جنگ رمضان و صحنه نمایشی به وسعت ایران
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، گزارش عملکرد مراکز فراتهران حوزه هنری اجرای بیش از 250 نمایش خیابانی و 130 نمایش «بچههای مسجد» در 28 استان کشور طی جنگ رمضان را روایت میکند؛ آماری که از حضور پررنگ تئاتر در متن جامعه و تلاش هنرمندان برای پیوند دوباره هنر نمایش با مردم در روزهای بحران خبر میدهد.
جنگها، تنها در مرزها رخ نمیدهند؛ در ذهن، زبان و حافظه ملتها نیز جریان دارند. در چنین روزهایی، هنر اگر بخواهد به رسالت خود وفادار بماند، نمیتواند پشت درهای بسته سالنها بماند. باید از صحنههای رسمی عبور کند، به خیابان بیاید، میان مردم بایستد و روایتگر امید، همدلی و ایستادگی شود.
جنگ رمضان، چنین فرصتی را برای هنر نمایش و تئاتر خیابانی در سراسر کشور فراهم کرد. آنچه که در ماههای اخیر و از ابتدای شروع جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان)، در مراکز فراتهران حوزه هنری یا همان مراکز استانها رخ داد، صرفاً اجرای چند نمایش خیابانی نبود؛ تجربهای بود از بازگشت تئاتر به خاستگاه اصلی خود؛ یعنی حضور در متن زندگی مردم.
سالهاست که درباره «تئاتر مردمی» سخن گفته میشود، اما تئاتر مردمی تنها به معنای اجرای نمایش برای مردم نیست؛ بلکه به معنای حضور نمایش در لحظهای است که جامعه به آن نیاز دارد. در روزهای جنگ رمضان، نمایش دیگر منتظر دعوت جشنوارهها یا نوبت اجرا در سالنها نماند. میدان و خیابان، خود به صحنه تبدیل شد و مردم، هم مخاطبان نمایش بودند و هم بخشی از روایت آن؛ همراهی اثر، صاحب اثر و مخاطب اثر در یک مکان و زمان.
گزارش عملکرد مراکز فراتهران حوزه هنری در این موضوع، نشان میدهد که در این چند ماه، بیش از 250 نمایش خیابانی با بیش از 1700 اجرا و 130 نمایش «بچههای مسجد» با500 اجرا در 28 مرکز استانی حوزه هنری تا پایان خرداد ماه 1405 روی صحنه رفت. این اعداد، تنها یک گزارش آماری نیستند؛ نشانه آناند که هنر نمایش توانست در کوتاهترین زمان، حضوری گسترده و زنده در سراسر کشور پیدا کند و روایت مقاومت را به دل کوچهها، میدانها، مساجد و اجتماعات مردمی ببرد.
نکته قابل توجه در تجربه نمایشهای فراتهران، نقشآفرینی پررنگ برخی استانها در میدان عمل بود. گزارش مدیریتی نشان میدهد که قم، اصفهان، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، فارس، گلستان و شاهرود از جمله مراکزی بودند که با حضور میدانی هنرمندان و برپایی موکبهای فرهنگی و اجراهای مردمی، جلوهای عینی از پیوند هنر و جامعه را به نمایش گذاشتند.
در این میان، اصفهان نیز بهعنوان یکی از متوازنترین مراکز از نظر تنوع فعالیتهای هنری شناخته شد و در کنار استانهایی مانند خراسان رضوی، یزد، مازندران، مرکزی، البرز، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد، توانست در تمامی رشتههای هنری نقشآفرینی کند. این پراکندگی جغرافیایی نشان میدهد که روایت هنری جنگ رمضان، محدود به چند مرکز خاص نبود، بلکه به شبکهای از استانهای فعال و میداندار تبدیل شد که هر یک با ظرفیتهای بومی خود، بخشی از روایت ملی مقاومت را شکل دادند.
