» فرهنگ و تاریخ باستان » پشت پرده رنج مؤمنان؛ چرا هرچه ادعا بزرگ‌تر، امتحان سخت‌تر؟
پشت پرده رنج مؤمنان؛ چرا هرچه ادعا بزرگ‌تر، امتحان سخت‌تر؟

پشت پرده رنج مؤمنان؛ چرا هرچه ادعا بزرگ‌تر، امتحان سخت‌تر؟

مرداد ۲۴, ۱۴۰۵ 106

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، برخی از جوانان و حتی معتقدان، سختی‌ها و ناملایمات را نشانه‌ای از دوری خدا یا بی‌توجهی او به بندگان می‌دانند. اما آیا واقعاً چنین است؟

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمد شیخ‌الاسلامی، مترجم قرآن و کارشناس سبک زندگی اسلامی، در گفت‌وگویی تفصیلی با استناد به آیات صریح قرآن کریم، پرده از حقیقتی برمی‌دارد که گاهی حتی از سوی مبلغین دین نیز پوشانده می‌شود: کل زندگی آزمون است و دنیا جای راحتی نیست. او با تشریح منطق امتحانات الهی، از چرایی سخت‌تر شدن آزمون‌ها برای مؤمنان حقیقی می‌گوید و با بیان تمثیل‌هایی از آیات قرآن و سیره اهل بیت(ع)، توضیح می‌دهد چرا خداوند با وجود عشق بی‌پایان به بندگانش، با آنها تعارف ندارد و ایمان، چیزی جز اثبات عشق در کوران سختی‌ها نیست.

درباره این‌موضوع با حجت‌الاسلام شیخ‌الاسلامی به بحث و گفتگو نشستیم که همزمان با پایان ایام عزاداری ماه‌های محرم و صفر و شروع ماه ربیع‌الاول منتشر می‌شود. 

مشروح گفتگو با این‌‌پژوهشگر دینی در ادامه می‌آید:

بسیاری از افراد تصور می‌کنند دینداری باید همراه با آرامش مطلق و دوری از سختی‌ها باشد. نگاه قرآن به این موضوع چیست؟ آیا ما در بیان این حقیقت کوتاه آمده‌ایم؟

کل زندگی آزمون و امتحان است و خداوند اصلاً این موضوع را پنهان نمی‌کند. دقت کنید، قرآن کریم بسیار صریح با انسان‌ها سخن می‌گوید. متأسفانه گاهی اوقات ما روحانیون این صراحت را می‌پوشانیم و می‌گوییم اگر صراحت قرآن را بیان کنیم، ممکن است مردم از دین فاصله بگیرند. اما حقیقت خلاف این است؛ قرآن صریحاً می‌گوید دنیا پر از رنج و سختی است و این را بدانید که اصلاً دنیا جای راحتی نیست. شما مدام امتحان می‌شوید و هر کس ادعایش بزرگ‌تر باشد، امتحاناتش نیز سخت‌تر است.

یعنی بدانید کسی که اصلاً مؤمن نیست، هیچ امتحانی (از این جنس) ندارد، چون ادعایی که برای خدا مهم باشد ندارد. می‌گوید من کافرم، خب کافر است، برو زندگی‌ات را بکن و تا آخر عمر از لذت زندگی‌ات ببر. البته خدا آن‌ها را هم با انواع سختی‌ها و راحتی‌ها امتحان می‌کند، اما نسبت خدا به آن‌ها این‌گونه است. اما هرچه آدم‌ها مؤمن‌تر باشند، امتحاناتشان سخت‌تر است.

روایتی از منطق آزمون‌های الهی در قرآن

این نکته که هرچه ادعا بزرگ‌تر، امتحان سخت‌تر بسیار تأمل‌برانگیز است. آیا قرآن کریم به صراحت به این موضوع اشاره کرده که صرفِ گفتن من مؤمنم کافی نیست؟

بله، دقیقاً. در آیه دوم سوره عنکبوت می‌فرماید: أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ؛ آیا مردم گمان کردند همین که گفتند ما ایمان آوردیم، رها می‌شوند؟ خیر، تازه اول امتحانات شماست. وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ؛ قبلی‌های شما را امتحان کردیم و بعدی‌ها یعنی شما را هم امتحان می‌کنیم. برای چه؟ لَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ تا معلوم شود چه کسی درست می‌گوید و چه کسی دروغ می‌گوید؛ خیلی صریح.

خدا می‌فرماید همه شما هم کافر شوید برای من هیچ فرقی نمی‌کند. این آیه قرآن در سوره ابراهیم است که حضرت موسی (ع) گفت: إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ؛ اگر همگی کافر شوید، خدا هیچ نیازی به ایمان شما ندارد. شما نمی‌توانید منتِ ایمانتان را سر او بگذارید.

