ببینید|احمدجو: سلمان فارسی با غدیر به پایان میرسد؛ پایانی که تلخ نیست
خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: بعضی فیلمسازان را نمیتوان با تعداد آثارشان سنجید؛ باید آنها را با ردپایی که در حافظه جمعی مردم به جا گذاشتهاند شناخت. امرالله احمدجو از همان دست هنرمندان است؛ نویسنده و کارگردانی که با آثاری چون «روزی روزگاری»، «پشت کوههای بلند» و «تفنگ سرپر» توانست روایتهایی ماندگار از فرهنگ، اخلاق و هویت ایرانی خلق کند؛ آثاری که سالها پس از تولید همچنان برای مخاطبان تازگی دارند.
احمدجو این روزها در قامت نویسنده و دستیار اول داوود میرباقری در یکی از بزرگترین پروژههای تاریخ تلویزیون ایران، یعنی سریال «سلمان فارسی»، حضور دارد؛ پروژهای که پس از وقفهای ناخواسته به دلیل شرایط جنگ تحمیلی اخیر، بار دیگر فیلمبرداری خود را از سر گرفته و خود را برای عبور از فصل ایران و ورود به فصل حجاز آماده میکند.
اما شاید مهمترین نکتهای که در این گفتوگو مطرح میشود، اشاره به یکی از حساسترین و جذابترین بخشهای سریال «سلمان فارسی» باشد؛ جایی که روایت زندگی این صحابی بزرگ به واقعه تاریخی غدیر خم گره میخورد.
احمدجو معتقد است غدیر نهتنها نقطه اوج پیوند سلمان فارسی با پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) است، بلکه میتواند پایانی باشکوه، امیدبخش و غیرتلخ برای این فصل از روایت زندگی سلمان باشد؛ پایانی که به گفته او، مخاطبان را به یکی از مهمترین بزنگاههای تاریخ اسلام میرساند.
خالق «روزی روزگاری» در این گفتوگو از روند ازسرگیری تولید «سلمان فارسی»، ظرفیتهای دراماتیک واقعه غدیر، جایگاه سلمان در تاریخ اسلام، دشواریهای ساخت آثار تاریخی و همچنین نسبت هویت ایرانی و اسلامی در سینما و تلویزیون سخن گفته است؛ گفتوگویی که در آن از ناگفتههای یکی از مهمترین پروژههای تلویزیونی سالهای اخیر نیز پرده برداشته میشود.
مشروح این گفتوگوی ویدئویی را در ادامه ببینید و بخوانید.
از سرگیری «سلمان فارسی» پس از وقفه جنگ؛ دوباره پشت مانیتور میرباقری
اجازه بدهید گفتوگو را از «سلمان فارسی» آغاز کنیم. این روزها دوباره داوود میرباقری و امرالله احمدجو پشت مانیتور این پروژه بزرگ تاریخی نشستهاند و پس از وقفهای که به دلیل جنگ تحمیلی اخیر به وجود آمد، تولید سریال از سر گرفته شده است. ظاهراً قرار است سکانسهای باقیمانده فصل ایران تصویربرداری شود و سپس گروه به استقبال فصل حجاز برود. از این شروع دوباره برایمان بگویید.
امرالله احمدجو: مطابق معمول، همان وقفهای که اشاره کردید، دو سه ماه کار ما را عقب انداخت، اما حالا دوباره به همان روال سابق برگشتهایم و همه چیز در مسیر قبلی خود قرار دارد.
البته یکی از اتفاقات جذابی که فکر میکنم مخاطبان هم مشتاق دیدن آن باشند، بحث واقعه غدیر در سریال است. درباره غدیر بارها صحبت شده و سالها آرزو داشتم بتوانم به این موضوع بپردازم. گاهی موانعی وجود داشت و گاهی شرایط فراهم نمیشد، اما خوشبختانه امروز این امکان در «سلمان فارسی» فراهم شده است.
داوود میرباقری همواره نشان داده که توان عبور از برخی خطوط قرمز رایج در آثار تاریخی را دارد؛ البته نه با شکستن حرمتها، بلکه با جلب اعتماد کسانی که نسبت به این حوزه حساسیت دارند. این اتفاق امروز در «سلمان فارسی» نیز در حال رخ دادن است.
اینکه پایان سریال دقیقاً با غدیر خم باشد یا شکل دیگری پیدا کند، موضوعی است که مخاطبان باید منتظر آن بمانند، اما آنچه مسلم است این است که واقعه غدیر در این اثر حضور دارد.
چرا غدیر بهترین نقطه برای پایان روایت سلمان فارسی است؟
چرا این مقطع تاریخی برای پایان روایت زندگی سلمان فارسی انتخاب شده است؟
امرالله احمدجو: بالاخره این داستان باید در نقطهای به پایان میرسید. البته درباره زندگی سلمان پس از غدیر خم نیز ماجراهای فراوانی وجود دارد. سلمان از جمله یاران خاص امیرالمؤمنین(ع) بود و به دلیل دلبستگی عمیقی که به حضرت علی(ع) داشت، مسیر زندگی ویژهای را طی کرد.
او در واقع نماینده ایرانیانی بود که اسلام ناب را کشف کردند و در گسترش آن سهم بزرگی داشتند. ما در آن ماجرای عظیمی که در حجاز در حال وقوع بود، نمایندهای شایسته به نام سلمان داشتیم.
سلمان از خانوادهای برخوردار و بانفوذ برخاسته بود. پدرش از ملاکان بزرگ و چهرههای صاحب نفوذ در دربار به شمار میرفت. او میتوانست مانند بسیاری از آقازادگان آن دوران، زندگی آسوده و مرفهی داشته باشد، اما دغدغه اصلیاش حقیقت، ایمان و شناخت بود.
سلمان؛ جستوجوگری که با خرافه کنار نیامد
سلمان با ذهنی جستوجوگر به وضعیت دینی زمانه خود نگاه میکرد. او میدید آنچه در آموزههای اصیل وجود داشته، در بسیاری موارد گرفتار خرافه شده است. به همین دلیل به تحقیق و جستوجو پرداخت و در ادامه، مسیحیت را انتخاب کرد؛ اما نه از سر منفعت یا برای دستیابی به مقام و جایگاه.
او حتی در مسیحیت نیز نگاه پژوهشگرانه و نقادانه خود را حفظ کرد. هنگامی که مشاهده کرد تجملات و شکوه کلیسا با آموزههای حضرت مسیح(ع) همخوانی ندارد، زبان به انتقاد گشود. همین مسئله باعث شد با او برخورد شود.
در حالی که میتوانست به مقامهای بالای مذهبی دست پیدا کند، حاضر نشد از نقدهای خود دست بکشد و به تعبیر آنها «توبه» کند. بنابراین مسیر دیگری را انتخاب کرد و همچنان به دنبال حقیقت ماند.
از جستوجوی «سوشیانت» تا رسیدن به پیامبر(ص)
از دوران جوانی، سلمان در جستوجوی «سوشیانت» بود؛ همان منجی و مصلحی که در آموزههای زرتشتی وعده داده شده بود. او همواره آرزو داشت در زمان حیاتش بتواند چنین شخصیتی را پیدا کند.
