راهبرد «دست برتر مردم» در روزهای جنگ سوم تحمیلی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهای جنگ سوم تحمیلی، بازخوانی متون وحیانی با عینک راهبردی و تطبیق آن با رهنمودهای حکیمانه رهبر شهید انقلاب، ضرورتی انکارناپذیر برای پیمودن مسیر تعالی تمدن نوین اسلامی است. آیه شریفه 139 سوره مبارکه آلعمران، با سه فرمان کلیدی «نهی از وهن»، «نهی از حزن» و «بشارت به علوّ مشروط به ایمان» منشوری از مقاومت فعال و امیدآفرینی واقعبینانه را ترسیم میکند که در کلام حضرت رهبر شهید امام خامنهای (ره) به دکترینی کاربردی برای مدیریت کلان جامعه اسلامی تبدیل شده است.
خبرگزاری تسنیم در گفتوگو با دکتر محمدحسین صدقیانی، کارشناس مسائل دینی، کوشیده با واکاوی لایههای معرفتی این آیات و پیوند آن با گفتمان انقلابی، الگویی عملیاتی برای عبور از چالشها و تحقق وعده الهی «انتم الأعلون» ارائه دهد.
با توجه به سیاق نزول و دلالتهای زبانی آیه 139 سوره آلعمران، چگونه میتوان این آیه شریفه را از یک توصیه اخلاقی فردی، به یک دکترین راهبردی برای مدیریت بحران در سطح کلان ارتقا داد؟
بای جواب دادن به این سوال باید اول توجه داشت که قرآن کریم کتابی فقط برای عبادات فردی نیست، بلکه کتاب هدایت برای سعادت بشر در تمام ابعاد فردی و اجتماعی است. آیه مورد بحث با نفی دو حالت روانی مخرب «وهن» به معنی سستی و سبک شدن و «حزن» به معنی اندوه فلجکننده، در واقع دو مانع اصلی پیشرفت و پیروزی را هدف قرار میدهد.
وهن به معنای از دست دادن اراده و عزم برای اقدام است و حزن به معنای تمرکز بر گذشته و از دست دادن انرژی روانی برای آینده. در مدیریت راهبردی، این دو آفت میتوانند به فلج تحلیلی و انفعال عملیاتی منجر شوند که دقیقاً نقطه مقابل مدیریت جهادی مورد تأکید رهبر شهید انقلاب است.
در گام دوم شرط «ان کنتم مؤمنین» برای تحقق «انتم الأعلون» نشان میدهد که این برتری، ذاتی و خودکار نیست، بلکه محصول یک فرآیند ایمانی و عملیاتی است. ایمان در اینجا به معنای باور قلبی به وعدههای الهی، توکل بر خدا و عمل صالح در مسیر حق است. این ایمان موتور محرکهای است که ارادهها را پولادین و بصیرتها را تیزبین میکند. در تحلیل راهبردی این مؤلفه معادل سرمایه نمادین و سرمایه اجتماعی مبتنی بر باور است که تابآوری نظام را در برابر فشارهای دشمن افزایش میدهد.
نکته دیگر این است که تطبیق این آیه با بیانات شهید امام خامنهای نشان میدهد که ایشان با درکی عمیق از مقتضیات زمان، این مفاهیم وحیانی را به زبان راهبرد و سیاست ترجمه کردهاند. وقتی ایشان میفرمایند «ضعفها هم باید بیان شود، اما در کنار آن امیدآفرینی هم بشود» در حال ترسیم یک مدل ارتباطی-تبلیغاتی متعادل و واقعبینانه هستند. این مدل هم از سادهانگاری و پنهانکاری که به بیاعتمادی میانجامد پرهیز میکند، هم از سیاهنمایی و یأسافکنی که به وهن و حزن منجر میشود جلوگیری میکند.
در منظومه فکری شهید امام خامنهای، امیدآفرینی واقعبینانه چگونه از خوشبینی سادهلوحانه یا پنهانکاری توجیهگرا متمایز میشود و چه مکانیسمهایی برای تحقق آن پیشنهاد میدهند؟
تمایز بنیادین در این سه مفهوم در مبانی معرفتی، روششناسی و غایتنگری آنهاست. خوشبینی سادهلوحانه، مبتنی بر نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن واقعیتهای عینی و چالشهاست. پنهانکاری توجیهگرا هم با انگیزه حفظ ظاهر یا ترس از پیامدهای افشای ضعفها، به تحریف واقعیت میپردازد. اما امیدآفرینی واقعبینانه مورد تأکید رهبر انقلاب، ریشه در توحید افعالی و باور به سنتهای الهی در تاریخ دارد.