شرح یک آیه بسیار عظیم

این بی‌نیازی مطلق خداوند، گاهی در ذهن مخاطب این شبهه را ایجاد می‌کند که پس چرا این‌همه سخت‌گیری و امتحان؟ آیا این به معنای بی‌تفاوتی خدا نسبت به سرنوشت بندگان نیست؟

نه، این‌طور نیست. دقت کنید، الان فرزند ما برای چه می‌آید پیش ما؟ مثلاً پایش را جلو ما دراز نمی‌کند و احتراممان را نگه می‌دارد. بعد که دعوایمان می‌شود، می‌گوید: بابا، الان می‌دانی بچه‌های مردم چطور هستند؟ به پدرشان بی‌احترامی می‌کنند! من چون از نظر عاطفی به فرزندم وابسته‌ام و اقتدارم به او وابسته است، می‌گویم: ممنون که بی احترامی نکردی. اما کسی که بی‌نیاز است، می‌گوید: بیا بی‌احترامی کن؛ بالاخره که همدیگر را می‌بینیم. خدا فرموده 60 سال در دنیا زندگی می‌کنی، بالاخره همدیگر را می‌بینیم.

سوره زخرف آیه بسیار عجیبی دارد. من وقتی این آیه را خواندم مدت‌ها فکر کردم. چیز عجیبی است. می‌فرماید: وَلَوْلَا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمَٰنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ؛ اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقف‌هایی از نقره و نردبان‌هایی که از آن بالا روند.

یعنی اگر این‌طور نبود که مردم همگی کافر شوند، تمام دنیا را به کافران می‌دادیم! به عبارت دیگر، کل دنیا را می‌دادیم به کافران، ولی این‌طوری هیچ‌کس مؤمن نمی‌شد و همه شما بدبخت می‌شدید. چون بالاخره عقل مردم یک ذره به چشمشان هست؛ نه اینکه من نیازی داشته باشم، شما بدبخت می‌شدید. این‌قدر خدا سخت می‌گیرد، چون مسئله مهم است.

 

اینفوگرافیک| رسانه در تراز قرآن

 

صراحت قرآن در مواجهه با مدعیان ایمان

اشاره کردید خدا سخت می‌گیرد. آیا این سخت‌گیری شامل حال پیامبران و مؤمنان خاص هم می‌شود یا مختص عموم است؟

در سوره بقره می‌فرماید: أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ؛ آیا فکر می‌کنید شما وارد بهشت می‌شوید و آن بلاها و امتحاناتی که ما بر سر قبلی‌ها آوردیم، بر سر شما نمی‌آوریم؟ می‌آوریم. مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا؛ خشکسالی، بیماری، ضرر و زلزله. حَتَّىٰ یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ؛ کار به جایی می‌رسد که پیامبر خدا و کسانی که با او ایمان آورده‌اند، دیگر صدایشان درمی‌آید و می‌گویند: پس نصرت خدا کو؟ همه بدبختی‌ها مال ماست؟ آن کافر دارد برای خودش حال می‌کند و ما باید بدبختی بکشیم؟ ادعا داری، ادعا امتحان دارد. ادعا نداشته باش، برو لذت کفر را ببر. وقتی شما می‌گویید مؤمنم، یعنی ادعای محبت خدا را داری. ادعا، همراه خود امتحان دارد.

برخی جوانان امروز با مشاهده رفاه ظاهری در جوامع غیردینی، می‌پرسند: آیا واقعاً ما باید 50 یا 70 سال سختی بکشیم؛ در حالی که دیگران در رفاه هستند؟ پاسخ منطق قرآن به این دغدغه چیست؟

حالا شما بگویید: بله، سختی بکش 50 ساله، 70 ساله، 100 ساله سختی بکش. در کنار آن ابدیتی که می‌خواهی داشته باشی، چیزی به شما نمی‌آید. لذا ما این را باید بدانیم و انکار نکنیم. الان جوان‌ها می‌گویند: در اروپا باران می‌آید، هر کس دین‌دار است باران نمی‌آید! بله، واقعاً همین است. این موضوع، آیه قرآن است. خشکسالی هست.

یعنی ما حالا مسلمان شدیم باید بدبختی بکشیم؟ در منطق خدا این بدبختی نیست؛ بلکه آزمون خوشبختی شماست. اگر هم همه شما می‌خواهید کافر شوید، بشوید؛ اصلاً هیچ‌کس خدا را نپرستد، برای خدا و برای اولیای خدا و برای دین خدا فرقی ندارد. چون کل دنیا از ابتدا که خلق شده تا روز آخر که قیامت است، در منطق قرآن هیچ است.

