نهج حیات|چرا دشمن پس از آتشبس خطرناکتر است؟
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: «پذیرش آتشبس، اگرچه به عنوان یک تاکتیک یا راهبرد در مقاطع خاص برای تجدید قوا و تغییر موازنه به کار میآید، اما هرگز به معنای پایانِ صحنهی نبرد نیست. در پذیرش آتشبس، زمانسنجی و حفظ مؤلفهی «عزت و اقتدار»، خط قرمزِ تصمیمگیری است؛ چرا که هرگونه شتابزدگی یا سوءبرداشت، میتواند پیام “انفعال یا ضعف” را به دشمن و رسانههای آنان مخابره کرده و جبههی روانیِ نبرد را علیه ما تغییر دهد و آنان را در جنگ روایتها پیروز کند.
در همین راستا، ضرورت مراقبت پس از آتشبس، کمتر از خودِ نبرد نیست. این اصلِ راهبردی، در کلامِ نورانیِ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام نیز به وضوح مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان بلافاصله پس از توصیه به پذیرش صلح، هشدار مهمی را مطرح میکنند:
«وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ»؛ یعنی پس از مصالحه، کاملاً برحذر باش از دشمنت پس از صلح او.» این حدیث شریف، ضمن تأییدِ امکانِ پذیرشِ صلح، بر خطرِ «کاهشِ هوشیاری» پس از آن انگشت میگذارد. «الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ» (کاملاً، کاملاً برحذر باش) نشاندهندهی اوجِ احتیاط و هشداری است که نباید نادیده گرفته شود. دشمن، حتی پس از برقراری صلح، همچنان دشمن است و ممکن است از این فرصت برای فتنهانگیزی، تجدید قوا، یا یافتنِ نقطهضعفی جدید سوءاستفاده کند.
بنابراین، پس از برقراری آتشبس، جبههی خودی باید بر سه محور اصلی متمرکز بماند که این محورها همگی ذیلِ این هشدارِ علوی قرار میگیرند:
1. پیشگیری از غافلگیری (تداوم رصد و آمادگی): همانطور که مولا امیر مؤمنان هشدار میدهند، دشمن پس از صلح نیز پتانسیلِ فریب و ضربه زدن را دارد. حفظ اشرافِ اطلاعاتی، رصدِ دائمیِ تحرکاتِ دشمن، و آمادگیِ رزمی در سطحی اطمینانبخش، الزامی است تا هرگونه نقضِ عهد یا تلاش برای فتنهانگیزی، پیش از وقوع یا در نطفه خنثی شود.
2. مدیریت نبرد روایتها با رویکردِ عزتمندانه: دشمن قطعاً پس از آتشبس برای تضعیفِ روحیه و انشقاق درونی برنامه دارد. تبیینِ منطقِ پذیرشِ صلح، با تأکید بر حفظِ عزت و اقتدار (همانطور که در ابتدای تحلیل گفته شد)، و رسوا کردنِ فتنهانگیزیهایِ احتمالیِ دشمن، بخشی از این مراقبتِ راهبردی است. باید روایتِ «پیروزمندانه» یا «عزتمندانه» از وضعیت را حفظ کرد.
3. بازسازی و انسجام درونی به عنوانِ پایهی اقتدار: فرصتِ آتشبس، باید به بهترین شکل برای تقویتِ پایههایِ درونیِ جبهه به کار گرفته شود. ترمیمِ آسیبها، تقویتِ معنوی و روحیِ نیروها و رفعِ نواقص، ضمنِ آنکه توانِ دفاعی و تهاجمیِ ما را افزایش میدهد، اقتدارِ ما را در برابرِ هرگونه بدعهدیِ دشمن نیز تضمین میکند. این بازسازی، خود نوعی «حذر» از ضعفهایِ احتمالیِ آتی است.
پس آتشبس، پایانِ احتیاط نیست، بلکه آغازِ مرحلهای دقیقتر و پیچیدهتر از هوشیاری است. نباید فریبِ ظاهرِ صلح را خورد. آتشبس نباید به «توقفِ اندیشهی مبارزه» بینجامد؛ بلکه باید به «تغییرِ نوعِ مبارزه» منجر شود. هوشیاریِ در این دوران، تعیینکنندهی این است که آیا آتشبس، «پلکانی برای پیروزی» خواهد بود یا «مقدمهای برای شکست».
انتهای پیام/
