» فرهنگ و تاریخ باستان » جنگ بدون شلیک؛ روایتی از اِشغال نرمِ ذهن‌های جامعه
جنگ بدون شلیک؛ روایتی از اِشغال نرمِ ذهن‌های جامعه

جنگ بدون شلیک؛ روایتی از اِشغال نرمِ ذهن‌های جامعه

خرداد ۶, ۱۴۰۵ 2016

فرهنگی

  به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تئوری‌های کلاسیک نظامی، مفهومی به نام «مه جنگ» وجود دارد؛ وضعیتی که در آن به‌دلیل ابهام گسترده، فرماندهان قادر به تشخیص واقعیت از شایعه نیستند. امروزه این مفهوم به دنیای رسانه تسری یافته است. در ساعات اولیه وقوع هر حادثه بزرگ اعم از امنیتی، سیاسی یا اجتماعی جامعه در وضعیتی موسوم به «ساعت صفر» قرار می‌گیرد. در این بازه زمانی، «حقیقت» هنوز متولد نشده یا در میان آوارِ حادثه محبوس است، اما «روایت‌ها» با سرعتی نزدیک به نور متولد می‌شوند. در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چگونه الگوهای فوری روایت‌سازی، پیش از روشن شدن ابعاد فنی حادثه، ذهن جامعه را به تسخیر در می‌آورند.

یکی از بنیادین‌ترین اصول روان‌شناسی اجتماعی، انزجار ذهن انسان از «بلاتکلیفی» است. ذهن در مواجهه با یک حادثه شوک‌آور، نیاز دارد سریعاً به دو پرسش پاسخ دهد: «چه شد؟» و «مقصر کیست؟».

در ساعات اولیه، نهادهای رسمی به‌دلیل ضرورتِ دقت، معمولاً سکوت می‌کنند. این سکوت بزرگترین اشتباه استراتژیک در مدیریت بحران است؛ چرا که در فیزیکِ رسانه، «خلاء» معنا ندارد. اگر منبع رسمی روایت را تولید نکند، حریف یا شایعه‌ساز آن را پر خواهد کرد. در این الگو، روایت‌سازان از فقدان داده‌های دقیق استفاده کرده و با ترکیب «10 درصد واقعیت» و «90 درصد تفسیر جهت‌دار»، روایتی می‌سازند که برای ذهنِ مضطرب و تشنه، منطقی به نظر می‌رسد.

روایت‌سازی فوری بر یک اصل خطای شناختی به نام «اثر لنگر انداختن» استوار است. نخستین اطلاعاتی که به ذهن انسان می‌رسد، به عنوان «لنگر» عمل کرده و تمام اطلاعات بعدی بر اساس آن قضاوت می‌شوند.

روایت‌سازان حرفه‌ای می‌دانند که اگر در 30 دقیقه اول، یک حادثه را به عنوان «ترور»، «خیانت» یا «ناکارآمدی» برچسب بزنند، حتی اگر ساعت‌ها بعد شواهد متقنی دال بر «تصادفی بودن» یا «نقص فنی» ارائه شود، بخش بزرگی از جامعه به‌سختی می‌تواند لنگر اولیه را رها کند. در واقع، نبرد اصلی در رسانه، نبرد برای تصاحب «اولین روایت» است.

در ساعات اولیه، تحلیل عقلی در پایین‌ترین سطح و واکنش‌های هیجانی در بالاترین سطح قرار دارد. الگوهای فوری روایت‌سازی با درک این موضوع، روایت را از سطح «واقعه» به سطح «تراژدی» یا «حماسه» منتقل می‌کنند.

استفاده از تکنیک «قاب‌بندی انسانی» یعنی تمرکز بر چهره‌های گریان، اشیاء نمادین باقی‌مانده در صحنه یا پیام‌های احساسی باعث می‌شود مخاطب با روایت همذات‌پنداری کند. وقتی عاطفه درگیر شد، سد ادراکی مخاطب در برابر «داده‌های غیرمنطقی» فرو می‌ریزد و او آماده پذیرش هرگونه تحلیلِ جهت‌دار علیه جبهه مخالف می‌شود.

روایت‌های فوری معمولاً به دنبال «یک فرد» یا «یک گروه خاص» هستند تا تمام سنگینی بحران را بر دوش او بگذارند. بررسی ابعاد ساختاری و ریشه‌ای یک حادثه، زمان‌بر و خسته‌کننده است، اما پیدا کردن یک «سیبل» برای تخلیه خشم عمومی، در چند دقیقه میسر است. این الگوی روایت‌سازی، با هدف قرار دادن لایه‌های زیرین نارضایتی‌های اجتماعی، حادثه جدید را به گسل‌های قدیمی متصل می‌کند تا انرژی نهفته در آن گسل‌ها، روایت جدید را به جلو براند.

در این الگو، روایت‌ساز با بمباران اطلاعاتیِ پراکنده و تقطیع شده، مخاطب را در وضعیتی قرار می‌دهد که گمان کند خودش در حال کشف حقیقت است. با انتشار ویدئوهای 5 ثانیه‌ای، عکس‌های مبهم یا اسناد غیرمرتبط، مخاطب را وادار می‌کنند که طبق «نقشه راهِ» از پیش طراحی شده، نقطه‌ها را به هم متصل کند. این روایت‌سازی از نوع «مشارکتی» است و چون مخاطب حس می‌کند خودش به نتیجه رسیده، به آن ایمان قلبی پیدا می‌کند.

آنچه در این میان آسیب می‌بیند، «اعتماد عمومی» است. وقتی رسانه‌های رسمی در ساعات اولیه غایب یا در لکنت هستند، مرجعیت به دست اکانت‌های گمنام یا رسانه‌های معاند می‌افتد.

مدیریت روایت در ساعات اولیه، نیازمند یک «تغییر پارادایم» است. نهادهای رسمی باید بیاموزند که در بحران، «اطلاع‌رسانی ناقص اما سریع» بسیار کارآمدتر از «اطلاع‌رسانی کامل اما دیر‌هنگام» است. سکوت رسانه‌ای در عصر شبکه‌های اجتماعی، نه یک استراتژی احتیاطی، بلکه یک خودزنی سیستماتیک است.

نبرد در دنیای امروز، نبرد اشغال زمین نیست، بلکه نبرد اشغال ذهن است. الگوی روایت‌سازی در لحظات اولیه، تابعی از سرعت، جهت‌دهی عاطفی و پیش‌داوری‌های سیاسی است. برای مصونیت در برابر این الگوها، ارتقای «سواد رسانه‌ای» جامعه از یک سو و «چابک‌سازی پروتکل‌های خبری» از سوی دیگر، تنها راه دست‌یابی به یک روایت منصفانه و واقع‌بینانه از بحران‌هاست. حقیقت شاید دیر یا زود آشکار شود، اما هزینه‌ای که یک روایتِ مخرب در ساعات اولیه به ساختار اجتماعی تحمیل می‌کند، گاه تا سال‌ها جبران‌ناپذیر باقی خواهد ماند.

یادداشت از زهرا فرزام

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×