غدیر؛ تجلی مدرن جمعگرایی در تمدن ایرانی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، میثم مهدیار، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، معتقد است پدیدههایی مانند مهمانی ده کیلومتری غدیر را نمیتوان صرفاً به عنوان یک رویداد مناسبتی یا یک جشن مذهبی کوتاهمدت فهمید. از نظر او این نوع مناسک در امتداد یک سنت تاریخی طولانی در فرهنگ ایرانی قرار دارند؛ سنتی که در آن آیینهای جمعی، چه در قالب جشن و چه در قالب سوگواری، همواره نقشی اساسی در شکلدهی به هویت فرهنگی و حتی سیاسی جامعه ایران داشتهاند.
به باور او، اگر به تاریخ فرهنگی ایران نگاه کنیم، یکی از ویژگیهای برجسته این سرزمین جمعگرایی آیینی است. ایرانیان در طول هزاران سال، همواره در قالب آیینها و مناسک جمعی زندگی اجتماعی خود را معنا کردهاند؛ از جشنهای باستانی گرفته تا آیینهای مذهبی پس از اسلام. به همین دلیل است که در تاریخ ایران، هم جشنها و هم سوگواریها نقشی محوری در شکل دادن به حافظه جمعی جامعه داشتهاند. به تعبیر مهدیار، «ما ایرانیها جزو جمعگراترین ملتهای جهان هستیم و این را میتوان از کثرت آیینها و مناسک جمعی در تاریخمان فهمید.»
وی معتقد است جشن غدیر نیز باید در همین چارچوب تاریخی فهمیده شود. از نگاه او این جشن تنها یک مراسم مذهبی نیست، بلکه به نوعی یک آیین ملی نیز به شمار میآید؛ زیرا پیوند عمیقی میان شکلگیری هویت ایرانی و سنتهای دینی، بهویژه تشیع، وجود داشته است. به گفته او، شکلگیری دولت ملت در ایران، بهویژه از دوره صفویه به بعد، به شکل جدی با رسمیت یافتن تشیع گره خورده است. در واقع در آن دوره، تشیع نه تنها به عنوان یک مذهب بلکه به عنوان یکی از عناصر هویتبخش جامعه ایرانی تثبیت شد.
مهدیار توضیح میدهد که البته علاقه ایرانیان به اهل بیت پیش از صفویه نیز وجود داشت. در دورههایی مانند آلبویه نیز نشانههای برجستهای از این علاقه دیده میشود. اما با رسمی شدن تشیع در دوره صفوی، این پیوند به شکل نهادی و سیاسی تثبیت شد و از آن زمان به بعد، بسیاری از آیینهای مذهبی شیعی در کنار کارکرد دینی، کارکرد ملی نیز پیدا کردند. از این منظر، جشنهایی مانند غدیر یا مناسکی مانند عزاداری عاشورا، علاوه بر معنای مذهبی، حامل نوعی معنا و هویت ملی نیز هستند.
او در ادامه به شکلگیری پدیدهای مانند مهمانی ده کیلومتری غدیر در سالهای اخیر اشاره میکند و آن را نتیجه ترکیب چند عامل فرهنگی و اجتماعی میداند. یکی از این عوامل، تجربه راهپیمایی اربعین است که در سالهای اخیر به یکی از بزرگترین تجمعات مذهبی جهان تبدیل شده است. به گفته مهدیار، تجربه اربعین نشان داد که چگونه یک آیین مذهبی میتواند به شکل گستردهای مردم را در یک کنش جمعی مشارکت دهد. این تجربه در ایران نیز الهامبخش شکلگیری آیینهایی مانند مهمانی غدیر شده است.
با این حال او تأکید میکند که چنین آیینی صرفاً تقلیدی از الگوی اربعین نیست. به اعتقاد او، اگر زمینههای فرهنگی لازم در جامعه وجود نداشت، چنین پدیدهای نمیتوانست به سرعت در جامعه ایرانی گسترش پیدا کند. او میگوید هر نوع شیوع فرهنگی نیازمند بسترهای پیشینی است. یعنی یک سنت یا آیین تنها زمانی در جامعه رواج پیدا میکند که ریشههایی در فرهنگ آن جامعه داشته باشد.
در همین چارچوب، مهدیار به یکی از ویژگیهای مهم فرهنگ ایرانی اشاره میکند: فرهنگ بخشندگی و مهماننوازی. به گفته او، استفاده از واژه مهمانی برای این مراسم اتفاقی نیست. در فرهنگ ایرانی، مهمانی همواره با مفاهیمی مانند نذر، پذیرایی و بخشندگی پیوند خورده است. این ویژگی در بسیاری از آیینهای مذهبی ایران دیده میشود؛ از سفرههای نذری گرفته تا پذیرایی در مراسم مختلف.
