» فرهنگ و تاریخ باستان » هر بار حسین(ع) از موکبی دیگر طلوع می‌کرد…
هر بار حسین(ع) از موکبی دیگر طلوع می‌کرد...

هر بار حسین(ع) از موکبی دیگر طلوع می‌کرد…

مرداد ۵, ۱۴۰۵ 009

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،  عبدالرحیم سعیدی‌راد، شاعر، تازه‌ترین سروده های سپید کوتاه خود را با حال و هوای اربعین حسینی منتشر کرد. این سروده‌ها را می‌توانید در ادامه بخوانید: 

آخر راه
کربلا نبود…
آغوش حسین (ع) بود.

**
موکب،
چادری بود
که خدا در آن
چای تعارف می‌کرد.

**
جاده را بوسیدم؛
خاک
بوی سلام می‌داد.

**
درختی اندوهگین
کنار جاده؛
هر برگش،
زائری بود
جا مانده از اربعین

سوگ‌سروده‌هایی از عبدالرحیم سعیدی‌راد در وصف پیرجماران

**
از رود پرسیدم:
به کجا می‌روی؟
گفت:
به روضه‌ فرات.

**
باد مویه کرد:
کربلا کجاست؟
خاک
بی‌صدا گریست!

**
در سایه‌ بیرق عباس،
خورشید هم
با ادب می‌تابد!

**
گرد راه
بر کفش می‌نشیند
نور کربلا
بر دل

**

جاده
تمام نمی‌شد؛
اما زائران
کم‌کم
به حسین (ع) تبدیل می‌شدند.

**
کودکی
کنار جاده
آب تعارف می‌کرد؛
فرات
از چشمانش
جاری بود.

**
خورشید
تمام راه را
بی وقفه آمد…
او هم
نذر اربعین داشت.

**
ابرها
از دور آمده بودند؛
موکب آسمان
شربت باران
پخش می‌کردند.
**

باد
موکب‌دار مهربانی بود؛
تمام راه
خستگی را
از شانه‌ها برمی‌داشت.

**
به باران گفتند:
دیر آمدی.
گفت:
تمام راه زائر بودم.

**
ابری تمام روز
خودش را نگه داشت…
در بین الحرمین
بغضش ترکید!

**
موکبها کم نبودند
هر بار حسین(ع)
از موکبی دیگر
طلوع می‌کرد…

**
پیرمردی
یک استکان چای عراقی 
به دستم داد…
تا غروب
دلم گرم بود

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×