دعای ندبه و راه رهایی از عرفانهای وارداتی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزگاری که بازار نسخههای معنوی بیش از هر زمان دیگری رونق گرفته است، هر روز نامی تازه از یک مکتب، استاد یا جریان عرفانی به گوش میرسد. شبکههای اجتماعی نیز این میدان را گستردهتر کردهاند؛ افرادی که گاه بدون هیچ پشتوانه علمی و دینی، خود را راهنمای سلوک معرفی میکنند و با سخنانی احساسی، جوانان را به سوی مسیرهایی فرا میخوانند که نه ریشه در وحی دارد و نه مقصد آن روشن است. در چنین فضایی، تشخیص راه حق از راههای بدلی، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.
دعای شریف ندبه، پاسخ این سرگردانی را با بیانی روشن ارائه میکند؛ آنجا که درباره اهلبیت علیهمالسلام میخوانیم: «فَکانُوا هُمُ السَّبِیلَ إِلَیْکَ، وَالْمَسْلَکَ إِلَىٰ رِضْوانِکَ»؛ آنان راه رسیدن به سوی تو و مسیر حرکت به سوی رضوان الهی هستند. این تعبیر، جایگاه اهلبیت علیهمالسلام را تنها در حد الگوهای اخلاقی یا شخصیتهای تاریخی معرفی نمیکند، بلکه آنان را مسیر الهی برای رسیدن به خداوند میداند؛ مسیری که انسان را از حیرت و انحراف نجات میدهد.
جهان امروز، آکنده از ادیان، فرقهها، نحلهها و عرفانهای رنگارنگ است. از عرفانهای وارداتی گرفته تا جریانهای صوفیمآب و معنویتهای اینستاگرامی، هر کدام نسخهای برای آرامش، موفقیت یا رهایی از مشکلات ارائه میکنند. بسیاری از این جریانها بیش از آنکه انسان را به خدا نزدیک کنند، او را گرفتار تجربههای شخصی، احساسات زودگذر یا وابستگی به اشخاص و حلقههای محدود میکنند؛ در حالی که مسیر الهی باید بر پایه وحی، عقل و هدایت معصوم استوار باشد.
اهلبیت علیهمالسلام، به عنوان یکی از دو یادگار گرانبهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، تنها راهنمای عبادت و دعا نیستند؛ بلکه نسخه کامل زندگی را در اختیار انسان قرار دادهاند. تعالیم آنان از اعتقادات و معنویت تا اخلاق، خانواده، اقتصاد، سیاست، عدالت اجتماعی، سلامت جسم و روان و روابط انسانی را در بر میگیرد. از این رو، مؤمن برای ساختن یک زندگی متعادل و الهی، نیازی به جستوجوی نسخههای ناشناخته و مکاتب خودساخته ندارد.
اگر کسی با میراث روایی و سیره اهلبیت علیهمالسلام مأنوس شود، خواهد دید که برای هر نیاز حقیقی انسان، رهنمودی حکیمانه وجود دارد؛ از شیوه درست عبادت و ارتباط با خدا گرفته تا آداب تغذیه، بهداشت، کسبوکار، تربیت فرزند، مدیریت خانواده، معاشرت با مردم و مواجهه با سختیهای زندگی. آنان گنجینههای بیپایان حکمت و معنویتاند و دارالشفای جان انسانهایی هستند که حقیقت را میجویند.
سوگوارانه باید پذیرفت که بخشی از نسل جوان، به دلیل فاصله گرفتن از معارف اصیل اهلبیت علیهمالسلام، در معرض عرفانهای ساختگی قرار گرفته است. کلاسهای سلوک با گرایشهای صوفیانه، دورههای انرژیدرمانی، استادان خودخوانده و نسخههای معنوی فضای مجازی، با وعدههای جذاب، جایگزین مطالعه قرآن و حدیث و ارتباط با منابع معتبر شدهاند. نتیجه چنین روندی، گاه چیزی جز سرگردانی فکری، آسیبهای روحی و دور شدن از معنویت اصیل نیست.
به عنوان نمونه، اهلبیت علیهمالسلام پناهگاه امن هدایت را در تمسک به قرآن، ولایت و بندگی خدا میدانند، اما برخی عارفنماها با حسن کنجکاوی کودکانه و حسّ سرک کشیدن به اسرار عالم، انسان را به مکاشفات شخصی، کشف و شهود، علوم غریبه، اسحار، اذکار بیسند و پیروی بیچونوچرا از مرشد و قطب فرا میخوانند. در حالی که مکتب عترت، معنویت را در کنار شریعت، عقل و مسئولیتپذیری معنا میکند. این اساتید خودساخته، دانسته یا ندانسته پیروان خود را با با وعدهی باز کردن چشم سوم، چشم شیطان را به روی زندگانی افراد باز میکنند و آنها را وارد وادیهای هپروت و مکاشفاتی از جنس ظلمت میکنند و این شیاطین جنی عرش و نوری برای آنان جعل میکنند تا بیشتر در ضلالت خود فرو روند و گاهی خود را در خواب و بیداریِ سالک بینوا، در مقام امام عصر عجل الله تعالی فرجه جا میزنند.
در چنین شرایطی است که حلقههای صوفیمسلک، عاشورا را که روز حزن عترت است، روز وجد و شادی خود محسوب میکنند و سالکان را بهسوی عشقهای مجازی (عشق به همنوعان) سوق میدهند و نام آن را سلوک الی الله قلمداد میکنند و یا اهل بیت بین خالق و مخلوق بینونت و تفکیک قائلاند، اما در عرفانهای صوفیانه، مرز بین خالق و مخلوق برداشته شده و عینیت جایگزین آن میشود تا جایی که ابلیس و شرور سنگ و حیوانات را هم عین ذات حق تعالی توهم میکنند و پناه بر خدا. تفکرات شومی که هیچ کافر و ملحدی در جهان جرأت بیان آن را نداشته و ندارد، اما سدههاست از لسان عالمانی میشنویم که در لباس تشیع هستند.
بازگشت به اهلبیت علیهمالسلام، تنها یک انتخاب مذهبی نیست، بلکه راهبردی برای نجات از آشفتگی معنوی عصر حاضر است. هر جامعهای که راه خدا را از طریق «سبیل» و «مسلک» معرفیشده در دعای ندبه بشناسد، از افتادن در دام مدعیان معنویت و عرفانهای بدلی مصون خواهد ماند. آنان همان راههای روشن به سوی خدا و رضوان الهیاند؛ راهی که پایان آن آرامش، بصیرت، سعادت و قرب الهی است.
در انتها، این حدیث هدایتبخش از امام صادق علیهالسلام را میخوانیم که فرمود «أَخَذَ النَّاسُ یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ لَزِمْتُمْ أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ فَأَبْشِرُوا قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَرْجُو أَنْ لَا یَجْعَلَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاهُمْ سَوَاءً فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ ثَلَاثاً؛ هر کدام از مردم به سویی رفتند؛ گروهی به راست و گروهی به چپ، اما شما ملازم و همراه اهلبیت پیامبرتان ماندید، پس بشارت باد بر شما.» (المحاسن، ج1، ص: 160)
انتهایپیام/
