» فرهنگ و تاریخ باستان » روایت مدرسه؛ مشکل از مدارس است یا ساختار دولت؟
روایت مدرسه؛ مشکل از مدارس است یا ساختار دولت؟

روایت مدرسه؛ مشکل از مدارس است یا ساختار دولت؟

مهر ۱۶, ۱۴۰۵ 009

فرهنگی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرتضی کیا دانشجوی حقوق دانشگاه تهران و بنیان‌گذار دبیرستان شرف‌الدین در میزگرد معلمان و کارشناسان آموزش با مرور تجربه تدریس در مناطق محروم سیستان و بلوچستان و اداره یک مدرسه غیردولتی تاکید کرد؛ مسئله عدالت آموزشی در ایران نه با گسترش صرف مدارس غیردولتی حل می‌شود و نه با حفظ ساختار فعلی مدارس دولتی، بلکه نیازمند بازتعریف نقش دولت، تقویت مدیریت مدرسه و اصلاح نظام جذب معلم است.

مرتضی کیا با اشاره به دشواری رفت‌وآمد به مناطق دورافتاده جنوب‌شرق کشور بیان داشت: رسیدن به برخی مناطق حتی با هواپیما هم آسان نبود، چرا که پرواز ابتدا در سیرجان و سپس در ایرانشهر توقف داشت و پس از آن نیز باید حدود دو ساعت مسیر زمینی طی می‌شد تا به منطقه برسیم. این وضعیت به‌خوبی نشان می‌داد که با چه میزان محرومیتی مواجه هستیم.

این فعال آموزشی محرومیت را تنها محدود به ساختمان مدرسه یا امکانات آموزشی ندانست و افزود: در آن منطقه، حتی تهیه مواد غذایی معمولی دشوار بود، و دو تفریح ما نوشابه کوکاکولا و کمپوت گیلاس بود. میوه‌هایی که به مغازه‌ها می‌رسید، معمولا بی‌کیفیت‌ترین محصولاتی بود که از دیگر نقاط کشور باقی مانده بود، مثل موز، خیار و سیبی که عملا کیفیت مصرف نداشتند.

وی با اشاره به تجربه فعالیت در مدرسه شبانه‌روزی برای دانش‌آموزان بلوچستان، به وضعیت تغذیه آنان نیز اشاره کرد و تصریح کرد؛ دانش‌آموزانی بودند که درخواست می‌کردند کشک کمتری در غذایشان بریزیم، غذایی که برای آن‌ها تهیه می‌شد، گاهی فقط کشک رقیق‌شده با آب جوش، مقدار کمی روغن و اندکی نعناع خشک بود. ما تلاش می‌کردیم با بودجه محدود، بیشترین مواد غذایی و ویتامین را به بچه‌ها برسانیم، اما واقعیت این بود که دانش‌آموز ساعت 10 صبح می‌گفت گرسنه است. همین وضعیت نشان می‌دهد که صرف دولتی بودن آموزش، به‌معنای تحقق عدالت آموزشی نیست، چرا که وقتی دانش‌آموزی در یک مدرسه دولتی و شبانه‌روزی، در میانه روز گرسنه است، نمی‌توان تنها با برچسب آموزش رایگان، از عدالت سخن گفت.

مرتضی کیا در ادامه افزود؛ مدرسه غیردولتی‌ که شهریه می‌گیرد، می‌تواند به بازتولید نابرابری منجر شود، زیرا خانواده‌هایی که توان پرداخت شهریه‌های سنگین ندارند، از بسیاری از فرصت‌های آموزشی محروم می‌شوند، اما از سوی دیگر، مدرسه دولتی موجود نیز الزاما عادلانه نیست. از همین رو، مشکل اصلی این است که ما هنوز معیار روشن و دقیقی برای فهم عدالت آموزشی نداریم، بلکه عدالت آموزشی فقط به معنای رایگان بودن ثبت‌نام، یکسان بودن کتاب درسی یا دولتی بودن ساختمان مدرسه نیست. فلسفه عدالت آموزشی باید مشخص کند دولت چه نقشی در تنظیم‌گری، نظارت، تأمین کیفیت و تضمین دسترسی برابر دارد. بنابراین به جای این­که همواره درباره کلیات آموزش‌وپرورش صحبت کنیم یا تجربه کشورهای دیگر را بدون توجه به اقتضائات داخلی تکرار کنیم، باید مسئله را ساده‌تر و عینی‌تر دید که مدرسه خوب چگونه ساخته می‌شود و چه عواملی آن را به یک مدرسه موثر تبدیل می‌کند؟

