توصیه کارگردان «کلینیک رویا» به هنرمندان: مثل رویا مرزبان فکر کنید
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سجاد مهرگان، کارگردان سریال «کلینیک رویا» از جهانبینی حاکم بر این اثر، تجربه ساخت روایتی چندلایه در بستر تلویزیون و تلاش برای خلق زبانی تازه در قصهگویی سخن گفت؛ روایتی که به باور او، در دل سختیها، زیبایی و شیرینی زندگی را به تصویر میکشد.
سجاد مهرگان، کارگردان با اشاره به درونمایه اصلی سریال «کلینیک رویا» گفت: قصه این مجموعه، قصه زندگی است؛ زندگی با تمام تلخیها، شوریها و شیرینیهایش. اگر به لحظات زندگی درست نگاه کنیم، نوعی زیبایی در همه آنها مستتر است. به نوعی ما درگیر یک کمدی الهی هستیم؛ نه به این معنا که سختی و مصیبت وجود ندارد، بلکه این سختیها در کنار خود، زیبایی و معنا هم دارند.
وی ادامه داد: باور من این است که برخلاف تصور رایج که میگوید بعد از سختی، آسانی میآید، در حقیقت این دو همزمان با هم وجود دارند؛ همانطور که در قرآن کریم آمده است ان مع العسر یسرا. یعنی در دل سختی، سادگی و شیرینی هم حضور دارد و این برای من یکی از دراماتیکترین مفاهیمی است که با آن مواجه شدهام.
این کارگردان افزود: کاراکترهای کلینیک رویا هرکدام با اندوهها و مشکلات بزرگی وارد داستان میشوند، اما بهتدریج درمییابند که همان سختیها، بخشی از شیرینی زندگی آنها بوده است. من نمیخواستم تصویر سادهای از فرزند داشتن ارائه دهم، بلکه میخواستم نشان بدهم با وجود تمام سختیها، فرزند نعمتی است که میتواند تلخیها را در خود حل کند.

مهرگان با اشاره به یکی از کاراکترهای منفی سریال تصریح کرد: در این مجموعه تنها یک شخصیت وجود دارد که هیچگاه به این زیبایی نمیرسد؛ کاراکتری که قدرت، او را کور کرده است. این شخصیت توانایی تغییر ندارد و در نهایت در میان نوستالژیهای فریبنده و اندوه، به سمت تباهی میرود. در واقع، مذمت قدرت غیر اخلاقی یکی از درونمایههای اصلی سریال است.
وی ادامه داد: در مقابل، کاراکتر رویا، شخصیتی مظلوم اما مقتدر است که میتواند دیگران را با خود همراه کند؛ جز کسی که درگیر قدرتطلبی غیر اخلاقی است و چیزی جز خود نمیبیند.
این کارگردان درباره فضاسازی دهههای مختلف در سریال گفت: هر دهه برای من ترکیبی از تجربیات زیستهام بوده است؛ از خواندنیها و دیدنیها گرفته تا تجربههای شخصی. بر همین اساس، تصویرسازی، میزانسن، دکوپاژ و حتی فضاسازی صوتی شکل گرفته است.
وی افزود: برای مثال، دهه 50 در ذهن من شبیه لندن مهگرفته آثار شکسپیر است، دهه 60 حالوهوای خانواده و زندگی دارد و دهه 70 برایم یادآور فرمهای گوتیک و چرخدندههاست. تلاش کردم این دریافتهای ذهنی را در لحن و تصویر سریال پیاده کنم و تمام عناصر بصری در خدمت این نگاه بودهاند.
مهرگان با اشاره به چالشهای این نوع روایت بیان کرد: بزرگترین سختی کار، پژوهش و درک روح حاکم بر هر دهه بود. اگر این اتفاق به درستی رخ دهد، لحن و فضاسازی به شکل طبیعی شکل میگیرد و انسجام میان دورهها ایجاد میشود.
این کارگردان ادامه داد: امروزه بسیاری از آثار به دلیل پیشرفت تکنولوژی، بیش از حد تکنیکزده شدهاند و این مسئله گاهی آزاردهنده است. به نظر من زیباترین آثار در شرایطی خلق میشوند که محدودیت وجود داشته باشد، البته به شرطی که این محدودیتها خودخواسته باشند؛ چراکه محدودیتهای تحمیلی میتوانند خلاقیت را از بین ببرند.
