» فرهنگ و تاریخ باستان » کبوتران سبک‌بال حرم؛ راهی به سوی آسمان رضا
کبوتران سبک‌بال حرم؛ راهی به سوی آسمان رضا

کبوتران سبک‌بال حرم؛ راهی به سوی آسمان رضا

اردیبهشت ۹, ۱۴۰۵ 009

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: دل انسان گاهی خسته می‌شود، گاهی زیر بار غفلت‌ها و اشتباهات خم می‌شود. بال‌هایی که برای پرواز آفریده شده‌اند، سنگین می‌شوند و دیگر توان اوج گرفتن ندارند. اما این پایان راه نیست؛ خدا راه بازگشت را بسته نگذاشته، بلکه مأمنی قرار داده که هرکس خسته شد، بتواند به آن پناه ببرد.

کبوتران حرم، فقط پرنده نیستند، روایتِ حالِ دل ما هستند. هر بار که به آسمان صحن نگاه می‌کنیم و پروازشان را می‌بینیم، انگار قصه‌ای از رهایی در دلمان زنده می‌شود. ما هم شبیه همین کبوترانیم؛ آمده‌ایم تا سبک شویم، تا از سنگینیِ روزمرگی‌ها و خطاها فاصله بگیریم و دوباره اوج گرفتن را یاد بگیریم.

اهل‌بیت علیهم‌السلام همان مأمن امن‌اند؛ همان جایی که دل‌های شکسته دوباره جان می‌گیرند. در سایه محبتشان، انسان خودش را پیدا می‌کند و یادش می‌آید که برای زمین ماندن آفریده نشده است. آن‌ها دست می‌گیرند، می‌بخشند و کمک می‌کنند تا بارهایی که خودمان بر دوشمان گذاشته‌ایم، زمین بگذاریم.

حرم‌های مطهر، فقط یک مکان نیستند؛ یک حال و هوا هستند، یک فرصت ناب برای دوباره شدن. وقتی وارد می‌شوی، انگار زمان کمی مکث می‌کند تا تو بتوانی خودت را مرور کنی. نگاه به گنبد، صدای زمزمه زائران، اشک‌هایی که بی‌اختیار جاری می‌شود؛ همه دست به دست هم می‌دهند تا دل، سبک شود.

چه نعمتی بالاتر از اینکه این پناهگاه در سرزمین ما قرار گرفته است. این‌که بتوانی هر زمان که دلت گرفت، راهی شوی و خودت را به حریمی برسانی که در آن، هیچ‌کس دست خالی برنمی‌گردد. این یک لطف بزرگ الهی است که باید قدرش را دانست؛ فرصتی برای پاک شدن، برای شروعی تازه.

شاید ما هنوز مثل آن کبوترها سبک‌بال نشده باشیم، اما راهش را بلد شده‌ایم. کافی است دلمان را گره بزنیم به این حریم، به این محبت. آن‌وقت کم‌کم، بال‌هایمان دوباره جان می‌گیرند و یاد می‌گیریم که چگونه از زمین جدا شویم و به آسمانی برسیم که همیشه منتظر ما بوده است.

گاهی فقط چند لحظه بایستی، به همین پرواز نگاه کنی و از خودت بپرسی: من کجای این آسمانم؟ آیا دلم هنوز میلِ اوج گرفتن دارد یا به سنگینی عادت کرده‌ام؟ حرم، جایی است که این سؤال‌ها زنده می‌شوند؛ جایی که آدم جرأت می‌کند با خودش صادق باشد و از نو تصمیم بگیرد. اینجا، حتی سکوت هم حرف دارد؛ حرفی از جنس بازگشت، از جنس امید.

چه زیباست وقتی انسان می‌فهمد که برای بلند شدن، لازم نیست کامل باشد؛ کافی است رو به آسمان کند. همین که دلش را از زمین جدا کند و به این حریم گره بزند، راه باز می‌شود. درست مثل کبوتری که شاید لحظه‌ای روی زمین بوده، اما ناگهان بال می‌گشاید و اوج می‌گیرد؛ ما هم می‌توانیم، اگر بخواهیم، اگر باور کنیم که این آسمان هنوز برای پرواز ما جا دارد.

انتهای پیام/؛

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×