» فرهنگ و تاریخ باستان » شهامت فکری استاد مطهری؛ الگویی برای زمانه ما
شهامت فکری استاد مطهری؛ الگویی برای زمانه ما

شهامت فکری استاد مطهری؛ الگویی برای زمانه ما

اردیبهشت ۱۳, ۱۴۰۵ 2015

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، استاد شهید مرتضی مطهری در زمان حیات علمی خویش در برابر دو موج فکری نیرومند زمانه‌اش یعنی لیبرالیسم و مارکسیسم ایستاد و در سایه شهامت فکری، به نقد و ارزیابی آن ها پرداخت به نحوی که قوت‌هایشان را شناخت و از آن سو ضعف‌هایشان را نیز به شکلی مستدل و علمی برای همگان به خصوص شیفتگان حقیقت آشکار ساخت؛ چنین رویکرد عالمانه‌ای البته ناشی از عمق دانشی بود که ایشان از سنت اسلامی بهره می‌گرفت و در عین حال نیز حاکی از شناخت دقیق استاد از سنت فلسفه مدرن غرب بود.

شهید مطهری در همین راستا پیش از آن که وارد نقد نحله‌های فکری و مکاتب دیگر شود، می‌کوشید تا خود اسلام را در قاموس روش علمی، منظم و استدلالی فهم کرده و آن را به دیگران معرفی کند.

به عنوان کسی که مسلط بر فلسفه و کلام اسلامی و شاگرد برجسته مرحوم علامه طباطبایی بود و از سویی با مباحث ابن‌سینا، ملاصدرا و حکمت متعالیه انس و الفتی داشت، تلاش می‌کرد تا با همین پشتوانه‌ی گرانسنگ فلسفی، هنگامی که با مفاهیمی همچون «آزادی»، «عدالت»، «انسان»، «جامعه»، «تکامل»، «تاریخ» و … روبرو می‌شود، آن‌ها را صرفاً شعاری ندیده و فراتر از زوایای ظاهری به تعریف دقیق و تحلیل عمیق آن‌ها بپردازد.

استاد مطهری از سویی در آثاری همچون «عدل الهی»، «مسئله حجاب»، «اصول فلسفه و روش رئالیسم (با تعلیقات)» و «انسان و سرنوشت»، ایمان را مقابل عقل قرار نمی‌دهد بلکه نشان می‌دهد که می‌شود هم متعهد به متن و بطن دین بود و هم با استدلال عقلانی با مخالفین روبرو شد و از گنجینه معارف دینی و الهی پاسداری و صیانت کرد.

به همین خاطر وقتی ایشان با لیبرالیسم یا کمونیسم مواجه می‌شود، از موضع «کم‌اطلاعی از دین خود» با آن‌ها درگیر نمی‌شود، بلکه چون واجد یک نظام فکری منسجم اسلامی در ذهن خود است و از سویی نیز از مکاتب رقیب نه صرفاً بر اثر شنیده‌ها بلکه عمیقاً شناخت دارد، در فعالیت علمی و پژوهشی و پاسخ به سوالات و شبهات نیز دست برتر را دارد.

نکته قابل الگوگیری دیگر برای شیفتگان حق و حقیقت این‌که؛ شهید مطهری در مواجهه با هر مکتب تنها نقاط ضعف و بدی‌های آن‌ها را نمی‌نگریست بلکه به عنوان مثال در بحث‌های اجتماعی خویش، برخی انتقادهای مکاتب عدالت‌محور به استثمار و ظلم اقتصادی را «مسموع» می‌دانست، اما در عین حال به دور از انفعال با شجاعت علمی بیان می‌داشت که تحلیل نهایی آن‌ها از مالکیت و انسان ناقص و نادرست است.

در بحث آزادی، برخی تأکیدات لیبرالی بر آزادی فردی را می‌پذیرد، اما این چنین به نقد جدی آن‌ها می‌پردازد که آزادی بدون هدایت و ارزش‌های ثابت، منجر به پوچی و ازهم‌گسیختگی اخلاقی می‌شود.

شهامت حضرت استاد را در این عبارت باید دانست که می‌گفت: «ما حق نداریم برای دفاع از اسلام، دیگران را تحریف کنیم. مکتب مقابل را باید همان‌طور که هست بفهمیم، بعد آن را نقد کنیم.»

