» فرهنگ و تاریخ باستان » آسیب شناسی اعتماد رسانه ای نوجوانان به روایت های دوست و دشمن
آسیب شناسی اعتماد رسانه ای نوجوانان به روایت های دوست و دشمن

آسیب شناسی اعتماد رسانه ای نوجوانان به روایت های دوست و دشمن

خرداد ۳, ۱۴۰۵ 2011

فرهنگی

 به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در جهان معاصر، رقابت قدرت‌ها بیش از آنکه صرفاً در میدان‌های نظامی تعیین شود، در عرصه روایت‌ها و ادراک عمومی شکل می‌گیرد. هر رخداد مهم سیاسی و امنیتی، بلافاصله به میدان تولید و تقابل روایت‌ها تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، مسئله اصلی نه فقط «چه اتفاقی افتاده»، بلکه «کدام روایت از آن اتفاق پذیرفته می‌شود» است. نقطه کانونی این پذیرش، اعتماد رسانه‌ای است؛ سرمایه‌ای که اگر تضعیف شود، حتی روایت‌های دقیق نیز شنیده نخواهند شد. در این میان، نوجوانان به‌عنوان نسلی در حال شکل‌گیری هویتی، یکی از حساس‌ترین گروه‌ها در برابر رقابت روایت‌های دوست و دشمن‌اند.

نوجوان امروز در محیطی رشد می‌کند که مرز میان رسانه داخلی و خارجی، رسمی و غیررسمی، حرفه‌ای و شخصی کمرنگ شده است. شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های ویدئویی و پیام‌رسان‌ها، جریان مداومی از اطلاعات و تفسیرها را در اختیار او قرار می‌دهند. در چنین شرایطی، مرجعیت خبری یک‌کانونی جای خود را به مرجعیت‌های متکثر داده است. نوجوان نه‌تنها دریافت‌کننده پیام، بلکه بازنشرکننده و حتی تولیدکننده محتواست. این تغییر ساختاری، مسئله اعتماد رسانه‌ای را به سطحی عمیق‌تر از گذشته برده است.

با این حال، پرسش اصلی آن است که چرا در برخی موارد، روایت‌های بیرونی یا رسانه‌های رقیب برای بخشی از نوجوانان باورپذیرتر جلوه می‌کنند؟ پاسخ به این پرسش را نمی‌توان صرفاً در جذابیت‌های فنی یا مهارت‌های ارتباطی رسانه‌های رقیب جست‌وجو کرد؛ بلکه باید آن را در بستر سیاستگذاری تربیتی نیز تحلیل کرد.

نخستین مسئله، فقدان تربیت منسجم در حوزه «سواد روایت» است. اگرچه در سال‌های اخیر از سواد رسانه‌ای سخن گفته شده، اما در عمل، نظام آموزشی کمتر به آموزش نظام‌مند تحلیل روایت، تشخیص چارچوب‌بندی خبر، شناسایی تکنیک‌های اقناع و فهم سازوکارهای عملیات روانی پرداخته است. نوجوانی که ابزار تحلیل در اختیار ندارد، در برابر روایت‌های احساسی، تصویری و ساده‌سازی‌شده آسیب‌پذیرتر خواهد بود. در چنین وضعی، اعتماد او نه بر مبنای سنجش انتقادی، بلکه بر اساس جذابیت، سرعت انتشار یا هم‌نوایی با هیجانات جمعی شکل می‌گیرد.

دومین مسئله، شکاف میان تجربه زیسته نوجوان و برخی روایت‌های رسمی است. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مخاطب احساس کند روایت ارائه‌شده، با واقعیت‌های ملموس زندگی او فاصله معناداری ندارد. هرگاه نوجوان با تناقض‌های آشکار یا سکوت‌های توضیح‌داده‌نشده مواجه شود، زمینه بی‌اعتمادی فراهم می‌شود. این شکاف، اگر به‌موقع در سیاستگذاری رسانه‌ای و تربیتی دیده و ترمیم نشود، می‌تواند به انتقال مرجعیت ذهنی از «روایت دوست» به «روایت رقیب» بینجامد.

