» فرهنگ و تاریخ باستان » بازخوانی «مهجوریت قرآن» در اندیشه شهید مطهری
بازخوانی «مهجوریت قرآن» در اندیشه شهید مطهری

بازخوانی «مهجوریت قرآن» در اندیشه شهید مطهری

اردیبهشت ۱۳, ۱۴۰۵ 1012

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، قرآن، این «سرمایۀ معنوی» مسلمانان و «بهترین وسیلۀ شناخت خداوند»، در میان ما حضور دارد؛ در قاب‌ها، در محافل ختم، بر لب‌های کودکان مدرسه‌ای. اما آیا واقعاً «حضور» دارد؟ آیا در تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی، در نظام آموزشی، در سبک زندگی فردی و اجتماعی ما، قرآن حرف اول را می‌زند؟ دکتر عیسی عیسی‌زاده، رئیس میز قرآن دفتر تبلیغات اسلامی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم، این پرسش را از منظر شهید مرتضی مطهری و دیگر بزرگان دینی باز کرده است. وی نشان می‌دهد که «مهجوریت قرآن» – یعنی دوری قلبی و عملی از آن – نه یک اتهام به نسل جدید، که یک «بیماری تاریخی» است که از نسل‌های پیشین به ارث رسیده و تا امروز ادامه یافته است. آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این مصاحبه است.

تسنیم: ابتدا بفرمایید که منظور از «مهجوریت قرآن» چیست و این مفهوم چه مراتبی دارد؟

«مهجور» از ریشۀ «هجر» به معنای «ترک کردن» است؛ اما نه هر ترکی، بلکه ترک چیزی که انسان در برابر آن تعهد دارد. راغب اصفهانی می‌گوید: مراد از مهجوریت در آیه 30 سورۀ فرقان، «دوری قلبی یا زبانی از قرآن» است. برخی مفسران آن را «ایمان نیاوردن» معنا کرده‌اند، برخی دیگر «اعراض از هدایت قرآن» و برخی «عدم تصدیق و عمل به آموزه‌ها». بنابراین، مهجور کردن قرآن به معنای «عدم درک درست اهمیت و جایگاه قرآن و ترک آموزه‌های آن از روی غفلت» است. مهجوریت مراتبی دارد که مهم‌ترین مرتبه، «عدم عمل به آموزه‌ها و اکتفا به جنبه‌های صوری و تشریفاتی» است. یعنی قرآن را در قاب نفیس بگذاریم، بر لب بگذاریم، در مجالس ختم بخوانیم، اما هیچ اثری از آن در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و روابط اجتماعی ما نباشد.

تسنیم: آیا شهید مطهری به مباحث قرآنی در آثار خود پرداخته است؟ و نگاه ایشان به قرآن چه بود؟

 پرداختن به مباحث قرآنی از ابعاد مشخص آثار شهید مطهری است. کم‌ترین اثری از ایشان نیست که بحثی مستقیم یا غیرمستقیم از قرآن در آن دیده نشود. استاد در صف مصلحانی قرار دارد که در عصر حاضر، اندیشۀ «بازگشت به قرآن» را طرح کرده و مسلمانان را به توجه به قرآن فراخوانده است. از یک سو، قرآن را «منبع اصلی و اساسی دین، ایمان و اندیشۀ یک مسلمان» می‌داند و از سوی دیگر، نگران و بی‌قرار «تعامل درست با قرآن» است؛ چرا که از نگاه او، قرآن در عصر حاضر، هم‌چون قرن‌های گذشته، قربانی «برداشت‌های ناصحیح و تفسیرهای باطل» شده است. شهید مطهری از معدود دانشمندانی است که به دلیل شخصیت علمی، فلسفی و برخورداری از تمام ویژگی‌های یک مفسر، توانسته گام‌های بلندی در تبیین «مکتب تربیتی قرآن» بردارد. او با نفی افراط و تفریط و بدون هیچ پیش‌فرض علمی، به استخراج دیدگاه‌های قرآن در مواجهه با مسائل روز می‌پرداخت.

تسنیم: چگونه قرآن در میان ما مهجور مانده است؟ آیا مقصر نسل قدیم است یا نسل جدید؟

ما امروز از نسل جدید گله داریم که چرا با قرآن آشنا نیست؟ چرا در مدرسه‌ها قرآن یاد نمی‌گیرند؟ اما باید از خودمان بپرسیم: «ما تاکنون چه کرده‌ایم؟» عجبا که خودِ نسل قدیم قرآن را متروک کرده، آنگاه از نسل جدید گله دارد! بگذارید با یک مثال تلخ، واقعیت را نشان دهم. در میان ما، اگر کسی علمش «علم قرآن» باشد؛ یعنی در قرآن تدبر کرده باشد، تفسیر را کامل بداند، این آدم چه قدر احترام دارد؟ هیچ. اما اگر کسی «کفایۀ آخوند ملا کاظم خراسانی» را بلد باشد، یک شخص محترم و باشخصیتی شمرده می‌شود. پس قرآن در میان خود ما مهجور است؛ و در نتیجه همین اعراض از قرآن است که به این بدبختی و نکبت گرفتار شده‌ایم.