سوشیانت در نگاه او کسی بود که دین را از خرافات پالایش میکند و به حقیقت نخستین آن بازمیگرداند. مدتی گمان میکرد حضرت مسیح(ع) همان موعود وعده داده شده است، اما بعدها شنید در حجاز فردی ظهور کرده و ادعای پیامبری دارد؛ فردی که سخنانش با مدعیان دیگر تفاوت داشت و از اصالت و حقیقتی ویژه برخوردار بود. به همین دلیل راهی حجاز شد تا از نزدیک حقیقت را ببیند.
پیام برابری اسلام؛ چیزی که ایرانیان مشتاق شنیدنش بودند
یکی از مهمترین عواملی که سلمان را جذب کرد، شعار برادری و برابری در اسلام بود؛ شعاری که آن روزها دهان به دهان میان مردم میگشت.
در آن دوران، جامعه طبقاتی شدیدی بر ایران حاکم بود. فرزندان طبقات پایین حتی حق آموختن خواندن و نوشتن نداشتند و آموزش برای بسیاری از مردم جرم محسوب میشد. این مسئله کاملاً جدی بود و شوخیبردار نبود.
در چنین فضایی، پیام برابری و برادری اسلام برای بسیاری از ایرانیان دلنشین و امیدبخش بود. سلمان نیز با همین نگاه به حجاز رفت و سرنوشت تازهای برای خود رقم زد.
او پس از سالها جستوجو، سرانجام به مطلوب خود رسید. پیامبر اکرم(ص) را یافت و در همان مسیر، امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) را نیز شناخت. از همان زمان، پیوندی عمیق میان سلمان و حضرت علی(ع) شکل گرفت؛ پیوندی که تا پایان عمر سلمان ادامه یافت.
«سلمان فارسی» با غدیر به پایان میرسد؟
بنابراین به نظر میرسد انتخاب فعلی برای پایان فصل نخست «سلمان فارسی»، واقعه غدیر باشد. البته پیشتر صحبتهایی درباره ساخت فصل دوم و روایت زندگی سلمان تا زمان رحلت او هم مطرح شده بود. آیا میتوان گفت پایان این فصل با غدیر خم رقم میخورد؟
امرالله احمدجو: بله، این انتخاب به همان پیوند عمیق و ویژهای برمیگردد که میان سلمان فارسی، پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) وجود دارد. بخشی از دلایلش همان نکاتی است که شما اشاره کردید، اما یک دلیل مهم دیگر هم دارد؛ اینکه انشاءالله سریال با پایانی تلخ به پایان نمیرسد.
تأکید میکنم؛ ما «قصه سلمان» را روایت میکنیم
سلمان فارسی چه جایگاهی در تداوم و انتقال پیام غدیر دارد؟ از سوی دیگر، واقعه غدیر چه ظرفیتهای تاریخی و دراماتیکی برای روایت تصویری و انتقال پیام در اختیار شما قرار میدهد؟
امرالله احمدجو: ما در این پروژه، قصه سلمان را روایت میکنیم؛ تأکید میکنم روی واژه «قصه». همانطور که در تعزیه، قصه عاشورا روایت میشود، نه تاریخ عاشورا و نه داستان عاشورا.
داستان باید تا حد زیادی به واقعیت تاریخی پایبند باشد و آنچه رخ داده را بازنمایی کند، بهویژه وقتی با یک اثر تاریخی روبهرو هستیم. البته درام هم اقتضائات خودش را دارد. اما وقتی از «قصه» صحبت میکنیم، دست روایت برای تخیّل و پرداخت هنری بازتر میشود.
تعزیه نمونه خوبی از این مسئله است. در تعزیه گاهی عناصری وجود دارد که الزاماً در واقعه کربلا رخ ندادهاند، اما برای تقویت روایت و انتقال بهتر مفاهیم به آن افزوده شدهاند. تعزیه در واقع یک نمایش آیینی است؛ حتی شاید نتوان آن را به معنای متعارف، نمایش نامید.
تعزیه تماشاگر ندارد؛ شرکتکننده دارد
در آیینهایی مانند تعزیه، مردم صرفاً تماشاگر نیستند؛ مشارکتکنندهاند. همانطور که در مراسم عروسی یا عزاداری، افراد برای تماشا حضور پیدا نمیکنند، بلکه در برگزاری مراسم سهیم میشوند.
تعزیه نیز چنین ویژگیای دارد. کسانی که تعزیهخوانی میکنند و مردمی که گرداگرد مجلس نشستهاند، همگی بخشی از آن آیین و برگزاری آن هستند، نه صرفاً تماشاگر یک اجرا.
ما هم در «سلمان فارسی» در حال روایت قصه سلمان هستیم. زیرا آنچه در منابع تاریخی درباره سلمان آمده، در مقایسه با عظمت شخصیت و زندگی او، بسیار اندک است. همه پژوهشگران، محدثان و محققان این موضوع را میدانند.
تاریخ سلمان کوتاه است؛ اما قصه او بسیار گسترده
البته کتابهای فراوانی درباره سلمان فارسی نوشته شده که عمدتاً بر پایه همان اطلاعات محدود تاریخی شکل گرفتهاند؛ آثاری مانند «سلمان پاک» و کتابهای مشابه.
اما واقعیت این است که تاریخ درباره سلمان بسیار مختصر سخن گفته و در مقابل، ظرفیت قصه او بسیار گسترده است. به همین دلیل این مجموعه در سه بخش طراحی شده و در مجموع حدود 100 قسمت را دربر خواهد گرفت.
تا امروز نیز بخش قابل توجهی از این مسیر طی شده و چیزی حدود 50 تا 70 قسمت آن تصویربرداری شده است. انشاءالله با ادامه تولید، مخاطبان به تدریج ابعاد بیشتری از این روایت بزرگ را خواهند دید.
نقش سلمان در غدیر؛ رفاقتی که پس از رحلت پیامبر پررنگتر شد
درباره انتقال پیام غدیر صحبت کردیم. سلمان فارسی در این میان چه جایگاهی دارد؟
امرالله احمدجو: همانطور که عرض کردم، ما در «سلمان فارسی» در حال روایت قصه سلمان هستیم. طبیعتاً در این قصه، حضور شخصیتهای دیگر نیز به شکل ضمنی وجود دارد؛ بهویژه رابطه و رفاقت سلمان با امیرالمؤمنین(ع) که از نخستین دیدارها و آشناییهای آنها شکل میگیرد و تا واقعه غدیر ادامه پیدا میکند.
اما واقعیت این است که بخش اصلی و عمیق این پیوند، پس از غدیر و بهویژه بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) آشکار میشود؛ زمانی که ماجراهای مربوط به خلافت رخ میدهد و سلمان در شمار نزدیکترین یاران حضرت علی(ع) باقی میماند.
سلمان، در کنار شخصیتهایی چون ابوذر، عمار و چند تن دیگر، از جمله کسانی است که در سختترین شرایط کنار امیرالمؤمنین(ع) میایستد. به همین دلیل اگر شرایط ساخت بخش دوم این مجموعه فراهم شود، طبیعتاً فرصت بیشتری خواهیم داشت تا به این رفاقت، همراهی و وفاداری تاریخی بپردازیم.
