» فرهنگ و تاریخ باستان » با شما عهد و پیمان می‌بندیم؛ با شما ای شهیدان اقتدارمان
با شما عهد و پیمان می‌بندیم؛ با شما ای شهیدان اقتدارمان

با شما عهد و پیمان می‌بندیم؛ با شما ای شهیدان اقتدارمان

خرداد ۲۳, ۱۴۰۵ 107

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم: یک سال گذشت. یک سالِ سخت با طعم تلخ و جانکاه داغ و فراق. یک سال گذشت؛ سخت، اما سرشار از حماسه و ایستادگی و شکرگزاری و تاب‌آوری و رجزخوانی برای دشمنِ خوارِ آمریکایی‌صهیونی.

یک سال گذشت از شروع جنگی که آغاز کننده‌اش رژیم منفور درنده و غاصب و اشغالگر صهیونیستی بود و حامی‌اش شیطان اکبرِ اپستینی… 

شیاطینی که آدم‌وار به رزم حریف نیامده بودند؛ که آمده بودند بزدلانه سراغ پاک‌ترین و بی‌دفاع‌ترینِ انسانها؛ سراغ کودکان، ‌زنان، مادران، اهل علم و دانشمندان و معلمان و حتی سراغ سرداران؛ اما نه در میدان، که شبانگاه و در خانه و در جمع خانواده‌ها.

آمده بودند به خیال خود ریشه را بزنند؛ خانواده را؛ پدران و مادران و نوزادان و دختران و پسران‌مان را بزنند! 

آمده بودند به خیال خامشان ریشه علم و دانش و معرفت و فرهنگ و هویت‌مان را بزنند؛ دانشمندان ما را بزنند!

آمده بودند تا قامتِ قدرت و شوکت و هیمنه و عزت‌مان را تا کنند و بشکنند؛ قدرت و شوکتی که در وجود سردارانِ شجاع و نخبه و فرهیخته‌مان ریشه دوانده و چون خونی پاک در رگ‌های پیکر بزرگ نیروهای نظامی‌مان جاری شده بود.

با این خیال‌های پوچِ وهم‌انگیز و بدسرشت و نفرت‌انگیز سراغ‌مان آمده بودند…

آمدند و غرش گوشخراش و جهنمیِ جنگنده‌هایشان در آسمانی‌ترین لحظه‌های تقویم‌مان؛ در بامداد یک روز مانده به عید سعید غدیر، خانه‌های پاک و ساده و بی‌آلایشِ دانشمندان و معلمان و سرداران و سربازان دلاورمان را به لرزه در آورد و نشانه گرفت. 

آمدند و بامداد جمعه 23 خرداد 1404 شد آغاز نبرد نظامی و تحمیلی دیگری در این سرزمین؛ آغاز هجوم دوباره شیاطین به سرزمین نجیب‌زادگان با اصل و نصب؛ آغاز نخبه‌کُشی؛ سردارکُشی، دانشمندکُشی و خانواده و زن و بچه‌کُشی…

یک سال گذشت؛ یک سالِ سخت با جای خالی فرماندهان و سرداران‌مان؛ سردار باقریی‌ها و حاجی‌زاده‌ها و سلامی‌ها و رشیدها و ربانی‌ها و ایزدی‌ها و کاظمی‌ها و شادمانی‌ها… با جای خالی دانشمندان‌مان؛ ساداتی‌ارمکی‌ها و طهرانچی‌ها و هاشمی‌تبارها و مینوچهرها و ذوالفقاری‌ها و عباسی‌ها و مطلبی‌زاده‌ها…. با جای خالی دانشجوها و دانش‌آموزان و زنان و مردان غیرنظامی و پزشک و مهندس و حوزوی و نیروهای هلال‌احمری و جهادی‌مان… با جای خالی رزمندگانِ بسیجی و سپاهی و ارتشی‌مان …

یک سال گذشت و جای خالی صدها نفر از مردم و ملت پاک و فرهنگ‌دوست و اهلِ علم و مظلوم و مقتدرمان، جای خالی شهدای اقتدارمان، شقایق شد و در دشت سینه‌ی تک تک مردم این سرزمین تاریخی رویید و بهاری از ظهور امت یکپارچه و فرهیخته و مقاوم و ایستاده و مقتدر آخرالزمانی را آفرید.

امت بزرگی که از همان‌زمان و به‌ویژه از جنگ تحمیلی سوم، با سینه‌ی سوخته، اما قامت راست و مشت‌های گِره‌کرده در صحنه ایستاده و میدان‌داری می‌کند.

ملتی که نشان داده هرچه بیشتر خون و شهید بدهد، سست‌تر و توسری‌خورتر که نه‌! مقاوم‌تر و تسلیم‌ناپذیرتر می‌شود.

