» فرهنگ و تاریخ باستان » تنگسیری؛ روایتی از دل دریا که به تاریخ رسید
تنگسیری؛ روایتی از دل دریا که به تاریخ رسید

تنگسیری؛ روایتی از دل دریا که به تاریخ رسید

مهر ۱۶, ۱۴۰۵ 009

فرهنگی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، گاهی برای فهم یک دوره تاریخی، بیش از آنکه به گزارش‌های رسمی نیاز داشته باشیم، باید به سراغ حافظه کسانی برویم که خودشان در متن حادثه ایستاده‌اند؛ کسانی که تصمیم گرفته‌اند، خطر کرده‌اند، شکست و پیروزی را دیده‌اند و بخشی از آنچه بر یک ملت گذشته، در ذهن و خاطره آنان ثبت شده است. خاطرات منتشرنشده سردار شهید علیرضا تنگسیری که در شماره هفتم فصلنامه «گواه» منتشر شده، از همین جنس است؛ روایتی که اهمیت آن فقط در شناخت یک فرمانده خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌تواند بخشی از تاریخ دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران را از زاویه‌ای انسانی‌تر بازخوانی کند.

تنگسیری برای مخاطب امروز، بیشتر با عنوان فرمانده نیروی دریایی سپاه شناخته می‌شود؛ اما این عنوان تنها بخشی از شخصیت و مسیر زندگی او را توضیح می‌دهد. پشت این جایگاه، سال‌ها تجربه در جغرافیای جنوب، دفاع مقدس، فعالیت‌های دریایی و مواجهه با تغییر ماهیت تهدیدها قرار دارد. به همین دلیل، خاطرات او را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از خاطرات شخصی دانست؛ این روایت، بخشی از حافظه نسلی است که امنیت ایران را در یکی از حساس‌ترین جغرافیاهای جهان تجربه کرده است.

گواه در شماره هفتم خود، خاطرات منتشرنشده سرداران شهید شیرازی و تنگسیری را در کنار مجموعه‌ای از اسناد و مطالب تاریخی منتشر کرده است. همین انتخاب نشان می‌دهد که خاطره برای این نشریه صرفاً یک روایت احساسی از گذشته نیست، بلکه به عنوان یکی از منابع شناخت تاریخ معاصر مورد توجه قرار گرفته است اهمیت خاطرات تنگسیری دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایی که زندگی یک فرمانده با تاریخ یک سرزمین تلاقی پیدا می‌کند.

فرماندهی که دریا را فقط یک مرز نمی‌دید

برای شناخت تنگسیری باید ابتدا جغرافیایی را شناخت که او از آن برخاسته بود. جنوب ایران و به‌ویژه منطقه تنگستان، در حافظه تاریخی ایرانیان با مقاومت، ایستادگی و مقابله با بیگانگان پیوند خورده است. این جغرافیا، صرفاً محل تولد یک فرمانده نیست؛ بخشی از زمینه‌ای است که شخصیت او در آن شکل گرفت. دریا برای مردم جنوب، مفهومی متفاوت از آن چیزی دارد که در نقشه‌های سیاسی دیده می‌شود. دریا بخشی از زندگی، اقتصاد، فرهنگ و امنیت است. بنابراین وقتی یک فرمانده برخاسته از این جغرافیا سال‌ها بعد مسئولیت حفاظت از مرزهای آبی کشور را بر عهده می‌گیرد، نمی‌توان تجربه زیسته او را از مأموریت نظامی‌اش جدا کرد.

تنگسیری در سال‌های فرماندهی نیروی دریایی سپاه، بارها درباره اهمیت خلیج فارس، تنگه هرمز و ضرورت حفظ اقتدار دریایی ایران سخن گفت. اما پشت این مواضع رسمی، سال‌ها تجربه قرار داشت؛ تجربه‌ای که بخش‌هایی از آن اکنون در قالب خاطرات می‌تواند برای مخاطب روایت شود. این خاطرات، از این منظر، فقط درباره گذشته نیست؛ درباره مسیری است که ایران طی کرده تا از یک کشور تحت فشار در حوزه تجهیزات و امکانات دفاعی، به کشوری با توانمندی‌های گسترده دریایی تبدیل شود.

تاریخ را فقط از روی عملیات‌ها نمی‌توان خواند.

