» فرهنگ و تاریخ باستان » بردن ایران به عصر حجر، مثل نابودیِ دماوند با سوزن است
بردن ایران به عصر حجر، مثل نابودیِ دماوند با سوزن است

بردن ایران به عصر حجر، مثل نابودیِ دماوند با سوزن است

خرداد ۱۲, ۱۴۰۵ 004

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انتشارات علمی و فرهنگی اگرچه یک مرکز پرسابقه نشر است که برای دهه‌ها محل اعتماد بسیاری از نویسندگان و مترجمان بود، در بیش از یک دهه گذشته با چالش‌های متعددی مواجه و روبه‌روست. مرکزی که روزگاری رسالت خود را انتشار بهترین آثار بازار نشر تعریف کرده بود، در سال‌های گذشته برای خروج از شرایط بد اقتصادی خود، به‌سمت فعالیت‌هایی رفت که چندان قرابتی با حوزه فرهنگ و نشر نداشت. از سوی دیگر، انتخاب برخی مدیران از جمع اهالی سیاست و حلقه‌های نزدیک به ستادهای انتخاباتی چپ و راست و همچنین اعتراض کارکنان این انتشارات، بر چالش‌های آن افزود و بر حواشی دامن زد.

انتخاب مدیران اشتباهی کنار مشکلات اقتصادی متعدد زیر نام بزرگ علمی و فرهنگی، سبب شد این بنگاه نشر به یک رخوت طولانی دچار شود. تکیه بر آثار کلاسیک خود بدون داشتن برنامه‌ای مشخص و کارآمد برای حضور در بسترهای جدید نشر علمی و فرهنگی را از یک ناشر به‌روز و درخشان به یک نشر منفعل گوشه‌نشین تبدیل کرد.

جمال هادیان بیش از یک سال است که مدیریت این انتشارات را به‌عهده گرفته است. او می‌گوید در این مدت تلاش کرده است انتشارات علمی و فرهنگی را از مسیری که رسالتش نبوده است، خارج کند و به ریل اصلی بازگردد. مدیر انتشارات علمی و فرهنگی در گفت‌وگو با تسنیم از برنامه‌های جدید این انتشارات برای بازآفرینی گنجینه‌ای گفت که در انبار علمی و فرهنگی خاک می‌خورد، مشروح گفت‌وگوی تسنیم با او را می‌توانید در ادامه بخوانید:

*تسنیم: یک سال گذشته، سال متفاوتی برای اهالی نشر بود، در این مدت، افزایش قیمت کاغذ و دیگر ملزومات چاپ کنار وقوع دو جنگ تحمیلی، شرایط ویژه‌ای را برای صنعت نشر ایجاد کرد، شرایط را چطور تحلیل می‌کنید؟

حوزه نشر سه خسران را در ماه‌های اخیر پیشِ‌روی خود دید.

3 خسران حوزه نشر

نخست آنکه دو جنگ اخیر باعث شد بسیاری از ناشران و کتابفروشی‌ها تعطیل شوند و تولید و فروش کتاب به تأخیر بیفتد. خیلی از افراد در جامعه ما از عاشقان کتاب و مطالعه هستند و هر هفته یا هر ماه به کتاب‌فروشی‌ها سر می‌زنند، کتاب‌های موردعلاقه خود را خریداری می‌کنند و به مطالعه اعتیاد دارند، اما این فرصت در آن زمان در اختیارشان نبود.
از سوی دیگر، اتفاقات ناشی از جنگ باعث افزایش بهای اولیه کتاب، به‌ویژه کاغذ شد و خیلی از ناشران کوچک و ضعیف نتوانستند کتاب‌هایی را که برنامه‌ریزی کرده بودند، منتشر کنند. خسران سوم این بود که همه برای نمایشگاه کتاب تهران آماده می‌شدیم، این رویداد یک رویداد بسیار ویژه در خاورمیانه است و قابل مقایسه با هیچ‌کدام از رویدادهای فرهنگی حداقل در خلیج فارس، شمال آفریقا و منطقه مِنا نیست، الآن نمایشگاه قطر در دوحه برپاست، اما به هیچ عنوان قابل مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران نیست که با حضور چند هزار ناشر برگزار می‌شود.

