مهدویت محور وحدت|دیدگاه شارح سنی نهجالبلاغه درباره حضرت قائم(عج)
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هفته وحدت میتواند فرصتی باشد تا به جای پنهان کردن اختلافات، نقاط مشترک اعتقادی مسلمانان نیز برجسته شود. مهدویت یکی از همین نقاط است؛ با این تفاوت که شیعه امامیه درباره مصداق آن، سخنی روشنتر و مشخصتر دارد و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه را امام دوازدهم و حجت زنده خدا میداند. مهدویت در معارف اسلامی یک موضوع حاشیهای و صرفاً مربوط به آخرالزمان نیست، بلکه بخشی از تصویر کلی آنان از آینده تاریخ و سرنوشت بشریت است. در روایات شیعه و سنی سخن از روزی است که پس از دورهای از غلبه ظلم و غربت اسلام، حجت الهی قیام میکند و مسیر جامعه انسانی را به سوی عدالت و حقیقت بازمیگرداند. به همین دلیل، شناخت و باور به مهدی عجل الله تعالی فرجه در منظومه معارف شیعه جایگاه ویژهای دارد.
یکی از تعبیرهای قابل توجه در این زمینه، سخنان امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره شخصی است که در دوران غربت اسلام، حامل حکمت و باقیمانده حجت خدا خواهد بود. حضرت میفرمایند: «فَهِیَ عِنْدَ نَفْسِهِ ضَالَّتُهُ الَّتِی یَطْلُبُهَا وَ حَاجَتُهُ الَّتِی یَسْأَلُ عَنْهَا فَهُوَ مُغْتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ الْإِسْلَامُ … بَقِیَّةٌ مِنْ بَقَایَا حُجَّتِهِ خَلِیفَةٌ مِنْ خَلَائِفِ أَنْبِیَائِهِ»؛ یعنی حکمت گمشده اوست و در هنگامی که اسلام غریب شود، او نیز غریب است و «باقیماندهای از بقایای حجت خدا و جانشینی از جانشینان پیامبران اوست». (نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص263)
جالب آنکه ابن ابیالحدید معتزلی، شارح مشهور نهجالبلاغه، در توضیح این سخن، برداشتهای مختلف فرقهها را نقل میکند. او میگوید شیعیان امامیه این شخص را همان مهدی منتظر میدانند، صوفیان او را بر قطب و ابدال تفسیر میکنند و متکلمان معتزلی نیز برای این سخن، تفسیری متناسب با مبانی خود ارائه میدهند. این گزارش نشان میدهد که سخن از «قائم» و حجت الهی در آینده تاریخ، تنها یک مسئله محدود به ادبیات شیعه امامیه نبوده است.
اما نکته مهمتر در ادامه سخن ابن ابیالحدید است؛ جایی که درباره احتمال مقصود بودن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه میگوید: «وَ لَیْسَ یَبْعُدُ عِنْدِی أَنْ یُرَادَ بِهِ الْقَائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص فِی آخِرِ الْوَقْتِ إِذَا خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَى». یعنی «بعید نیست که منظور از این سخن، قائم از آل محمد صلی الله علیه و آله در آخرالزمان باشد، هنگامی که خداوند متعال او را خلق کند.» بنابراین حتی یک عالم معتزلی نیز در تفسیر این سخن، احتمال مهدی موعود از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را به صراحت مطرح میکند.
البته اختلاف مهمی در همینجا آشکار میشود. ابن ابیالحدید ادامه میدهد: «وَ إِنْ لَمْ یَكُنِ الْآنَ مَوْجُوداً فَلَیْسَ فِی الْكَلَامِ مَا یَدُلُّ عَلَى وُجُودِهِ الْآنَ»؛ یعنی اگر مهدی اکنون وجود نداشته باشد، در این سخن دلیلی بر وجود فعلی او نیست. این دقیقاً همان نقطهای است که اعتقاد امامیه با دیدگاه او تفاوت پیدا میکند: امامیه بر این باورند که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله همان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه است که متولد شده و در غیبت به سر میبرد، در حالی که ابن ابیالحدید، بر اساس مبنای خود، ولادت ایشان را در آینده میداند.
با این حال، خود ابن ابیالحدید در ادامه تعبیر بسیار مهمی دارد: «وَ قَدْ وَقَعَ اتِّفَاقُ الْفِرَقِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ أَجْمَعِینَ عَلَى أَنَّ الدُّنْیَا وَ التَّكْلِیفَ لَا یَنْقَضِی إِلَّا عَلَیْهِ». او تصریح میکند که فرقههای مسلمانان بر این معنا اتفاق دارند که دنیا و تکلیف پایان نمییابد، مگر به دست او. حتی اگر در دامنه این ادعا و مراد دقیق ابن ابیالحدید از «اتفاق» بحث علمی داشته باشیم، اصل گزارش او نشاندهنده گستردگی باور به آیندهای مهدوی و ظهور قائم در میان مسلمانان است.
از این منظر، مهدویت میتواند یکی از نقاط مهم گفتوگوی مشترک میان مسلمانان در هفته وحدت باشد. آنچه میان مذاهب اسلامی مشترک است، اصل امید به ظهور قائم از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله، پیوند او با آینده اسلام و تحقق وعده الهی در پایان تاریخ است؛ هرچند درباره هویت دقیق او، زمان تولد و کیفیت حضورش اختلاف نظر وجود دارد. بنابراین اختلاف در «کیفیت مهدویت» نباید ما را از ظرفیت بزرگ «اصل مهدویت» برای ایجاد گفتوگو و همدلی میان مسلمانان غافل کند. سخن ابن ابیالحدید نشان میدهد که حتی در میان عالمان غیرامامی نیز اصل آمدن قائم از آل محمد صلی الله علیه و آله قابل طرح و پذیرش بوده است؛ اختلاف ما بر سر اصل وعده نیست، بلکه بیش از هر چیز در تفسیر هویت و وضعیت کنونی آن موعود است.
انتهایپیام/
