تابآوری بالا؛ شاخصه تاریخیِ جامعه ایرانی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سیدمحمود نجاتیحسینی در گفتگویی با تأکید بر این که آینده ایران بیشک از مسیر گفتوگو، پاسداشت عقلانیت مدنی، شنیدن صدای دیگری و همچنین بازگشت شهروندان به عرصه مشارکت عمومی شکل میگیرد، ابراز داشت: به گواه جامعهشناسی تاریخی ایران معاصر و از نگاه فلسفه سیاسیِ رئالیستی، جامعه ما همواره با «امر سیاسی» یعنی امر مرتبط با قدرت و حوزه عمومی ارتباط داشته است که شاهد مثال بارز تاریخی آن، انقلاب مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت، همچنین قیام پانزدهم خردادماه سال 42 و به ویژه انقلاب اسلامی سال 57 است.
وی افزود: با این وجود باید توجه داشت که حضور «امر سیاسی» در زندگی روزمره که در نگاه مطالعات فرهنگی، یک زیست سطحی تکراری و غیرسیاسی شده و کنشگران در آن نیز همین مردمان عادی یعنی اکثریت جامعه هستند، سویه دیگری هم دارد.
مدیر بخش جامعهشناسی دین مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران همچنین ادامه داد: به دیگر سخن، امر سیاسی و زندگی روزمره در ایران معاصر را باید از سه منظر روایت کرد؛ نخست، از منظر «جامعهشناسی سیاسی انتقادی» که معتقد است زندگی روزمره در ایران آگاهانه سیاستزدایی شده است؛ دوم، از نگاه «فلسفه سیاسی انتقادی» که تأکید می کند باید زندگی روزمره در ایران را عالماً و عامداً سیاستزدایی کرد تا شهروندان به حوزه عمومی و جامعه مدنی برگردند و در مورد سرنوشت جمعیشان، خود تصمیمگیر و تصمیمساز باشند و سوم هم از منظر «مطالعات فرهنگی» رایج در ایران که اتفاقاً زندگی روزمره غیرسیاسی و سیاستزدایی شده را مدح و ترویج میکند، به جای آنکه به تحلیل انتقادی آن بپردازد.
وی بیان داشت: در کلیه این روایتهای اجتماعی، به نوعی نسبتکاوی میان «امر سیاسی و زندگی روزمره ایرانی» مفروض گرفته شده است و این مسأله حاکی از آن است که تا چه حد توجه مردم به امر سیاسی و مشارکت شهروندان در امر سیاسی برای بقای جامعه و بازتولید جهانِ اجتماعی و همچنین ماندگاری نظام سیاسی و وجود نظم و امنیت، لازم و بایسته است.
نجاتیحسینی افزود: البته توجه دادن مردم به امر سیاسی و مشارکت آنها در اینباره خودش نیازمند تحقق ملزوماتی است که از آن جمله میتوان به مواردی همچون وجود یک دولت دموکراتیک مردمی مدرن مشارکتجو و مشارکتساز ، وجود نظام آموزش و پرورش مدرسهای-دانشگاهیِ عقلانی و علمی و همچنین نظام رسانهای مدرن مردمی آزاد و مستقل اشاره کرد به نحوی که اگر اینها در جامعه فراهم شوند، به لحاظ جامعهشناختی عرض می کنم که جامعه و اکثریت مردم دوباره به امر سیاسی به معنای مشارکت سیاسی فعال مؤثر در تصمیمگیری و تصمیمسازیها برمیگردند و بدینسان زمینهی مناسبی برای غلبه بر چالش های موجود فراهم میشود.
وی گفت: از سوی دیگر باید توجه داشت که از حیث جامعهشناسیِ تاریخی، جامعه ما طی تاریخ کهن خود، فراز و فرودها و شکستها و پیروزیهای بسیاری به خود دیده است و از همین رو، یک جامعه با «تابآوری بالا» به شمار میرود؛ جامعهای پرتکاپو و مقاوم ولی در عین حال جامعه پرچالش و پرمسأله که «سوگهای ملی» در آن کم نبوده است. ترومای ناشی از سوگ میتواند برای پویایی ملی و امید اجتماعی چالش ایجاد کند.
نجاتی حسینی خاطرنشان کرد: با این وجود، از آن جا که جامعه ایران به لحاظ تاریخی یک جامعه دینمدار محسوب میشود، ماهیت تابآوری اجتماعی و مقاومت مدنی که در اصطلاح دینی به آن «صبر و حلم» گفته میشود، باعث شده تا این جامعه در پهنهی جغرافیای تاریخی دوام بیاورد و به همین خاطر باید گفت که ظرفیت بازسازی این جامعه مناسب است و میتواند تهدید را به فرصت تبدیل کند و فرصت را به مزیت و توسعه و رفاه منتهی سازد؛ آن هم با بهرهگیری از ذخایر تمدنی یعنی میراث علمی،دینی، فرهنگی و تاریخی و همچنین نیروی غنی انسانی که در اختیار دارد.
وی همچنین گفت: بر این اساس ایران، چون هم یک جامعه نسبتاً مدرن و هم یک جامعه دینگرا با یک حکومت فقهی است، منطقاً باید هم به «گفتمان تکلیف و تعهد شهروندی و حقوق بشر مدرن جهانی» استناد کند و هم به «گفتمان دینی حقوقی فقهی حقالناس» اسلامی و شیعی. در هر دو این مواضع گفتمانی عرفی و دینی، هم «حق حضور در عرصه عمومی»، هم «حق انتقاد و اعتراض» و هم «وظیفه و فریضه دینی امر به معروف و نهی از منکر نسبت به رفتار حاکم مسلمان و عملکرد حکومت اسلامی» وجود دارد.
وی در پایان افزود: به همین خاطر معتقدم که در جامعه ایران باید همه این لوازم حقوقی سیاسی مدرن و سنتی دینی فقهی را بازیابی کرد و این وظیفه علمی و رسالت تاریخی و تکلیف دینی بر عهده مدرسه ، دانشگاه، مسجد، نظام حکمرانی و رسانه است.
انتهای پیام/