سکوی پرتابِ دیجیتالی‌شدن صنعت نشر

وزارت ارشاد با همه محددیت‌ها مجبور شد هفتمین دوره نمایشگاه مجازی را برگزار کند. در ابتدای نمایشگاه، در حوزه زیرساخت و ارتباطات، با مشکلاتی مواجه بود؛ البته هر روز بهبود پیدا کرد، ما هم مانند دیگر ناشران با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کردیم. به‌نظر می‌رسد به‌دلیل این مشکلات این دوره نمایشگاه مجازی، رونق دوره‌های گذشته را نداشت، اما چاره‌ای نیست، باید ناشران و تولیدکنندگان کتاب جایی را برای عرضه کارهای جدید و تجدید چاپ داشته باشند.

*تسنیم: امسال علمی و فرهنگی چه‌تعداد کتاب در نمایشگاه داشت؟

انتشارات علمی و فرهنگی امسال قریب به 600 عنوان کتاب تجدیدچاپ و چاپ‌نخست در نمایشگاه عرضه کرد. ویژگی حضور امسال این بود که بسیاری از عناوینی که در سال‌های گذشته در دسترس نبود، منتشر شد. ما تقریباً به آمار هفته‌ای سه جلد کتاب رسیده‌ایم، چه تجدیدچاپ و چه چاپ‌اول که در این بازه زمانی وارد بازار شد. برخی از کتاب‌ها بعد از سال‌ها منتشر شد؛ مانند کتاب «پیکار صفین»، اثر نصربن مزاحم با ترجمه پرویز اتابکی که بعد از یک دهه منتشر شد، این اثر، معتبرترین مرجع درباره جنگ صفین است و از اتفاق، مطالعه آن و مقایسه آن با شرایط جنگی فعلی می‌تواند راهگشا باشد.

کتاب , نمایشگاه کتاب , انتشارات علمی و فرهنگی , جنگ ,

از سوی دیگر، تلاش کردیم رمان‌های کلاسیک در قالبی جدید وارد بازار شود. انتشارات علمی و فرهنگی بعد از رکود حدوداً 10ساله در دوره جدید توانسته است افق‌های جدیدی را به‌روی خود باز کند، با شعار «دوباره جان گرفتیم» وارد عرصه نشر شود و به‌طور منظم هفته‌ای سه جلد وارد بازار نشر کند که 90 درصد آنها، کتاب‌های پرفروش از نویسندگان و مترجمان مشهور کشور هستند که سال‌ها در بازار نبوده‌اند. کتاب‌های جدید نیز در شورای علمی انتشارات، بعد از ویرایش و تأیید وزارت ارشاد منتشر شده‌اند، از جمله این کارها، کتاب «موازنه‌سازی انگلستان در خلیج فارس» است که به‌تازگی وارد فضای نشر شده است. کتاب «کلماکره» از دیگر عناوین تازه انتشارات است که با نگاهی به گنجینه غار مشهور کلماکره برای اولین‌بار تاریخ مستندی از این گنجینه بزرگ دوره اشکانیان را به‌صورت رنگی و محققانه ارائه می‌دهد.

سرقت آمریکایی‌ها از فرانکلین ایران

حس من این است که انتشارات علمی و فرهنگی بعد از فراز و فرودهای زیاد در 15 ماه گذشته توانسته است ساختار خود را بازسازی کند و ری‌برندینگ جدیدی انجام دهد و پله‌پله دارد به جایگاه اصلی خود که در گذشته داشته و یکی از چند ناشر برجسته کشور بوده است، بازگردد.