او این ویژگی را با سنت فتوت در فرهنگ ایرانی مرتبط میداند. فتوت یا جوانمردی یکی از مفاهیم مهم اخلاقی در تاریخ ایران بوده که در آن بخشندگی، سخاوت و کمک به دیگران ارزش تلقی میشده است. به گفته مهدیار، یکی از نمودهای مهم این فرهنگ، همین سنت نذری دادن و پذیرایی از دیگران در آیینهای مذهبی است. در بسیاری از مراسم مذهبی در ایران، مردم به صورت داوطلبانه هزینه میکنند، غذا تهیه میکنند و آن را میان دیگران توزیع میکنند. این رفتار نوعی کنش اجتماعی است که علاوه بر بعد مذهبی، نوعی همبستگی اجتماعی نیز ایجاد میکند.
او در ادامه به مقایسهای میان ایران و سایر کشورها میپردازد. به گفته او، در بسیاری از کشورها نیز تجمعات مذهبی یا ملی وجود دارد، اما شکل مشارکت مردم در ایران ویژگی خاصی دارد. در ایران بخش قابل توجهی از مردم خودشان داوطلبانه در برگزاری مراسم نقش ایفا میکنند؛ از تهیه غذا گرفته تا برپایی ایستگاههای پذیرایی. همین مشارکت فعال باعث میشود این مراسمها به نوعی تجربه مشترک اجتماعی تبدیل شوند.
مهدیار معتقد است که برای فهم این پدیده باید مفهوم ایران فرهنگی را در نظر گرفت. از نظر او ایران تنها به مرزهای سیاسی امروز محدود نمیشود، بلکه یک حوزه تمدنی گستردهتر را در بر میگیرد که در طول تاریخ تحت تأثیر فرهنگ ایرانی بوده است. به همین دلیل برخی از سنتهای فرهنگی، مانند فرهنگ مهماننوازی و بخشندگی، در مناطق مختلف این حوزه تمدنی دیده میشوند.
او در همین زمینه به ارتباط فرهنگی میان ایران و عراق اشاره میکند و یادآور میشود که این دو سرزمین در طول تاریخ پیوندهای عمیقی با یکدیگر داشتهاند. حتی در دوره ساسانیان، پایتخت ایران در تیسفون قرار داشت که در نزدیکی بغداد امروزی است. به همین دلیل بسیاری از سنتهای فرهنگی در این منطقه ریشههای مشترکی دارند.
به باور مهدیار، یکی از نکات مهم درباره آیینهایی مانند مهمانی غدیر این است که این آیینها به سرعت در جامعه ایرانی پذیرفته میشوند. او این مسئله را نشانه وجود زمینههای فرهنگی عمیق در جامعه میداند. به گفته او، اگر چنین زمینههایی وجود نداشت، یک آیین جدید نمیتوانست در مدت کوتاهی به یک رویداد گسترده اجتماعی تبدیل شود.
از نگاه این جامعهشناس، در ایران نمیتوان به سادگی میان هویت ملی و هویت مذهبی تفکیک قائل شد. او معتقد است این دو در طول تاریخ ایران به شدت در هم تنیدهاند. حتی پیش از اسلام نیز نوعی پیوند میان دین و هویت سیاسی در ایران وجود داشته است. در دوره ساسانیان، آیین زرتشتی نقش مهمی در شکلگیری ساختار سیاسی و هویت فرهنگی ایران ایفا میکرد.
پس از ورود اسلام نیز این پیوند در قالبی جدید ادامه یافت. به گفته مهدیار، با رسمی شدن تشیع در دوره صفویه، بار دیگر دین به یکی از عناصر اصلی شکلدهنده هویت سیاسی ایران تبدیل شد. بنابراین از نظر او تفکیک کامل میان ملیت و مذهب در ایران چندان امکانپذیر نیست.
او تأکید میکند که یکی از دلایل اهمیت آیینهای مذهبی در ایران، نقش آنها در ایجاد انسجام اجتماعی است. ایران کشوری با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی گسترده است. در چنین جامعهای وجود یک عنصر مشترک که بتواند این تنوع را در کنار هم نگه دارد اهمیت زیادی دارد. به گفته مهدیار، آیینهای مذهبی شیعی تا حد زیادی چنین نقشی را ایفا کردهاند و به نوعی چسب اجتماعی برای جامعه ایران بودهاند.
