» فرهنگ و تاریخ باستان » پنج ابزاری که پایان جنگ را رقم می‌زند
پنج ابزاری که پایان جنگ را رقم می‌زند

پنج ابزاری که پایان جنگ را رقم می‌زند

اردیبهشت ۶, ۱۴۰۵ 1013

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزگاری که واژه «آتش‌بس» بر زبان‌ها جاری است اما دود باروت هنوز از افق برنخاسته، شاید هیچ پرسشی به اندازه «پایان جنگ چگونه می‌رسد؟» حیاتی و سرنوشت‌ساز نباشد. دکتر عبدالرسول علم‌الهدی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)، در یادداشتی که به صورت اختصاصی در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته، با قلمی تیز و نگاهی راهبردی به کالبدشکافی این پرسش پرداخته است.

علم‌الهدی در ابتدای یادداشت خود، تصویری از وضعیت کنونی ترسیم کرده است که در آن، کشتی تجاری ایران دزدیده شده، ملوانان همچون گروگانی در بند دشمن‌اند، محاصره دریایی کامل شده، شمار ناوهای جنگی به شکل تهاجمی افزایش یافته و تهدید به زدن زیرساخت‌های انرژی، چون پتکی سنگین بالای سر ایران آویخته است. در چنین شرایطی، نویسنده این پرسش بنیادین را مطرح می‌کند: «واقعاً چه چیزی سر میز مذاکره قرار است حل شود؟».

از نگاه این تحلیلگر، اگر ایران بدون هیچ تغییری در رفتار آمریکا پای میز مذاکره برود، در عمل قاعده ترامپ را تأیید خواهد کرد: قاعده‌ای که می‌گوید «فشار بیشتر به ایران = عقب‌نشینی بیشتر ایران». این قاعده با ابزارهای تحریم، تهدید و در نهایت جنگ پیش رانده شده است.

علم‌الهدی به چرخه‌ای اشاره می‌کند که در یک سال اخیر بارها تکرار شده است: «تهدید – مذاکره – جنگ – آتش‌بس – مذاکره – تهدید». به باور نویسنده، تا زمانی که این چرخه پابرجاست، هر قراردادی نوشته شود، نتیجه‌ای جز جنگ در پی نخواهد داشت. دلیل این امر آن است که آمریکا به «یک نتیجه خروجی در ضربه به ایران» نیاز دارد تا توازن قدرت غرب در مقابل شرق را اثبات کند؛ چه با قرارداد، چه بدون قرارداد.

نویسنده یادداشت به یک تفکیک راهبردی نیز اشاره کرده است: «به نظر می‌رسد که امکان پایان جنگ با آمریکا قابل حصول‌تر از رژیم صهیونیستی باشد.» اما در عین حال تأکید می‌کند که اجازه این «غده سرطانی» به آن «شیطان بزرگ» وابسته است. در چنین وضعیتی، بهترین راهبرد برای آمریکا «مذاکره زیر تهدید» و بدترین راهبرد برای ایران «قبول چنین وضعیتی» است.

علم‌الهدی در ادامه، بازدارندگی جنگ برای ایران را به پنج ابزار مهم وابسته دانسته است: شلیک موشک، حضور خیابانی مردم، 400 کیلو مواد غنی‌شده و توان غنی‌سازی، کنترل تنگه هرمز و جبهه مقاومت.

نویسنده هشدار می‌دهد: «هر کدام از این پنج فناوری یا ابزار جنگی از دست ایران در میز مذاکره برود، طمع دشمن برای حمله بیشتر و پرخسارت‌بارتر بیشتر می‌شود.» اما در مقابل، ایران نشان داده است که برگ‌های برنده خوبی برای توازن در قدرت دارد؛ برگ‌هایی که حتی ممکن است جلوی ادامه جنگ در زیرساخت‌ها را بگیرد».

عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) به تهدید قرارگاه خاتم‌الانبیاء برای بستن دریای سرخ اشاره کرده و آن را یکی از همین برگ‌های برنده دانسته است. نکته قابل تأمل آنکه اجرایی شدن این تهدید، برخلاف تصور، نیازی به پایان آتش‌بس ندارد؛ چرا که محاصره دریایی از سوی طرف مقابل همچنان پابرجاست.

نویسنده یادداشت، «جنگ زیرساخت‌ها» را آزمون‌شده در دور چهل‌روزه نخست جنگ دانسته و به واقعه پاسخ ایران به حمله به عسلویه اشاره کرده است. در آن مقطع، ایران توانست از مجموع ضرباتی که زد، «یکبار پشیمانی طرف مقابل را به طور محسوس ببیند». همین واقعیت در نگه‌داشتن تنگه هرمز نیز دوباره نمایان شد.

علم‌الهدی در ادامه، راهبرد دیپلماتیک را نیز مورد توجه قرار داده و گفته است: «اکنون اگر نقطه مهمی در ضربه زدن به زیرساخت برای پشیمان کردن طرف مقابل وجود ندارد، حداقل در دیپلماسی با کشورهای منطقه می‌توان ضمن تهدید به ضربات محکم‌تر، نویدهایی برای در امان بودن از حملات تلافی‌جویانه برای ایشان به وجود آورد تا همکاری بقیه کشورها مثل قطر با ایران فراهم شود»

در پایان، این استاد دانشگاه بر ضرورت هماهنگی دیپلماسی با میدان تأکید کرده و نوشته است: «دیپلماسی باید دست میدان (نیروی دریایی سپاه) را در صورت امکان هرگونه عملیات تهاجمی در هر زمانی برای ضربه زدن و اسیر گرفتن در زمین کشورهای دیگر باز کند تا هم توان تهاجمی دشمن گرفته شود، هم ضربه دردآور، اثرات سیاسی داخلی در فضای آمریکا بر رئیس‌جمهور برای پایان جنگ داشته باشد».

آنچه از این یادداشت برمی‌آید، این است که پایان جنگ نه با شعار و نه با امید واهی به میز مذاکره، که با «بازتعریف معادله قدرت» رقم خواهد خورد. تا زمانی که پنج ابزار بازدارندگی ایران سالم و پابرجاست و دیپلماسی پشت میدان می‌ایستد، دشمن ناچار به بازنگری در محاسبات خود خواهد شد. اما اگر ایران در میز مذاکره از این ابزارها عقب‌نشینی کند، چرخه معیوب تهدید و جنگ بار دیگر تکرار خواهد شد. پایان جنگ، از این منظر، نه یک رویداد، که یک فرآیند است؛ فرآیندی که در آن، «صبر راهبردی» و «حفظ ابزارها» کلید اصلی گشایش قفل‌های بسته است.

انتهای پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×