» فرهنگ و تاریخ باستان » حماسه برنوها در کوه سیاه؛ شهیدی که وصیت کرد نامش را عوض کنند
حماسه برنوها در کوه سیاه؛ شهیدی که وصیت کرد نامش را عوض کنند

حماسه برنوها در کوه سیاه؛ شهیدی که وصیت کرد نامش را عوض کنند

مرداد ۶, ۱۴۰۵ 007

فرهنگی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، یادواره ادبی «علی جان فدای سید علی»، بزرگداشت شهید علی کیانی، از شهدای جنگ رمضان، با حضور جمعی از اهالی ادب و فرهنگ کشورهای ایران، ترکیه، پاکستان، هند و افغاستان، با اجرا و دبیری سید مسعود علوی تبار با مبزبانی گروه بین المللی هندیران برگزار شد. در این مراسم شاعرانی چون علیرضا قزوه، غلامرضا کافی، سید مسعود علوی تبار، سید حکیم بینش، علی مزمل لاهوری، مهدی باقرخان، سید مهدی بنی هاشمی لنگرودی، نغمه مستشار نظامی، پروانه نجاتی، زهرا پرویزی، عینی رضوی حضور داشتند.

سیدمحمد رضا موسوی صابری شاعر پارسی زبان، پژوهشگر و مترجم از شهر کارگل هندوستان در ابتدای این مراسم گفت: شهیدان در میان اقوام و ملت‌های خود جایگاهی ویژه دارند. در روزگار ما نیز مقاومت مردم ایران و حضور آنان در خیابان، در کنار ایستادگی نیروهای نظامی و مدافعان کشور، تحسین بسیاری از آزادگان جهان را برانگیخته است. ایرانیان با امکاناتی محدود در برابر قدرت‌های بزرگ و زورگویان عصر ایستادند و با شجاعت و استقامت، دشمن را به سوی ناامیدی و شکست سوق دادند.

وی افزود: پیش از این، توفیق داشتم دربارۀ شهید رحیم مجیدی مهر( پیل افکن) از دیار کهگیلویه و بویراحمد مطالعه و احساسات خود را در قالب یک سخنرانی بیان کنم. امروز نیز با نام شهیدی دیگر از همین تبار و سرزمین آشنا شدم، شهید علی کیانی، جوانی که دختری یک‌ساله از او به یادگار مانده است. آن‌گونه که نقل شده، در جریان درگیری‌های منطقه کوه سیاه کهگیلویه، هنگامی که نیروهای متجاوز آمریکا و‌اسرائیل به آن منطقه نزدیک شدند، ایشان به همراه جمعی دیگر برای دفاع از سرزمین و مردم خود به میدان رفتند، از این میان چند نفر به فیض شهادت نائل آمدند که یکی از آنان شهید علی کیانی بود. مردم این منطقه نیز با امکانات محدود و سلاح‌های بومی مانند برنو، از سرزمین و ارزش‌های خود دفاع کردند و جلوه‌ای از غیرت و مقاومت را به نمایش گذاشتند.

مجتبی قبل از شهادت شاخ غول را شکسته بود!

شهید , ادبیات جنگ , ادبیات مقاومت , جنگ ,

این شاعر هندی تصریح کرد: شهادت رهبر عزیز مقاومت، دل‌های بسیاری از مردم جهان، به‌ویژه در هند و دیگر نقاط منطقه، را اندوهگین ساخت. این شهادت از جهات مختلف در تاریخ معاصر بی‌نظیر است، چه از حیث شخصیت برجسته و وارسته رهبر شهید، چه از جهت تأثیرگذاری فراملی، و چه از منظر ایجاد وحدت، امید و همبستگی در میان ملت‌ها. بی‌گمان این روحیه و این مکتب بر شهید علی کیانی نیز اثر گذاشته بود. این حقیقت را می‌توان از سخنی که پیش از شهادت به مادر گرامی خود گفته بود دریافت؛ آنجا که درخواست کرده بود نام او را در تلفن همراه به جای «علی کیانی»، «علی، جانفدای سیدعلی» ثبت کنند. این جمله کوتاه، نشان‌دهندۀ عمق اعتقاد، وفاداری و اخلاص اوست.