این نگاه، جهان را عرصه تضاد حق و باطل میداند که پیروزی نهایی از آنِ جبهه ایمان و عدالت است، اما این پیروزی مشروط به تلاش، تدبیر، استقامت و عبور هوشمندانه از موانع است.
روش اول در این مدل، شفافیت مسئولانه است. به بیان دیگر مسئولان موظفند مشکلات و کاستیها را بدون بزرگنمایی یا کوچکنمایی با زبان علمی و همراه با ارائه راهحلهای ممکن، با مردم در میان بگذارند. این شفافیت اعتماد عمومی را تقویت کرده و مردم را به عنوان شریک راهبردی در فرآیند حل مسئله مشارکت میدهد.
ترسیم افق روشن مبتنی بر ظرفیتها هم یک روش مهم است. چون امیدآفرینی واقعی نمیتواند بر وعدههای واهی استوار باشد بلکه باید با شناسایی و تبیین دقیق نقاط قوت داخلی یعنی نیروی انسانی متعهد، منابع طبیعی، موقعیت ژئوپلیتیک، دستاوردهای علمی و فناوری باشد و در عین حال فرصتهای منطقهای و بینالمللی، نقشه راهی واقعگرایانه برای پیشرفت ارائه دهد.
در عین حال تقویت گفتمان مقاومت و پیروزی از طریق بازخوانی تجارب تاریخی و موفقیتهای داخلی هم باید در نظر ما باشد. تأکید بر اینکه ملت ایران در طول چهار دهه با تکیه بر ایمان و عزم راسخ، توطئههای متعدد دشمنان را خنثی کرده و به دستاوردهای بزرگی نائل آمده، خود یک منبع عظیم امیدآفرینی است. این گفتمانسازی، که در کلام رهبر شهید انقلاب به وضوح دیده میشود، با استناد به آیه «انتم الأعلون»، به جامعه القا میکند که وضعیت کنونی اگرچه همراه با دشواری است، اما در مسیر صعودی و رو به پیشرفت قرار دارد و آینده از آن ملت بیدار و بصیر ایران اسلامی است.
مفهوم «علوّ و برتری» (الأعلون) در آیه شریفه، در شرایط جنگ امروز، چه تجلیات عینی و راهبردی میتواند داشته باشد؟
مفهوم علوّ در فرهنگ قرآنی و اندیشه اسلامی، مفهومی چندبعدی و فراتر از برتری مادی یا نظامی صرف است. این مفهوم شامل علوّ معنوی (جاذبه اخلاقی و الگوبودن)، علوّ علمی و فناوری (دستیابی به مرزهای دانش و خودکفایی راهبردی)، علوّ اقتصادی (اقتدار مبتنی بر عدالت و مقاومت) و علوّ سیاسی-امنیتی (استقلال رأی، بازدارندگی و تأثیرگذاری در معادلات منطقهای و جهانی) میشود.
در بعد معنوی و فرهنگی، علوّ به معنای تبدیل شدن به الگوی حکمرانی دینی در جهان اسلام است. این امر مستلزم ارائه مدلی موفق از تلفیق مردمسالاری دینی، عدالت اجتماعی، پیشرفت علمی و اخلاق عمومی است. وقتی نظام اسلامی بتواند مشکلات خود را با تکیه بر ظرفیتهای داخلی و باورهای دینی مدیریت کند و الگویی از امیدآفرینی فعال ارائه دهد، به طور طبیعی جاذبهای برای ملل مستضعف جهان ایجاد خواهد کرد. این همان قدرت نرم انقلاب اسلامی است که رهبر شهید انقلاب بر تقویت آن تأکید داشتند.
در بعد علمی و فناوری، علوّ به معنای دستیابی به مرزهای دانش در حوزههای راهبردی مانند هوش مصنوعی، زیستفناوری، فضانوردی و انرژیهای پاک است. تأکیدات مکرر رهبر انقلاب بر جهش تولید دانشبنیان و اقتصاد دانشبنیان، نشاندهنده درک عمیق ایشان از این واقعیت است که برتری پایدار در جهان امروز، بدون تسلط بر فناوریهای پیشرفته ممکن نیست.