این فعال آموزشی با اشاره به برخی مدارس موفق در ایران، نقش مدیر را مهم‌ترین عنصر در کیفیت مدرسه دانست و خاطر نشان کرد: سیاری از مدارس موفق، از یک مدیر توانمند آغاز شده‌اند. مدرسه علوی با مدیریت و بنیان‌گذاری مرحوم علامه کرباسچیان شکل گرفت، مدرسه فرهنگ با نقش‌آفرینی غلامعلی حدادعادل شناخته شد و نمونه‌های دیگری نیز وجود دارد که نشان می‌دهد مدیریت، سنت تربیتی و هویت مدرسه می‌تواند کیفیت آموزشی ایجاد کند. البته نام بردن از مدارس خاص، معمولا با حساسیت‌هایی همراه می‌شود، زیرا این مدارس در ذهن بخش بزرگی از جامعه به نماد تبعیض آموزشی تبدیل شده‌اند، و این حساسیت قابل فهم است، چرا که خانواده‌ای که توان پرداخت شهریه چندصد میلیونی ندارد، طبیعی است که بپرسد فرزند او چه فرصتی خواهد داشت، اما در کنار این نقد، باید دید چه عواملی موجب موفقیت آن مدارس شده است.

بنابراین بخش مهمی از مسئله به ضعف مدیریت در مدارس دولتی بازمی‌گردد، چرا که مدیر بسیاری از مدارس دولتی، مدیر به معنای حرفه‌ای کلمه نیستند و  بیشتر کارپرداز و مجری بخشنامه‌هاست، و اختیار کافی برای انتخاب معلم، تنظیم برنامه مدرسه، جذب منابع محلی و پاسخ‌گویی به خانواده‌ها ندارد.

وی در ادامه با اشاره به مدارس سمپاد اظهار داشت: یکی از عوامل نسبی موفقیت سمپاد، حضور جدی‌تر انجمن اولیا و مربیان و مطالبه‌گری خانواده‌هاست. خانواده‌ها، هرچند شهریه‌ای بسیار کمتر از مدارس غیردولتی پرداخت می‌کنند، اما همان پرداخت حداقلی نیز موجب می‌شود مدیر در برابر آنان تا اندازه‌ای پاسخ‌گوتر باشد.

مرتضی کیا با اشاره به شهریه مدارس غیر دولتی گفت؛ در برخی مدارس غیردولتی ممکن است شهریه سالانه به حدود 200 تا 400 میلیون تومان برسد، در حالی که خانواده‌ها در برخی مدارس خاص یا نمونه‌های مشابه، رقم پایین‌تری پرداخت می‌کنند، با این حال، همان سازوکار مشارکت خانواده‌ها می‌تواند بر انتخاب معلم، برنامه‌های مدرسه و تصمیم‌های مدیریتی اثر بگذارد. البته سمپاد نیز هنوز به سطح برخی مدارس خاص و اصطلاحا تاپ کشور نرسیده است، چرا که مدارس خاص معمولا نوعی حاکمیت جزیره‌ای دارند، و  در دوره‌هایی مانند تعطیلی مدارس در دوران کرونا، بسیاری از آن‌ها آموزش را متوقف نکردند، در حالی که بخش بزرگی از مدارس دولتی با اختلال جدی مواجه شدند.

این فعال آموزشی با رد تصور رایج درباره سودهای کلان مدارس غیردولتی گفت: مدرسه‌داری غیردولتی در ایران، دست‌کم در بسیاری از موارد، کسب‌وکاری به‌شدت سودآور نیست. در تجربه شخصی من، حدود 60 درصد شهریه دانش‌آموزان صرف هزینه ملک می‌شد. بخش بزرگی از درآمد مدرسه، در نهایت به مالکان ساختمان‌ها می‌رسد. همچنین استانداردهایی که برای تاسیس مدرسه غیردولتی تعیین می‌شود، هزینه‌ها را افزایش می‌دهد، برای نمونه، درباره موقعیت ملک، بن‌بست نبودن محل، مساحت، حیاط و الزامات ساختمانی سخت‌گیری‌هایی وجود دارد، در حالی که بعضی مدارس دولتی نیز فاقد همان استانداردها هستند، و این تناقض‌ها، هزینه مدرسه غیردولتی را بالا می‌برد و در نهایت فشار آن به خانواده‌ها منتقل می‌شود.