اگر قرار باشد از غدیر فیلم بسازم…
اگر قرار باشد فیلم یا سریالی مستقل درباره غدیر ساخته شود، به نظر شما مهمترین زاویه روایت چه خواهد بود؟ ابعاد سیاسی، اجتماعی، معنوی یا شخصیتمحور این واقعه؟
امرالله احمدجو: این مسئله کاملاً به نگاه و انتخاب فیلمساز بستگی دارد. واقعه غدیر را میتوان از زوایای مختلف روایت کرد؛ چرا که امیرالمؤمنین(ع) بهحق «انسان کامل» شناخته شدهاند و انسان کامل، وجوه گوناگون و متعددی را در خود جمع کرده است.
برای مثال، در فرهنگ پهلوانی و ورزش، بسیاری از ورزشکاران و کشتیگیران خود را به حضرت علی(ع) منتسب میدانند و از ایشان الهام میگیرند. اما اگر انتخاب با من باشد، احتمالاً بر وجه شاعرانه شخصیت امیرالمؤمنین(ع) تمرکز میکنم؛ وجهی که به گمانم کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وجه شاعرانهای از امیرالمؤمنین(ع) که کمتر دیدهایم
حضرت علی(ع) با شعر و ادبیات بیگانه نبودند و نگاه عمیق و حکیمانهای به آن داشتند. البته هنرمندان ما نیز در طول تاریخ نسبت به این جنبه از شخصیت ایشان بیتوجه نبودهاند.
اگر به آثار هنری دوره صفویه نگاه کنید، بهویژه کاشیکاریهای مساجد اصفهان، میبینید که چگونه نام مبارک علی(ع) در قالب ترکیببندیهای بصری و گرافیکی خیرهکننده تجلی یافته است.
از سوی دیگر، کافی است به زبان و فرهنگ عمومی ایرانیان نگاه کنیم. حجم استفاده از نامها و القاب منتسب به امیرالمؤمنین(ع) در جامعه ما بسیار قابل توجه است؛ از نامهایی مانند علی، علیرضا، محمدعلی، صفدر، تراب و دهها عنوان دیگر گرفته تا اصطلاحاتی که در زبان روزمره مردم جاری است.
شاید هیچ عبارتی به اندازه «یا علی» در فرهنگ گفتاری ایرانیان نفوذ نکرده باشد؛ عبارتی که در موقعیتهای مختلف و با احساسات گوناگون بر زبان مردم جاری میشود و به بخشی از زیست فرهنگی ما تبدیل شده است.
از نهجالبلاغه تا هنر؛ علی(ع) و نگاه حکیمانه به شعر
امیرالمؤمنین(ع) نسبت به شعر نیز نگاهی حکیمانه داشتند. در نهجالبلاغه، هنگامی که درباره شعر سخن میگویند، صرفاً به جنبههای فنی و بلاغی آن توجه ندارند، بلکه محتوا و موضوع شعر را نیز مورد ارزیابی قرار میدهند.
ایشان شعر را میتواند ابزاری برای انتقال حکمت و معرفت بدانند و از همین منظر به آن مینگرند. برخی اشعاری نیز به حضرت علی(ع) منسوب شده است که درباره اصالت آنها میان محققان بحثهایی وجود دارد، اما در هر صورت نشان میدهد که شعر و ادبیات در ساحت فکری ایشان جایگاه ویژهای داشته است.
شخصیتی که همه مسلمانان بر عظمتش اتفاق نظر دارند
نکته مهم دیگر این است که امیرالمؤمنین(ع) شخصیتی هستند که در میان همه مسلمانان جایگاهی ممتاز دارند. شیعیان ایشان را امام نخست خود میدانند و اهل سنت نیز حضرت علی(ع) را در شمار بزرگترین شخصیتهای تاریخ اسلام و چهارمین خلیفه مسلمانان میشناسند.
به همین دلیل، ایشان یکی از مهمترین نقاط مشترک میان همه مسلمانان به شمار میروند؛ شخصیتی که ابعاد مختلف زندگی، اندیشه، حکمت، عدالت، شجاعت و معنویت او بارها توسط پژوهشگران و صاحبنظران بررسی شده است.
من البته در آن حوزهها صاحبنظر نیستم که بخواهم وارد بحثهای تخصصی شوم، اما از منظر تصویر و روایت هنری، همچنان معتقدم ظرفیتهای فراوانی در شخصیت امیرالمؤمنین(ع) وجود دارد که میتواند الهامبخش آثار نمایشی و تصویری تازه باشد؛ ظرفیتهایی که چه در گذشته و چه امروز، هنرمندان میتوانند از زاویههای متفاوت به آنها نزدیک شوند و روایتهای جدیدی خلق کنند.
جذابیت غدیر فقط در خود واقعه نیست؛ در روایت آن است
یعنی به نظر شما همین وجه شاعرانه و هنری که به آن اشاره کردید، میتواند نسل امروز را نیز با خود همراه کند؟ آیا اگر از این زاویه به غدیر پرداخته شود، میتوان جوانان را به این واقعه و ناگفتههای آن نزدیکتر کرد؟
امرالله احمدجو: حتماً همینطور است. البته نتیجه نهایی به این بستگی دارد که اثر تا چه اندازه بتواند خودش را نشان دهد و بر مخاطب تأثیر بگذارد. اینکه یک اثر بتواند جوان یا غیرجوان را جذب کند، بیش از هر چیز به نحوه پرداخت آن وابسته است.
ببینید، هر موضوعی فارغ از اینکه چه باشد، از یک سو به انتخاب و نگاه فیلمساز بستگی دارد و از سوی دیگر به شیوهای که ارائه میشود. خود موضوع ممکن است بخشی از جذابیت را در ذات خود داشته باشد، اما همه جذابیت در خود موضوع خلاصه نمیشود.
آنچه یک اثر را ماندگار و اثرگذار میکند، نوع نگاه، زاویه روایت و شیوه پرداخت آن است. این همان عاملی است که میتواند یک موضوع را به اوج برساند و آن را در دل مخاطب بنشاند.
چرا غدیر هنوز سوژه آثار بزرگ نمایشی نشده است؟
سؤال دیگری که به ذهن میرسد این است که با وجود اهمیت واقعه غدیر، ظرفیتهای دراماتیک فراوان آن و همچنین حضور این واقعه در روایتهایی مانند «سلمان فارسی»، چرا بسیاری از طرحها و فیلمنامههای مرتبط با این موضوع هرگز به مرحله تولید نرسیدهاند؟
امرالله احمدجو: واقعیت این است که من اثر شاخصی را سراغ ندارم که به شکل مستقیم و مستقل به واقعه غدیر پرداخته باشد.
شاید مهمترین و شناختهشدهترین اثری که بتوان به آن اشاره کرد، سریال «امام علی(ع)» ساخته داوود میرباقری باشد که به بخشی از این فضا و شخصیتها نزدیک شده است. اما اینکه اثری به طور مستقل و مستقیم بر واقعه غدیر متمرکز شده باشد، دستکم من نمونه شاخصی را به یاد ندارم.
البته ممکن است آثاری در این زمینه تولید شده باشد که من آنها را ندیده باشم، اما چون شناخت دقیقی از چنین نمونههایی ندارم، نمیتوانم درباره دلایل ساخته نشدن یا به تولید نرسیدن این طرحها اظهار نظر مشخصی داشته باشم.