در بعد اقتصادی و امنیتی هم علوّ به معنی تحقق اقتصاد مقاومتی با محوریت درونزایی، برونگرایی و مردمیسازی اقتصاد است. اقتصادی که در برابر تکانههای خارجی مقاوم باشد، از منابع داخلی بهینه استفاده کند و رفاه عمومی را افزایش دهد. همزمان برتری امنیتی و نظامی نیز به معنای حفظ و تقویت بازدارندگی هوشمند از طریق توسعه توانمندیهای دفاعی بومی و هوشمند است. این دو بعد، مکمل یکدیگرند. اقتصاد قوی، پشتوانه امنیت پایدار است و امنیت پایدار، بستر رشد اقتصادی را فراهم میآورد. تحقق این ابعاد چهارگانه، در گرو پایبندی به رهنمودهای رهبر شهید انقلاب است که نقشه راه روشنی برای رسیدن به این قلههای علوّ ترسیم کردهاند.
با توجه به تأکید رهبر انقلاب بر عمل جهادی و روحیه انقلابی، چگونه میتوان این مفاهیم را از حالت شعاری خارج کرده و به شاخصهای عملیاتی و قابل سنجش در دستگاههای اجرایی تبدیل کرد؟
تبدیل مفاهیم ارزشی مانند عمل جهادی و روحیه انقلابی به شاخصهای عملیاتی، نیازمند یک مهندسی فرهنگی و مدیریتی دقیق است. اول باید تعریف عملیاتی این مفاهیم را داشته باشیم. عمل جهادی را میتوان به مؤلفههایی مانند سرعت در تصمیمگیری و اجرا، خلاقیت در حل مسئله با کمترین منابع، مسئولیتپذیری فراسوی وظایف رسمی، کار گروهی مبتنی بر اخلاص و پایداری در برابر موانع تجزیه کرد.
در عین حال ما نیاز داریم که طراحی نظام انگیزشی و ارزیابی مبتنی بر این شاخصها داشته باشیم. دستگاههای اجرایی باید نظام ارزیابی عملکرد خود را بازنگری کنند تا علاوه بر شاخصهای کمی سنتی، شاخصهای کیفی مرتبط با روحیه جهادی و انقلابی را نیز اندازهگیری کنند.
توانمندسازی نیروی انسانی از طریق آموزشهای تخصصی و تربیتی هم نباید از قلم بیفتد. برگزاری دورههای آموزشی با محتوای مدیریت جهادی، ارتباطات مؤثر با مردم و مقاومت در برابر فرسودگی شغلی میتواند به تقویت این روحیه در بدنه کارشناسی کمک کند.
رسانهها و نهادهای فرهنگی در قبال بیان ضعفها و امیدآفرینی چه مسئولیتی دارند و چگونه میتوانند از افتادن در دام سیاهنمایی یا تبلیغات سطحی پرهیز کنند؟
رسانهها و نهادهای فرهنگی به عنوان مهندس افکار عمومی و سازندگان گفتمان، مسئولیت مهمی در قبال تبیین واقعیتهای جامعه دارند. مسئولیت آنها از یک طرف شفافسازی و نقد سازنده و از طرف دیگر امیدآفرینی و جهتدهی مثبت است.
این دو وظیفه مکمل یکدیگرند. رسانهای که فقط به بیان ضعفها بپردازد، به تولید یأس و وهن اجتماعی دامن میزند. رسانهای که فقط به تبلیغات سطحی و پنهانکاری بپردازد، اعتماد عمومی را خدشهدار کرده و زمینه را برای شایعهپراکنی فراهم میکند.
رسانهها باید ضعفها و چالشها را نه به صورت پراکنده و احساسی، بلکه در چارچوب یک تحلیل صحیح ارائه دهند. این تحلیل باید شامل ریشهیابی مشکل، بررسی پیامدهای آن و مهمتر از همه، بررسی راهحلهای ممکن باشد. در این مدل، بیان ضعف، مقدمهای برای دعوت به مشارکت عمومی در حل مسئله است، نه پایان بحث. این رویکرد، دقیقاً منطبق با توصیه رهبر انقلاب است که میفرمایند: «ضعفها هم باید بیان شود… اما در کنار بیان ضعفها بایستی امیدآفرینی هم بشود».
انتهای پیام/