سومین مسئله، ضعف در طراحی الگوهای ارتباطی متناسب با نسل نوجوان است. بخش قابل توجهی از پیام‌های رسمی هنوز با زبان، قالب و ریتم ارتباطی نسل جدید فاصله دارد. نوجوانی که در زیست‌بوم رسانه‌ای مبتنی بر ویدئوهای کوتاه، روایت‌های تعاملی و گفت‌وگوی چندسویه رشد کرده است، کمتر با قالب‌های یک‌سویه و رسمی ارتباط برقرار می‌کند. سیاستگذاری تربیتی در این حوزه نمی‌تواند صرفاً به توصیه اخلاقی یا هشدار نسبت به رسانه‌های رقیب بسنده کند؛ بلکه باید به بازطراحی شیوه‌های ارتباطی و تولید محتوا نیز بیندیشد.

از منظر سیاستگذاری تربیتی، اعتماد رسانه‌ای نوجوانان یک مسئله صرفاً ارتباطی نیست، بلکه بخشی از فرآیند شکل‌گیری هویت مدنی و اجتماعی آنان است. مدرسه، خانواده و رسانه‌های عمومی هر یک سهمی در ساختن «نوجوان روایت‌فهم» دارند؛ نوجوانی که بتواند میان روایت‌های مختلف مقایسه کند، پرسش بپرسد، و بر اساس معیارهای عقلانی و اخلاقی داوری کند. اگر این فرآیند تربیتی به‌درستی طراحی نشود، میدان رقابت روایت‌ها به عرصه‌ای تبدیل می‌شود که در آن، جذاب‌ترین یا پرصداترین روایت برنده خواهد بود، نه لزوماً دقیق‌ترین آن.

در شرایطی که جامعه تجربه دوره‌های پرتنش و پساجنگ را پشت سر می‌گذارد، اهمیت این مسئله دوچندان می‌شود. نوجوانان در چنین دوره‌هایی با حجم بالایی از اخبار، تحلیل‌ها و تفسیرهای متعارض روبه‌رو هستند. اگر سیاستگذاری تربیتی نتواند چارچوبی برای گفت‌وگوی آزاد، تحلیل انتقادی و بازسازی اعتماد فراهم کند، امکان شکل‌گیری بدبینی مزمن یا پذیرش بی‌چون‌وچرای روایت‌های بیرونی افزایش می‌یابد.

بنابراین، آسیب‌شناسی اعتماد رسانه‌ای نوجوانان به روایت‌های دوست و دشمن، در نهایت ما را به بازاندیشی در سیاستگذاری تربیتی می‌رساند. تقویت آموزش نظام‌مند سواد رسانه‌ای، ایجاد فضاهای امن برای طرح پرسش و نقد، ارتقای شفافیت و پاسخ‌گویی رسانه‌های رسمی، و بازطراحی قالب‌های ارتباطی متناسب با نسل جدید، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به ترمیم این سرمایه حیاتی کمک کند.

در جهان امروز، حفظ مرزهای جغرافیایی بدون حفظ مرزهای ذهنی ممکن نیست. اگر نوجوان بیاموزد که چگونه روایت‌ها را بفهمد، تحلیل کند و بر پایه اعتماد آگاهانه داوری کند، نه‌تنها در برابر عملیات رسانه‌ای آسیب‌پذیر نخواهد بود، بلکه به سرمایه‌ای برای تقویت انسجام و بلوغ اجتماعی جامعه تبدیل خواهد شد. مسئله اعتماد رسانه‌ای نوجوانان، در نهایت، مسئله آینده ادراک جمعی یک ملت است.

 یادداشت از محدثه فدایی

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×