» فرهنگ و تاریخ باستان » حدیث امامت؛ راز ناشناخته امام در نگاه امام هشتم
حدیث امامت؛ راز ناشناخته امام در نگاه امام هشتم

حدیث امامت؛ راز ناشناخته امام در نگاه امام هشتم

اردیبهشت ۹, ۱۴۰۵ 109

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حدیث امامت امام رضا علیه‌السلام در مسجد مرو، از مهم‌ترین احادیث درباره شأن و جایگاه امامت در تاریخ تشیع و مباحث کلامی است. این حدیث در زمانی ایراد شد که امام رضا در دیار خراسان حضور داشتند و سایر مردم در مسجد درباره‌ی امر امامت بحث می‌کردند. عبد العزیز بن مسلم گوید: ما در ایام على بن موسى الرضا در مرو بودیم. در آغاز ورود خود، روز جمعه در مسجد جامع گرد آمدیم و در موضوع امر امامت که مورد اختلاف فراوان مردم بود گفتگو کردیم و من شرفیاب حضور سید خود امام رضا شدم و بررسی‌هاى مردم را در امر امامت به عرض او رسانیدم. در این لحظه بود که این حدیث به عبدالعزیز ایراد شد.

اَلْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لاَ یُدَانِیهِ أَحَدٌ وَ لاَ یُعَادِلُهُ عَالِمٌ‏ وَ لاَ یُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لاَ لَهُ مِثْلٌ وَ لاَ نَظِیرٌ مَخْصُوصٌ‏ بِالْفَضْلِ کُلِّهِ مِنْ غَیْرِ طَلَبٍ‏ مِنْهُ لَهُ وَ لاَ اِکْتِسَابٍ بَلِ اِخْتِصَاصٌ مِنَ اَلْمُفْضِلِ اَلْوَهَّابِ فَمَنْ ذَا اَلَّذِی یبْلُغُ مَعْرِفَةَ اَلْإِمَامِ‏ أَوْ یمْکِنُهُ اِخْتِیارُهُ هَیهَاتَ‏ هَیهَاتَ ضَلَّتِ اَلْعُقُولُ وَ تَاهَتِ اَلْحُلُومُ وَ حَارَتِ‏ اَلْأَلْبَابُ‏ وَ خَسَأَتِ اَلْعُیونُ‏ وَ تَصَاغَرَتِ‏ اَلْعُظَمَاءُ وَ تَحَیرَتِ اَلْحُکَمَاءُ وَ تَقَاصَرَتِ‏ اَلْحُلَمَاءُ؛ امام، یکتای زمان خود است که هیچ‌کس به او نمی‌رسد و علمی با او برابر نمی‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند بدیلی برای او پیدا کند و هیچ‌کس هم‌تای او وجود ندارد. او به همهٔ فضیلت‌ها اختصاص یافته است؛ نه اینکه خودِ او آن فضایل را خواسته باشد و نه اینکه چیزی به دست آورده باشد؛ بلکه این اختصاص، از جانبِ «مفضلِ بخشنده» است. پس کیست که بتواند به درک امام برسد یا او را انتخاب کند؟ هیهات! هیهات! اندیشه‌ها در این باره گمراه‌ شده‌اند و آرزوها سرگردان گشته‌اند، و عقل‌ها حیران مانده و چشم‌ها درمانده و بزرگان کوچک شده‌اند و حکما در حیرت قرار گرفته‌اند و دانشمندان نیز محدود شده‌اند.

حدیث امامت | سه خاصیت مهم خورشید امامت اهل بیت

این بخش از روایتِ امام رضا در واقع یک تصویر بسیار بلند از «امامت» ترسیم می‌کند؛ تصویری که با نگاه‌های معمول به رهبری و مدیریت تفاوت جدی دارد. در این نگاه، امام فقط یک مدیر اجتماعی یا حاکم سیاسی نیست، بلکه حقیقتی الهی است که جایگاهش از سنخ «انتخاب‌های زمینی» نیست.

وقتی روایت می‌گوید «الامام واحد دهره»، یعنی امام در زمان خود یگانه است؛ نه به این معنا که فقط بهترینِ بین چند گزینه است، بلکه اصلاً گزینه‌ی دیگری در عرض او وجود ندارد. این تعبیر، نگاه ما را از مقایسه‌های معمول فراتر می‌برد و نشان می‌دهد که امام در یک سطح کاملاً متفاوت قرار دارد.

در ادامه تأکید می‌شود که هیچ عالمی با او برابری نمی‌کند و هیچ بدلی برای او نیست. این یعنی علم امام، یک علم عادی و اکتسابی نیست که دیگران هم بتوانند با تلاش به آن برسند. علم او از سرچشمه‌ای دیگر می‌آید؛ از همان جایی که اصل مقام امامت تعیین می‌شود.

نکته مهم‌تر این است که روایت می‌گوید این فضیلت‌ها نه با تلاش شخصی به دست آمده و نه نتیجه خواستن خود امام است، بلکه «اختصاصی از جانب خداوندِ بخشنده» است. این جمله به روشنی نشان می‌دهد که امامت، یک مقام «اعطایی» است، نه «کسبی». یعنی خداوند خودش انتخاب می‌کند، نه مردم و نه حتی خود فرد.

از همین‌جا، مسئله انتخاب امام توسط مردم زیر سؤال می‌رود؛ همان انتخابی که در سقیفه سبب انحراف امت شد. روایت با یک لحن قاطع می‌پرسد: چه کسی می‌تواند امام را بشناسد یا انتخاب کند؟ این پرسش در واقع یک پاسخ در دل خود دارد: شناخت کامل امام از توان عقل‌های عادی خارج است، پس انتخاب او هم نمی‌تواند به دست مردم باشد.

عبارت «هیهات هیهات» در روایت، اوج این فاصله را نشان می‌دهد؛ فاصله‌ای میان فهم انسانی و حقیقت امامت. عقل‌ها سرگردان می‌شوند، اندیشه‌ها به خطا می‌روند و حتی حکیمان و بزرگان هم در این مسیر دچار حیرت می‌شوند. این یعنی موضوع امامت، از آن مسائلی نیست که با تحلیل‌های معمول بتوان به عمق آن رسید.

در نتیجه، امامت یک «نصب الهی» است؛ مقامی که در چارچوب اراده و علم خداوند تعریف می‌شود. همان‌طور که عنوان نبوت انتخاب مردم نیست، امام هم ادامه همان مسیر الهی است. این نگاه، جایگاه امام را از سطح یک رهبر اجتماعی، به سطح یک حقیقت هدایت‌گر الهی ارتقا می‌دهد.

این روایت می‌خواهد یک نکته اساسی را به ما بفهماند و اینکه رابطه ما با امام، فقط یک رابطه سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه یک رابطه معرفتی و ایمانی است. ما امام را انتخاب نمی‌کنیم، بلکه باید او را بشناسیم و بپذیریم؛ هرچند که حقیقت او فراتر از درک کامل ما باشد.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×