روایتسازی، حلقه مفقوده حکمرانی و کنش اجتماعی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، علیرضا نصر اصفهانی، عضو هیئت علمی و مدیر گروه آیندهپژوهی مرکز پژوهشهای مجلس، در گفتوگو با تسنیم با تأکید بر جایگاه بنیادین رسانه در شکلدهی به آینده، اظهار داشت؛ در ادبیات آیندهپژوهی، پیش از آنکه آینده در واقعیت عینی ساخته شود، این «تصویر ذهنی از آینده» است که در اذهان شکل میگیرد و همین تصویر، جهت رفتارهای فردی و جمعی را تعیین میکند.
وی با تشریح منطق شکلگیری آینده افزود: آینده صرفاً محصول روندهای عینی نیست، بلکه برآیندی از «تصویر»، «ادراک» و «ذهنیت» کنشگران است. به تعبیر دیگر، یکی از مؤلفههای اصلی ساخت آینده، تصویری است که افراد و جوامع از آن در ذهن خود میسازند. اگر این تصویر هراسآلود باشد، کنشها نیز اضطراری، منفعل و مبتنی بر ترس خواهند بود؛ اما اگر تصویر، امیدبخش و امکانمحور باشد، کنشها به سمت مشارکت، خلاقیت و اقدام فعال سوق پیدا میکنند.
نصر اصفهانی با ذکر یک مثال ساده برای تبیین این موضوع گفت: نحوه مواجهه ما با یک موقعیت، مستقیماً از تصویری که در ذهن داریم تأثیر میپذیرد؛ همانطور که ورود یک فرد با چهرهای خندان یا مضطرب به یک فضا، دو نوع واکنش متفاوت ایجاد میکند. این قاعده در سطح کلان اجتماعی نیز صادق است و رسانهها در خط مقدم تولید این تصاویر قرار دارند.
رسانه؛ فراتر از ناقل خبر
وی با تأکید بر اینکه رسانه صرفاً انتقالدهنده اطلاعات نیست، تصریح کرد: رسانه در واقع «بنگاه تصویرسازی» است. این نهاد، با روایتهایی که تولید میکند، به جامعه میگوید که آینده چگونه خواهد بود. از این منظر، نوع نگاه به رسانه بسیار تعیینکننده است؛ اگر رسانه را صرفاً یک ابزار انتقال خبر بدانیم، کارکرد آن محدود میشود، اما اگر آن را بهمثابه یک کنشگر در ساخت آینده در نظر بگیریم، نقش آن بهطور اساسی تغییر میکند.
این پژوهشگر آیندهپژوهی در ادامه با اشاره به ساختار اجتماعی تولید معنا گفت: در فرآیند شکلگیری روایتهای ذهنی، بازیگران مختلفی نقش دارند؛ از جمله نخبگان، دانشگاهیان و اندیشمندان. اما آنچه این تولیدات فکری را به سطح جامعه منتقل میکند، رسانه است. به بیان دیگر، رسانه «پل ارتباطی میان نخبگان و مردم» است و از همینرو، نحوه بازنمایی مسائل در آن، نقشی کلیدی در شکلدهی به روایتهای اجتماعی از آینده ایفا میکند.

مختصات خبر آیندهمحور
نصر اصفهانی در تبیین تفاوت میان خبر متعارف و «خبر مبتنی بر آینده» گفت: خبر آیندهمحور دارای چند ویژگی اساسی است. نخست آنکه «مسئلهمحور» است، اما در همانجا متوقف نمیشود. در این نوع خبر، یک تکنیک دوپلهای به کار گرفته میشود؛ در گام اول، مسئله بهصورت شفاف بیان میشود و در گام دوم، راهحلها و امکانهای کنش نیز ارائه میگردد. به این ترتیب، مخاطب صرفاً با یک وضعیت بحرانی مواجه نمیشود، بلکه نقش خود را در مواجهه با آن نیز درک میکند.
