» فرهنگ و تاریخ باستان » از فرزند نوح تا علی اکبر حسین؛ رمز سوار شدن در کشتی نجات
از فرزند نوح تا علی اکبر حسین؛ رمز سوار شدن در کشتی نجات

از فرزند نوح تا علی اکبر حسین؛ رمز سوار شدن در کشتی نجات

تیر ۲, ۱۴۰۵ 1011

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: در نگاه متون دینی، کشتی نوح علیه‌السلام فقط یک واقعه تاریخی مربوط به یک قوم خاص نیست، بلکه به عنوان یک الگوی بزرگ از نجات انسان در طول تاریخ معرفی می‌شود. یعنی در هر دوره‌ای، نجات از مسیر همراهی با پیامبر و هادی الهی معنا پیدا می‌کند. همان کسانی که در کشتی نوح علیه‌السلام سوار شدند، در حقیقت با پیامبر زمان خود همراه شدند و همین همراهی، معیار نجات آنان شد.

در امت اسلام نیز در منابع روایی، برای اهل بیت علیهم‌السلام تعبیر «کشتی نجات» آمده است؛ در حدیث مشهور نقل شده است: «مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی كَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ»؛ یعنی مثلا اهل بیت من، مانند کشتی نوح است؛ هرکه سوار آن شود، نجات یابد و هرکه عقب بماند، غرق می‌شود. این تعبیر نشان می‌دهد که مسئله فقط یک تمثیل تاریخی نیست، بلکه یک قاعده دائمی است؛ هر کس با امام زمان خود همراه شود، در مسیر نجات قرار می‌گیرد و هر کس جدا شود، از مسیر هدایت فاصله می‌گیرد.

در این نگاه، «سوار شدن بر کشتی» به معنای پذیرش عملی ولایت است، نه صرفاً محبت یا شناخت. یعنی انسان باید رفتار و تصمیم‌های خود را با مسیر امام تنظیم کند. این همان معنایی است که در سخن حضرت ابراهیم علیه‌السلام آمده است: «فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی»؛ «هر کس از من پیروی کند، او از من است.» بنابراین، تبعیت واقعی، انسان را در دایره اهل هدایت قرار می‌دهد.

در امت‌های الهی، ملاک «اهل بودن» همیشه همین تبعیت بوده است. حتی در ماجرای فرزند نوح علیه‌السلام، قرآن نشان می‌دهد که صرف نسبت خانوادگی کافی نیست، بلکه همراهی با مسیر الهی معیار اصلی است. در نتیجه، اهلیت در این کشتی، یک وضعیت رفتاری و ایمانی است، نه یک عنوان ظاهری. قرآن در این باره به صراحت خطاب به نوح نبی می‌فرماید: «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِح‏»؛ «او از اهل تو نیست؛ او عمل غیر صالح است» (هود: 46). یعنی حتی در پیوند نزدیک پدر و فرزندی، اگر همراهی با مسیر هدایت نباشد، عنوان «اهل» تحقق پیدا نمی‌کند، همچنان که در فرزندان اهل بیت، افرادی بودند که نه تنها اهلیت نداشتند، بلکه مسیر فسق را پیش گرفتند. در این نگاه، معیار «صالحیت» صرفاً یک ادعا یا نسبت نیست، بلکه به عمل صالح و همراهی واقعی با هادی زمان گره خورده است. بنابراین صالحیت زمانی شکل می‌گیرد که انسان در رفتار و انتخاب‌های خود تابع امام و حجت الهی باشد، و همین تبعیت است که او را در دایره اهل هدایت قرار می‌دهد.

عاقبت گنه‌کارِ مال‌پرستی که بر کشتی نجات امام حسین (ع) سوار نشد

در واقعه عاشورا، این حقیقت به شکل روشن‌تری دیده می‌شود. حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام در کنار امام حسین علیه‌السلام فقط یک فرزند نبود، بلکه یک «تابع کامل» از امام زمان خود بود. نقل‌های تاریخی او را «اشبه الناس خلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول خدا صلی‌الله علیه و آله» معرفی کرده‌اند، اما آنچه در رفتار او برجسته است، جایگاه تبعیت او از امام حسین علیه‌السلام است. جایگاه تبعیت او از امام حسین علیه‌السلام در کربلا، در حقیقت جلوه‌ای از همان اصل قرآنی اطاعت از «اولی‌الامر» است. او اطاعت از اولی‌الامر را ـ به تصریح آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (نساء: 59) ـ در امتداد اطاعت از خدا و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌دانست. در نگاه او، این سه اطاعت در طول هم قرار دارند و جدایی‌پذیر نیستند؛ یعنی پیروی از امام حسین علیه‌السلام را همان پیروی از خدا و رسول معنا می‌کرد.

حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام در میدان کربلا نشان داد که نسبت حقیقی، نسبت ولایی است. او با همه وجود در مسیر امام خود حرکت کرد و هیچ تصمیمی را جدا از فرمان و رضایت امام حسین علیه‌السلام نگرفت. همین همراهی کامل بود که او را در نگاه عاشورا، به یکی از روشن‌ترین مصادیق «اهل کشتی نجات» تبدیل کرد.

از این منظر، علی‌اکبر علیه‌السلام تنها یک چهره عاطفی در حادثه کربلا نیست، بلکه یک الگوی روشن از «تبعیت تا مرز اهلیت» است. یعنی انسانی که در اوج پیوند خونی، همه هویت خود را در پیروی از امام زمانش معنا می‌کند و نشان می‌دهد که نجات، نه در نسب، بلکه در همراهی با حجت الهی است.

انتهای‌پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×