یکی از آسیب‌های رایج در روایت تاریخ دفاع مقدس و تاریخ نظامی ایران، تقلیل دادن آن به عملیات‌ها، تاریخ‌ها و اسامی فرماندهان است. چنین روایتی ضروری است، اما کافی نیست. جنگ و دفاع، پیش از آنکه مجموعه‌ای از نقشه‌ها و عملیات‌ها باشد، مجموعه‌ای از انسان‌هاست. انسان‌هایی که در شرایط دشوار تصمیم گرفته‌اند و گاهی یک تصمیم کوچک آنان سرنوشت یک عملیات یا حتی جان ده‌ها نفر را تغییر داده است .خاطرات فرماندهان درست در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند.

در گزارش‌های رسمی، معمولاً نتیجه یک تصمیم ثبت می‌شود؛ اما در خاطرات ممکن است مسیر رسیدن به آن تصمیم نیز دیده شود. ممکن است روشن شود که یک فرمانده در چه شرایطی فکر کرده، چه نگرانی‌هایی داشته و چگونه میان چند انتخاب دشوار، یکی را برگزیده است. این تفاوت کوچکی نیست. تاریخ رسمی بیشتر به چه اتفاقی افتاد پاسخ می‌دهد؛ خاطرات می‌توانند به چرا این اتفاق افتاد نزدیک شوند.

از دفاع مقدس تا جنگ‌های جدید

نسلی که تنگسیری به آن تعلق داشت، در طول زندگی نظامی خود با یک نوع تهدید ثابت مواجه نبود. تهدیدها تغییر کردند و به موازات آن، ساختار دفاعی ایران نیز تغییر کرد در سال‌های دفاع مقدس، مسئله اصلی دفاع از تمامیت ارضی کشور در برابر تجاوز نظامی بود. بعدها، تهدیدهای دریایی، امنیت انرژی، جنگ نامتقارن، تحریم، فشارهای سیاسی و امنیتی و در نهایت جنگ ترکیبی، ابعاد تازه‌ای به مفهوم دفاع دادند.

تنگسیری یکی از فرماندهانی بود که بخش مهمی از این تغییر را از نزدیک تجربه کرد. این مسئله باعث می‌شود خاطرات او ارزش تاریخی ویژه‌ای پیدا کند. او تنها راوی یک مقطع نیست؛ شاهد تغییر یک دوره است. شاهد این بوده که چگونه یک تهدید نظامی می‌تواند به تهدید اقتصادی و امنیتی تبدیل شود و چگونه مفهوم قدرت از تجهیزات صرف، به ترکیبی از فناوری، نیروی انسانی، اطلاعات، ابتکار و بازدارندگی تغییر می‌کند. بنابراین، خاطرات تنگسیری را می‌توان از منظر دیگری نیز خواند: به عنوان روایتی از تحول مفهوم قدرت در جمهوری اسلامی ایران.

پشت چهره رسمی یک فرمانده چه می‌گذرد؟

رسانه‌ها معمولاً فرماندهان را در قاب‌های رسمی نشان می‌دهند؛ لباس نظامی، جلسه، بازدید، سخنرانی یا حضور در میدان اما انسانِ پشت این قاب‌ها کمتر دیده می‌شود این یکی از مهم‌ترین کارکردهای خاطرات است. خاطره می‌تواند چهره رسمی را کنار بزند و به شخصیت انسانی فرد نزدیک شود. اینجا فرمانده دیگر فقط صاحب یک عنوان نیست؛ پدری است که نگران خانواده است، فرماندهی است که دغدغه نیروهایش را دارد، انسانی است که در برابر خطر قرار می‌گیرد و گاهی با انتخاب‌هایی مواجه می‌شود که هیچ‌کدام آسان نیستند.

همین وجه انسانی است که خاطرات را ماندگار می‌کند نسل جدید اگر بخواهد فرماندهان نسل‌های گذشته را بشناسد، فقط به دانستن مسئولیت‌های آنان نیاز ندارد. باید بداند آنها چگونه زندگی کردند، چگونه تصمیم گرفتند و چه تصویری از ایران، مردم و آینده کشور داشتند. در این معنا، خاطرات تنگسیری می‌تواند فاصله میان قهرمان رسمی و انسان واقعی را کمتر کند.

