آموزش و پرورش یا مجمعالجزایر؟
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سید بابک هاشمی نیکو مشاور وزیر آموزش و پرورش در گفت و گو اختصاصی با تسنیم، انسجام و وفاق، شفافیت و بهرهوری، عدالت و پاسخگویی را سه رکن اصلی حکمرانی خوب در بزرگترین وزارتخانه کشور دانست. همچنین بر مدیریت به قلبها به جای مدیریت بر صندلیها تأکید و معتقد است که معلم نباید در مسابقه با تورم جا بماند.
چالش اصلی انسجام و وفاق است. وقتی دستگاهی با بیش از یک میلیون معلم، 16.5 میلیون دانشآموز، بیش از 100 هزار مدرسه، دهها سازمان و معاونت، 32 اداره کل استانی و بیش از 730 منطقه آموزشی کار میکند، اگر انسجام واحدی نداشته باشد، به مجمعالجزایری تبدیل میشود که هر جزیرهای ساز خود را مینوازد. راه حل، توسل به اسناد بالادستی، بهویژه سند تحول بنیادین است. اگر همه بخشها خود را نسبت به این سند مسئول بدانند و وفاقی جمعی حول آن شکل گیرد، میتوان به اهداف نزدیک شد. خوشبختانه با تأکید وزیر محترم، این وفاق و انسجام در دستور کار قرار گرفته است.
شفافیت یعنی عملکرد را در معرض دید عموم بگذاریم و تا حد امکان نتایج را کمی کنیم. البته بسیاری از دستاوردهای تربیتی کیفیاند، اما همان موارد کیفی را هم باید به مردم گزارش داد تا بدانند آموزش و پرورش در حوزههای تربیتی فعال است. بهرهوری نیز یعنی با استفاده بهینه از نیروی انسانی، تجهیزات، منابع اقتصادی، مکان و زمان، حداکثر نتیجه را در شاخصهای تعلیم و تربیت به دست آوریم. برای نمونه، در امتحانات نهایی و کنکور، بهویژه در مناطق محروم، باید بهترین نتایج را کسب کنیم، در آزمونهای بینالمللی تیمز، پرلز و سواد خواندن وضعیت را ترمیم کنیم و در تربیتِ چندساحتی بر اساس سند تحول پیش برویم. اینها نشانههای بهرهوری هستند.
عدالت آموزشی یعنی محرومیتزدایی و توانمندسازی مدارس دولتی است. آموزش و پرورش قرارگاه عدالت آموزشی ایجاد کرده است تا مناطق محروم را از منابع انسانی و تجهیزات لازم بهرهمند سازد. پاسخگویی نیز در راستای شفافیت معنا میشود؛ مسئولان باید در رسانهها و شبکههای اجتماعی پاسخگوی مردم باشند و حس دستنیافتنی بودن را از بین ببرند. منزلت و رفاه معلم هم اولویت جدی است. خوشبختانه رتبهبندی معلمان که سالها به تعویق افتاده بود، محقق شد و در بحث مسکن نیز پیگیریهای جدی انجام میشود. باید تلاش کنیم معلم در مسابقه تورم جامانده نباشد.
در کنار این سه، سه تحول ساختاری دیگر نیز ضروری است: تحول در جذب و تربیت نیروی انسانی (که با ایجاد کانونهای ارزیابی گام خوبی برداشته شده)، تحول در برنامههای درسی و محتوای کتب درسی، و مهارتآموزی با رسیدگی به هنرستانها و حاکم کردن نگرش سیستمی. رهبری و مدیریت نیز تمام این شاخصها را پوشش میدهد. در آموزش و پرورش، مدیریت بر قلبها از مدیریت بر ساختارها مهمتر است؛ زیرا با این بافت سنتی و عظیم، تنها با رهبری مبتنی بر اعتماد و انسجام درونی میتوان به چابکسازی و نوسازی رسید.
انتهای پیام/