یک واقعه بزرگ؛ روایتهایی که هنوز ساخته نشدهاند
احمدجو معتقد است جذابیت یک موضوع تاریخی صرفاً به اهمیت آن واقعه وابسته نیست؛ بلکه این نگاه هنرمند و شیوه روایت اوست که میتواند یک رویداد تاریخی را به اثری ماندگار تبدیل کند. از همین منظر، غدیر همچنان ظرفیتی گسترده برای روایتهای تازه، خلاقانه و اثرگذار دارد؛ ظرفیتی که به باور او هنوز همه ابعاد آن در سینما و تلویزیون کشف و تجربه نشده است.
چرا بسیاری از پروژههای تاریخی و مذهبی هرگز ساخته نمیشوند؟
آقای احمدجو، در سالهای گذشته بارها شاهد بودهایم که فیلمسازان بزرگی آرزوی ساخت آثاری درباره شخصیتها و وقایع مهم تاریخ اسلام را داشتهاند؛ از داوود میرباقری که سالها برای «امام علی(ع)» و «سلمان فارسی» تلاش کرد تا زندهیاد ضیاءالدین دری که علاقه داشت درباره حضرت زینب(س) اثری بسازد. حتی در آثاری مانند «محمد رسولالله(ص)» مجید مجیدی نیز تنها اشاراتی گذرا به برخی از این وقایع دیدهایم. به نظر شما مهمترین مانع تولید چنین آثار شاخصی چیست؟
امرالله احمدجو: عوامل مختلفی در این مسئله دخیل هستند. همه چیز به این بستگی دارد که تصمیمگیرندگان چه کسانی باشند، چه سلیقهای داشته باشند، از چه میزان دانش و آگاهی برخوردار باشند و با چه نگاهی درباره یک اثر قضاوت کنند.
یکی از مهمترین مسائل این است که تصمیمگیرندگان تا چه اندازه فیلمنامه را میشناسند و با اقتضائات درام آشنا هستند. از سوی دیگر، مصلحتاندیشیها و شرایط زمانی نیز تأثیرگذارند. ممکن است شما فیلمنامهای را در دورهای ارائه دهید که حساسیتهای خاصی درباره برخی موضوعات تاریخی، مذهبی یا اختلافات فرقهای وجود داشته باشد و همین مسئله بر سرنوشت آن اثر تأثیر بگذارد.
البته هر پروژهای شرایط خاص خودش را دارد. گاهی ممکن است فیلمنامه ضعیف باشد، نگاه سطحی به موضوع داشته باشد و به همین دلیل رد شود. گاهی هم برعکس، اثر در سطح بالایی قرار دارد اما تشخیص ارزشهای آن برای برخی تصمیمگیرندگان دشوار است. هر دو اتفاق در طول سالها بارها رخ داده است.
مشکل از جایی آغاز میشود که مصوبکننده، تحلیلگر میشود
امیدوارم روزی برسد که بخشی از این موانع از سر راه برداشته شود و تصمیمگیرندگان نیز همراهتر شوند. به اعتقاد من، وظیفه شوراهای تصویب در درجه اول بررسی کلیت طرح و رعایت خط قرمزهاست، نه ورود به حوزه تخصصی تحلیل فیلمنامه.
متأسفانه یکی از مشکلاتی که در برخی شوراهای تصویب وجود دارد این است که افراد با مجموعهای از کلیشههای قدیمی و فرسوده به سراغ تحلیل فیلمنامه میروند؛ در حالی که اساساً تحلیلگر حرفهای نیستند.
شما نه از آنها مقالهای دیدهاید، نه کتابی نوشتهاند، نه به عنوان صاحبنظر شناخته میشوند و نه سابقهای در حوزه نقد و تحلیل دارند؛ اما در مقام تحلیلگر ظاهر میشوند.
در حالی که مصوبکننده باید نماینده سیاستگذار باشد؛ یعنی بررسی کند که آیا اصل موضوع با سیاستهای مجموعه سازگار است یا نه و آیا خطوط قرمز رعایت شدهاند یا خیر. اما اینکه یک شخصیت چگونه پرداخته شده، فضاسازی چگونه است یا ساختار درام چه وضعیتی دارد، موضوعی است که باید به فیلمساز و صاحب اثر سپرده شود.
گاهی حق فیلمنامهنویس ضایع میشود
بخش قابل توجهی از این قضاوتها نیز متأسفانه اشتباه است. گاهی به دلیل کمبود دانش، گاهی به دلیل نداشتن تجربه کافی، گاهی به خاطر مطالعه سطحی اثر و گاهی هم به دلایل دیگر، درباره یک فیلمنامه قضاوت نادرستی صورت میگیرد.
در چنین شرایطی ممکن است حق نویسندهای که ماهها یا حتی سالها برای نگارش یک اثر زحمت کشیده، نادیده گرفته شود و پروژهای ارزشمند به سرانجام نرسد.
«سلمان فارسی»؛ طرحی که روزی به آن میخندیدند
البته من شخصاً معتقدم در کنار همه این مسائل، زمان و قسمت هم نقش مهمی دارند.
نمونه روشن آن خود «سلمان فارسی» است. یادم میآید بیش از 30 سال پیش که داوود میرباقری از ساخت این مجموعه صحبت میکرد، بسیاری این ایده را جدی نمیگرفتند و حتی به آن میخندیدند.
برخی میگفتند سلمان فارسی شخصیت فرهنگی و معنوی مهمی است، اما زندگی او آنقدر فراز و فرود و حادثه ندارد که بتوان بر اساس آن یک سریال بزرگ ساخت.
اما سالها بعد، زمانی که طرح نهایی کار را دیدم، حرفم را پس گرفتم. متوجه شدم میرباقری چه نگاه ویژهای به این شخصیت دارد و چگونه از همان اطلاعات محدود تاریخی، روایتی جذاب، پرکشش، دوستداشتنی و پرماجرا خلق کرده است.
داوود میرباقری 30 سال «سلمان» را زمین نگذاشت
با این حال، مسیر تولید این مجموعه نیز ساده نبود. مدیران مختلف آمدند و رفتند، سیاستها تغییر کرد و هر بار به دلایلی اجرای پروژه به تعویق افتاد.
اما داوود میرباقری این طرح را هیچگاه زمین نگذاشت و سالها آن را با خود حمل کرد تا سرانجام زمانی فرا رسید که شرایط برای تولید آن فراهم شد.
شاید همین سرنوشت بهترین مثال باشد برای اینکه بدانیم در تولید آثار بزرگ تاریخی، فقط کیفیت فیلمنامه تعیینکننده نیست؛ گاهی زمان، شرایط و ارادهای که پشت یک پروژه قرار دارد نیز نقش تعیینکنندهای در به ثمر رسیدن آن ایفا میکند.
«سلمان فارسی» نتیجه 30 سال سماجت داوود میرباقری است
شما از پافشاری و سماجت داوود میرباقری برای ساخت «سلمان فارسی» صحبت کردید؛ کسی که انگیزهاش را از دست نداد، «امام علی(ع)» را ساخت، بعد به سراغ «معصومیت از دست رفته»، «مختارنامه» و آثار دیگر رفت تا به مرحلهای از پختگی و تجربه رسید که امروز «سلمان فارسی» را میسازد. آیا میتوان گفت این پروژه حاصل بلوغ حرفهای میرباقری و سالها تجربه او در آثار تاریخی است؟
امرالله احمدجو: بله، دقیقاً همینطور است. شاید قسمت و تقدیر سلمان فارسی این بوده که پس از همه آن تجربهها ساخته شود. سلمان، بهنوعی نماینده ایرانیان در گسترش و تبیین اسلام است و تنها ایرانی شناختهشده در میان اصحاب پیامبر اکرم(ص) به شمار میرود.