وی دومین ویژگی را اتکاء به دادهها و شواهد دانست و افزود: در خبر آیندهمحور، از گزارههای کلی و مبهم پرهیز میشود. ارائه آمار، شواهد و دادههای معتبر باعث میشود مخاطب احساس کند با یک روایت مبتنی بر واقعیت مواجه است، نه صرفاً یک تحلیل ذهنی.
به گفته وی، سومین ویژگی، «روایتمندی» خبر است. خبر نباید صرفاً گزارشی مکانیکی از رویدادها باشد، بلکه باید در قالب یک داستان انسانی ارائه شود؛ داستانی که مخاطب بتواند با آن همذاتپنداری کند. حتی شکستها نیز میتوانند بخشی از این روایت باشند؛ به شرط آنکه بهعنوان پلی برای یادگیری و پیشرفت بازنمایی شوند.
خبر هراس در برابر خبر امید
این استاد دانشگاه با تفکیک میان «خبر هراس» و «خبر امید» اظهار داشت: خبر هراس عمدتاً بر منطق «اقتصاد توجه» استوار است؛ یعنی با تحریک احساسات منفی تلاش میکند توجه مخاطب را جلب کند. چنین اخباری بهسرعت بازنشر میشوند، اما در نهایت تصویری از «آینده بسته» و بنبست را در ذهن مخاطب تثبیت میکنند.
در مقابل، خبر امید بر پایه واقعگرایی و امکانسازی شکل میگیرد. این نوع خبر، ضمن بیان واقعیتها، مسیرهای عملی و قابل تحقق را نیز نشان میدهد و به مخاطب القا میکند که میتواند در ساخت آینده نقش داشته باشد.
وی در این زمینه افزود: برای مثال، یک مسئله مانند خشکسالی را میتوان به دو شکل روایت کرد؛ در یک روایت، صرفاً بر بحران و بنبست تأکید میشود، اما در روایت دیگر، همان مسئله بهعنوان فرصتی برای اصلاح الگوی مصرف و بازسازی نظام منابع آب مطرح میشود. تفاوت این دو روایت، تفاوت میان «فلج شناختی» و «کنشمندی» است.
روایت پیشرفت؛ پیوند عمل و معنا نصر اصفهانی در ادامه به مفهوم «روایت پیشرفت» پرداخت و گفت: در تحلیل راهبردی، میتوان چهار وضعیت را از نسبت «عمل» و «روایت» ترسیم کرد: وضعیتی که نه عمل وجود دارد و نه روایت؛ وضعیتی که روایت هست اما عمل نیست؛ وضعیتی که عمل هست اما روایت نمیشود؛ و نهایتاً وضعیتی که هم عمل وجود دارد و هم روایت.
وی تأکید کرد: تنها در حالت چهارم است که «روایت پیشرفت» شکل میگیرد. روایت بدون عمل، بهسرعت بیاعتبار میشود و عمل بدون روایت نیز اثر اجتماعی خود را از دست میدهد.
به گفته وی، یکی از راهبردهای مهم در این زمینه، «خلق موفقیتهای کوچک و روایتسازی تدریجی» است. این فرآیند، مانند یک زنجیره معنادار عمل میکند که در ذهن مخاطب به یک داستان منسجم از پیشرفت تبدیل میشود. در مقابل، اقدامات پراکنده و فاقد پیوست روایی، نمیتوانند چنین اثری ایجاد کنند.
نقش رسانه در همآفرینی اجتماعی
وی با تأکید بر مفهوم «همآفرینی» اظهار داشت: رسانه باید بستری فراهم کند که همه اقشار جامعه در روایت آینده مشارکت داشته باشند. آینده نباید صرفاً از سوی سیاستمداران یا نخبگان تعریف شود، بلکه باید به یک «پروژه جمعی» تبدیل گردد.
در این چارچوب، خبرنگار صرفاً یک راوی نیست، بلکه یک «کنشگر اجتماعی» است که میتواند میان بخشهای مختلف جامعه از حاکمیت و دانشگاه تا مردم و نهادهای مدنی ارتباط برقرار کند. به تعبیر نصر اصفهانی، رسانه میتواند «چسب اجتماعی» باشد و شکافهای ارتباطی موجود را کاهش دهد.