تسنیم: انتشارات علمی و فرهنگی با وجود آنکه از مراکز قدیمی نشر و برند بازار به‌شمار می‌آید، در سال‌های گذشته کم حاشیه و چالش نداشته است، در هر دوره که مدیریت انتشارات تغییر کرده، چالش‌های موجود را نتیجه مدیریت پیشین عنوان کرده است، در حال حاضر شرایط انتشارات به‌چه‌صورت است و با چه چالش‌هایی مواجه است؟

من می‌خواهم برگردم به تاریخ تأسیس انتشارات علمی و فرهنگی که خودش یک روایت مستند بسیار شنیدنی است. ابتکاری که آقای همایون صنعتی‌زاده در سال 1332 به‌خرج داد ـ علی‌رغم تهمت‌هایی که به ایشان زده می‌شود ـ این بود که ایشان کتاب‌هایی را که از فرانکلین آمریکا با هر هدفی وارد ایران می‌شد، با مخاطب‌سنجی منتشر می‌کرد و آنچه را موردنیاز دانشجویان و اساتید بود، چاپ می‌کرد. اولین نفری که در ایران به فکر مهاجرت معکوس افتاده است، همایون صنعتی‌زاده بود. او بسیاری از ایرانی‌هایی را که از ایران رفته بودند، دعوت می‌کرد در حوزه تألیف و ترجمه کار جدید انجام دهند؛ کتاب‌هایی در زمینه اتم، الکتریسیته و…، حتی تمامی کتاب‌های موردنیاز آموزش و پرورش افغانستان در این مؤسسه منتشر می‌شد. آن‌قدر این مؤسسه در زمان صنعتی‌زاده قوی می‌شود و مخاطب پیدا می‌کند که فرانکلین آمریکا در دهه 50، 300 هزار دلار از شعبه خود در ایران قرض می‌گیرد. ازآن‌جایی که آمریکایی‌ها خوی استعماری دارند و هرآنچه گرفتند، پس نداده‌اند، این پول را برنگردانده‌اند، صنعتی‌زاده علی‌رغم تلاش‌ها نمی‌تواند این پول را بگیرد.

اگر امروز آمریکا با وقاحت تمام به ما حمله می‌کند و اگر با زشتی تمام می‌گوید که می‌خواهد تمدن ایران را از بین ببرد، این جزو خلق‌وخوی اوست، از قبل هم وجود داشته است، بخش عمده فرهنگ و تمدنی که در شرق وجود دارد ـ چه در چین، و چه در مصر و ایران‌ـ توسط غربی‌ها به‌ویژه آمریکایی‌ها دزدیده شده است. اگر موزه‌های غربی امروز پر از آثار شرقی است، ناشی از سرقت‌های ثروت ملی ماست. آنها از 300 هزار دلار فرانکلین ایران هم چشم‌پوشی نکردند، هرچه بردند، پس ندادند، بعد از انقلاب هم همین است، اموال ما را بلوکه کردند، فرانکلین ایران نیز از نیش تیز آمریکا بدون بهره نبوده است، اگر عمری باقی باشد، باید پیگیری کرد که این پول برگردد.

نمی‌توانیم قدر مطلق بگوییم که یک مدیر صرفاً قوی و یک مدیر کاملاً ضعیف بوده است، انتشارات فراز و فرودهای زیادی داشته است، این تابعی از مدیریت است، مسلم آن است که اگر ایده، ابتکار، دلسوزی، پاک‌دستی و عشق همراه با مدیریت باشد، موفق خواهد بود.

خیلی مهم است کسی که بر مسند مدیریت فرهنگی می‌نشیند، پدیدآورنده باشد؛ خالق موسیقی باشد، کارگردان تئاتر باشد، روزنامه‌نگار یا نویسنده باشد، قدیمی‌ها می‌گویند اگر طرف دود چراغ نخورد، نمی‌تواند قدر بداند، ما متأسفانه این بلور زرین را خیلی وقت‌ها دست آدم‌هایی دادیم که آدم خوبی‌اند اما اهل فرهنگ نیستند و دستشان در این حوزه می‌لرزد، این اتفاق برای ما بارها افتاده است، کسی در فرانکلین نشسته که به‌عمرش کتابی تألیف یا ترجمه و چاپ نکرده، اما آدم خوبی است، این مشکل مؤسسه بوده است، مانند باقی جاهای کشور، آدم خوبی بر مسند نشسته اما ایده و ابتکار برای ادامه کار نداشته است.

