داستانی از مجید قیصری که اسپانیاییها را شوکه کرد
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نهم اسفند ماه سال 1404، در نخستین ساعات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دبستان و پیشدبستانی غیرانتفاعی دخترانه و پسرانه «شجرهٔ طیبه» در میناب مورد حمله قرار گرفت. بر اساس روایت شاهدان عینی که با تحلیلهای مبتنی بر تصاویر ماهوارهای تأیید شدهاند، این مدرسه در سه نوبت جداگانه هدف اصابت موشکهای تاماهاک قرار گرفت. سقف مدرسه بر روی دانشآموزان فرو ریخت و 168 نفر به شهادت رسیدند که 120 نفر از آنان دانشآموزان این مدرسه بودند.
جنایت جنگی آمریکاییها در میناب، بازتاب گستردهای در دنیا داشت و خشم بسیاری را برانگیخت. اخیراً نشریه اسپانیاییزبان «توریا» که قدیمیترین مجله فرهنگی اسپانیاییزبان به شمار میرود، داستانی از مجید قیصری را درباره میناب منتشر کرده است.
افشین شحنهتبار، مدیر انتشارات ایرانی ـ انگلیسی «شمع و مه»، در گفتوگو با تسنیم، از انتشار نسخه اسپانیایی داستان کوتاه «ما اینجا هستیم» از مجید قیصری در این نشریه اسپانیاییزبان خبر داد و گفت: این داستان کوتاه، روایت هنرمندانه مجید قیصری از جنگ رمضان و جنایتی است که در مدرسه میناب رخ داد و منجر به شهادت 168 دانشآموز، معلمان و والدین آنها شد.
شحنهتبار افزود: ترجمه اثر را نگار رجبی بر عهده داشته و داستان با استقبال مخاطبان اسپانیاییزبان مواجه شده است.
نگار رجبی، مترجم نیز درباره این داستان گفت: «ما اینجاییم» روایت دانشآموزان مدرسه میناب است؛ روایت فاجعهای که صبح روز نهم اسفند ماه در مدرسه میناب رخ داد، از زبان دانشآموزان. حمله موشکی به مدرسهای که منجر به شهادت دانشآموزان، اولیای مدرسه و برخی والدین دانشآموزان شد. اینکه چه اتفاقی افتاده، حس و حال بچهها چگونه بوده، مدیر مدرسه وقتی متوجه آغاز جنگ شده چه اقدامی انجام داده است و اولیای مدرسه چگونه نگران بودند، همه در این داستان بیان شده است.
وی ادامه داد: روایت مجید قیصری روایتی احساسی و زیباست؛ در ترجمه تلاش کردم روح روایت را عیناً منتقل کنم. البته برخی کلمات و استعارات مانند «قربونتون برم»، «خسته نباشید»، «دست شما درد نکنه» و از این قبیل تنها در فرهنگ ما معنا و مفهوم دارند؛ سعی کردم این کلمات را با نزدیکترین معانی به زبان و فرهنگ اسپانیایی جایگزین کنم.
رجبی با اشاره به بازخورد جامعه اسپانیا نسبت به این داستان و جنایتی که آمریکاییها در میناب انجام دادند، گفت: نه تنها اسپانیاییها بلکه هر انسانی روایت میناب را بشنود و این داستان را بخواند، دلش به درد میآید. وقتی یک مدرسه مورد هدف قرار میگیرد و دانشآموزان شهید میشوند، دیگر شکی باقی نمیماند که جنایت جنگی رخ داده است؛ این را حتی یک شهروند آمریکایی نیز اذعان میکند. هیچ توجیهی برای حمله به مدرسه وجود ندارد، بنابراین هر وجدان آگاهی نسبت به این حادثه واکنش نشان میدهد.
توریا یک مجله فرهنگی اسپانیایی است که در سال 1983 تأسیس و توسط مؤسسه مطالعات تروئل منتشر شد.
در بخش ابتدایی داستان «ما اینجا هستیم» میخوانیم: «مادر ریحانه اولین نفری است که خبردار میشود باید قبل از زنگ آخر برود دنبال دخترش؛ یعنی همین الان. چرا؟ نمیداند. وقتی که تلفن خانهاش زنگ خورد هنوز ساعت 11 و 5 دقیقه بود. کسی از پشت تلفن میگوید از مدرسه زنگ میزنم. همین الان بیایید دنبال بچهتان. مادر ریحانه ترسید و با تعجب میپرسد کدام مدرسه؟ صدا میگوید طیبه. مادر ریحانه میپرسد اتفاقی برای ریحانه افتاده؟ صدای پشت خط میگوید مدرسه تعطیل شده. عجله کنید. مادر ریحانه میپرسد تعطیل؟ برای چی؟ هنوز که ظهر نشده؟
ولی کسی پشت خط نیست که جوابش را بدهد. صدای بوق ممتد مثل تیغی روی صورتش خط میاندازد. مادر ریحانه بلافاصله زنگ میزند به مدرسه، میخواهد مطمئن شود که این تماس بیموقع چه معنایی دارد؛ اصلاً تماس از طرف مدرسه بوده یا کسی قصد شوخی یا اذیت او را داشته. هرچه شماره دفتر مدرسه را میگیرد با بوق اشغال مواجه میشود. مادر ریحانه از همان لحظه دچار دلشوره میشود…».
انتهای پیام/