چه‌طور؟

دقت کنید، خدا 1400 سال پیش فرموده: اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ؛ فرمود قیامت نزدیک است. حالا 1400 سال گذشته و قیامت نشده! منطق قرآن این است: اقْتَرَبَ. چون شما از بالا که خدا نظر می‌کند نگاه می‌کنی، اصلاً دنیا دیده نمی‌شود. شما مدعی ایمانی، باید امتحان شوی.

این تصویر از خداوند بسیار جدی و سخت‌گیرانه است. آیا این با رحمت و عشق خداوند به بندگانش در تضاد نیست؟ مگر خدا ما را دوست ندارد؟

خدا عزیز است، یعنی عزت دارد، پس منت شما را برای دین‌داری نمی‌کشد. دوستتان دارد؛ خیلی هم دوست دارد، و حتی دوست ندارد یک نفر به جهنم برود. در دعای کمیل امیرالمؤمنین امام علی (ع) می‌گوید: فَبِالْیَقِینِ أَقْطَعُ؛ خدایا من مطمئنم، لَوْلَا مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِیبِ جَاحِدِیكَ…؛ اگر اقتضای عدالتت نبود، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَسَلَاماً؛ اصلاً کلاً جهنم را از بین می‌بردی، وَمَا كَانَ فِیهَا مُقَرّاً وَلَا مُقَاماً؛ حتی یک نفر هم به جهنم نمی‌بردی. یعنی خدا با بنده‌هایش این‌طوری است. اما تو ادعا کردی که من مؤمنم و خدا را دوست دارم.

امام حسین (ع) امتحان ابدی و ازلی الهی است

این ادعای ایمان و عشق، در عمل و در طول تاریخ چگونه خود را نشان داده است؟ آیا مصادیق مشخصی برای این امتحانات وجود دارد؟

در قرآن به 15 نوع امتحان اشاره شده است. خدا انواع امتحانات را بیان می‌کند و برایش هم مهم است. حتی خود امام حسین (ع) و عاشورا و کربلا، یکی از امتحانات الهی است؛ در طول تاریخ، نه فقط در دوره خودش. در طول تاریخ مهم است که شما طرف امام حسین(ع) باشی یا طرف یزید. این امتحان خداست.

وقتی آمدند پیش امام حسین (ع) و گفتند برای چه می‌روی جنگ؟ مگر نمی‌دانی کشته می‌شوی؟ حضرت این آیه از سوره انفال را خواند: لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَیَحْیَىٰ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ؛ تا هر که هلاک می شود از روی دلیلی روشن هلاک شود، و هرکه زندگی می کند از روی برهانی آشکار زندگی کند. یعنی رفتن من اسباب امتحان آدم‌هاست. یعنی امام حسین یک امتحان ابدی و ازلی و همیشگی است. امروز هم مهم است شما کدام طرف ایستاده‌اید؛ طرف امام حسین (ع) یا طرف یزید؟ خود امام حسین، خود هر بینّه‌ای اسباب امتحان است.

پول، مقام و موقعیت، آسایش، فقر همگی اسباب امتحان هستند. آیه قرآن است که می‌فرماید: وَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ؛ به انسان نعمت می‌دهیم، خوشحال می‌شود. وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ؛ نعمت را از او می‌گیریم، شروع می‌کند به خدا اهانت کردن. بعد خدا می‌فرماید: كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ؛ اگر فردی حوصله کند و یک بار قرآن را با این رویکرد بخواند، متوجه می‌شود که اسباب امتحانات خدا چیست.

برای جمع‌بندی، با توجه به این‌همه سختی و آزمون، معیار نهایی عبور از این امتحان و رسیدن به آن جایگاه والا چیست؟

ایمان در منطق خدا، اثبات عشق است: قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی؛ اگر ادعای عشق می‌کنی، امتحان در پیش داری. سیلی هم می‌خوری، ولی باید باشی و برنگردی. و این سخت و مشکل است و خدا هم در این مورد با کسی تعارف ندارد.

ممکن است خدا همه را ببرد به بهشت، اما آن به خدایی خدا مربوط است. من همین‌قدر بتوانم کار خودم را جمع‌وجور کنم، نمی‌خواهم دخالت در خداییِ خدا کنم. آن چیزی که ما می‌فهمیم این است که بهشت رفتن یک چیز است، و اینکه خدا کسی را تحویل بگیرد و حواسش باشد، یک چیز دیگر است. بهشت عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ هم دارد. جایگاه انسان‌ها با هم فرق می‌کند.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×