انتشارات علمی و فرهنگی دارای یک انبار و انبان بزرگی از محتواست که بعید می‌دانم هیچ مؤسسه انتشاراتی چنین انباری داشته باشد، قریب به پنج هزار عنوان کتاب و دو میلیون سند؛ آثاری که مرجع‌اند، در نوع خودشان در آن رشته جزو اولین کتاب‌ها هستند و یا منبع درسی‌اند، انباری این‌چنینی در دستمان هست، اما نمی‌توانیم از آن استفاده کنیم.

دنیا با وجود آنکه تغییر کرده و پارادایمش از کاغذ به‌سمت فضای مجازی و الکترونیک رفته، از قضا بیشتر تشنه محتوا شده است، باید بلد باشیم که از این محتوای ذخیره‌شده به‌شکل‌های جدید استفاده کنیم، یعنی هم پادکست تولید کنیم، هم وی‌اودی، هم صوتی، هم مجله تصویری، هم مجله صوتی تولید کنیم و هم هزاران نسخه دیگری از تولید محتوا، متأسفانه این اتفاق در انتشارات علمی و فرهنگی رخ نداده است و هرکسی براساس سلیقه خود عمل کرده است، به همین دلیل انتشارات علمی و فرهنگی به‌جای اینکه به محتوای خودش برای درآمد اقتصادی متکی باشد، به کارهای حاشیه‌ای متکی شده است، مانند چی؟ مانند چاپ دفترچه بیمه که درآمد خوبی هم داشته است، یا اینکه یک مدت جعبه چاپ می‌کرد، آیا رسالت انتشارات علمی و فرهنگی تولید دفترچه بیمه و جعبه بود؛ حتی اگر درآمدش خوب باشد؟ وقتی انتشارات متکی به این مسیرها شد، در تولید محتوای جدید یا تبدیل محتوای قدیمی به جدید دچار تنبلی شد، در واقع از مسیر منحرف شدند، رفتند به‌سمت کارهایی که رسالت اصلی انتشارات علمی و فرهنگی نبوده است. ما تلاش کردیم در این مدت 15 ماه انتشارات را از مسیرهای انحرافی به‌سمت جاده اصلی بیاوریم، همه آن دارایی‌هایی انتشارات را که در زمانی داشته اما ربطی به نشر نداشته است؛ مانند ملک، مغازه‌داری و…، با کمک بخش خصوصی مولدسازی کردیم تا با استفاده از این درآمد، به‌سمت تولید کتاب‌های ویژه‌ای برویم که در انبارمان هست، این ابتدای کار است و ما فعلاً با چالش‌های متعددی مواجهیم.

به عمد یا سهو، اهمال‌هایی صورت گرفته است که ما 50 میلیارد تومان مالیات داریم، مالیاتی که هر روز سازمان مالیاتی بدون توجه به اینکه انتشارات معاف از مالیات است، از ما مطالبه می‌کند و ممکن است برخی از دارایی‌های ما توقیف شود، هفت‌دهم میلیارد بیمه پرداخت‌نشده با جرایم داریم و حدود 200 میلیارد تومان بدهی‌های دیگر، الحمدللّه این بدهی‌ها الآن کاهش و سروسامان یافته است، الآن دغدغه ما تولید محتوای فاخر به‌شکل‌های جدید و عرضه به جامعه است، این کار شروع شده است و دارد الآن به بازار می‌آید.

به‌تدریج اگر انتشارات علمی و فرهنگی در یک خط معیار و ثابتی بتواند حرکت کند، مخاطبانش برمی‌گردند و انتشارات نیازمند به درآمدهای کاذب نخواهد بود، از سوی دیگر، سیستم هم چابک و مولد می‌شود و انتشارات می‌تواند روی پای خود بایستد، اما یک مشکل معظم دارد و آن، دولتی بودن است. لاجرم انتشارات علمی و فرهنگی که باید ماهیت خصوصی داشته باشد، چون یک نهاد عمومی غیردولتی است و طبق قانون باید از قواعد دولتی تبعیت کند، با قواعد هزینه‌بر و دست‌وپاگیر دولتی برای شرکت‌داری مواجه است. یک‌سوم هزینه‌های انتشارات علمی و فرهنگی هزینه‌های ناشی از بودن در ساحت دولت است. اگر یک روز این انتشارات به افراد یا سازمان‌هایی که دارای اهلیت خارج از دولت هستند، واگذار شود سرعت حرکتش برای تولید محتوای جدید خیلی بیشتر خواهد شد.