اهتمام ایشان به استفاده از ابزار «فلسفه» به منظر پاسخ به مبانی، نکته مهم و کلیدی دیگری در فعالیت‌های علمی و تبیینی شهید مطهری است چه آن‌که ایشان موج لیبرالیسم و سوسیالیسم و کمونیسم را صرفاً مجموعه‌ای از شعارهای سیاسی نبود، بلکه معتقد بود که آن‌ها پشتوانه‌های فلسفی و انسان‌شناختی دارند که برای نقدشان، گریزی از توجه به مقوله مبانی نیست. به همین خاطر هم برایش نقد مبنای انسان‌شناسی حائز اهمیت بود چرا که برخی مکاتب، انسان را صرفاً حیوان اقتصادی، یا حیوان لذت‌جو، یا موجودی کاملاً محصول ساختارهای اجتماعی می‌دیدند.

شهید مطهری در این میان، بر انسان دارای «فطرت»، «گرایش به کمال»، «مسئولیت اخلاقی» و «اختیار» تأکید می‌کرد و به طور خاص در کتاب «انسان و سرنوشت» و مباحث انسان‌شناسی‌اش، می‌کوشید تا نشان دهد که؛ مکتبی که انسان را درست تعریف نکند، نظام اقتصادی و سیاسی‌اش هم دیر یا زود به بحران می‌رسد

از سوی دیگر استاد مطهری در مواجهه با تفسیرهای تک‌عاملی همچنین مثل تقلیل همه چیز به امر اقتصاد، بر چندبعدی بودن انسان و جامعه تأکید می‌نماید. بر همین اساس، ایشان دین، فرهنگ، اخلاق، معنویت، عشق و ایمان را «روساخت‌های صرفاً اقتصادی» نمی‌داند، بلکه عوامل اصیل در تاریخ می‌شمارد.

از این نکته کلیدی هم نباید غافل شد که از جمله عوامل تأثیرگذاری این شهید والامقام که به حق باید ایشان را تئوریسین انقلاب اسلامی توصیف کرد این بود که در برابر موج مکاتب غیردینی صرفاً به نقد دیگران نمی‌پرداخت، بلکه به‌شدت به نقد درون‌دینی نیز التفات داشت، کما این که می‌بینیم ایشان

در سخنرانی‌ها و آثارش همچون کتاب‌هایی چون «خدمات متقابل اسلام و ایران»، «مسئله حجاب»، «جاذبه و دافعه علی(ع)» با صراحت کلام با برداشت‌های خرافی یا خشونت‌آمیز و متحجرانه از دین مخالفت می‌کند. ایشان عمیقاً باور داشت که ریشه بخشی از گرایش جوانان به مکاتب غیردینی، نتیجه ضعف روش دینداران و معرفی بد دین و مجموعه آن است، به همین خاطر مدافع رویه دفاع از عقلانیت درون دین بود و این قبیل جملات را بر زبان می‌راند و در مقالاتش می‌نوشت که؛ “اسلام با فکر و سؤال دشمن نیست؛ مشکلش با لجاجت و تعصب کور است.” و به همین خاطر بیش از هر چیز، نسل جوان را به فکرکردن و پرسش‌گری ترغیب می‌کرد و از هراس و نگرانی نسبت به طرح سؤال و پیگیری آن برحذر می‌داشت.

مرتضی مطهری شخصیتی بود که بدون رودربایستی چنانچه جایی حتی بین جامعه متدینین، فکری را نادرست می‌دید، به نقدش می پرداخت ، هر چند افراد یا گروهی را به این جهت خوش نیاید اما ایشان در ضمن نقدها ، آماده مواجهه با پرسش‌های سخت و گاه هجمه‌ها بود اما به هیچ وجه دست از حقیقت و انجام رسالت دینی و انسانی خویش نمی‌کشید.

سخن درباره حضرت استاد و اندیشه مطهر او بسیار است و مجال کوتاه اما به عنوان واپسین نکته باید گفت که؛ استقلال رأی، تسلط علمی به مباحث و شجاعت و شهامت فکری و علمی از مهم‌ترین شاخصه‌های شهید مطهری بود که امروز نیز شیفتگان حقیقت در حوزه و دانشگاه به این الگوی موفق و سرآمد به شدت نیازمند هستند.

یادداشت از: سیدمحمدمهدی موسوی

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×