» فرهنگ و تاریخ باستان » روایت فلسفه حکمرانی شهید لاریجانی
روایت فلسفه حکمرانی شهید لاریجانی

روایت فلسفه حکمرانی شهید لاریجانی

اردیبهشت ۱۰, ۱۴۰۵ 109

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزگاری که سیاست از اخلاق تهی شده و «حکمرانی» به دانشی خشک و فاقد روح تبدیل شده است، بازگشت به اندیشه‌ای که ریشه در فلسفه دارد، حکم چراغی را دارد در دل تاریکی. مجمع عالی حکمت اسلامی، به مناسبت اربعین شهادت دکتر علی لاریجانی – چهره ممتاز جمهوری اسلامی، عالمی دوراندیش و فیلسوفی شهید – نشستی علمی با عنوان «جایگاه عقل و فلسفه در حکمرانی در اندیشه شهید دکتر علی لاریجانی» برگزار کرد. سخنران این نشست، محمد خیاط زنجانی، مدیر گروه فابک مجمع، بود؛ کسی که سال‌ها با آثار این شهید مأنوس بوده و این بار از «عقل و سکوت» گفت؛ آخرین اثر منتشرشده از لاریجانی.

خیاط زنجانی در ابتدای سخنان خود، با اشاره به کتاب «عقل و سکوت در حکمرانی»، تأکید کرد که شهید لاریجانی بر ضرورت فلسفه اسلامی و نقش آن در جامعه تأکید داشت. «واژه حکمرانی که در سالیان اخیر مطرح شده است، به سنت‌ها، آداب و رسوم و روابط نهادهای مدنی با حکومت اشاره دارد. نگاه نو به این مسئله می‌تواند شرایط زیست اجتماعی را بهبود بخشد. اما در کشور ما، نظریه حکمرانی بر پایه فلسفی محکمی بنا نشده است. شهید لاریجانی در این کتاب، این خلأ را با نقد وضع موجود و تطبیق آرای فلاسفه مسلمان – ابن‌سینا، علامه طباطبایی، شهید مطهری – با اندیشمندان غربی، پاسخ گفته است».

این پژوهشگر افزود که کسانی که در عرصه تطبیقی کار می‌کنند، باید بر جریان فکری هر دو طرف تسلط داشته باشند و شهید لاریجانی این ویژگی را به خوبی داشت.

خیاط زنجانی با اشاره به این نکته که شهید لاریجانی از شاگردان سیداحمد فردید بود – فیلسوفی شفاهی که با افکار هایدگر آشنا بود و بعدها آرای خود را با فلسفه اسلامی تطبیق داد – گفت: «فردید بیش از آنکه یک فیلسوف اسلامی باشد، منتقد فلسفه اسلامی بود. اما این انس، هرگز سبب نشد که شهید لاریجانی استقلال فلسفی خود را از دست بدهد. ایشان تأکید داشت که ما برای رسیدن به حکمرانی صحیح، نیازمند شکل‌گیری عقلانیت در جامعه هستیم».

از منظر شهید لاریجانی، زیست اجتماعی فقط ریشه در «مدنی‌بالطبع» بودن انسان (به تعبیر ارسطو) ندارد، بلکه انسان برای رفع نیازهای خود – به ویژه نیاز به تعالی اوصاف انسانی و کمال نوعی – ناگزیر از رویکرد اجتماعی است. خیاط زنجانی در این باره گفت: «انسان نفس ناطقه دارد. اگر قرار است به کمال برسد، باید عقلانیت او رشد کند. وظیفه حکمرانی، ارتقای عقلانیت در آحاد جامعه است. اگر کسی به تأسیس شهر و مشارکت در امور اجتماعی نپردازد، از آدم بودن دور است. معیار آدمیت، عقلانیت است و این عقلانیت در بستر مشارکت اجتماعی تحقق می‌یابد. از این رو ایشان به حاکمیت مردمی معتقد بود».