*تسنیم: به حرکت در مسیر حرفه‌ای نشر و جدید اشاره کردید، خاطرم هست حدود 15 سال پیش، طرحی کلید خورد که با ابتکار انتشارات علمی و فرهنگی صورت گرفت، طرحی با عنوان «ناشران جهان اسلام» که قرار بود از فضای نشر برای توسعه روابط فرهنگی میان کشورهای منطقه استفاده شود، این طرح هرچند به نتیجه نرسید، اما می‌خواهم این پرسش را مطرح کنم که ما در دو جنگ اخیر، بر اهمیت فعالیت‌های فرهنگی بین‌المللی بیش از گذشته پی بردیم و متوجه شدیم که میدان فرهنگ به‌اندازه میدان نظامی در چنین جنگ‌هایی حائز اهمیت است، با توجه به این اهمیت و گنجینه‌ای که انتشارات در دست دارد، آیا قرار است طرحی جدید برای حضور انتشارات در بازارهای جهانی داشته باشید؟

به‌نظر من، جبهه فرهنگی چند قدم از حوزه‌های نظامی و اقتصادی جلوتر است. در الفبای اقتصادی و توسعه پایدار تقریباً در تمام کشورها که بحران‌هایی شبیه بحران‌های ما را نداشتند، مانند هند، اندونزی، قطر و… اولین کاری که می‌کنند این است که راهبردهای توسعه را تنظیم می‌کنند.

در این راهبردها همواره یک الفبای مشترک وجود داشت که اولین آن، تقویت فرهنگ و تمرکز بر هویت ملی است، می‌گویند؛ “اگر این عقبه ارزشمند خود را جلو نیاوریم، هر کاری در حوزه نظامی و اقتصادی انجام دهیم، عقیم خواهد بود.”، پس از آن، مسئله اصلاح نظام آموزشی مطرح است، یعنی اگر بچه‌ها از نظر روحی و روانی و تحصیلی خوب پرورش نیابند، اگر زبان خوب بلد نباشند و تاریخ دیرینه خود را ندانند، موفق نخواهند بود. سوم، تعاملات فرهنگی است، در این زمینه اگر توریست نیاید با فرهنگ و آیین و غذای و لباس تو آشنا نباشد، احساس غریبگی یا قضاوت نادرست می‌کند؛ بنابراین می‌توان گفت چند پله قبل از اقتصاد، فرهنگ است.

ما معمولاً دیر به این موضوع می‌رسیم. در شرایط جنگی همه حول محور ایران، حول محور اینکه ما تاریخمان هفت هزار ساله است و چه تمدن باشکوهی پس از فرهنگ ایرانی اسلامی داشتیم، جمع شده‌ایم اما وقتی جنگ تمام می‌شود، یک سری پان ایرانیسم و یک سری پان اسلامیسم می‌شویم؛ در حالی که این فرهنگ تلفیقی از هم جدا نمی‌شود. از این روست که این فرهنگ و عقبه باید به جهان معرفی شود. 

کتاب , نمایشگاه کتاب , انتشارات علمی و فرهنگی , جنگ ,

جنگ و افزایش علاقه چینی‌ها و عرب‌ها برای آشنایی با فرهنگ ایران

یکی از مشکلات بزرگ ما در ساحت مدیریت توهم است. توهم درد بدی است، در همه جای کشور هم مشاهده می‌شود. شاید خصوصیت فرهنگی در حوزه تمدنی ما باشد. چون تاریخ و تمدن قوی داشتیم، معمولاً یک نگاه از بالایی داشتیم و این سبب می‌شود تلاشمان را کمتر بکنیم. بعضی وقت‌ها در حوزه مدیریتی، ساختار درونی خوبی نداریم، مالیات و حقوق را پرداخت نکرده‌ایم و تولیدمان متوقف است، اما می‌خواهیم آمازون اسلامی شویم. 

