» فرهنگ و تاریخ باستان » مطهری؛ صدای عقل در روزهای شور
مطهری؛ صدای عقل در روزهای شور

مطهری؛ صدای عقل در روزهای شور

اردیبهشت ۱۳, ۱۴۰۵ 2014

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی، جامعه ایران با موجی از اندیشه‌های متنوع و گاه متعارض روبه‌رو بود؛ مارکسیسم، ناسیونالیسم، لیبرالیسم و گونه‌های مختلف روشنفکری سکولار هر یک تلاش می‌کردند روایت خود را از آینده جامعه ارائه دهند، در چنین فضایی، مطهری معتقد بود که اگر اندیشه دینی نتواند وارد این میدان گفت‌وگو شود، به‌تدریج از صحنه فکری جامعه حذف خواهد شد. او دین را نه مجموعه‌ای از آیین‌های فردی، بلکه نظامی فکری می‌دانست که باید بتواند درباره انسان، جامعه، عدالت و تاریخ سخن بگوید، از همین رو بخش مهمی از فعالیت علمی او معطوف به بازخوانی مفاهیم بنیادین اسلام در چارچوب پرسش‌های عصر جدید بود.

مطهری در آثار خود تلاش کرد نشان دهد که اسلام ظرفیت عقلانی بالایی دارد و می‌تواند با تفکر فلسفی و علمی وارد تعامل شود. او به‌شدت با این تصور مخالف بود که دین در برابر عقل یا علم قرار دارد. در نگاه او، عقل یکی از مهم‌ترین ابزارهای فهم دین است و بدون آن بسیاری از آموزه‌های دینی دچار سوءبرداشت می‌شوند، این رویکرد عقل‌گرایانه سبب شد نوشته‌ها و سخنرانی‌های او برای نسل دانشگاهی جذاب باشد؛ نسلی که به‌دنبال پاسخ‌هایی منطقی برای پرسش‌های خود درباره دین، جامعه و انسان بود،

در عین حال، مطهری تنها به دفاع نظری از دین در برابر جریان‌های فکری رقیب بسنده نکرد. یکی از ویژگی‌های برجسته او نقد درونی سنت دینی بود. او بارها درباره خطر تحجر و خرافه در جامعه هشدار داد و معتقد بود که اگر دین از عقلانیت و فهم عمیق تهی شود، به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل خواهد شد. از نگاه او، یکی از مهم‌ترین وظایف اندیشمندان دینی پالایش فهم دینی از برداشت‌های نادرست و غیرعلمی است، این رویکرد اصلاح‌گرانه سبب شد مطهری در عین وفاداری به سنت، نگاهی انتقادی نیز نسبت به برخی رویه‌های رایج در جامعه مذهبی داشته باشد.

یکی دیگر از محورهای مهم اندیشه مطهری مسئله عدالت اجتماعی بود. او عدالت را از بنیادی‌ترین ارزش‌های اسلام می‌دانست و معتقد بود جامعه‌ای که در آن شکاف‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی وجود دارد، نمی‌تواند مدعی تحقق آرمان‌های دینی باشد، در عین حال، او نسبت به خطر تبدیل عدالت به یک شعار ایدئولوژیک نیز هشدار می‌داد. مطهری تلاش می‌کرد میان عدالت و آزادی تعادل برقرار کند و بر این نکته تأکید داشت که جامعه مطلوب اسلامی باید هم به کرامت انسان احترام بگزارد و هم ساختارهای اقتصادی و اجتماعی عادلانه‌ای ایجاد کند.

مطهری همچنین به مسئله هویت فرهنگی جامعه ایران توجه ویژه‌ای داشت، او معتقد بود که جامعه ایرانی در مواجهه با مدرنیته نباید دچار دو واکنش افراطی شود؛ از یک سو نفی کامل سنت و تقلید بی‌چون‌وچرا از غرب، و از سوی دیگر انکار دستاوردهای جهان جدید و پناه بردن به گذشته. در نگاه او، راه سوم آن است که جامعه با حفظ هویت فرهنگی و دینی خود، دستاوردهای مثبت تمدن جدید را نیز جذب کند. این رویکرد نشان می‌دهد که مطهری به‌دنبال نوعی «بازسازی فکری» بود؛ بازسازی‌ای که بتواند سنت را در گفت‌وگو با جهان جدید قرار دهد.

از منظر رسانه‌ای نیز شخصیت مطهری قابل توجه است. او به‌خوبی دریافته بود که اندیشه زمانی تأثیرگذار می‌شود که وارد فضای عمومی جامعه شود، به همین دلیل سخنرانی‌های او در دانشگاه‌ها، حسینیه‌ها و محافل فکری به‌سرعت میان دانشجویان و جوانان منتشر می‌شد. بسیاری از این سخنرانی‌ها بعدها به کتاب تبدیل شد و آثار او به یکی از منابع مهم فکری برای نسل انقلابی پیش از سال 1357 بدل گردید. مطهری در واقع از جمله اندیشمندانی بود که توانست میان تفکر نظری و ارتباط با مخاطب عمومی پیوند برقرار کند؛ ویژگی‌ای که در فضای روشنفکری ایران کمتر دیده می‌شود.

شهادت مرتضی مطهری در اردیبهشت 1358، تنها از دست رفتن یک استاد یا روحانی برجسته نبود؛ بلکه حذف یکی از صداهای مهم عقلانیت دینی در لحظه‌ای حساس از تاریخ ایران به‌شمار می‌رفت. او در دورانی زندگی می‌کرد که جامعه ایران در حال تجربه تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی بود و حضور متفکرانی که بتوانند این تحولات را از منظر فکری تحلیل کنند، اهمیت زیادی داشت. فقدان مطهری به نوعی خلأ در فضای نظری جامعه ایجاد کرد؛ خلئی که هنوز هم در بسیاری از بحث‌های فکری احساس می‌شود.

امروز، با گذشت سال‌ها از شهادت او، آثار و اندیشه‌های مطهری همچنان در محافل دانشگاهی، دینی و رسانه‌ای مورد توجه قرار می‌گیرد. برخی از دیدگاه‌های او الهام‌بخش نسل‌های جدید است و برخی دیگر در پرتو تحولات اجتماعی مورد نقد و بازخوانی قرار می‌گیرد، اما آنچه کمتر مورد تردید قرار می‌گیرد این است که مطهری یکی از مهم‌ترین تلاش‌ها را برای پیوند دادن دین با عقلانیت و مسائل واقعی جامعه انجام داد.

در نهایت، شاید بتوان گفت اهمیت شهید مطهری در این نکته نهفته است که او دین را از حاشیه مناسک فردی به متن گفت‌وگوی فکری جامعه آورد. او باور داشت که اگر دین نتواند با پرسش‌های زمانه روبه‌رو شود، به‌تدریج از زندگی اجتماعی فاصله می‌گیرد، ازهمین‌رو پروژه فکری او را می‌توان تلاشی برای زنده نگه‌داشتن گفت‌وگوی میان ایمان، عقل و جامعه دانست؛ گفت‌وگویی که همچنان یکی از مهم‌ترین مسائل فکری ایران معاصر باقی مانده است.

یادداشت از: لیلا صالحی‌تبار

انتهای پیام/+

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×