مهرگان درباره اهمیت لوکیشن بیمارستان در این سریال گفت: در کلینیک رویا، بیمارستان صرفاً یک مکان نیست، بلکه خود یکی از شخصیتهای اصلی داستان است. تمام گرهها، فراز و فرودها و اتفاقات اصلی به این فضا وابسته است، هرچند در نهایت این انسانها هستند که به آن هویت میبخشند.
وی درباره انتخاب بازیگران نیز توضیح داد: برای من بازیگری یعنی شناخت دقیق احوال انسان و بازآفرینی آن. به همین دلیل زیاد به تماشای آدمها مینشینم؛ در بازار، قهوهخانه و فضاهای عمومی. این مشاهدات کمک میکند تا درک عمیقتری از شخصیتها داشته باشم.
او افزود: در انتخاب بازیگر سعی میکنم فردی را انتخاب کنم که از نظر روحی به کاراکتر نزدیک باشد. این کار بسیار دشوار است و نیاز به شناخت گسترده از بازیگران دارد. در این مسیر، کیومرث مرادی کمک زیادی به من کرده است.
مهرگان ادامه داد: برای هدایت بازیگران، روش ثابتی ندارم. هر بازیگر دنیای خاص خود را دارد و باید متناسب با ویژگیهایش هدایت شود؛ برخی با رویکرد تکنیکی و برخی دیگر با رویکرد احساسی.
این کارگردان درباره روند نگارش فیلمنامه نیز گفت: کار برای من از مرحله پژوهش آغاز میشود. ابتدا جهان و شخصیتها را در ذهن میسازم و سپس فرآیند نگارش آغاز میشود. در این پروژه، بخش اصلی نویسندگی بر عهده علی عموکاظمی بود و خوشبختانه جهان فکری ما به هم نزدیک است.
وی افزود: از ابتدا تصمیم گرفتیم از یک الگوی جدید در فیلمنامه استفاده کنیم؛ ساختاری مبتنی بر سه اکت و چهار نیمپرده که در سریالهای روز دنیا رایج است. این ساختار باعث افزایش ریتم روایت و پویایی قصه میشود.»
مهرگان با اشاره به دشواریهای این مسیر گفت: فرآیند نگارش فیلمنامه حدود هفت ماه طول کشید و پس از دورخوانی با بازیگران، چندین بازنویسی جدی روی آن انجام شد.
وی درباره روایت چندلایه سریال نیز اظهار کرد: این یکی از حساسترین بخشهای کار بود، چون مخاطب تلویزیون معمولاً با روایتهای پیچیده ارتباط سختتری برقرار میکند. به همین دلیل تلاش کردیم ساختاری روان طراحی کنیم.
او ادامه داد: در چنین شرایطی، از تکنیکی استفاده میشود که در سریالهای روز دنیا رایج است و به آن لذت نشاطآور گفته میشود؛ یعنی استفاده از جذابیتهای بصری، کمدی لحظهای، شخصیتهای متفاوت و عناصر غیرقابل پیشبینی برای حفظ توجه مخاطب.
مهرگان افزود: ما هم در کلینیک رویا از این تکنیک استفاده کردیم. فضای فانتزی و طراحی برخی شخصیتها به همین دلیل شکل گرفته تا مخاطب درگیر داستان شود و در ادامه بتواند لایههای عمیقتر را کشف کند.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو با نگاهی احساسی گفت: دوست داشتن یعنی ترس از دست دادن.
این کارگردان در پایان با اشاره به پیام نهایی سریال تصریح کرد: کلینیک رویا در نهایت قصه همبستگی و وحدت است. اینکه با وجود همه مشکلات، اگر کنار هم باشیم میتوانیم از آنها عبور کنیم. نباید ترسید یا منفعل شد.
وی خاطرنشان کرد: به باور من، هنرمندان باید مانند کاراکتر رویا مرزبان فکر کنند؛ اینکه ایران تنها دارایی واقعی ماست. همانطور که رویا بیمارستان را تمام هویت خود میداند، ما هم باید نسبت به داشتههای واقعیمان چنین نگاهی داشته باشیم.
انتهای پیام/