ملتی که درست پا جای پای رهبر شهیدش گذاشته است؛ رهبری که در شروع جنگ تحمیلیِ 12 روزه در پیامی به امتش، خطاب به شیطان حقیرِ صهیونی گفت: «رژیم صهیونیستی اشتباه بزرگی کرد، خطای بزرگی کرد، غلطی کرد و عواقب آن، او را بیچاره خواهد کرد به توفیق الهی. ملت ایران از خون شهدای گرانقدر نخواهد گذشت، از تجاوز به آسمان کشورش صرفِ نظر نخواهد کرد…»

رهبری که در چهلم شهدای همان جنگ، دوباره در پیامی برای امتش تاکید کرد که آینده نشان خواهد داد که هر دو حرکت نظامی و علمی شتابنده‌تر از گذشته به سمت افق‌های بلند، پیش خواهد رفت ان‌شاءالله.

این امت سرفرازِ پرغرور امروز در سالگرد شهدای اقتدارش دوباره به میدان آمده تا با بزرگداشت این شهدا در مساجد و میادین و امامزاده‌ها و خیابان‌ها و حتی روضه‌های خانگی، این پیام را به جهان بدهد که ما مردم نسلِ نجیب‌زادگان ایران متمدن چندین هزار ساله، ما ملت امام حسین(ع)، ما امت شهیدِ امام خامنه‌ای که مرامش ایستادگی در برابر طاغوت بود و کفر… ما به تاسی از نیاکان پرافتخارمان، سیدالشهدا(ع) و امام شهیدمان، ایستاده‌ایم؛ تا ابد، با مشت‌های گِره کرده،‌ با اقتدار، با پرچمِ سه رنگ و دلبرِ کشورمان…

ما ایستاده‌ایم و 500، 1000 یا دهها هزار نفر از ما را هم بکشید، زن و مرد و کودک و نوزاد و سردار و دانشمند ما را هم بکشید، باز دست پلیدتان به خاک پاک میهن‌مان نمی رسد. باز زور شیطانی‌تان به تسلیم کردن‌مان نمی‌رسد و حریف عزت‌مان نمی‌شود…

ما زانو نمی‌زنیم. ما در مقابل کودکان‌کُشان و کودک‌خواران اپستینی‌صهیونیستی زانو نمی‌زنیم…

ما با شما هم‌کاسه و هم‌پیمان نمی‌شویم، که ما امت پاکیم و شما ناپاکانِ غاصبِ درنده‌خویِ شیطان‌صفتی از نسلِ کافرانِ سینه‌سپرکرده در برابر یکتای بی‌همتا…

و چه ربطی است میان پاکان چون مایی و ناپاکانی چون شما؟!…

ما امروز دوباره به میعادگاه می‌رویم؛ به خیابان، به مساجد، به گلزارهای شهدایمان؛ به قطعه 42 در گلزار شهدا در بهشت زهرایمان، تا تجدید عهد و پیمان کنیم با دانشمندان هسته‌ای‌مان؛ سادات‌ارمکی‌ها و طهران‌چی‌ها و عباسی‌ها… تا تجدید عهد و پیمان کنیم با سرداران‌مان؛ باقری‌ها و سلامی‌ها و حاجی‌زاده‌ها… تا تجدید عهد و پیمان کنیم حتی با کودکان شهیدمان؛ سیدعلی ساداتی‌ها و فاطمه‌سادات‌ها …

تا تجدیدِ عهد کنیم با شهدای جنگ تحمیلیِ 12 روز و جنگ 40 روزه و امام شهیدمان؛ که بگوییم و بخوانیم و بنویسیم با قطره قطره‌ی خونِ سرخ و جانِ سبزمان؛ که زیر بار زور و ذلت و حقارت نمی‌رویم، که ما امتِ محمد(ص) هستیم و شیعه فاتحِ خیبر و ملتِ «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة»…

که نه زیر بار زور و تسلیم و تحقیر می‌رویم، و نه از شیهه‌ها و جیغ‌های بنفشِ شیاطینِ انس و جن و اپستینی و صهیونی و آمریکایی ترسی به دل داریم؛ که ما پیروِ مشتِ گِره‌کرده‌ی رهبرِ شهیدمان هستیم و ملتِ «الله‌اکبر»یم…

فاطمه مرادزاده

ببینید| مادر شهید: گفتم صبوری می‌کنم به‌شرط رجعت
نخستین سالگرد شهدای اقتدار و دانشمندهسته‌ای ساداتی‌ارمکی برگزار می‌شود

انتهای پیام/    

 

 

 

 

 

 

 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×