به گمان من، این پروژه باید پس از تجربههای بزرگی مانند «مختارنامه» شکل میگرفت تا داوود میرباقری با آن حجم از دانش، تجربه و شناخت سراغش برود.
خوشبختانه من این سعادت را داشتهام که در کنار ایشان باشم و از نزدیک ببینم چگونه همه وجودش را وقف این کار کرده است؛ از تجربه و دانش گرفته تا عشق و دلبستگی عمیقی که نسبت به موضوع دارد.
واقعاً میبینم که همه توان خود را به کار گرفته تا مجموعه را به بهترین شکل ممکن پیش ببرد و خدا را شکر تاکنون نیز کار در همان مسیری که باید، حرکت کرده است.
از فقدان برادر تا درگذشت همسر؛ سختیهایی که «سلمان» را متوقف نکرد
«سلمان فارسی» پروژهای بسیار سنگین و دشوار است. در این سالها داوود میرباقری با اتفاقات تلخی هم روبهرو بوده؛ از درگذشت همسرشان گرفته تا عمل جراحی قلب و از دست دادن برخی بازیگران پروژه. اتفاقاتی که پیشتر در «مختارنامه» و حتی در دوران ساخت «امام علی(ع)» نیز کموبیش وجود داشت. آیا این سختیها بر روند کار تأثیر گذاشته است؟
امرالله احمدجو: اجازه بدهید یک نکته را هم اضافه کنم. در آغاز تدارکات «سلمان فارسی»، برادر آقای میرباقری را نیز از دست دادیم؛ انسانی بسیار شریف و دوستداشتنی که همه ما به او علاقه داشتیم. ایشان در «مختارنامه» و برخی دیگر از آثار نیز همراه و یاور آقای میرباقری بودند و متأسفانه بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفتند.
پس از آن هم که همسر ایشان دار فانی را وداع گفتند. طبیعی است که این اتفاقات برای هر انسانی بسیار سنگین و دشوار باشد، اما آنچه من از نزدیک دیدهام این است که عشق، تمرکز و علاقهای که ایشان به کار دارند، تحت تأثیر این تلخیها آسیب ندیده است.
شاید همین عشق و باور عمیق به کار باعث شده که بتوانند از این دشواریها عبور کنند و همچنان با همان انرژی مسیر پروژه را ادامه دهند.
همه فیلمنامههای ردشده قربانی سلیقه مدیران نیستند
شما خودتان نیز بارها با دشواریهای تولید مواجه بودهاید و برخی از طرحها و فیلمنامههایتان هیچگاه فرصت ساخت پیدا نکردهاند. بسیاری از فیلمسازان جوان یا حتی باتجربه، پس از عبور از همین مسیرهای دشوار، انگیزه خود را از دست میدهند و آثارشان در بایگانی میماند. از سوی دیگر، امروز بسیاری معتقدند سرمایهگذاریها بیشتر به سمت آثار کمدی یا پروژههایی میرود که بازگشت سرمایه سریعتری دارند. این مسئله را چقدر در ساخته نشدن آثار تاریخی و مذهبی مؤثر میدانید؟
امرالله احمدجو: نمیشود برای این موضوع یک حکم کلی صادر کرد. بله، ممکن است این عامل یکی از دلایل باشد، اما همه ماجرا نیست.
من هم نگفتم چنین نگاهی وجود ندارد؛ اتفاقاً بخشی از واقعیت همین است، اما نباید همه مشکلات را به آن تقلیل داد.
گاهی واقعاً خود فیلمنامه مسئله دارد. این احتمال را نباید نادیده گرفت. من در برخی از شوراهای بررسی فیلمنامه حضور داشتهام و آثار زیادی را خواندهام. باور کنید گاهی از میان دهها فیلمنامه، شاید فقط یکی از آنها قابلیت جدی برای تولید داشته باشد.
بسیاری از متنها از نظر ساختار، شخصیتپردازی و اصول فیلمنامهنویسی ضعفهای جدی دارند و طبیعتاً نمیتوان انتظار داشت که صرفاً به دلیل موضوعشان ساخته شوند.
سرنوشت یک اثر فقط به کیفیت فیلمنامه وابسته نیست
بنابراین عوامل مختلفی در این مسئله نقش دارند؛ از کیفیت فیلمنامه گرفته تا مصلحتهای فرهنگی و مدیریتی، مسائل اقتصادی، سرمایهگذاری و شرایط تولید.
البته برخی آسیبها و نگاههای نادرست هم وجود دارند و نمیتوان آنها را انکار کرد، اما واقعیت این است که مجموعهای از عوامل در سرنوشت یک پروژه تأثیر میگذارند و نمیتوان همه چیز را به یک دلیل مشخص نسبت داد.
گاهی یک اثر خوب قربانی شرایط میشود و گاهی هم یک اثر اساساً هنوز به مرحلهای نرسیده که شایستگی تولید داشته باشد. برای همین باید همه عوامل را در کنار هم دید.
«مصلحتها»؛ همان خط باریکی که آثار تاریخی روی آن حرکت میکنند
آقای احمدجو، بارها از «مصلحتها» صحبت کردید. پیش از این هم برخی تهیهکنندگان و فیلمسازان از همین مسئله به عنوان یکی از موانع تولید آثار تاریخی و مذهبی نام بردهاند. این مصلحتها دقیقاً چیست و تا چه زمانی قرار است مانع روایت بخشی از تاریخ اهلبیت(ع) شود؟ نسلی که امروز برای شناخت تاریخ اسلام و تشیع به آثار تصویری نیاز دارد، چرا باید روایتهای خود را از منابع تحریفشده یا تولیدات خارجی جستوجو کند؟
امرالله احمدجو: پاسخ به این سؤال چندان ساده نیست، چون همه چیز به نحوه تعریف و تبیین موضوع بستگی دارد. واقعیت این است که ما روی خط باریکی حرکت میکنیم. از یک سو، سابقهای طولانی از اختلافات تاریخی میان مذاهب اسلامی وجود دارد و از سوی دیگر، ضرورت روایت تاریخ تشیع نیز انکارناپذیر است.
من معتقدم ما به آثار نمایشی فاخر درباره تاریخ تشیع نیاز داریم؛ البته نه صرفاً آثار آموزشی و گزارشی. منظورم آثاری است که دراماتیک، جذاب و تأثیرگذار باشند و بتوانند نوجوان، جوان و مخاطب امروز را با خود همراه کنند.
این حق تشیع است که تاریخ و شخصیتهای اثرگذارش در قالب آثار نمایشی قدرتمند روایت شوند. بهویژه اینکه سهم ایرانیان در گسترش، تبیین و توسعه معارف اسلامی سهمی بسیار قابل توجه بوده است.
ایران با دست خالی به استقبال اسلام نرفت
اگر به تاریخ تمدن اسلامی نگاه کنیم، میبینیم بسیاری از بزرگان اندیشه، فلسفه، فقه و حکمت اسلامی ایرانی بودهاند؛ چه در میان اهل سنت و چه در میان شیعیان.