چرا انتشار این خاطرات در مقطع کنونی مهم است؟

زمان انتشار هر سند تاریخی نیز اهمیت دارد. خاطرات یک فرمانده وقتی پس از شهادت او منتشر می‌شود، معنای دیگری پیدا می‌کند دیگر صاحب خاطره حضور ندارد تا درباره آن توضیح دهد یا برداشت‌های مختلف از سخنانش را اصلاح کند. بنابراین مسئولیت ناشر و پژوهشگر در حفظ امانت تاریخی بیشتر می‌شود از سوی دیگر، جامعه نیز در چنین شرایطی با عطش بیشتری به سراغ روایت‌های باقی‌مانده از یک فرمانده می‌رود. مخاطب می‌خواهد بداند کسی که سال‌ها مسئولیت دفاع از بخشی از مرزهای کشور را بر عهده داشته، چه دیده و چه تجربه کرده است.

در اینجا گواه تنها یک مجله نیست؛ نقش واسطه میان حافظه فردی و حافظه جمعی را ایفا می‌کند. اگر این خاطرات درست حفظ و منتشر شوند، می‌توانند در سال‌های آینده به منابعی برای پژوهش‌های تاریخی تبدیل شوند؛ منابعی که پژوهشگر بتواند آنها را در کنار اسناد رسمی، گزارش‌های نظامی و دیگر خاطرات قرار دهد و تصویری دقیق‌تر از یک دوره به دست آورد.

خاطراتی برای امروز، اسنادی برای فردا

شاید مهم‌ترین نکته درباره خاطرات تنگسیری این باشد که نباید آنها را فقط با عینک گذشته خواند. این خاطرات می‌تواند برای امروز نیز حرف داشته باشد. ایران همچنان در یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد. خلیج فارس و تنگه هرمز همچنان در مرکز معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه قرار دارند و تحولات این منطقه مستقیماً بر امنیت و اقتصاد جهان اثر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، شناخت تجربه فرماندهانی که سال‌ها در این جغرافیا مسئولیت داشته‌اند، فقط یک علاقه تاریخی نیست؛ بخشی از شناخت مسئله امنیت ملی ایران است. اما این شناخت زمانی ارزشمند خواهد بود که از سطح روایت قهرمانانه عبور کند و به تحلیل برسد. نباید خاطرات فرماندهان را فقط برای ستایش آنها خواند؛ باید آنها را برای فهم تصمیم‌ها، تجربه‌ها و سازوکارهای قدرت نیز خواند .قهرمانان تاریخ زمانی برای نسل‌های بعدی مفید می‌شوند که تجربه آنان به دانش تبدیل شود.

از خاطره تا تاریخ

تنگسیری با شهادتش از میدان کنار رفت، اما روایت او می‌تواند همچنان ادامه داشته باشد. شاید یکی از مهم‌ترین وظایف تاریخ شفاهی همین باشد که اجازه ندهد با رفتن انسان‌ها، تجربه‌هایشان نیز از بین برود. بسیاری از جزئیات تاریخ در اسناد رسمی ثبت نمی‌شوند؛ آنها در ذهن کسانی باقی می‌مانند که در متن حوادث حضور داشته‌اند اگر این خاطرات به‌موقع ثبت نشوند، بخشی از تاریخ برای همیشه از دست خواهد رفت. از این منظر، انتشار خاطرات منتشرنشده سردار شهید تنگسیری را باید اقدامی در مسیر حفظ حافظه تاریخی ایران دانست؛ حافظه‌ای که تنها متعلق به یک فرمانده یا یک نهاد نظامی نیست، بلکه بخشی از تاریخ معاصر کشور است.

تنگسیری را می‌توان از زاویه‌های مختلف دید؛ فرمانده نیروی دریایی سپاه، فرزند جنوب، یکی از چهره‌های مؤثر در عرصه دفاع دریایی و سرانجام یک شهید. اما در میان همه این عناوین، یک عنوان شاید ماندگارتر باشد: راوی بخشی از تاریخی که خودش در ساختنش حضور داشت و این دقیقاً همان جایی است که خاطره از یک روایت شخصی عبور می‌کند و به سند تبدیل می‌شود.

گواه با انتشار این خاطرات، در واقع بخشی از حافظه یک فرمانده را از سینه او به صفحات تاریخ منتقل کرده است؛ صفحاتی که امروز شاید فقط روایتی از گذشته به نظر برسند، اما فردا می‌توانند برای فهم تصمیم‌ها، تهدیدها و تحولات یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ ایران، ارزش یک سند تاریخی را پیدا کنند. تنگسیری دیگر شاید معنای واقعی ماندگاری یک فرمانده همین باشد؛ اینکه پس از رفتنش، هنوز چیزی برای گفتن داشته باشد؛ نمی‌تواند روایت خود را ادامه دهد، اما خاطراتش می‌تواند.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×