پوست اندازی بزرگ؛ آغاز افول سلبریتیهای خاموش
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تحولات اجتماعی همیشه آرام رخ نمیدهند؛ بعضی تغییرات در دل بحرانها متولد میشوند. جنگ، التهاب، ناامنی و روزهای سخت، صرفاً میدان تقابل نظامی یا سیاسی نیستند؛ این لحظات، صحنه آشکار شدن حقیقت آدمها هم هست. همانجا که به تعبیر مصطفی چمران «وقتی شیپور جنگ نواخته میشود، مرد از نامرد شناخته میشود.»
این روزها بیش از هر زمان دیگری میتوان نشانههای یک «پوستاندازی بزرگ» را در فضای فرهنگی و رسانهای ایران دید؛ تغییری که از دل رفتار سلبریتیها در روزهای بحرانی بیرون آمد و حالا آرامآرام به بازتعریف مفهوم شهرت منجر شده است.
روحالله سهرابی تهیهکننده فیلم «قایقسواری در تهران» که امسال در جشنواره فیلم فجر حضور داشت، در اظهارات اخیرش به نکته مهمی اشاره کرد؛ اینکه جامعه دیگر مانند گذشته به هر چهره مشهور و پرمخاطبی «مرجع اجتماعی» نمیگوید. مردم در روزهای سخت، سلبریتیهای واقعی خود را پیدا کردند.
سهرابی معتقد است آنچه امروز در جامعه در حال رخ دادن است، عبور از «سلبریتی بزم» به «سلبریتی رزم» است؛ عبور از چهرههایی که شهرتشان بر پایه تبلیغات، سرگرمی و فضای مجازی شکل گرفته بود، به سمت کسانی که در میدان واقعی کنار مردم ایستادند، هزینه دادند و مسئولیت پذیرفتند. محبوبیت ناگهانی فرماندهان شهید، اندوه عمومی نسبت به شهادت چهرههایی که شاید تا پیش از این برای بخشی از جامعه صرفاً اسامی رسمی بودند، نشان داد افکار عمومی در حال بازنگری جدی در معیارهای محبوبیت است.
واقعیت این است که بخشی از سلبریتیها در روزهایی که کشور درگیر بحران و التهاب بود، ترجیح دادند سکوت کنند؛ سکوتی که نه از جنس بیطرفی، بلکه بیشتر شبیه محاسبهگری بود. انگار منتظر بودند ببینند کفه تحولات به کدام سمت سنگینتر میشود تا بعد موضع بگیرند. نه محکومیتی روشن، نه همدلی شفافی با مردم، نه حتی واکنشی در اندازه جایگاهی که سالها از همین مردم گرفته بودند.
مردم اما این سکوت را فراموش نمیکنند. جامعه شاید در لحظه، واکنش تند و هیجانی نشان ندهد، اما حافظه تاریخیاش فعال میماند. همان مردمی که سالها بلیت فیلم خریدند، صفحهها را دنبال کردند، کنسرت رفتند و چهره ساختند، امروز این پرسش را جدیتر از همیشه مطرح میکنند که سلبریتی دقیقاً در کدام لحظه باید کنار مردم بایستد اگر نه در روزهای بحران؟
ماجرا فقط به امروز هم ختم نمیشود. نگرانی جدی آنجاست که همین چهرههای خاموش، در دوران پساجنگ دوباره با پروژههای میلیاردی، دستمزدهای نجومی و حضور پررنگ در ویترین رسانهها بازگردند؛ انگار نه انگار که در روزهایی که مردم نیاز به همدلی داشتند، ترجیح دادند سکوت کنند و صرفاً نظارهگر باشند. جامعه اما دیگر آن جامعه سابق نیست. افکار عمومی امروز میان «هنرمند محبوب» و «چهره مسئول» تفاوت قائل میشود.
در همین چارچوب بود که محسن برمهانی معاون سیما نیز در روزهای ابتدایی جنگ، نسبت به تغییر رویکرد رسانه ملی در قبال برخی چهرهها هشدار داد و تأکید کرد که حتماً برنامه صداوسیما با «سلبریتیها و چهرههای ساکت میدان» تغییر خواهد کرد. این جمله، صرفاً یک موضع رسانهای نبود؛ بلکه نشانه درک یک تغییر عمیق در افکار عمومی بود. دورانی که صرف شهرت، برای حضور در قاب رسانه کافی باشد، رو به پایان است.
امروز مردم بیش از هر زمان دیگری به صداقت واکنشها نگاه میکنند. دیگر عصر متنهای خنثی، استوریهای محافظهکارانه و ژستهای مبهم گذشته است. اگر چهرهای سالها از سرمایه اجتماعی مردم استفاده کرده، طبیعی است که جامعه در لحظات حساس نیز از او انتظار موضع، شفافیت و همراهی داشته باشد.
شاید مهمترین اتفاق این روزها، نه فقط تغییر جایگاه چند سلبریتی، بلکه تغییر تعریف «قهرمان» در ذهن جامعه ایرانی باشد؛ قهرمانی که دیگر الزاماً روی فرش قرمز راه نمیرود، بلکه گاهی در میدان ایستاده، هزینه داده و حتی جانش را برای مردم گذاشته است. این پوستاندازی شاید آرام و تدریجی باشد، اما به نظر میرسد مسیر بازگشتی برای آن وجود ندارد.
انتهای پیام/