*تسنیم: البته طرح به نتیجه هم نرسید.

چون باید از درون ساختار را درست کرد. در یک سال گذشته تلاش کردیم این اصلاح‌های لازم را اجرا کنیم تا پایه قوی شود. در عین حال مذاکرات بین‌المللی‌مان را آغاز کردیم. با سفرای برخی از کشورها در این زمینه تفاهماتی داشتیم. در چین، به ویژه بعد از جنگ‌های اخیر، علاقه‌مندی به دانستن درباره تاریخ و فرهنگ ایرانی زیاد شده است. به همین جهت مذاکراتی را برای ترجمه معکوس برخی از کارها به چینی انجام دادیم. در جهان عرب، به دلیل تلاشی که ایران در برابر اسرائیل می‌کند، مردم جهان عرب به ایرانی‌ها افتخار می‌کند. با مترجمانی صحبت کردیم تا برخی از کارهایمان ترجمه شود. در فرانکلین تاکنون این سابقه نداشته که در زمینه ترجمه معکوس حرکت کنیم. اگر زیرساخت‌ها درست نبود، نمی‌توانستیم روی این کار متمرکز شویم و کارهای بین‌المللی انجام دهیم. 

الان نویسندگانی از روسیه و یونان داریم که پیشنهاد کارشان را به ما دادند؛ در همین دوره جنگ. امیدواریم با یاری فرهیختگان، وارد فضای بین‌المللی می‌شویم، به ویژه در حوزه ایران. پروژه‌ای با نام «ایران» را با همکاری برخی از مؤسسات کلید زدیم که در آن بیش از 60 عنوان کتاب که نیمی از آنها درباره تاریخ ایران و نیمی دیگر درباره بهترین کتاب‌ها درباره ادبیات فارسی از نویسندگانی چون شفیعی کدکنی، مرحوم سیدجعفر شهیدی، کریم کشاورز و… است، در این پروژه منتشر خواهد شد و قابلیت چاپ به دیگر زبان‌ها خواهد داشت. قرار است در شرایطی که پایدار شدیم، وارد این فاز بین‌الملل شویم. 

*تسنیم: در ابتدای صحبت‌هایتان به سه خسران موجود در حوزه نشر اشاره کردید که بخشی از آن مرتبط با افزایش قیمت کاغذ بود. در چنین شرایطی، بازار متأثر از نوسانات قیمت، با یک چالش در حوزه ارائه محتوای جدید روبرو خواهد شد. ناشران خصوصی در این فضا انگیزه و گردش مالی چندانی برای سرمایه‌گذاری روی کارهای جدید ندارند و شاید این توقع از ناشران دولتی بیشتر می‌رود که روی کارهای استخوان‌دار بخواهند سرمایه‌گذاری کنند. به عنوان یک ناشر دولتی چه برنامه‌ای در این زمینه دارید؟

انتشارات علمی و فرهنگی- حداقل از زمانی که من آمدم- حتی یک ریال بودجه دولتی نداشته و الآن هم ندارد. آنچه در این انتشارات می‌گذرد، شبیه یک انتشارات خصوصی است و باید از مجموع دارایی‌هایی معنوی و فیزیکی خود استفاده کند؛ چون متکی به ایده‌های جدید است، تا حدودی هم موفق بودیم. 

تنک شدن فضای نشر- به این معنی که آثار چاپ نخست وارد بازار نشود، آثار خوب با تیراژ پایین منتشر شود و قفسه‌های کتابخانه‌ها خالی خواهد شد- تا الآن افتاده و بیشتر هم خواهد شد. بسیاری از ناشران خصوصی که نیمه‌فعال بودند، فعالیتشان تمام شد، ناشران فعال از تعداد کتاب‌هایشان کم شد و یا چون برای اینکه حق‌التألیف جدید و حق آماده‌سازی ندهند، روی کتاب‌های جدید سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. با وجود این، معتقدم اگر ناشر جریان جهانی نشر را بشناسد، نیازهای مخاطب را بداند، عاشق کتاب باشد و قدم‌هایش را عالمانه بردارد و بداند مخاطب در سنین و اقشار مختلف چه می‌خواهند، هنوز جای موفقیت دارد.

