپوشی خردمندانه، صبر سنجیده و پرهیز از واکنشهای شتابزده. چنین انسانی نه اسیر حوادث میشود و نه آرامش خود را به دست ناملایمات میسپارد.
در مجموع، آنچه از کلام امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بهدست میآید این است که آرامش، حاصل حذف سختیها نیست، بلکه نتیجهی مدیریت درستِ مواجهه با آنهاست. چشمپوشی از آزارهای فرساینده، صبر در برابر ناملایمات و پرهیز از جزع، سه ستون آرامزیستیاند که انسان را از آشفتگی درونی نجات میدهند. کسی که میآموزد همه چیز را به دل نگیرد و در برابر فشارها شتابزده واکنش نشان ندهد، حتی در دل سختیها نیز به رضایتی پایدار میرسد؛ رضایتی که نه با تغییر شرایط، بلکه با استحکام درون شکل میگیرد.
انتهایپیام/