سید مسعود علوی تبار، پژوهشگر و کارشناس تاریخ تمدن ملل اسلامی، نیز در بخش دیگری از این مراسم در معرفی شهید کیانی گفت: شهید علی کیانی، جوانی بسیجی بود که در منطقهٔ کوه سیاه کهگیلویه، همراه با دیگر همرزمانش، در برابر تجاوز هواگردهای آمریکایی ایستادگی کرد و در روزی که «برنوهای لرتباران به جنگ جنگنده‌ها و سوخت‌رسان‌های آمریکایی رفتند»، با شجاعت از میهن دفاع کرد. حُسن خلق، مهربانی و مردم‌داری او با وجود سن کم او در میان آشنایان زبانزد بود، از برجسته‌ترین ویژگی‌های این شهید ، ولایت‌مداری و عشق عمیقش به رهبر شهیدمان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و جانشین بر حق او آقا سید مجتبی خامنه‌ای عزیز، بود. این دلدادگی به ولایت تا آنجا بود که به دوستان و نزدیکان خود سفارش کرده بود نام او را در تلفن‌های همراهشان حذف کنند و به جای آن بنویسند: «علی، جان‌فدای سیدعلی».

علوی تبار اضافه کرد: حضور فعال، مؤثر و خستگی‌ناپذیر او در میدان و اجتماع، و همچنین در تجمعات شبانه، تجلی حقیقی روحیه بسیجی بود. روحیه‌ای که در آن، خدمت به مردم، دفاع از ارزش‌ها و آمادگی برای حضور در هر عرصه مورد نیاز را برای خود یک تکلیف الهی محسوب می‌کرد. شهید علی کیانی با جان‌فشانی و اخلاص خود نشان داد که بسیجی واقعی، هر کجا که احساس مسئولیت کند، با تمام وجود در صحنه حاضر می‌شود و برای انجام وظیفه از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند.

وی در پایان بیان داشت: منطقه کهگیلویه و بویراحمد، با مردمانی از تبار لر که در طول تاریخ به دلاوری، غیرت و رشادت شهره بوده‌اند، برای نخستین‌بار نبود که طعم تلخ حملات هوایی را تجربه می‌کرد. پیش از این نیز، در سال 1342، هواپیماهای رژیم پهلوی با یورش به این منطقه، عشایر و مردم بی‌گناه را هدف قرار داده و آنان را به خاک و خون کشیدند. با این حال، مردم غیور این دیار با سلاحی چون برنو و تکیه بر شجاعت و ایمان خود، در برابر نیروهای رژیم پهلوی ایستادگی کردند و در نبردهای آن دوران، شکست‌هایی فراموش‌نشدنی را بر نیروهای حکومت پهلوی تحمیل کردند. این روحیه سلحشوری و غیرت، سال‌ها بعد نیز در دوران دفاع مقدس جلوه‌ای دوباره یافت، برای شناخت ویژگی‌های برجسته مردمان این قوم، باید به سخنان رهبر شهید انقلاب رجوع کرد، آنجا که مردمان لر را «جواهر» می‌خواند و برای آنان خصلت‌های ارزشمندی چون شجاعت و دلاوری، رفاقت، صداقت و وفاداری برشمرده بودند.

فاطمه بتول سایوز، شاعر و مترجم از کشور ترکیه، دیگر سخنران این یادواره بود. او با بیان اینکه نام پاک شهید علی کیانی و دیگر هم‌رزمان شهید او، با ولایت پذیری، غیرت، ایمان، شجاعت و عشق به وطن گره خورده است، گفت: شهید کیانی به صورت داوطلب و با قلبی سرشار از عقیده، در راه دفاع از میهن و ارزش‌های اسلامی قدم گذاشت و در منطقه کوه سیاه، هنگام مقابله با هواپیما و هواگردهای آمریکایی، با افتخار به شهادت رسید. حماسه کوه سیاه کهگیلویه، بخشی از مبارزه مردم عشایر لر ایران بود که حتی ترامپ و دیگر مقامات سفاک آمریکایی با تعجب و شگفتی اقرار داشتند که در این منطقه هرکس با هر اسلحه‌ای که در دست داشت، به سمت هواپیماهای ما تیراندازی می‌کرد.

شهید , ادبیات جنگ , ادبیات مقاومت , جنگ ,

وی تصریح کرد: امروزه این روحیه بسیجی، اخلاق نیکو و ایمان راسخ شهیدانی چون شهید علی کیانی را در وجود تک‌تک جوانان و مبارزان نسل‌های جدید کشور ایران می‌توان مشاهده کرد. نسلی از جوانان با ایمان که با شجاعت و غیرت خود در برابر باند تبهکار آمریکایی صهیونی، ایستاده‌اند. در روزهایی که دشمنان تلاش می‌کنند روحیه ملت ایران را تضعیف کنند، مردم ایران، از پیر و جوان گرفته تا نوجوانان و حتی کودکان شیرخوار، با عشق به وطن و ایمان به آرمان‌های خود، ایستادگی و مقاومت را نشان می‌دهند.

