» فرهنگ و تاریخ باستان » چرا امام رضا حصن توحید را به ولایت عترت گره می‌زند؟
چرا امام رضا حصن توحید را به ولایت عترت گره می‌زند؟

چرا امام رضا حصن توحید را به ولایت عترت گره می‌زند؟

اردیبهشت ۹, ۱۴۰۵ 109

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: حدیث «سلسلة‌الذهب» از مشهورترین احادیث نقل‌شده از امام رضا علیه‌السلام است که هنگام عبور ایشان از نیشابور بیان شد. در این روایت، امام رضا (ع) با ذکر سلسله راویان خود تا پیامبر اکرم (ص) و سپس تا خداوند متعال، حدیثی قدسی نقل می‌کنند که به دلیل اتصال کامل و پاکی راویانش «زنجیره طلایی» نام گرفته است. متن اصلی حدیث چنین است: «کَلِمَةُ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ حِصْنِی، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»؛ یعنی «کلمه لا اله الا الله دژ من است، پس هر که در دژ من وارد شود از عذابم در امان است.» سپس امام می‌افزایند: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»؛ یعنی «با شرط‌های آن، و من از شرط‌های آن هستم.»

این روایت کوتاه، از پرمغزترین مفاهیم اسلامی را شکل می‌دهد که به‌طور مستقیم، پیوند ناگسستنی توحید با ولایت عترت را به تصویر می‌کشد. در واقع، امام با افزودن عبارت «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»، مرز میان توحیدِ صرفاً ادعایی و توحیدِ الهیِ عملی را مشخص کردند و نشان دادند که حقیقتِ کلمه توحید، بدون پذیرش ولایت امام معصوم، ناقص و غیرقابل استناد است. البته در کنار روایت سلسله الذهب روایتی شبیه آن نیز نقل شده است شیخ صدوق در کتاب امالی خود حدیث قدسی دیگری به این شکل نقل می‌کند: «وَلَایةُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ نَارِی.»؛ یعنی ولایت علی بن ابی طالب،‌ دژ من است؛ پس هرک وارد حصن من شود، از آتشم در امان است.

نکته بنیادین در این کلام، درک این حقیقت است که توحیدِ منهای خلیفة‌الله، توحیدی واهی و بی‌ثمر است. همان‌گونه که در تاریخ ادیان مشهود است، نخستین انحراف ابلیس از همین‌جا آغاز شد که او توحید را بدون تن دادن به خلیفه برگزیده خدا طلب کرد. این نگاهِ گزینشی به آموزه‌های الهی، در واقع بازگشت به نوعی خودپرستی پنهان است؛ چرا که فرد می‌خواهد خداوند را آن‌گونه که خود می‌پسندد پرستش کند، نه آن‌گونه که خداوند اراده کرده است.

سه ندای آسمانی در آخرالزمان در بیان امام رضا(ع)

بخش عمده‌ای از انحرافات امت‌ها در طول تاریخ، ریشه در همین رویگردانی از هادیانِ منصوبِ الهی داشته است. پس از سقیفه‌ی ملعونه نیز این اتفاق به صورت آشکارتری رخ داد و امت مسیری جز آنچه رسول اکرم صلی الله علیه و آله قصد داشت،‌ پیمودند، عترت را وانهادند و زیر بیرق غیر معصوم رفتند. در حالی که خداوند اراده کرده است که حقایق توحیدی و لطایف آیاتش، تنها از طریق این برگزیدگان شناخته و معرفی شود. هنگامی که جامعه از این مجرای رحمت فاصله می‌گیرد، ناگزیر دچار کج‌فهمی شده و حقیقتِ «لا إله إلا الله» در غبارِ تفاسیرِ شخصی و هوای نفس گم می‌شود.

مفهوم «حصن» بودن کلمه توحید، زمانی محقق می‌شود که با شرط پذیرش ولایت همراه شود. اهل‌بیت در ادعیه و زیارات، به عنوان «الکهف الحصین» (غار مستحکم و پناهگاه امن) معرفی شده‌اند. همان‌گونه که غار، پناهگاهِ جانِ انسان در برابر مخاطرات محیطی است، ولایتِ امام نیز دژِ استواری است که نفسِ انسان را از گزندهای فکری و انحرافات عقیدتی در دنیا حفظ می‌کند.

در واقع، کسانی اهل نجات حقیقی‌اند که ضمن باور به توحید، در این دژ مستحکم ولایت وارد شوند. ولایت، تنها یک آموزه نظری نیست، بلکه یک «محیطِ امن» برای رشد روح است. ورود به این حصن، به معنای تسلیمِ اراده خود در برابر اراده خداست که در آینه وجودی امام متجلی شده است. این پیوند قلبی و عملی، فرد را از طوفان‌های شبهات و لغزشگاه‌های دنیوی مصون می‌دارد.

نکته‌ی تکمیلی و بسیار مهم این است که پذیرش ولایت، نه‌تنها شرطِ نجات، بلکه شرطِ قبولیِ تمامی اعمال عبادی است. به عنوان نمونه، در فرهنگ روایی ما تصریح شده که «تمام الحج، لقاء الامام»؛ یعنی حج که قله‌ی مناسک عبادی است، جز با لقای امام و پذیرش ولایت او به کمال نمی‌رسد. این همان منطقِ قرآنی است که اطاعت از خدا و رسول، در کنار «اولی‌الامر» قرار گرفته است؛ گویی اعمال عبادی، کالبدی هستند که ولایت، روح و جان‌بخشِ آن‌هاست.

در ساحت قیامت، این حصنِ ولایت، تجلی‌ دیگری دارد. روایات بسیاری اشاره دارند که این پناهگاه، در آن ساحتِ پرهول، همچون پوششی در برابر آتشِ عذاب عمل می‌کند. این‌گونه است که شیعیانِ واقعی، به واسطه حُب و پیوند با امام، از حرارتِ آتشِ قهر الهی در امان می‌مانند؛ چرا که آنان در دژی پناه گرفته‌اند که ریشه در حقیقت توحید دارد.

 حدیث سلسلة‌الذهب دعوتی است به بازخوانیِ عمیق‌ترِ نسبتِ ما با توحید. این روایت به ما می‌آموزد که ایمان، نه یک امر انتزاعی، بلکه حقیقتی پیوسته است. عبور از وادیِ عذاب به ساحتِ امنِ الهی، جز از راهِ «ایمانِ مشروط» به ولایتِ عترت ممکن نیست؛ حقیقتی که «زنجیره طلایی» هدایت، آن را تا ابدیت تضمین کرده است.

انتهای‌پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×