» فرهنگ و تاریخ باستان » یادداشت مهمان| نقش “ثروت” در افزایش نفوذ لابی صهیونیستی آمریکا
یادداشت مهمان| نقش "ثروت" در افزایش نفوذ لابی صهیونیستی آمریکا

یادداشت مهمان| نقش “ثروت” در افزایش نفوذ لابی صهیونیستی آمریکا

مهر ۱۰, ۱۴۰۵ 009

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم _ گروه فرهنگی: ایالات متحده آمریکا از زمان جنگ دوم جهانی در حدود 80 سال گذشته در بسیاری از تحولات جهان نقش آفرین بوده و در زمان جنگ سرد، سردمداری بلوک غرب در برابر شوروی و بلوک شرق را بر عهده داشته و از زمان فروپاشی شوروی سابق برای چند دهه به ابرقدرتی تبدیل شد که با بهره‌گیری از ابزارهایی همچون اقتصاد و قدرت نظامی توانست خود را به عنوان قدرت نخست جهان مطرح سازد که این دوران را می توان عصر تک قطبی نیز نامید.

(ناگفته نماند آمریکا اکنون با ناکامی در تحقق اهداف جنگ با ایران، در باتلاقی به سر می‌برد که حتی تصورش در چند سال گذشته، سخت می‌نمود و اکنون جایگاهش به شدت افول یافته و دوران تک قطبی بودن جهان به سر آمده و عصر چند قطبی شدن جهان آغاز شده است).

در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، نقش گروه‌ها و جریان‌های قدرتمند و پشت پرده که از آن با تعبیر “لابی” یاد می‌شود، بسیار تعیین‌کننده است؛ از جمله لابی اسلحه، لابی نفت و لابی صهیونیستی. (علاوه بر لابی‌های دینی و لابی برخی کشورها همچون یونان و برخی کشورهای عربی منطقه که می‌کوشند بر سیاست خارجی آمریکا به سود کشورشان تاثیر بگذارند).

واژه لابی به معنی سرسرا بوده و لابی‌گری در اصطلاح سیاسی، نفوذ در مراکز قدرت برای سیاست‌گذاری، اجرا و تحقق اهدافی است که گروه لابی‌کننده آن را دنبال می‌کند. لابی صهیونیستی که متشکل از یهودیان ثروتمند و بانفوذ آمریکایی بوده که موضوع اسرائیل و امنیت این رژیم شرور برایشان اهمیت بسزایی دارد، از مهمترین لابی‌های تاثیرگذار بر کانون‌های قدرت ایالات متحده از جمله کنگره، سنا، پنتاگون و حتی کاخ سفید است.

این لابی قدرتمند در رسانه‌های آمریکایی نیز نفوذ بالایی دارد و این جمله سردبیر اسبق وال استریت ژورنال (رابرت بارتلی) به تنهایی گواهی است بر اهمیت ارتباط با اسرائیل در نگاه این جریان و سیاست‌گذاری رسانه‌ها برای تحقق اهداف و برنامه‌های صهیونیستی: هر آنچه توسط شامیر، شارون و دیگر مقامات اسرائیلی خواهان آن هستند، به خوبی توسط من ارائه می‌گردد.

لابی‌ها (گروه‌های فشار که به کانون‌های قدرت و ثروت در آمریکا پیوستگی دارند)، به شیوه‌های گوناگونی برای دستیابی به اهدافشان به شیوه‌ها و روش‌های گوناگون رفتار می‌کنند. از جمله می‌کوشند در روند تصمیم‌سازی، موثر بوده و برای دستیابی به اهدافشان از ابزارهای ذیل بهره می‌جویند: ارتباط‌گیری با افکار عمومی و تلاش برای مدیریت آن، برقراری تماس با مدیران ارشد و جلب نظر آنان برای دیکته کردن سیاست‌ها و پیاده‌سازی اهداف تعیین شده، نفوذ در مسئولان و مقامات دولتی، سیاسی و قضایی آمریکا (روندی که در دوران بوش پسر خیلی عمیق شد و بسیاری از مناصب به افرادی رسید که طرفدار اسرائیل بوده و مواضع به شدت حمایتی داشتند)، فشار رسانه‌ای و استفاده از ظرفیت رسانه، شرکت در رقابت‌های انتخاباتی و حمایت مالی از نامزدهای مورد نظر. (نقش لابی‌ها در سیاست خارجی ایالات متحده، ص145- 126).