بخش دیگر این یادواره ادبی به ارائه سروده‌های شاعران اختصاص داشت که بخش‌هایی از آن را می‌توانید در ادامه بخوانید:

کمیل کاشانی

هر نفس در هوای سید علی
گوش جان بر صدای سید علی

در مسیر شرف به شوق گذاشت
پای خود جای پای سید علی

پاسدار کیان میهن بود
یار دیر آشنای سید علی

شیر دهدشت و آرش یاسوج
لایق مرحبای سید علی

آنچنان که دل خودش می‌خواست
شد “علی جانفدای سید علی”

با شهادت به آرزوش رسید
همسفر شد برای سید علی

***

پروانه نجاتی

از کوه بالا رفت، فکری در سرش افتاد
باید مواظب بود، یاد دخترش افتاد

برنو، سلاح دوش پرتاب، ایده آرش
این‌بار یاد قصه‌های مادرش افتاد

از آریوبرزن ندایی در سرش پیچید
آن وقت یاد اقتدار کشورش افتاد

محو شکار یک هواگرد تجاوزگر
ناگاه یک پرتابه در دور و برش افتاد

چشم «کیانی» آسمان را زیر و رو می‌کرد
شوق شهادت سخت در بال و پرش افتاد

«کوه سیاه» و انعکاس نعره و شلیک
سنگینی یک سایه روی سنگرش افتاد

این« جان فدای حضرت سیدعلی» انگار
ققنوس بود و شعله در خاکسترش افتاد!

***

نجمه پور ملکی

خوشا رزمنده‌ای که باورش سیدعلی باشد
نماد اقتدار کشورش سیدعلی باشد

شبی که آسمان شهر از جنگنده می‌لرزد
دعاگوی سپاه و لشکرش سیدعلی باشد

خوشا وقتی که می‌آید به میدان‌ها بویراحمد
نشان فتح هر نام‌آورش سیدعلی باشد

خوشا کوه سیاهی که ز فتنه رو سفید آمد
به دهدشتی که حرف آخرش سیدعلی باشد

خوشا بر غیرت برنو به دستان عشایر که
تمام این حماسه مظهرش سیدعلی باشد

به سرداران اسکندر بگو چون آریو برزن
کسی که ایستاده در برش سیدعلی باشد

خوشا نام شهیدی که سفارش کرده جای او
همیشه قهرمان دخترش سیدعلی باشد

برای سنگ قبرش هیچ عنوانی نمی‌خواهد
«علی که جانفدای رهبرش سیدعلی» باشد

***

سیده کبری حسینی بلخی(افغانستان)

دختر زبان گشوده و شیرین زبان شده است
افتاده راه، صاحب حرف و بیان شده است

این روزها بهانه بابا گرفته است
از چشم او پدر، دو سه روزی نهان شده است

مادر نشسته گفته: که بابا به کوه زد
بابا مسافر سفر آسمان شده است

بابا به مرزهای وطن جان فدایی است
در دشت‌های سبز وطن پاسبان شده است

مادر به زلف‌های ترش شانه می‌زند:
بابا علی فدای امام زمان شده است

از آسمان مدال شهادت گرفته است
آرش شده است و شهره به تیر و کمان شده است

دختر به خواب رفته و لبخند بر لبش خوشحال
از اینکه دختر خوب کیان شده است

***

عمادالدین ربانی

تو پیداست جانی علی کیانی
ز چشمم نهانی علی کیانی

شهیدان گذشتند با خنده از جان
چنین شادمانی علی کیانی

چه عطری نهفته‌ است در اسم خوبت
تو چون بوستانی علی کیانی 

زمینی شدم از تو دورم، نگاهی
تو در آسمانی علی کیانی

به آن سوی دریا، به آنجا که خوب است
مرا می‌رسانی؟ علی کیانی

چگونه شدی پیر راه ای برادر
تو خیلی جوانی علی کیانی

از آن چه سرودیم درباره تو
تو بهتر از آنی علی کیانی

فدایی سید علی گشته‌ای تو
فدایت جهانی علی کیانی

تو از روسفیدان کوه سیاهی
گل ارغوانی علی کیانی

شکستی تو بال هواگردها را
تو گرد زمانی علی کیانی

***

ناصر دوستی

شیر لُر، برنو به دوشش عزم میدان کرد و رفت
باز لب ها را پُر از آیات قرآن کرد و رفت