این پژوهشگر تأکید کرد که شهید لاریجانی «پایبندی به قانون» را مصداق بارز عقلانیت می‌دانست. «طبیعتاً وقتی قانون در جامعه تبلور یافت، باید برای اجرای آن از خشونت (به معنای الزام قانونی) استفاده شود. اما ایشان به عقلانیت معنوی باور داشت، نه عقلانیت مادی غربی. بدون نفی قواعد کلی دین، تأکید می‌کرد که اگر عقلانیت در جامعه ایجاد شود – حتی به فرض نبود دین – پایداری نسبی در حکمرانی حاصل می‌شود. اما وقتی عقلانیت و دین در کنار هم قرار گیرند، نتیجه بسیار بهتر و پایدارتر خواهد بود».

خیاط زنجانی به جایگاه «خبرگان» در اندیشه شهید لاریجانی اشاره کرد و گفت: «ایشان معتقد بود خبرگان جایگاه طریقیت دارند و مردم اصل کار هستند. مردم باید پذیرفته و اقناع شوند و این اقناع تنها با رویکرد عقلانی ایجاد خواهد شد.» در این نگاه، دو نوع عقل وجود دارد: «عقل مشوش» (که هر روز به رنگی درمی‌آید) و «عقل حقیقی و اصیل» (که منطبق با نفس الامر است). شهید لاریجانی تنها عقل دوم را محور قرار می‌دهد.

یکی از بخش‌های بدیع سخنان خیاط زنجانی، تبیین منابع سه‌گانه هیئت قانونگذار از منظر شهید لاریجانی بود: «نخست، وضعیت مردم. دوم، نگاه به شهرها و بلاد. سوم، نظر مخالفان.» به گفته این پژوهشگر، شهید لاریجانی معتقد بود هیئت عاقله (عاقلان) باید با اتکا به این سه منبع، قوانین را به گونه‌ای بنا کند که – زیرا عقل عنصر مشترک همه انسان‌هاست – مورد پذیرش عمومی قرار گیرد.

خیاط زنجانی در پایان، به تفکیک انواع حکمران از منظر شهید لاریجانی اشاره کرد. «کسی که به حکمرانی می‌رسد، چهار حالت دارد: یا قوه عقل عملی و نظری هر دو فعال است؛ یا قوه حدس او کامل است اما قوه خیالش رشد نکرده؛ یا قوه نظری رشد کرده اما به عمل نرسیده؛ یا صرفاً قوه عملی دارد (مانند کارگزاران صنعت). کسی که توأمان از قوه عملی و نظری بهره ببرد، می‌تواند در اداره جامعه مفید باشد و این عقلانیت، تنها در حکیم و فیلسوف مسلمان و مؤمن قابل تحقق است».

خیاط زنجانی با اشاره به انواع سیاست – دیکتاتوری، فکری، اجماعی – تأکید کرد که از نگاه شهید لاریجانی، فقط «سیاست همراه با مشارکت مردم و عقلانیت اصیل» می‌تواند موفق شود. «جایگاه عقلانیت در اندیشه او بی‌بدیل است. اگر بخواهیم مسیر کمال را برای جامعه طی کنیم، باید عنصر عقلانیت را در ذیل قوانین کلی اسلامی طراحی کنیم. هر چه به این فرایند نزدیک شویم، نتایج بهتری به دست خواهیم آورد».

آنچه از این نشست برمی‌آید، تصویری از شهید علی لاریجانی است که نه یک سیاستمدار عادی، که «فیلسوفی در قامت حکمرانی» بود. او در «عقل و سکوت» نشان داد که نمی‌توان از «حکمرانی» سخن گفت، مگر آنکه نخست از «عقلانیت» و «فلسفه» سخن گفته باشیم. برای او، قانون نازل‌شده از بالا، هرگز ضامن سعادت انسان نیست؛ سعادت در گرو «اقناع عقلانی مردم» و «مشارکت آنان در زیست اجتماعی» است. شاید مهم‌ترین میراث او برای آیندگان، این پیام باشد: «تا عقل در جامعه نبالد، هیچ قانونی – هرچه هم نیکو – دوام نخواهد یافت».

انتهای پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×