نکته جالب توجه این که همه یهودیان آمریکا با اسرائیل (به ویژه احزاب افراطی همانند لیکود به رهبری نتانیاهو و دیگر جنگ طلبان اسرائیلی) موافق نبوده و نیستند. اما آیپک و برخی دیگر از سازمان‌های صهیونیستی آمریکا، از افراطی‌ترین احزاب سیاسی در اسرائیل از جمله لیکود جانبداری می‌کنند و نتانیاهو تاثیر گسترده‌ای بر این گروه از یهودیان آمریکایی داشته و آنان را با خود همراه می‌سازد و بسیاری از اعضای این لابی‌های صهیونیستی، به امنیت اسرائیل به عنوان موضوعی مقدس و حتی بالاتر از منافع ملی آمریکا می‌نگرند. آیپک در سال 1954 با هدف تاثیر بر سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا تاسیس شد و اکنون به مهمترین لابی اسرائیل تبدیل شده که اهدافی همچون حمایت کامل از دولت‌های روی کار آمده در اسرائیل، تقویت هم‌پیمانی آمریکا و اسرائیل و بهبود چهره و آوازه این رژیم در میان مردم آمریکا را دنبال می‌کند.

این مجموعه قدرتمند همچنین کسانی از سیاست مداران آمریکایی را که با فلسطین همدردی می‌کنند، شناسایی کرده و به شیوه‌های گوناگون بر آنان فشار آورده و تلاش می‌کنند امکان حضورشان در انتخابات را از میان ببرند. (اللوبی وجماعات الضغط السیاسی، ص16- 15). لابی صهیونیستی در طول نیم قرن اخیر آن چنان فعال بوده و به سطحی از تاثیرگذاری در آمریکا رسیده که امنیت اسرائیل به اولویت اصلی سیاست خارجی آمریکا در موضوع غرب آسیا تبدیل شده و کاخ سفید همواره خود را متعهد به امنیت و دفاع از اسرائیل می‌داند.

این رژیم سالانه 3 ملیارد دلار کمک مستقیم از آمریکا دریافت می‌کند که حدود یک پنجم کمک‌های خارجی آمریکا را تشکیل می‌دهد. به دیگر سخن، آمریکا به هر شهروند اسرائیلی معادل 500 دلار حمایت مالی می‌کند. در بخش سیاسی و دیپلماتیک نیز لابی صهیونیستی در آمریکا بسیار فعال بوده و آمریکا از سال 1982 تاکنون بیش از 20 بار از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل به سود اسرائیل استفاده کرده و اجازه نداده این رژیم محکوم شود که این مقدار، بیش از استفاده دیگر اعضای دائم سازمان ملل از این حق است.

آمریکا همواره در زمان جنگ‌های اسرائیل، از این رژیم جنایتکار جانبداری کرده و در زمان صلح نیز نقش میانجگری بی‌طرف را بازی می‌کند، اما کاملا از اسرائیل حمایت می‌کند! علت این همه حمایت بی چون و چرا از رژیم اسرائیل نیز روشن است: نقش عمیق و گسترده لابی ثروتمند صهیونیستی و نفوذ آن به مراکز قدرت و تصمیم سازمان آمریکایی و اقناع آنان جهت حمایت مطلق از این رژیم. (لابی اسرائیل و سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، ص8-7).

لابی اسرائیل که در طول دهه‌های گذشته مسئله ایران را برجسته ساخته و حتی می‌کوشد جمهوری اسلامی را تهدیدی برای امنیت آمریکا معرفی کند، در مهندسی تحریم‌ها علیه ایران نقش بسزایی ایفا کرده و همین لابی خطرناک، رئیس جمهور خود شیفته آمریکا را فریب داده و او را به جنگ با ایران ترغیب کرده است و وانمود کردند ایران در پی سلاح هسته ای است و توان رزمی این کشور، خطری برای آینده آمریکا نیز خواهد بود، گزارشی که حتی در مراکز امنیتی و رسانه های آمریکا نیز بدان پرداخته شد و دروغ بودن آن از اساس آشکار شد.

نکته مهم آنکه لابی صهیونیستی به دلیل ثروت سرشاری که از جیب یهودیان آمریکا به سازمان‌هایی همچون آیپک سرازیر شده، توانسته به این موقعیت دست یافته و حتی دشمنان فرضی برای آمریکا خلق کند و با بزرگ‌نمایی و هیاهوی تبلیغاتی و رسانه‌ای، موضوع برنامه هسته‌ای ایران را به عنوان خطری برای ایالات متحده توصیف کرده و حواس‌ها را از زرادخانه‌های هسته‌ای و بمب‌های اتمی اسرائیل پرت کند.