خاطره‌ای از یکی از فضلا نقل می‌کنم: ایشان خدمت آیت‌الله خوئی رسیده بود و پرسیده بود: «چرا شما درس تفسیری که سابقاً داشتید، ترک کردید؟» ایشان گفتند: «موانع و مشکلاتی وجود دارد.» پرسید: «علامه طباطبایی در قم که ادامه داد و بیشتر وقت خود را صرف تفسیر کرد، چطور شد؟» آیت‌الله خوئی پاسخ دادند: «آقای طباطبایی “تضحیه” کرده است؛ یعنی خود را قربانی کرد، از نظر شخصیت اجتماعی ساقط شد.» و راست گفتند. عجیب است که در حساس‌ترین نقاط دینی ما، اگر کسی عمر خود را صرف قرآن کند، به هزار سختی و مشکل دچار می‌شود – از نان، از زندگی، از شخصیت، از احترام – اما اگر عمر خود را صرف کتاب‌هایی از قبیل «کفایه» کند، صاحب همه‌چیز می‌شود. در نتیجه، هزاران نفر پیدا می‌شوند که کفایه را چهارلا بلدند – خودش را بلدند، ردّش را بلدند، ردّ ردّش را – اما دو نفر پیدا نمی‌شود که قرآن را به درستی بداند. از هر کسی درباره یک آیه بپرسی، می‌گوید: «باید به تفاسیر مراجعه کرد.» پس هم نسل قدیم و هم نسل جدید به قرآن جفا کرده‌اند. اول نسل قدیم جفا کرد، حالا نسل جدید جفا می‌کند. ضروری است که نسل کهن از بزرگ‌ترین گناه خود – یعنی مهجور قرار دادن قرآن – توبه کند و همه به قرآن بازگردیم.

تسنیم: به عنوان پرسش پایانی بفرمایید در اندیشۀ شهید مطهری و سایر بزرگان دینی، چه عواملی سبب مهجوریت قرآن شده است؟

شهید مطهری معتقد بود که «رفع مهجوریت از مربیان جامعه» – اعم از مدارس، حوزه‌ها، دانشگاه‌ها و مساجد – آغاز می‌شود. تا وقتی افراد تأثیرگذار به جایگاه واقعی قرآن پی نبرند و عملاً آن را مورد توجه قرار ندهند، نمی‌توان انتظار داشت که قرآن در دیگر اقشار جامعه مهجور نباشد. ایشان در نامه‌ای به فرزندشان علی آقا می‌نویسند: «حتی الامکان از تلاوت روزی یک حزب قرآن که فقط پنج دقیقه طول می‌کشد، مضایقه نکن و ثوابش را هدیه به روح رسول اکرم(ص) بنما که موجب برکت عمر و موفقیت است».

اما فراتر از مطهری، امام خمینی(ره) عواملی را برشمرده‌اند که به اختصار به آنها اشاره می‌کنم:

نخست، اکتفا به ظاهر قرآن. امام می‌فرمایند: آیا اگر ما این صحیفۀ الهیه را جلد پاکیزه و قیمتی کنیم، در وقت قرائت یا استخاره بوسیم و به دیده نهیم، آن را مهجور نگذاشته‌ایم؟ نه، مهجوریت یعنی عمل نکردن.

دوم، دنیازدگی گروهی از مسلمانان، به‌ویژه عالمان و رهبران دینی. امام «حب دنیا» را یکی از حجاب‌های مهجوریت قرآن می‌داند. به حوزه‌ها توصیه می‌کند که ساده‌زیستی را رعایت کنند و از زی طلبگی خارج نشوند؛ زیرا عالمی که تهذیب نیافته، بسیار مضر است. «إذا فَسَد العالِمُ، فَسَدَ العالمُ».

سوم، جاذبه‌های مادی و دنیوی که انسان را از ذکر خدا غافل می‌کند.

چهارم، ناآشنایی به نقش قرآن در زندگی. هر قدر انسان از عظمت قرآن و فایده‌اش جاهل باشد، رغبت او به پیروی از آن کمتر خواهد شد.

پنجم، فرهنگ و آداب و رسوم. قرآن در میان ما محبوب است، اما بیشتر برای مردگان خوانده می‌شود. خارج از وقت اذان، اگر صدای تلاوت قرآن بشنوی، تصور می‌کنی کسی از دنیا رفته است. قرآن کتاب زندگی است، اما در جامعۀ ما یادآور مرگ شده است.

ششم، حجاب‌های بین انسان و قرآن: آلودگی به گناه (که آمادگی قلب را برای درک حقایق از بین می‌برد)، احساس بی‌نیازی (مثل کسی که به تجوید یا قرائت ظاهری اکتفا می‌کند و آن را بالاترین پیوند می‌پندارد)، کم‌توجهی به مسابقات قرآنی و برگزیدگان (رهبر معظم انقلاب فرمودند: اگر می‌خواهید قرآن در خانه‌ها رواج یابد، قهرمانان قرآنی را احترام کنید)، کمبود ترجمه و تفسیر روان (بیشتر ترجمه‌ها روشن نیست و تفسیرها در سطح خواص نوشته شده است)، و در نهایت توطئه‌های دشمنان. مقام معظم رهبری می‌فرمایند: از وقتی قدرت‌های مسلط بر جوامع اسلامی، قرآن را مزاحم خود یافتند، تلاش برای بیرون راندن کلام خدا از صحنۀ زندگی آغاز شد. امروز ببینید قرآن در کجای زندگی ماست؟ در دستگاه‌های حکومت؟ در نظام‌های اقتصادی؟ در مدرسه و دانشگاه؟ در تقسیم ثروت ملی؟ در رفتار مدیران؟ در کاخ‌ها؟ در اندوخته‌های بانکی؟ تنها مساجد و مناره‌ها و گاهی برای ریا، بخش ناچیزی از رادیو باقی مانده است. آیا قرآن برای همین است؟

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×