وی با اشاره به کاهش یا تعطیلی بخشی از مدارس غیردولتی در سال‌های اخیر گفت:  اگر این حوزه واقعا سودهای سرشار داشت، سرمایه‌گذاران بیشتری وارد آن می‌شدند و پوشش آن به‌سرعت افزایش می‌یافت، اما بسیاری از مدارس، به‌ویژه پس از دوران کرونا با مشکلات جدی اقتصادی مواجه شدند و تعدادی از آن‌ها فعالیت خود را متوقف کردند، و  آن دسته از مدارسی که باقی مانده‌اند، غالبا از پشتوانه‌های مالی، ملکی یا نهادی برخوردارند.

مرتضی کیا در واکنش به این دیدگاه که موفقیت مدارس سمپاد صرفا ناشی از ورود دانش‌آموزان بااستعداد است، خاطر نشان کرد؛ وجود دانش‌آموزان با انگیزه و مستعد اثرگذار است، اما نمی‌توان همه موفقیت را به ورودی مدرسه نسبت داد. اگر مدرسه واقعا مدرسه باشد، حتی کودکی که از شرایط سخت اجتماعی وارد آن می‌شود نیز می‌تواند رشد کند. از این منظر، مدرسه خوب باید بتواند برای کودک کار، دانش‌آموز مناطق کم‌برخوردار و فرزند خانواده‌ای با وضعیت اقتصادی ضعیف نیز فرصت واقعی بسازد، فرصتی برای دیده‌شدن، یادگرفتن، داشتن تغذیه مناسب، ارتباط انسانی و تجربه یک محیط امن و باکیفیت.

وی یکی از ریشه‌های بحران آموزش را نظام متمرکز جذب و آموزش معلمان دانست و بیان کرد: نظام فعلی، از جمله سازوکارهای موجود در دانشگاه فرهنگیان، به ‌درستی پاسخ‌گوی نیازهای متنوع مدارس نیست. آموزش‌وپرورش هم‌زمان با کمبود معلم در برخی مناطق و مازاد نیرو در بخش‌هایی دیگر مواجه است، زیرا نظام توزیع و جذب نیرو انعطاف لازم را ندارد. وقتی فردی وارد چرخه استخدام رسمی می‌شود، ساختار ناچار است برای چند دهه حقوق و مزایا پرداخت کند، فارغ از اینکه آن فرد در عمل معلمی توانمند، به‌روز و موثر باشد یا نه، که  این وضعیت باعث می‌شود نظام آموزشی نتواند به‌سرعت خود را با نیازهای واقعی مدرسه، منطقه و دانش‌آموزان تطبیق دهد. از همین رو، راه‌حل می‌تواند حرکت به سمت نظامی غیرمتمرکزتر باشد که در آن مدیران حرفه‌ای مدارس، با نظارت دقیق و استانداردهای ملی، امکان بیشتری برای انتخاب و جذب معلمان متناسب با نیاز مدرسه خود داشته باشند.

مرتضی کیا در پایان تاکید کرد: آموزش‌وپرورش بدون تردید یک امر حاکمیتی است، همان‌طور که سلامت و تامین حداقل‌های رفاهی نیز وظیفه دولت محسوب می‌شود، اما حاکمیتی بودن آموزش لزوما به این معنا نیست که همه مدارس باید مستقیما توسط دولت اداره شوند. دولت باید مسئولیت خود را در تضمین دسترسی برابر، تامین مالی دانش‌آموزان کم‌برخوردار، تدوین محتوای آموزشی، تعیین استانداردها، نظارت بر کیفیت و ارزیابی حفظ کند، اما مدرسه‌داری می‌تواند با نقش‌آفرینی جدی‌تر مردم، خانواده‌ها، نهادهای محلی و مدیران حرفه‌ای انجام شود. بنابراین در چنین الگویی، آموزش‌وپرورش دو وظیفه محوری خواهد داشت، نخست، تالیف و تنظیم محتوای آموزشی، و دوم، ارزیابی دقیق، مستقل و عادلانه از کیفیت یادگیری و عملکرد مدارس است، و این رویکرد می‌تواند مسیر را از تمرکز بر ساختمان، بخشنامه و ساختار اداری، به سمت کیفیت واقعی مدرسه و حق یادگیری همه کودکان تغییر دهد.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×