اگر چه ایران مقتدر با ایستادگی خود نقشه لابی ثروتمند صهیونیستی در آمریکا را برهم زد، شکست‌های پی در پی بر تجاوزگران وارد کرد، تحسین جهانیان را برانگیخته و صفحه‌ای درخشان در تاریخ ایستادگی ملت ایران ثبت کرد که اعجاب دشمن را به قدرت آشکار و پنهان ایران برانگیخته است.

همین مساله باعث شده است رئیس جمهور آمریکا از ایستادگی این ملت خشمگین شده و به هذیان‌گویی افتاده و ملت بزرگ ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل به حمایت از تروریسم متهم کند! همچنین سخنان متناقض او نیز باعث شد اظهارات وی چندان توسط سیاست‌مداران و رسانه‌ها حتی داخل آمریکا نیز جدی گرفته نشود. لابی صهیونیستی در آمریکا، از غیر یهودیان از جمله نخبگان سیاسی، نظامی و اقتصادی نیز بهره جسته و می‌کوشد از راه‌های گوناگون بر افکار عمومی مردم این کشور تاثیر گذاشته و با فعالیت‌های رسانه‌ای، آموزشی و فرهنگی گوناگون، چهره اسرائیل را برای ملت آمریکا زیبا جلوه دهد. (اللوبی وجماعات الضغط السیاسی، ص15).

لابی صهیونیستی که شامل چهره‌های متنفذ آمریکایی (یهودی و حتی مسیحی) می‌شود، نفوذ گسترده‌ای بر مجلس سنا و کنگره آمریکا دارد، تا جایی که گفته می‌شود در برخی دوره‌ها، حدود 80 درصد اعضای سنا از هواداران اسرائیل بوده و کاملا از این رژیم جانبداری می‌کرد‌ه‌اند. نفوذ این لابی آنچنان عمیق است که در مواردی موجب نگرانی دوستداران قدرت و بزرگی آمریکا را فراهم می‌سازد. ناگفته نماند نفوذ صهیونیست‌ها بر رسانه‌های آمریکا (اعم از شبکه های تلویزیونی و رادیویی، روزنامه‌ها، مجلات، سایت‌های خبری و …) نیز بسیار قابل توجه است. (همان، ص289).

پرسش مهمی که به ذهن می‌رسد این که: چگونه لابی‌های صهیونیستی به ویژه آیپک که بر بخش قابل توجه از سیاست مداران، رسانه‌ها، فعالیت‌های اقتصادی و آموزشی آمریکا تاثیرگذار بوده و حتی می‌توان گفت بخش مهمی از آمریکا توسط آنان اداره می‌شود، به چنین جایگاهی دست یافته‌اند؟ آن هم با وجودی که حمایت از اسرائیل چیزی جز زحمت و هزینه برای آمریکا ندارد؛ اما این لابی تلاش می‌کند حقایق را وارونه جلوه دهد و اسرائیل را تامین‌کننده منافع آمریکا در منطقه غرب آسیا توصیف و معرفی کند.

پاسخ این پرسش تنها یک کلمه است: ثروت. ثروت انبوه این لابی موجب شده بر مهمترین لایه‌های حاکمیتی ایالات متحده نفوذ کرده و سیاست‌های خود را به سیاست‌مداران آمریکایی دیکته کند و از ابزارهای گوناگونی جهت وادار ساختن نخبگان سیاسی به انجام سیاست‌های خود بهره می‌جوید.

به امید روزی که دولتمردان آمریکایی از خوابی چند ساله بیدار شده و آمریکا را از این لابی قدرتمند که همچون ماری بر تمامی امور این کشور چنبره زده، نجات دهند و با فریب آنان وارد جنگ‌های خانمان سوز و بی حاصل در جهان به ویژه منطقه غرب آسیا نشوند و به رژیم جنایتکار اسرائیل باج ندهند و ملت آمریکا را از مطامع و سیاست‌های شوم آنان برهاند. 

محمدجواد گودینی؛ پژوهشگر و استاد دانشگاه

منابع:

1- اقداحی، هشام محمود، اللوبی و جماعات الضغط السیاسی، مصر (اسکندریه)، مؤسسة شباب الجامعة 2012

2- زهرانی، مصطفی، رستمی، محمدرضا، لابی اسرائیل و سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، اداره نشر وزارت خارجه

3- کوهکن، علیرضا، نقش لابی‌ها در سیاست خارجی ایالات متحده، سرو اندیشه 1397

انتهای پیام/ 

 
 
 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×