» فرهنگ و تاریخ باستان » روزشمار محرم | پاسخ حبیب که فرستاده‌ی یزید را سنگ روی یخ کرد
روزشمار محرم | پاسخ حبیب که فرستاده‌ی یزید را سنگ روی یخ کرد

روزشمار محرم | پاسخ حبیب که فرستاده‌ی یزید را سنگ روی یخ کرد

خرداد ۲۸, ۱۴۰۵ 006

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: تاریخ همیشه شاهدِ لحظاتی است که انسان‌ها بر سر دوراهیِ انتخاب‌های بزرگ قرار می‌گیرند. در این لحظات، گاهی گذشتۀ انسان و مسیری که طی کرده است، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. خداوند در قرآن کریم، از دورانی یاد می‌کند که مردم درگیرِ کینه و تفرقه بودند و در لبه‌ی پرتگاهی از آتش قرار داشتند، اما به برکتِ هدایتِ الهی و حضورِ پیامبر صلی الله علیه و آله به آرامش و دوستی رسیدند. این معنا در آیه‌ی «إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ» (آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دل‌های شما الفت انداخت) و نیز در ادامه‌ی همان آیه که می‌فرماید «وَ کُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا» (و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد) آمده است. این اتفاق، در واقع اعطای یک ارزش و کرامتِ بزرگ به آن‌ها بود که از دلِ تمدنِ پُر از خشونت و جهالتِ قدیم بیرون کشیده شدند.

روز سوم، وقتی لشکر عمر بن سعد در دشتِ نینوا مستقر شد، او افرادی را برای گفتگو نزد امام حسین علیه‌السلام فرستاد تا شاید از جنگ جلوگیری شود یا بهانه‌ای برای آن پیدا کنند. یکی از این افراد «قُرّة بن قیس» بود. او که پیش‌تر طعمِ اسلام و هدایت را چشیده بود، حالا به عنوان نماینده‌ی جبهه‌ی مقابل در برابرِ امام ایستاده بود. این صحنه برای «حبیب بن مظاهر»، که از یاران وفادار امام بود، بسیار تلخ و تأمل‌برانگیز به نظر می‌رسید. در گزارش‌ها آمده است که امام حسین علیه‌السلام در پاسخ به پیام دشمن فرمود:

«إنَّ أهلَ مِصْرِکُم قد کتبوا إلیَّ… فإن کرهتمونی انصرفتُ عنکم»؛ یعنی مردمِ شهر شما به من نامه نوشتند… اگر مرا نمی‌خواهید، بازمی‌گردم.

روزشمار محرم| معامله‌ای که تاریخ را سیاه کرد

حبیب وقتی با قرة روبرو شد، از دیدنِ او در سپاهِ دشمن متعجب و ناراحت شد. او به قرة نهیب زد که چرا به سمتِ ستمگران رفته است و گفت: وَیْلَکَ یا قُرَّةُ، أَتَرْجِعُ إِلَى قَوْمٍ ظَالِمِینَ؟ انْصُرْ هَذَا الرَّجُلَ الَّذِی بِآبَائِهِ أَیَّدَکَ اللَّهُ بِالْکَرَامَةِ. یعنی «وای بر تو؛ به سوی قوم ظالم بازمی‌گردی؟ این مردی [حسین بن علی] را یاری کن که خداوند به واسطه‌ی پدرانش تو را گرامی داشته است.» حبیب می‌خواست به قرة یادآوری کند که باید کسی را یاری کند که خداوند به واسطه‌ی خاندانِ او، به قرة و تمام مردم آن زمان کرامت و شرافت بخشیده است. او می‌خواست به قرة بفهماند که تمامِ اعتباری که اکنون در دست دارند، از همین خاندانی است که حسین بن علی از آن‌هاست.

در حقیقت، حرفِ حبیب فراتر از یک نصیحتِ ساده بود؛ او داشت به قرة گوشزد می‌کرد که قرار گرفتن در مقابلِ امام حسین، مساوی با پشت کردن به تمامِ آن هدایت و نوری است که اسلام به آن‌ها هدیه داده بود. حبیب معتقد بود کسی که راهِ امام را رها کند، در واقع در حال بازگشت به همان جاهِلِیَّةِ الأُولَى است؛ همان زمانی که قرآن در آیه‌ی «وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَىٰ» از آن یاد می‌کند. همان دورانِ تاریکی که در آن شرافت و انسانیت قربانیِ خودخواهی و خشم می‌شد.

«جاهلیت اول» در فرهنگِ عربِ پیش از اسلام، صرفاً به معنایِ ندانستنِ خواندن و نوشتن نبود، بلکه به معنایِ سلطه‌ی عصبیت‌های قبیله‌ای بر عقلانیت و اخلاق بود. در آن دوران، پیوندهایِ خونی و تعصباتِ کورکورانه بر عدالت و حقیقت برتری داشت و ارزشِ انسان‌ها با شمشیر و دارایی‌شان سنجیده می‌شد، نه با فضیلت و کرامتِ انسانی. این همان فضایِ غبارآلودی بود که در آن، کشتارِ بی‌گناهان، غارتگری و نادیده گرفتنِ حقوقِ دیگران به امری عادی بدل شده بود. وقتی حبیب از «کرامت عرب» سخن می‌گفت، در واقع هشدار می‌داد که فرو رفتن در ورطه‌ی دنیاپرستی و ترجیح دادنِ منافعِ حزبی یا قبیله‌ای بر «ولایتِ حق»، بازگشت به همان عصرِ توحشِ اخلاقی است که در آن، انسانیت دوباره در چنبره‌ی خودخواهی‌های کور گرفتار می‌شود.

این تقابل در کربلا، در واقع تقابلِ دو نوع نگاه به زندگی بود. یک نگاه، همان مسیرِ کرامت و هدایتِ نبوی بود که امام حسین علیه‌السلام و یارانش آن را تا پای جان حفظ کردند. نگاهِ دیگر، بازگشت به همان جهالتِ نخستین بود؛ جایی که قدرت‌طلبی و دنیاخواهی، چشمانِ افراد را بر روی حقیقت می‌بست. حبیب با این سخنش سعی داشت قرة را از این سقوطِ تاریخی نجات دهد و او را به مسیرِ درستی که پیش از آن می‌شناخت، برگرداند.

سخن حبیب بن مظاهر خطاب به همه ماست. تاریخ مدام در حال تکرار شدن است و هر فردی ممکن است در زندگی خود با موقعیت‌هایی روبرو شود که باید انتخاب کند؛ انتخابِ راهِ کرامت و حق، یا بازگشت به عادت‌ها و جهالت‌های گذشته. حبیب با این تلنگر، راهِ عبور از این آزمونِ سخت را نشان داد و یادآوری کرد که برای انسانِ مؤمن، هیچ چیز ارزشمندتر از وفاداری به نوری نیست که خداوند از طریق انوار وحی و اهل بیت نبی در وجودش قرار داده است.

انتهای‌پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×