آیه “انّا فتحنا” را به لب جاری نمود
مژده قرآن دلش را غرق ایمان کرد و رفت

پلّه پلّه رفت بالا یک شب از کوه سیاه
مثل عنقا سِیر در آفاقِ عرفان کرد و رفت

عزم خود را جزم رزمش کرد یک دم زد به هم
نظم بزم شوم شیطان را پریشان کرد و رفت

شیر لُر برنو به دوشش سنگرش کوه سیاه
یک شبیخون زد شیاطین را هراسان کرد و رفت

در نبردش با هواپیمای دشمن شیر کوه
شیر غُرّان شد، تلاطم کرد و طوفان کرد و رفت

باز زانو زد به پیشِ شیر شیطان بزرگ 
تا ابد دهدشت را زندان شیطان کرد و رفت

شیر ایل بویرِاحمد شد” کیانی” تا ابد
قوم کافر را از این هجمه پشیمان کرد و رفت

کوه از آتش‌فشان جان او آگاه بود
آخرش صد داغ را در سینه پنهان کرد و رفت

چون کیان آن شیر ایرانی دم از غیرت زد و
جان شیرین را علی تقدیم ایران کرد و رفت

مثل دلواریّ تنگستانی از جانش گذشت
نام خود را ثبت در برگ دلیران کرد و رفت

او ز دست آریوبرزن مدالش را گرفت
ایل خود را غرق در شوق فراوان کرد و رفت

قهرمان نامی بویراحمد و برنو به دوش
کاخ استعمار را یکباره ویران کرد و رفت

چون علی یک عمر زیر بیرق عبّاس بود
نام خود را مرد غیرتمند دوران کرد و رفت

پای عهدش ماند و جانش را نثار عشق کرد
غرق خون با رهبرش تجدید پیمان کرد و رفت

زد به هم آرامش حیفا و تل آویو را
خواب اسرائیل را یکجا پریشان کرد و رفت

جانفدای رهبرش سیّدعلی بود این دلیر
جان شیرین را فدای راه جانان کرد و رفت

نیمه‌های ماه فروردین فدای عشق شد
با شهادت اجر و مزدش را دو چندان کرد و رفت

قهرمان نامی دهدشت در کوه سیاه
اهل کهگیلویه را یکسر رجزخوان کرد و رفت

چشم در راهش نشسته دختر نازش هنوز
چشم‌های دخترش را غرق باران کرد و رفت

***

سید حکیم بینش (افغانستان)

موجی صدا رسید، صدا می‌کند مرا
همسنگر جدید صدا می‌کند مرا

می‌ترسم آن دقایقی آید که گفته بود:
«وقتی به خون تپید صدا می‌کند مرا»

این پرچم سه رنگ درفش مقدس است
هر رنگِ رو سپید صدا می‌کند مرا

ای جانفدای حضرت سیدعلی، تو را
راهی که برگزید، صدا می‌کند مرا

این روزهای سخت، به سوی خودش همان
چیزی تو را کشید، صدا می کند مرا

آن گوشه یک ستارۀ نو دیده می‌شود
از آسمان شهید صدا می‌کند مرا

دفترچه‌ات کجاست که هر دلنوشته‌ات
در قلبِ سررسید صدا می‌کند مرا

بر عطر و بوی خاک مزار تو عاشقم
عطری که می‌وزید صدا می‌کند مرا

***

فرزانه قربانی

اسطوره هستی بعد از این در باور ما
از خون پاکت لاله‌گون شد کشور ما

گریان شده بر شانه‌های کهگیلویه
ابری که جا خوش کرده در چشم تر ما

در زندگانی افتخارت بود آری
هستی بسیجی امام پرپر ما

داغت به جوش آورده خون‌ها را دوباره
خالی نمی‌ماند پس از تو سنگر ما

ای فخر “ایل تامرادی”، نامت اینک
جای علی شد”جان فدای رهبر” ما

***

میترا ملک محمدی

شجاع و دلیری یلی قهرمانی
شهیدی شدی زنده و جاودانی

چراغی شدی در مسیر هدایت
نشان تو شد ذوب در بی‌نشانی

تو که جان فدای امام شهیدی
شهید بسیجی علیّ کیانی

نبرد دلیرانه تو در آن کوه
خلوص خداگونه‌ای آنچنانی

چنان کوه بودی و در کوه‌ها هم
برای چنان آرمانی شدی آسمانی

دگر پرده‌ای نیست بین تو و حق
شدی واقف رازهای نهانی

پدر رفت و مانده ازاو دختری که….
علی رفت و زینب بهم زد جهانی

خوشا بر وجود گلی کز تو مانده،
چنین دختری و چنان داستانی

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×