البته در میان ملتهای دیگر نیز چهرههای برجستهای وجود داشتهاند؛ از لبنان گرفته تا دیگر سرزمینهای اسلامی، اما واقعیت این است که ایران با پشتوانه یک تمدن و فرهنگ کهن به استقبال اسلام رفت.
ایرانیان با یک میراث فرهنگی عظیم وارد این عرصه شدند و در شکلگیری تمدن اسلامی نقشی اساسی ایفا کردند. به همین دلیل طبیعی است که انتظار داشته باشیم این سهم تاریخی به شکلی شایسته در آثار نمایشی بازتاب پیدا کند.
چرا برخی روایتها ساخته نمیشوند؟
اما بخشی از همین مصلحتها به حساسیتهای مذهبی و تاریخی بازمیگردد. طبیعتاً تصمیمگیرندگان نگران آن هستند که برخی روایتها ناخواسته به اختلافات فرقهای دامن بزند یا زمینه سوءاستفاده جریانهای افراطی را فراهم کند.
ما در دهههای اخیر نمونههای تلخی از این تعصبات را دیدهایم؛ از گروههایی مانند داعش و القاعده گرفته تا فجایع انسانی که در برخی مناطق رخ داد و انسانهای بیگناه صرفاً به دلیل اعتقادات مذهبی خود قربانی شدند.
طبیعی است که بخشی از این نگرانیها در تصمیمگیریهای فرهنگی نیز تأثیرگذار باشد و مسئولان تلاش کنند از ایجاد تنشهای تازه جلوگیری شود.
«سلمان فارسی» بدون بازیگران خارجی ممکن نبود
در کنار این مسائل، موضوع سرمایهگذاری و امکانات تولید را هم نباید نادیده گرفت. گاهی شرایط اقتصادی، تحریمها، محدودیتهای فنی یا کمبود امکانات، اجرای برخی پروژهها را دشوار میکند.
برای نمونه، در بخش بیزانس سریال «سلمان فارسی»، بخش عمده بازیگران غیرایرانی هستند. بسیاری از آنها از یونان، ارمنستان، مراکش و کشورهای دیگر به پروژه پیوستهاند. چنین آثاری به دلیل گستردگی تاریخی و جغرافیایی، نیازمند امکانات و همکاریهای وسیعی هستند و همین مسئله کار را دشوارتر میکند.
راز ماندگاری سلمان؛ جستوجوی حقیقت به هر قیمت
بسیاری از مخاطبان در انتظار پخش «سلمان فارسی» هستند. از نگاه شما چه ویژگیهایی سلمان را به شخصیتی ماندگار، جذاب و الهامبخش برای نسل امروز تبدیل کرده است؟
امرالله احمدجو: مهمترین ویژگی سلمان، پافشاری او بر حقیقت و ایمان است. او وقتی به باوری رسید که از نظر خودش یقین و حقیقت بود، حاضر نشد به خاطر رفاه، آسایش یا منافع شخصی از آن عقبنشینی کند.
تحمل آن همه رنج، سفر، سختی و محرومیت صرفاً برای رسیدن به حقیقت معنوی، در هر دورهای برای انسانها جذاب است.
سلمان شخصیتی است که به نزدیکترین مراتب دوستی با امیرالمؤمنین(ع) رسید و این اتفاق بیدلیل نیست. حضرت علی(ع) هر کسی را تا این اندازه به خود نزدیک نمیکردند.
تنها صحابهای که «از اهلبیت» خوانده شد
علاوه بر این، درباره سلمان روایات و تعابیر ویژهای از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. یکی از مشهورترین آنها همان جمله معروف «سلمان منا اهلالبیت» است.
در ماجرایی میان مهاجران و انصار درباره اینکه سلمان به کدام گروه تعلق دارد اختلاف پیش میآید. برخی او را از مهاجران میدانستند و برخی از انصار؛ اما پیامبر اکرم(ص) جایگاه متفاوتی برای او ترسیم کردند و فرمودند: «سلمان از اهلبیت ماست.»
این جایگاه، شأنی استثنایی به سلمان میدهد. او نه از نظر نسبتی خانوادگی با پیامبر(ص) پیوندی داشت و نه عرب بود؛ بلکه ایرانیای بود که با ایمان، معرفت، جستوجوی حقیقت و اخلاص به چنین جایگاهی رسید.
سلمان؛ نماد جستوجوگری، ایمان و عبور از رفاهزدگی
شخصیت سلمان از جهات مختلف درخشان است؛ چه از نظر علمی، چه از نظر ایمانی و چه از منظر روحیه حقیقتجویی.
او حاضر شد رفاه و جایگاهی را که در اختیار داشت رها کند و مسیر دشوار جستوجوی حقیقت را در پیش بگیرد. همین روحیه جستوجوگری، ایمان و تلاش برای تعالی، ویژگیهایی است که میتواند برای مخاطب امروز نیز الهامبخش و جذاب باشد.
شاید به همین دلیل است که سلمان فارسی پس از قرنها همچنان شخصیتی زنده، تأثیرگذار و قابل روایت باقی مانده است.
سینما و تلویزیون ویترین فرهنگ یک ملت هستند
ساخت اثری مانند «سلمان فارسی» یا پرداختن به واقعه غدیر چه مسئولیتهایی را بر دوش نویسندگان، کارگردانان و سینماگران میگذارد؟ امروز سینما، تلویزیون و دیگر رسانههای نمایشی چه نقشی در بازنمایی میراث علوی و مقابله با روایتهای تحریفشده از تاریخ اسلام میتوانند ایفا کنند؟
امرالله احمدجو: این مسئولیت فقط به آثار مذهبی محدود نمیشود. هر فیلمساز، فارغ از موضوعی که انتخاب میکند، نسبت به اثری که میسازد مسئول و متعهد است.
من همیشه معتقدم هنر، و بهویژه سینما که از آن به عنوان «هنر هفتم» یاد میشود، ویترین فرهنگ یک جامعه است. هر آنچه در این ویترین قرار میگیرد، تصویری از هویت، باورها و ارزشهای آن جامعه را به مخاطب ارائه میدهد.
در فرهنگ ما، کار فرهنگی صرفاً یک شغل نیست؛ نوعی مسئولیت و دلبستگی است. اگرچه دستمزد و معیشت هم اهمیت دارد، اما در نهایت آنچه یک هنرمند را در این مسیر نگه میدارد، عشق به فرهنگ و علاقه به آفرینش هنری است.
فیلمساز قبل از هر چیز باید به فرهنگ متعهد باشد
فیلمساز پیش از هر چیز باید نسبت به فرهنگ و موضوعی که انتخاب میکند تعهد داشته باشد. هر موضوعی نیز مسئولیتهای خاص خود را به همراه میآورد.
وقتی سراغ موضوعی مانند تاریخ اسلام، غدیر یا شخصیتهای مذهبی میروید، طبیعی است که حساسیتها و ظرافتهای بیشتری وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه فیلمساز این است که شناخت و اشراف کافی نسبت به موضوع داشته باشد.
باید بداند در چه شرایطی زندگی میکند، چه حرفی را میتوان امروز مطرح کرد، چه موضوعی نیازمند احتیاط بیشتری است و چه مسائلی ممکن است در مقطع کنونی تبعاتی به همراه داشته باشد.
حرفهایی که صد سال پیش میشد زد، امروز شاید نشود
زمانهها تغییر میکنند و همین مسئله در روایت آثار تاریخی نیز تأثیرگذار است.
