» فرهنگ و تاریخ باستان » از آوار روایت تا معماری انسجام
از آوار روایت تا معماری انسجام

از آوار روایت تا معماری انسجام

خرداد ۱۷, ۱۴۰۵ 1015

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم حمید قاسمی پژوهشگر و کارشناس مسائل منطقه در نشست علمی ابعاد حکمرانی ایران در دوران پساجنگ و چالش‌های بازسازی انسجام اجتماعی با اشاره به ماهیت چندلایه مفهوم پساجنگ اظهار داشت: پساجنگ صرفاً یک وضعیت تقویمی «بعد از توقف آتش نیست، بلکه لحظه‌ای است که در آن جنگ از میدان‌های نظامی به میدان‌های معنا مهاجرت می‌کند و جامعه، دولت و حافظه جمعی را در یک بازچینی ناگزیر قرار می‌دهد. همچنین اگر جنگ را لحظه تراکم قدرت سخت بدانیم، پساجنگ لحظه آشکار شدن کمبود قدرت نرم است؛ جایی که تعیین‌کننده اصلی نه صرفاً توان بازدارندگی، بلکه ظرفیت تولید روایت، اعتماد و انسجام است.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: در چنین افقی، حکمرانی دیگر صرفاً اداره امور نیست بلکه هنر بازسازی یک ما آسیب‌دیده و در عین حال مقاوم است. تجربه جنگ‌های کلاسیک و حتی درگیری‌های محدودتر نشان داده است که جامعه در لحظه تهدید بیرونی نوعی هم‌گرایی اضطراری تولید می‌کند، اما این هم‌گرایی اگر در منطق حکمرانی به سرمایه پایدار تبدیل نشود، به‌سرعت در دوره پساجنگ به واگرایی نرم بدل خواهد شد.

حمید قاسمی در ادامه با طرح این پرسش که چگونه می‌توان انسجام لحظه‌ای را به انسجام نهادی تبدیل کرد، افزود: مسئله اصلی دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد. گذار از انسجام اضطراری به انسجام پایدار نیازمند بازطراحی در سطوح نهادی، ارتباطی و معنایی است و بدون آن، هر نوع موفقیت نظامی در سطح اجتماعی تداوم نخواهد یافت. او همچنین با تأکید بر نقش روایت در حکمرانی پساجنگ تصریح کرد: دولت‌ها در دوران جنگ معمولاً در تولید روایت بسیج‌گر موفق‌اند، اما در دوران پس از جنگ با بحران روایت مواجه می‌شوند؛ زیرا جامعه از وضعیت بسیج به وضعیت پرسش‌گری وارد می‌شود. این پرسش‌ها درباره هزینه‌ها، دستاوردها و آینده، اگر به رسمیت شناخته نشود، شکاف میان دولت و جامعه از سطح سیاست به سطح ادراک از واقعیت منتقل خواهد شد.

این پژوهشگر و کارشناس مسائل منطقه در بخش دیگری از این نشست خاطرنشان کرد: از این منظر، حکمرانی پساجنگ در ایران بیش از آن­که مسئله بازسازی زیرساخت‌ها باشد، مسئله بازسازی ادراک مشترک از ایران است. ایران به‌عنوان یک امر تاریخی-تمدنی، در این مرحله نیازمند بازتعریف مجدد در سطح ذهنیت جمعی است؛ بازتعریفی که بتواند میان حافظه رنج و امید به آینده پیوندی معنادار برقرار کند. همچنین قدرت نرم نه یک ابزار تزئینی در کنار قدرت سخت، بلکه شرط امکان تداوم آن است. وی افزود انسجام ملی، اعتماد عمومی و احساس تعلق، صرفاً پیامد سیاست‌گذاری نیستند بلکه زیرساخت نامرئی حکمرانی محسوب می‌شوند و غفلت از آن می‌تواند حتی پیشرفته‌ترین ساختارهای امنیتی و اقتصادی را در بلندمدت شکننده کند.

وی همچنین با اشاره به دوگانه امنیت و گشودگی اجتماعی خاطرنشان کرد: حکمرانی در دوره پساجنگ با دوگانه امنیت‌محوری پایدار و گشودگی اجتماعی کنترل‌شده مواجه است. اگر امنیت تنها منطق تنظیم‌گر باقی بماند، جامعه دچار انقباض مزمن می‌شود و اگر گشودگی بدون طراحی نهادی شکل گیرد، انسجام اجتماعی فرسایش می‌یابد. و  هنر حکمرانی در ایجاد توازن میان این دو است، نه انتخاب یکی به بهای حذف دیگری است. در ادامه نشست، وی با اشاره به وضعیت روانی و اجتماعی جامعه پس از تجربه جنگ افزود: پساجنگ لحظه مواجهه دولت با خستگی تاریخی جامعه است. جامعه‌ای که دوره‌ای از تهدید و تنش را پشت سر گذاشته، دیگر با زبان صرفاً شعاری یا بسیجی قابل اداره نیست و نیازمند زبان عقلانی، شفاف و آینده‌ساز است. همچنین کیفیت گفتار حکمرانی به اندازه کیفیت سیاست‌های آن اهمیت دارد و اگر زبان از سطح فرمان به سطح اقناع ارتقا نیابد، فاصله دولت و جامعه افزایش خواهد یافت.

حمید قاسمی کارشناس مسائل منطقه در پایان این نشست اظهار داشت: حکمرانی ایران در افق پساجنگ بیش از آن که با مسئله پیروزی یا عدم پیروزی تعریف شود، با مسئله تبدیل پیروزی به نظم پایدار معنایی مواجه است. اگر پیروزی در سطح روایت تثبیت نشود، در سطح اجتماعی فرسایش می‌یابد و در نهایت کارایی سیاسی خود را نیز از دست خواهد داد. بنابراین سیاست در دوران پساجنگ دیگر ادامه جنگ با ابزارهای دیگر نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای است که در آن باید از دل تجربه جنگ، امکان یک زیست مشترک پایدار و معنادار استخراج شود و  حکمرانی موفق آن است که بتواند از دل آوار روایت‌های پراکنده، معماری جدیدی از انسجام بسازد؛ معماری‌ای که نه بر انکار گذشته، بلکه بر فهم پیچیدگی آن استوار باشد.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×