اهمیت این تجربه، بیش از هر چیز در شکستن مرز میان صحنه و جامعه است. تئاتر، هنری است که با حضور تماشاگر معنا پیدا میکند و جنگ رمضان نشان داد که در روزهای بحران، بهترین سالن نمایش، همان جایی است که مردم حضور دارند. هنرمندان نمایش، به جای آنکه منتظر آمدن مخاطب باشند، خود به سراغ مخاطب رفتند؛ در خیابان، مسجد، میدان و محله. این همان نقطهای است که هنر، از یک فعالیت فرهنگی صرف، به کنشی اجتماعی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، این حضور گسترده نشان داد که استانها تنها مجری برنامههای از پیش تعیینشده نبودند. هر استان، با تکیه بر ظرفیت هنرمندان خود، شیوهای متناسب با فرهنگ و زیستبومش برای ارتباط با مردم برگزید. این تنوع، نه نشانه پراکندگی، بلکه نشانه پویایی یک شبکه فرهنگی بود که توانست در عین حفظ هویتهای بومی، روایتی ملی از مقاومت و همبستگی خلق کند.
جنگ رمضان، سرعت عمل هنرمندان نمایش را نیز به نمایش گذاشت. در شرایطی که معمولاً تولید و اجرای یک اثر نمایشی فرآیندی زمانبر است، هنرمندان استانها نشان دادند که میتوان با حفظ کیفیت و استاندارد قابل قبول، در کوتاهترین زمان به نیازهای فرهنگی جامعه پاسخ داد. این تجربه، سرمایهای است که نباید به روزهای بحران محدود بماند؛ بلکه میتواند الگویی برای آینده تئاتر ایران باشد. تجربهای که در زمان جنگ تحمیلی هشت ساله نیز صورت گرفته بود و چهرههایی مانند ابراهیم حاتمی کیا، رسول ملاقلی پور، مهران مدیری، هوشنگ توکلی و داوود میرباقری به نقش آفرینی و کارگردانی تئاتر برای مردم و رزمندهها میپرداختند؛ به گونهای فعالیتهای فراتهران حوزه هنری در حوزه نمایش، ادامه دهنده سنت هنرمندان در زمان دفاع مقدس است.
شاید مهمترین دستاورد این روزها، بازتعریف نسبت تئاتر و مردم باشد. سالهاست که از ضرورت بازگشت مخاطب به سالنهای نمایش سخن گفته میشود، اما جنگ رمضان پرسش دیگری را پیش روی ما گذاشت؛ آیا گاهی این تئاتر نیست که باید به سوی مردم برود؟ تجربه فراتهران، پاسخی روشن به این پرسش داد. وقتی نمایش در متن زندگی مردم قرار گرفت، ارتباطی زنده، بیواسطه و اثرگذار شکل گرفت؛ ارتباطی که هیچ رسانهای جای آن را نمیگیرد.
این تجربه، یادآور حقیقتی قدیمی است؛ اینکه تئاتر، پیش از آنکه هنری برای ساختمانها باشد، هنری برای انسانهاست. هرگاه از مردم فاصله گرفته، بخشی از اثرگذاری خود را از دست داده و هرگاه در کنار مردم ایستاده، به یکی از قدرتمندترین ابزارهای گفتوگو، همدلی و انسجام اجتماعی تبدیل شده است.
اگر قرار باشد از نقش هنر نمایش در جنگ رمضان تنها یک تصویر در حافظه بماند، آن تصویر نه صحنهای با نور و دکور، بلکه هنرمندانی است که در میان مردم ایستادند و نشان دادند صحنه واقعی تئاتر، جایی است که زندگی جریان دارد. شاید بزرگترین دستاورد مراکز فراتهران نیز همین باشد؛ اینکه بار دیگر ثابت کردند هنر نمایش، هرگاه به میان میدان بیاید، میتواند خود به بخشی از میدان تبدیل شود.
انتهای پیام/