 90 میلیون جمعیت ایران، جمعیت فرهنگی، جمعیتی که بخشی از آن به کتاب در قالب‌های مختلف علاقه‌مندند، ظرفیتی است که اگر در یک ساختار چابک آثار خوبی عرضه کنید، موفق خواهید بود؛ کما اینکه انتشارات علمی و فرهنگی در روزهای جنگ هم حتی یک روز متوقف نشده است. در بحبوحه جنگ، ویراستاران ما در خانه مشغول نمونه‌خوانی و آماده‌سازی آثار بودند. در این مدت قراردادهایی منعقد شد. به عنوان مثال اثری را قرارداد بستیم که به موضوع تأثیر آب و هوا بر پایان دوره‌های تاریخی در ایران می‌پردازد. تاکنون اثری متمرکز بر چنین دانش میان‌رشته‌ای در ایران تألیف نشده است. این مبحث جدید جهانی است که قرارداد بستیم و قرار است ترجمه آن از زبان فرانسه انجام شود. کتاب «علی و ایران» در آینده نزدیک منتشر خواهد شد که وضعیت ایران در دوره امامت امام علی(ع) به طور دقیق بررسی می‌کند.

شورای علمی انتشارات، تحقیق درباره جدیدترین آثار درباره تمدن و فرهنگ ایرانی را آغاز کرده‌اند تا با بررسی و نظر آنها، چاپ آثار صورت گیرد. این شورا برای سال‌ها وجود نداشت و تصمیمات در انتشارات قائل به شخص بود. اما در حال حاضر، چاپ و تجدید چاپ آثار در این شورا مطرح و تصمیم‌گیری می‌شود که انتشار آن برای مخاطب امروز لازم هست یا خیر. 

آغاز پروژه “ایران”

نگاه ما در انتشارات علمی و فرهنگی نگاه رو به آینده است و حسمان این است که علی‌رغم همه تغییر پارادایم‌ها، یک مؤسسه فرهنگی بدون بودجه دولتی هم می‌تواند به بقا ادامه دهد؛ به شرط اینکه اگر کمکی نمی‌کنیم، مانعی نیز برای آن ایجاد نکنیم. در کشور نهادهایی وجود دارد که درآمد خوبی دارند؛ این نهادها مسئولیت‌های اجتماعی دارند و از اتفاق این درآمدها از یک جای ثروتمند به جای ثروتمند دیگر می‌رود. این بی‌علاقگی مدیران صنعتی و اقتصادی به حوزه فرهنگ ناشی از بی‌معرفتی و عدم شناخت‌شان است. وگرنه همه فناوری‌های جدیدی که در سده اخیر آمده، سوار بر فرهنگ هفت هزار ساله ماست. الان چند موشک خورد و برخی صنایع متوقف شدند، اما آیا با تخریب آثار فرهنگی، جریان فرهنگی و تاریخی ما نیز متوقف شد؟ محال است چنین چیزی.

اینکه بگویند ما ایران را از بین می‌بریم و به عصر حجر تبدیل می‌کنیم، مانند این است که بخواهند با سوزن، دماوند را از بین ببرند! واقعاً این یک توهم است که از عدم شناخت ایران نشأت می‌گیرد. بعضی وقت‌ها خودمان نیز همین‌طور عمل می‌کنیم. می‌گوییم حوزه کتاب چه فایده‌ای دارد؟ مردم درگیر معیشت هستند. ملتی که اصلاً فرهنگش تصحیح نشود و به ظرائف فرهنگی خود توجه نداشته باشد، مسیر سنگلاخی دارد. فرهنگ مسیر توسعه سنگلاخ را هموار می‌کند و آن وقت است که چرخ اقتصاد می‌چرخد. 