ممکن است سخنی که صد سال پیش بهراحتی مطرح میشد و حتی اثرگذاری مثبتی هم داشت، امروز به دلایل مختلف قابل طرح نباشد یا نیاز به شیوه بیان متفاوتی داشته باشد.
همین ملاحظات است که بخشی از مسئولیتها و محدودیتهای فیلمساز را تعریف میکند؛ محدودیتهایی که البته در کنار آن، مسئولیت روایت درست و هوشمندانه تاریخ را نیز سنگینتر میسازد.
یک سکانس ماندگار گاهی از صدها سخنرانی اثرگذارتر است
بارها گفته شده که یک فیلم یا سریال میتواند تأثیری فراتر از دهها سخنرانی و منبر داشته باشد. «سلمان فارسی» تا چه اندازه میتواند ناگفتههای تاریخ صدر اسلام و مفاهیمی مانند غدیر را برای مخاطب امروز ملموس و ماندگار کند؟
امرالله احمدجو: امیدوارم نتیجه کار همان چیزی باشد که آقای میرباقری و همه اعضای گروه برای آن تلاش میکنند. همه عوامل پروژه با تمام توان در حال کار هستند تا اثری ساخته شود که مورد پسند طیفهای مختلف مخاطبان قرار بگیرد.
تا جایی که تجربه و مشاهدات من اجازه میدهد، فکر میکنم ظرفیت این را دارد که مخاطبان با سلیقههای متفاوت را پای تلویزیون بنشاند.
البته مطابق معمول، پس از پخش چنین آثاری نقدهای مختلفی هم مطرح خواهد شد؛ از سوی تاریخپژوهان گرفته تا محدثان و پژوهشگران.
چرا برخی نقدهای آثار تاریخی به بیراهه میروند؟
بخشی از نقدهایی که به آثار تاریخی وارد میشود، ناشی از این است که تفاوت میان «تاریخ» و «درام» بهدرستی شناخته نمیشود.
هرچه شناخت منتقد از قواعد درام کمتر باشد، معمولاً نقد او تندتر میشود. بسیاری از منتقدان انتظار دارند آنچه روی پرده یا صفحه تلویزیون میبینند، دقیقاً همان چیزی باشد که در متون تاریخی ثبت شده است؛ در حالی که اساساً کار درام چیز دیگری است.
وظیفه اثر نمایشی بازآفرینی هنرمندانه تاریخ است، نه بازنویسی خشک و گزارشگونه آن.
تاریخ، مواد خام درام است؛ نه نسخه نهایی آن
گاهی میبینیم نقدها معطوف به جزئیاتی میشود که اساساً ارتباطی با پیام و مضمون اثر ندارد؛ مثلاً اینکه فلان شخصیت تاریخی دقیقاً چگونه راه میرفته یا از کدام پله بالا و پایین میرفته است.
اینها لزوماً مسئله اصلی درام نیستند. آنچه برای یک اثر نمایشی اهمیت دارد، انتقال مفاهیم، مضامین و پیامهایی است که نویسنده و کارگردان قصد بیان آن را دارند.
درام از تاریخ الهام میگیرد، اما هدفش صرفاً بازسازی مو به موی وقایع نیست؛ بلکه تلاش میکند مفاهیم اخلاقی، انسانی، ایمانی یا اجتماعی را در قالب یک روایت جذاب به مخاطب منتقل کند.
اگر این انتقال به درستی انجام شود، گاهی یک سکانس تأثیری میگذارد که شاید دهها سخنرانی و روایت مستقیم نتوانند آن را ایجاد کنند.
«سلمان فارسی» روایت پیوند ایران، اسلام و هویت تاریخی ماست
سریال «سلمان فارسی» چگونه میتواند پیوند میان هویت ایرانی، فرهنگ اسلامی و شخصیت سلمان را به تصویر بکشد؟
امرالله احمدجو: ما هم در حد توان و بضاعت خودمان تلاش میکنیم که این اتفاق به بهترین شکل ممکن رخ دهد. البته این موضوع نه عجیب است و نه حرف تازهای؛ همه میدانند که تشیع بهویژه با فرهنگ ایرانی درآمیخته و اسلام نیز به یکی از ارکان اصلی هویت فرهنگی ما تبدیل شده است.
پرداختن به این موضوع کاملاً ضروری است و واقعیت این است که در این حوزه، یک داوود میرباقری بسیار کم است. ای کاش میرباقریهای بیشتری داشتیم؛ بهخصوص امروز که شرایط برای طرح این موضوعات فراهمتر شده و مخاطبان نیز از چنین آثاری استقبال میکنند.
«یک گل بهار نمیآورد»؛ کاش میرباقریهای بیشتری داشتیم
متأسفانه با یک گل بهار نمیشود. امیدوارم در نسل شما و نسلهای بعدی، باغبانهای بیشتری پیدا شوند که بتوانند گلهای فراوانی در این عرصه به ثمر برسانند.
هویت تاریخی و فرهنگی ما ظرفیتهای عظیمی برای روایت دارد. اگر این ظرفیتها به درستی تصویر شوند، نسل امروز بهتر میتواند با گذشته خود ارتباط برقرار کند و ارزشهای فرهنگی و تاریخی خود را بازشناسد.
سلمان؛ ایرانیای که میتواند مایه افتخار یک ملت باشد
امیدوارم مخاطب پس از تماشای «سلمان فارسی» یا حتی در جریان پخش آن، احساس کند که به ایرانی بودن خود افتخار میکند؛ زیرا سلمان فارسی تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه نمادی از سهم ایرانیان در شکلگیری و گسترش تمدن اسلامی است.
وقتی مخاطب با این شخصیت همراه میشود، در واقع با بخشی از هویت تاریخی خود روبهرو میشود. این مسئله میتواند احساس بالندگی و غرور فرهنگی ایجاد کند؛ چرا که نیاکان ما در عرصه فرهنگ، اندیشه و تمدن، نقشهای بزرگی ایفا کردهاند و میراث ارزشمندی نه فقط برای ما، بلکه برای همه بشریت به یادگار گذاشتهاند.
بلوغ میرباقری در «سلمان فارسی» از دل جزئیات بیرون میآید
داوود میرباقری پیش از آغاز پروژه «سلمان فارسی» گفته بود احساس میکند به بلوغ کارگردانی رسیده است. از نگاه شما این بلوغ در کدام بخشهای سریال بیشتر نمود پیدا کرده و سالها پژوهش و تجربه او چگونه در کیفیت نهایی اثر تأثیر گذاشته است؟
امرالله احمدجو: این پختگی را میتوان در همه جزئیات کار دید؛ از بازیها گرفته تا طراحی صحنه و بهویژه میزانسنها.
یکی از ویژگیهای برجسته آقای میرباقری تسلطی است که در طراحی میزانسن دارد. نحوه هدایت بازیگران، جایگیری دوربین، حرکتها و روابط میان عناصر صحنه، همه با دقت و ظرافت طراحی میشود.
من شخصاً از دیدن بسیاری از این میزانسنها لذت میبرم. گاهی حتی به شوخی به ایشان میگویم یک میزانسن دیگر طراحی کن تا دوباره تماشایش کنیم! بعضی از صحنهها به گونهای ساخته میشوند که حتی اگر ده بار هم آنها را ببینید، همچنان تازگی و جذابیت خود را حفظ میکنند.