بحران روایت و پیامدهای آن
این پژوهشگر با اشاره به وضعیت موجود گفت: در بسیاری از موارد، چالشهای کشور بهصورت منفصل و بدون پیوند روایی بازنمایی میشوند. در حالی که جریانهای رسانهای رقیب، با اتصال نقاط ضعف به یکدیگر، روایتی منسجم از «ایران ناکارآمد» تولید میکنند.
وی هشدار داد: تداوم چنین روایتی میتواند پیامدهای جدی داشته باشد؛ از جمله گسترش میل به مهاجرت، افزایش فعالیتهای غیرمولد و سفتهبازانه، و کاهش انگیزه برای مشارکت در تولید. این وضعیت، ناشی از شکلگیری تصویری است که در آن آیندهای برای کنش مثبت متصور نیست.
در مقابل، اگر رسانه بتواند ضمن پذیرش واقعیتها، «امکانهای پیشرو» را برجسته کند، میتواند این روند را معکوس نماید.
ضرورت چشمانداز مشترک
نصر اصفهانی در بخش دیگری از این گفتوگو بر اهمیت «چشمانداز مشترک» تأکید کرد و گفت: یکی از چالشهای اساسی، پراکندگی در جهتگیریهاست. هر بخش، بر اساس اولویتهای خود عمل میکند، اما این اقدامات در یک مسیر منسجم قرار نمیگیرند.
وی افزود: تولید یک چشمانداز مشترک به این معناست که یک «تصویر جمعی» از آینده شکل بگیرد؛ تصویری که همه بازیگران—از مردم تا مسئولان خود را در آن سهیم بدانند. در این صورت، مجموعه اخبار و رویدادها همچون قطعات یک پازل، در ذهن مخاطب به یک تصویر معنادار تبدیل میشوند.
به گفته وی، این تصویر میتواند حول محورهایی مانند توسعه علم و فناوری، اقتصاد منطقهای یا بینالمللی شدن شکل بگیرد و به یک «داستان مشترک ملی» بدل شود.
نقش دادهها و تنش خلاق
وی در پاسخ به پرسشی درباره نقش دادهها در اعتباربخشی به روایتها گفت: ارائه دادهها و شاخصهای کمی، یکی از ارکان اساسی خبر حرفهای است. این دادهها به مخاطب نشان میدهند که وضعیت موجود چیست و فاصله تا وضعیت مطلوب چقدر است.
او با اشاره به مفهوم «تنش خلاق» در مدیریت استراتژیک توضیح داد: اگر فاصله میان وضعیت موجود و مطلوب بهدرستی ترسیم شود—نه بیش از حد دور و نه بیش از حد نزدیک میتواند انگیزه حرکت را در جامعه ایجاد کند.
برای مثال، اگر بهصورت دقیق نشان داده شود که سهم یک حوزه اقتصادی از تولید ناخالص داخلی بسیار پایینتر از ظرفیت واقعی آن است، این شکاف میتواند به یک محرک برای کنش جمعی تبدیل شود.

از ژورنالیسم خبر تا ژورنالیسم آینده
نصر اصفهانی در پایان با تأکید بر ضرورت تحول در رویکرد رسانهای گفت: ما نیازمند گذار از «ژورنالیسم خبر» به «ژورنالیسم آینده» هستیم. در این رویکرد، خبر نه صرفاً بازتاب گذشته، بلکه ابزاری برای ساخت آینده است.
وی پیشنهاد داد که «باشگاه خبرنگاران آینده» بهعنوان یک ظرفیت جدید شکل گیرد؛ بستری که در آن، خبرنگاران بتوانند در حوزههای مختلف از اقتصاد و سیاست تا فرهنگ و فناوری با نگاه آیندهپژوهانه به تولید محتوا بپردازند.
به گفته وی، در چنین چارچوبی، رسانه دیگر یک نهاد منفعل نخواهد بود، بلکه به «معمار تصویر آینده» تبدیل میشود؛ معماری که میتواند با روایتهای خود، مسیر حرکت یک جامعه را دگرگون سازد.
انتهای پیام/