کتاب , نمایشگاه کتاب , انتشارات علمی و فرهنگی , جنگ ,

مدیران این بخش‌های صنعتی و اقتصادی باید بخشی از درآمد خود را صرف فرهنگ کنند. این حوزه است که به ما اجازه می‌دهد در دنیا مطرح شویم و دیگر بخش‌ها از جمله صنایع را رشد دهیم. متأسفانه این طرز فکر جا نیفتاده و جابجاست. ما بارها اصطلاح «ایران فرهنگی» را شنیده‌ایم، ایران فرهنگی یا ایرانشهر نشانه‌های فرهنگی و هویتی ماست که امروز از هند و چین تا اسپانیا از قفقاز تا مصر گسترده شده و حدود 12 کشور را دربرمی‌گیرد. همه فناوری‌های جدیدی که آمده سوار بر این حوزه تمدنی است، حالا ما می‌خواهیم این حوزه را نادیده بگیریم؟ چقدر افراد با استعداد داریم که از این حوزه فرهنگی خارج شده‌اند؟ چند ناشر و کتابفروشی درجه یک می‌شناسیم که از این حوزه خارج شده‌اند و مثلاً کافه زده‌اند. چرا؟ چون می‌خواسته معیشت خود را تأمین کند. 

این گله تاریخی ما و شکافی است که بین اهالی فرهنگ و هنر با حوزه اقتصاد وجود دارد؛ چرا که آنها معتقدند حوزه اقتصاد بر فرهنگ ارجح است. در حالی که ما معتقدیم حتماً حوزه فرهنگ اولویت دارد. اگر ما دچار یک توسعه دندانه‌ای شدیم، دلیلش این است که اولویت ما اقتصادی بوده است نه اولویت فرهنگی.

*تسنیم: در حال حاضر فروشگاه‌های انتشارات را نیز فعال کرده‌اید؟

بله؛ همه فروشگاه‌ها فعال هستند. 

*تسنیم: به بخش خصوصی واگذار کردید؟

بله، اما در این کتابفروشی‌ها کتاب‌ها از آثار انتشارات علمی و فرهنگی است و رویدادها نیز مرتبط با این انتشارات است. این مشارکت برد برد به ما این کمک می‌کند که چراغ کتابفروشی‌های ما روشن باشد. زمانی که خود انتشارات مدیریت کتابفروشی‌ها را برعهده داشت، به دلایل مختلف از جمله به این دلیل که نیروها کارمند می‌شدند، دیگر آن خلاقیت را نداشتند. 

در حال حاضر کتابفروشی خیابان انقلاب فضای گرم و صمیمی برای اهالی فرهنگ دارد. کتابفروشی کریمخان نیز با امکانات بسیار خوب به تازگی افتتاح شده است. فروشگاه گلفام که در کنار ایجاد یک انبار مدرن، مجموعه چند منظوره با در نظر گرفتن بخش فروشگاه و کافه راه‌اندازی کرده است. انتشارات علمی و فرهنگی که در روزگاری دفترچه بیمه منتشر می‌کرد، الآن کاملاً احیا شده و با همکاری بخش خصوصی در حال حاضر 50 نفر در این مجموعه کار می‌کنند. 

*تسنیم: برای بخش کودک و نوجوان هم برنامه خاصی دارید؟

انتشارات علمی و فرهنگی بیش از 300 عنوان در این حوزه تا الان منتشر کرده که 40 عنوان آن از آثار مشهور بوده‌اند. اما بر اثر مجموع چالش‌هایی که به آن واقف هستیم، نه تنها بخش کودک و نوجوان که بخش بزرگسال نیز متوقف شد. قصد داریم پله‌پله جلو برویم، فعلاً بخش بزرگسال فعال شده و قرار است با همکاری یکی از فعالان این حوزه، در زمینه کودک و نوجوان نیز کارهای جدید نیز منتشر کنیم. چالش بزرگ این حوزه، هزینه کاغذ است. ما هنوز شروع به تولید کتاب‌های جدید نکردیم، البته کتاب‌های قبلی در انبار وجود دارد. 

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×