راز موفقیت میرباقری؛ تسلط بر هنری که در سینمای ایران کمتر دیده میشود
واقعیت این است که آقای میرباقری در حوزه طراحی صحنه و میزانسن به تسلط بسیار بالایی رسیدهاند؛ مهارتی که متأسفانه در بخش قابل توجهی از سینمای امروز ما کمتر دیده میشود.
این پختگی حاصل سالها تجربه، مطالعه، کار عملی و شناخت دقیق از زبان تصویر است و به گمان من یکی از مهمترین نقاط قوت «سلمان فارسی» نیز همین مسئله خواهد بود.
چرا «سلمان فارسی» یک «کارستان» است؟
شما پیشتر از پروژه «سلمان فارسی» به عنوان یک «کارستان» یاد کردهاید؛ تعبیری که برخی دیگر از اهالی هنر نیز درباره این مجموعه به کار بردهاند. چه ویژگیهایی باعث شده این پروژه را اثری متفاوت حتی در میان آثار خود داوود میرباقری بدانید؟
امرالله احمدجو: به گمان من، نخستین ویژگی خودِ موضوع است. سلمان فارسی شخصیتی استثنایی است؛ شخصیتی ایرانی که مسیری کمنظیر را طی کرده و در یکی از مهمترین مقاطع تاریخ اسلام نقشآفرین بوده است.
اما در کنار موضوع، تجربه سازنده اثر نیز اهمیت فراوانی دارد. داوود میرباقری پیش از این آثار متعددی را تجربه کرده؛ از نمایشهای صحنهای گرفته تا آثار تلویزیونی و سینمایی، از «امام علی(ع)» و «مختارنامه» تا مجموعههای دیگر که هر کدام بخشی از تجربه امروز او را شکل دادهاند.
حاصل دههها تجربه، پژوهش و عشق به تاریخ
مجموعه این تجربهها، پژوهشها و دلبستگی عمیق به تاریخ و فرهنگ اسلامی، یکی از مهمترین ویژگیهای «سلمان فارسی» است.
به همین دلیل معتقدم این مجموعه صرفاً یک سریال تاریخی نیست؛ بلکه حاصل سالها تجربه، اندیشه، آزمون و عشق سازندگانش به موضوعی است که برای هویت ایرانی و اسلامی ما اهمیت ویژهای دارد.
اگر سلمان امروز بود، مقابل نتانیاهو و ترامپ سکوت نمیکرد
اگر بخواهید پیام اصلی سریال «سلمان فارسی» را در یک جمله خلاصه کنید، آن جمله چیست؟ و اگر سلمان فارسی امروز در میان ما زندگی میکرد، به نظر شما مهمترین پیام او برای جهان اسلام و نسل جوان چه بود؟
امرالله احمدجو: فکر میکنم سلمان فقط برای جهان اسلام پیام نداشت؛ پیام او برای همه بشریت بود. اگر امروز در میان ما حضور داشت، بعید میدانم در برابر ظلمها و فجایعی که در جهان رخ میدهد سکوت کند.
احتمالاً با صراحت میگفت که چگونه انسانها اجازه دادهاند افرادی مانند نتانیاهو و ترامپ تا این اندازه قدرت و اختیار پیدا کنند و سرنوشت ملتها را تحت تأثیر قرار دهند. او قطعاً در برابر ویرانیها، جنگها و کشتار انسانهای بیگناه ساکت نمیماند و از مردم جهان میخواست در برابر چنین رفتارهایی سر خم نکنند.
بزرگترین درس سلمان؛ زندگی فقط برای رفاه نیست
اما اگر بخواهم از زاویهای کلیتر به شخصیت سلمان نگاه کنم، مهمترین آموزه او چیز دیگری است.
سلمان با زندگی خود نشان داد که انسان فقط برای رفاه، آسایش و گذراندن عمر به دنیا نیامده است. او به ما یاد میدهد که از عقل و اندیشه خود استفاده کنیم، درست ببینیم، حقیقت را جستوجو کنیم و برای رسیدن به رشد معنوی، سختیها را به جان بخریم.
پیام سلمان این است که معنویت، جستوجوی حقیقت و ارتقای انسانی را نباید کمارزش شمرد. او این پیام را نه با سخن، بلکه با تمام زندگی خود برای ما به میراث گذاشته است.
اگر امروز فیلمی میساختم، سراغ عدالت اجتماعی میرفتم
دقت نظر شما را در آثار مختلف دیدهایم. اگر قرار بود امروز درباره رخدادهای معاصر، از جنگ 12 روزه گرفته تا تحولات اجتماعی سالهای اخیر، اثری بسازید، ترجیح میدادید به کدام جنبه بپردازید؟ اجتماعی، امنیتی یا موضوعات دیگر؟
امرالله احمدجو: آن احساسی که درباره موشکهای ایرانی و دفاع کشور گفتم، طبیعی بود. وقتی میبینید خانههای مردم هدف قرار میگیرد و هموطنانتان زیر آوار میمانند، نمیتوان بیتفاوت بود. فجایعی که در جاهایی مثل میناب رخ داد یا آنچه سالهاست در غزه و لبنان شاهدش هستیم، طبعاً احساسات هر انسانی را درگیر میکند.
اما اگر بخواهم صادقانه بگویم، این روزها آنقدر ذهنم درگیر کارهایی است که در دست دارم و پروژههای نیمهتمامی که نمیخواهم رهایشان کنم، که اصلاً به ساخت اثری درباره این موضوعات فکر نکردهام.
گرانی افسارگسیخته؛ زخمی که هر روز عمیقتر میشود
با این حال، اگر قرار باشد موضوعی بیش از هر چیز مورد توجه فیلمسازان قرار بگیرد، من دوست دارم به مسئله عدالت اجتماعی پرداخته شود.
چیزی که امروز بیش از همه آزاردهنده است، این است که عدهای از شرایط موجود سود میبرند و در مقابل، گروه بزرگی از مردم هزینه آن را میپردازند. نمونه روشنش همین گرانی روزافزون و افسارگسیختهای است که هر روز بیشتر از قبل زندگی مردم را تحت فشار قرار میدهد.
واقعاً نمیدانم چرا توجه جدیتری به این مسئله نمیشود و چرا راهکار مؤثرتری برای مدیریت آن پیدا نمیکنند. مردم باید زندگی کنند و ادامه این وضعیت برای بسیاری از خانوادهها دشوار شده است.
هنرمندان باید آینهای مقابل مسئولان بگیرند
در کنار گرانی، مسئله بیکاری نیز بسیار جدی است. ما پیش از این هم با جمعیت قابل توجهی از بیکاران روبهرو بودیم و حالا با آسیب دیدن برخی واحدهای تولیدی و کارخانهها، بر تعداد کسانی که معیشتشان به خطر افتاده افزوده شده است.
این مسائل نیازمند مدیریت، تدبیر و توجه جدی است.
به گمان من، هنرمندان و فیلمسازان میتوانند در این میان نقش مهمی ایفا کنند؛ نه با شعار دادن، بلکه با نشان دادن واقعیتها. هنر میتواند مانند آینهای شرایط جامعه را به مسئولان نشان دهد و آنها را به حرکت وادارد؛ اینکه برخیزند، مسئولیت خود را بپذیرند و برای حل مشکلات مردم «یا علی» بگویند.
انتهای پیام/