» فرهنگ و تاریخ باستان » غدیر، معیار تشخیص معنویت اصیل از طریقت‌های بی‌ریشه
غدیر، معیار تشخیص معنویت اصیل از طریقت‌های بی‌ریشه

غدیر، معیار تشخیص معنویت اصیل از طریقت‌های بی‌ریشه

خرداد ۱۳, ۱۴۰۵ 2013

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: راه غدیر، راه بازگشت به ثقلین است؛ راهی که در آن خداوند خالق است و ما مخلوق اوییم، امام حجت منصوب الهی است نه یک مفهوم انتزاعی و عرفانی، و دین از سرچشمه وحی و عترت گرفته می‌شود، نه از ذوق، مکاشفه، فلسفه‌پردازی یا طریقت‌های بی‌ریشه. غدیر در حقیقت اعلام مرجعیت دائمی اهل‌بیت علیهم‌السلام برای فهم دین و صیانت از معارف الهی است؛ مرجعیتی که امت را از سرگردانی در میان مکاتب و قرائت‌های گوناگون حفظ می‌کند.

در طول تاریخ، گاه میان آنچه به نام دین یا ابزار فهم دین مطرح شده و صراطی که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در غدیر ترسیم کرد، فاصله افتاده است. سوگوارانه، در برخی دوره‌ها بخش‌هایی از جامعه اسلامی و حتی جامعه شیعی، به جای تکیه بر آموزه‌های روشن قرآن و عترت، تحت تأثیر برخی جریان‌های فکری و نحله‌های صوفی قرار گرفتند. در نتیجه، به‌جای آنکه معرفت دینی از مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام اخذ شود، برخی مفاهیم و اصطلاحات برگرفته از میراث یونانی، ذوقیات صوفیانه یا دستگاه‌های فکری بیگانه، جایگزین زبان وحی شد و به تدریج فاصله‌ای عمیق با ادبیات ثقلین پدید آمد.

لزوم برخورد با نفوذ صوفی‌گری در پوشش «عرفان اهل‌بیتی»

یکی از مهم‌ترین آثار این فاصله، جابه‌جایی مرجعیت معرفتی بود. در مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، معیار شناخت حق، قرآن و عترت‌اند؛ اما در برخی مکاتب، تجربه‌های شخصی، کشف و شهود، مکاشفات فردی یا مبانی فلسفی به جای نصوص وحیانی نشستند. نتیجه آن شد که گاه سخن یک عارف، شیخ یا صاحب مکاشفه، در عمل بیش از روایت و آموزه معصوم مورد توجه قرار گرفت. در حالی که غدیر آمده است تا مسیر دریافت دین را روشن کند و راه هرگونه مرجعیت موازی با اهل‌بیت علیهم‌السلام را ببندد.

یکی دیگر از پیامدهای این فاصله، ورود به مباحثی بود که اهل‌بیت علیهم‌السلام از تعمق و ورود بی‌ضابطه در آن نهی کرده‌اند؛ از جمله کنکاش در ذات الهی. در مکتب وحی، خداوند خالق، صمد، بی‌نیاز، بی‌مانند و منزه از حلول، اتحاد، ترکیب و تجزیه است. اما برخی دستگاه‌های فکری با طرح مفاهیمی چون مراتب وجود، تجلی ذات، اعیان ثابته و وحدت وجود، گاه مرز میان خالق و مخلوق را کم‌رنگ کردند. در چنین تقریرهایی، موجودات نه آفریده‌های مستقل از خالق، بلکه ظهورات و تجلیات حقیقت وجود معرفی شدند؛ در حالی که ادبیات قرآن و عترت بر تمایز روشن میان خالق و مخلوق، و حادث بودن عالم و ربوبیت مطلق الهی تأکید دارد.

همچنین در برخی تقریرهای صوفیانه، مفهوم «انسان کامل» چنان توسعه یافت که گاه جایگاه امامت الهی را به مفهومی عام و قابل تطبیق بر قطب، مرشد یا شیخ طریقت تقلیل داد. حال آنکه در مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، امام صرفاً انسانی کامل یا سالکی به کمال رسیده نیست، بلکه حجت منصوب از جانب خداوند، وارث علم الهی و محور هدایت خلق است؛ وجود مقدسی است که طبق احادیث، هر روز بر علم‌شان  افزوده می‌شود. از این رو، هر جریانی که مرشد یا قطب را در جایگاه مرجع معنوی مستقل از امام معصوم بنشاند، خواه‌ناخواه از حقیقت امامت فاصله گرفته و زاویه‌ای خطرناک با فرهنگ غدیر پیدا کرده است.

از سوی دیگر، برخی آموزه‌های صوفیانه به جای تربیت جامع انسان مؤمن، به ذکرهای بی‌پشتوانه، ریاضت‌های ساختگی، عزلت‌گزینی‌های افراطی، بی‌اعتنایی به مسئولیت‌های اجتماعی، گرایش به علوم غریبه و ارتباط با امور مبهم و غیرقابل ارزیابی دامن زدند. این نوع معنویت با معنویت اهل‌بیت علیهم‌السلام تفاوتی بنیادین دارد؛ زیرا مکتب عترت، هم دعا و ذکر دارد و هم جهاد و مسئولیت؛ هم زهد دارد و هم کار و خانواده؛ هم اشک و عبادت دارد و هم عقلانیت، شریعت، خدمت به مردم و مبارزه با باطل. زهد علوی، فرار از زندگی نیست، بلکه رهایی از اسارت دنیاست.

غدیر همچنین مرزبان عقلانیت دینی در برابر بدعت‌هاست. یکی از ویژگی‌های مهم مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام آن است که عقل را در چارچوب هدایت وحی به کار می‌گیرد و از افتادن در دام تخیلات، مکاشفات غیرقابل سنجش و ادعاهای اثبات‌ناپذیر جلوگیری می‌کند. از تفسیر به رأی در مقابل نص و نیز از ذوق پرهیز می‌دهد و عقل را در چارچوب نقل معصوم حجیت می‌دهد. هرگاه جامعه دینی از این معیار فاصله گرفته، زمینه برای پیدایش فرقه‌ها، قطب‌سازی‌ها، کرامت‌فروشی‌ها و ادعاهای معنوی بی‌ضابطه فراهم شده است. در حالی که فرهنگ غدیر، انسان را به سنجش همه‌ی باورها و رفتارها با میزان قرآن و عترت فرا می‌خواند.

امروز نیز جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگر به بازگشت به نسخه‌های اصیل اهل‌بیت علیهم‌السلام نیازمند است. در روزگاری که بازار معنویت‌های بدلی، حلقه‌های شبه‌عرفانی و مکاتب التقاطی رونق یافته، راه نجات همان راهی است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در غدیر معرفی کرد؛ یعنی تمسک همزمان به قرآن و عترت. هرچه این پیوند مستحکم‌تر شود، جامعه از انحرافات فکری، بدعت‌ها و طریقت‌های بی‌ریشه مصون‌تر خواهد ماند و به حقیقت دین نزدیک‌تر خواهد شد.

انتهای‌پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×