» فرهنگ و تاریخ باستان » دریغا ای دریغا ای دریغا؛ خدایی سایه‌ای رفت از سر ما
دریغا ای دریغا ای دریغا؛ خدایی سایه‌ای رفت از سر ما

دریغا ای دریغا ای دریغا؛ خدایی سایه‌ای رفت از سر ما

تیر ۲, ۱۴۰۵ 1012

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ صوت حزین گلریز در سوگ امام خمینی رحمة‌الله علیه از همان کودکی و بدون اینکه علت ضجه‌های پدر و مادر و باقی افراد را بفهمی، جگر ما را هم می‌سوزاند.

آن‌موقع و حتی سال‌های بعد هم اینکه خیلی از بزرگترها می‌گفتند با رفتن امام، همه یتیم شدیم را خوب درک نمی‌کردیم تا اینکه روزگار بار دیگر درد یتیمی را چشاند و حالا ما یتیم شدیم و فرزندانمان مات و متحیر مانده‌اند که او، که بود که بارفتنش ما یتیم شده‌ایم.

خودمان هم فعلاً آنقدر متحیریم که حال امروز ما را شاید یادگاران نسل خمینی بهتر از خودمان درک کنند و قطعاً داغ 40ساله رفتن امام خمینی با شهادت سیدعلی خامنه‌ای تازه و داغ‌تر شده باشد.

امیدمان همانطور که خودش گفته بود به خدا و صاحب‌الزمان است که گفته بود این ملت مبعوث ان‌شاء‌الله به ساحل پیروزی و آرامش خواهد رسید، به‌ویژه اکنون که خلف صالحش سکان و پرچم انقلاب را به دست گرفته است اما چه کنیم که باید بخوانیم:

به چه عشق تو را سودا کند دل
که همتای تو را پیدا کند دل

گلی با رنگ و بوی تو نبیند
اگر صد چشم خود را وا کند دل

دریغا ای دریغا ای دریغا
خدایی سایه‌ای رفت از سر ما

 

.

 

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×