راهبرد امام باقر برای حفظ تشیع در عصر فرقهها تا تبیین اندیشه مهدویت
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: دوران امامت امام محمد باقر را باید یکی از مهمترین مقاطع شکلگیری هویت فکری و علمی تشیع دانست. جامعه اسلامی در آن روزگار از یک سو گرفتار اختلافات سیاسی و شورشهای خونین بود و از سوی دیگر با هجوم اندیشهها و فرقههای مختلف مواجه شده بود. در چنین فضایی، امام باقر علیهالسلام به جای ورود مستقیم به نزاعهای سیاسی، پروژهای عمیقتر و ماندگارتر را دنبال کرد؛ پروژهای که هدف آن حفظ بنیان فکری شیعه برای عصرهای آینده بود.
امام باقر علیهالسلام به خوبی میدانست که دوران حضور آشکار امام معصوم همیشگی نخواهد بود و جامعه شیعه باید برای روزگاری آماده شود که دسترسی مستقیم به امام نداشته باشد. از همین رو، گسترش فقه، تربیت شاگردان، تدوین معارف و تثبیت جایگاه عالمان دینی در حقیقت مقدمهای برای عصر غیبت به شمار میرفت. ایشان تلاش کرد مردم را به جای وابستگی صرف به فضای احساسی و سیاسی، به فهم عمیق دین و مراجعه به عالمان حدیث و فقه سوق دهد.
بخش مهمی از فعالیت امام باقر علیهالسلام در قالب جلسات علمی و مناظرات شکل گرفت. در آن دوره، سرزمینهای اسلامی به دلیل گسترش ارتباط با فرهنگهای مختلف، محل ورود افکار تازه شده بود. مباحث کلامی درباره جبر و اختیار، حقیقت ایمان، مسئله امامت و حتی اصل دین، فضای فکری جامعه را تحت تأثیر قرار داده بود. امام باقر علیهالسلام با آرامش و استدلال، به مقابله با این موج پرداخت و شیعه را از یک جریان صرفاً عاطفی به یک مکتب صاحب اندیشه تبدیل کرد.
در عصر امام باقر علیهالسلام فرقههای متعددی فعال بودند. خوارج همچنان تفکر تکفیری خود را ادامه میدادند و هر حاکمی را که مطابق نگاه آنان نبود کافر میشمردند. مرجئه تلاش میکردند عمل را از ایمان جدا کنند و گناه حاکمان را بیاهمیت جلوه دهند. قدریه و جبریه نیز درباره اختیار انسان و تقدیر الهی دچار افراط و تفریط بودند. در کنار اینها، جریانهای غالی نیز با نسبت دادن مقامهای اغراقآمیز به اهل بیت، چهره تشیع را مخدوش میکردند. امام باقر علیهالسلام با همه این جریانها درگیر فکری بود و مرز دقیق تشیع اصیل را تبیین میکرد.
یکی از مهمترین محورهای فعالیت امام، مسئله مهدویت بود. پس از حادثه کربلا و فشار شدید حکومتها، برخی دچار تردید شده بودند و گروهی نیز برداشتهای انحرافی از مفهوم منجی ارائه میدادند. بعضی فرقهها افراد دیگری را به عنوان مهدی معرفی میکردند و برخی نیز اصل انتظار را به انفعال تعبیر میکردند. امام باقر علیهالسلام با بیان روایات متعدد درباره ویژگیهای امام مهدی عجلاللهتعالیفرجه، مفهوم صحیح انتظار را تبیین کرد و جامعه شیعه را از سردرگمی نجات داد.
تلاشهای فقهی امام باقر علیهالسلام نیز ارتباط مستقیمی با همین نگاه آیندهنگر داشت. اگر قرار بود روزی امام معصوم در پرده غیبت باشد، جامعه اسلامی باید بتواند مسائل خود را بر اساس قواعد معتبر دینی حل کند. به همین دلیل، امام به تربیت راویان حدیث و فقیهان اهتمام ویژه داشت. شاگردانی که بعدها در دوران امام صادق علیهالسلام به اوج رسیدند، در حقیقت ثمره همان نهضت علمی بودند که امام باقر پایهگذاری کرد.
در کنار این فعالیتهای علمی، موضع سیاسی امام نیز بسیار هوشمندانه بود. در آن دوره، قیامهای متعددی علیه حکومت اموی شکل میگرفت؛ اما امام باقر علیهالسلام با بسیاری از این حرکتها همراه نشد. این عدم همراهی ناشی از درک عمیق شرایط بود. بسیاری از قیامها فاقد رهبری الهی، برنامه روشن و پشتوانه فکری بودند و شکست آنها تنها به نابودی بیشتر شیعیان میانجامید.
از سوی دیگر، درگیر شدن حکومت اموی با شورشها و نزاعهای سیاسی، فرصتی برای امام فراهم میکرد تا بدون جلب حساسیت شدید حکومت، به تربیت نیروهای فکری و فرهنگی بپردازد. حکومت درگیر جنگ و تثبیت قدرت بود و همین مسئله باعث شد فضای نسبتاً مناسبی برای گسترش علوم اهل بیت ایجاد شود. در واقع امام باقر علیهالسلام از شکافهای سیاسی زمانه برای ساختن زیرساخت فکری تشیع بهره برد.
در همین فضا بود که بخش قابل توجهی از احادیث مربوط به تقیه صادر شد. تقیه در نگاه امام، یک تاکتیک صرف برای ترس از دشمن نبود، بلکه راهبردی برای حفظ هسته اصلی شیعه و جلوگیری از نابودی نیروهای مؤمن به شمار میرفت. شیعیان در بسیاری از مناطق زیر فشار شدید امنیتی بودند و کوچکترین اظهار عقیده میتوانست جان آنان را به خطر بیندازد. امام باقر علیهالسلام تلاش کرد میان حفظ حقیقت و حفظ جان مؤمنان تعادل برقرار کند.
اگر امروز مکتب شیعه دارای نظام فقهی، میراث حدیثی و بنیان اعتقادی منسجم است، بخش مهمی از آن به تدبیر امام باقر علیهالسلام بازمیگردد. ایشان به جای آنکه همه توان خود را صرف یک درگیری سیاسی زودگذر کند، به ساختن تمدن فکری شیعه پرداخت؛ تمدنی که بتواند دوران غیبت را پشت سر بگذارد و هویت خود را حفظ کند. شاید به همین دلیل است که نقش امام باقر علیهالسلام را باید بیش از آنکه در میدان شمشیر جستوجو کرد، در بنیانگذاری عقلانیت و ماندگاری تشیع دید.
انتهایپیام/