مهدیار در بخش دیگری از سخنان خود به رابطه میان دین و زندگی مدرن میپردازد. به گفته او، یکی از ویژگیهای مهم مدرنیته افزایش فردگرایی است. فرآیندهایی مانند شهرنشینی گسترده و گسترش نظام سرمایهداری باعث شدهاند افراد بیش از گذشته از یکدیگر فاصله بگیرند و روابط اجتماعی سنتی تضعیف شود.
او توضیح میدهد که در شهرهای بزرگ، به ویژه کلانشهرها، نوعی اتمیزه شدن اجتماعی رخ میدهد؛ یعنی افراد به واحدهای منفرد تبدیل میشوند و ارتباطات اجتماعی آنها محدودتر میشود. در کنار آن، نظام اقتصادی مبتنی بر رقابت نیز باعث میشود افراد بیشتر بر منافع فردی خود تمرکز کنند.
در چنین شرایطی، آیینهای جمعی میتوانند نقشی مهم در بازسازی پیوندهای اجتماعی ایفا کنند. از نظر مهدیار، دین اساساً دارای بعد جمعی است و بسیاری از مناسک دینی دقیقاً برای ایجاد همین حس جمعی طراحی شدهاند. بنابراین هر چه تعداد و گستره این آیینها بیشتر باشد، میتواند به تقویت حس همبستگی در جامعه کمک کند.
او معتقد است که تجمعاتی مانند مهمانی غدیر یا مراسم عاشورا از این جهت اهمیت دارند که افراد را از فردیت صرف خارج میکنند و آنها را در یک تجربه مشترک جمعی قرار میدهند. در چنین فضاهایی افراد با یکدیگر تعامل میکنند، به یکدیگر کمک میکنند و احساس تعلق به یک جامعه بزرگتر را تجربه میکنند.
مهدیار در ادامه به یکی از برداشتهای رایج درباره مناسک مذهبی اشاره میکند؛ برداشتی که برخی آیینها را با غم و برخی دیگر را با شادی پیوند میدهد. او معتقد است این تقسیمبندی چندان دقیق نیست. به گفته او، حتی در مراسمی مانند عاشورا که ظاهراً با سوگواری همراه است، نوعی نشاط اجتماعی و همبستگی جمعی وجود دارد.
او میان دو مفهوم غم و حزن تفاوت قائل میشود. به گفته او، غم حالتی است که میتواند به انزوا و افسردگی منجر شود، اما حزن در بسیاری از سنتهای فرهنگی و دینی میتواند نوعی تجربه وجودی عمیق باشد که انسان را به دیگران نزدیکتر میکند. در بسیاری از آیینهای مذهبی، این تجربه مشترک باعث ایجاد نوعی خلاقیت جمعی و پیوند اجتماعی میشود.
از این منظر، تفاوت میان مراسمی مانند عاشورا و جشنهایی مانند غدیر بیشتر در زبان و فرم آنهاست، نه در جوهره اجتماعیشان. در هر دو مورد، اصل ماجرا همان جمع شدن مردم و شکلگیری یک تجربه مشترک اجتماعی است.
او برای توضیح این موضوع مثالی از مسابقات فوتبالمیآورد. به گفته او، در یک مسابقه فوتبال نیز ممکن است جمعیت زیادی گرد هم بیایند، اما آنچه در آنجا رخ میدهد بیشتر نوعی ازدحام هیجانی است. در حالی که در مناسک مذهبی نوعی جماعت شکل میگیرد که مبتنی بر حافظه تاریخی و معنای مشترک است.
در این آیینها، مردم صرفاً برای تخلیه هیجان گرد هم نمیآیند، بلکه در حال بازتولید یک حافظه تاریخی مشترک هستند. تقویم مذهبی و آیینهای مرتبط با آن، به نوعی تاریخ و هویت فرهنگی جامعه را به صورت دورهای یادآوری میکنند. این یادآوری جمعی باعث میشود افراد احساس تعلق به یک سنت تاریخی مشترک داشته باشند.
مهدیار در نهایت تأکید میکند که چنین آیینهایی میتوانند نقشی مهم در شکلگیری تمدن ایفا کنند. از نظر او، تمدن زمانی شکل میگیرد که انسانها بتوانند فراتر از منافع فردی خود عمل کنند و در قالب یک معنا و هدف مشترک زندگی جمعی خود را سامان دهند.
او معتقد است آیینهایی مانند عاشورا و غدیر دقیقاً چنین کارکردی دارند. این آیینها به انسانها امکان میدهند زندگی خود را در چارچوبی بزرگتر و معنادارتر ببینند. بسیاری از افرادی که در این مراسم مشارکت میکنند، حتی با وجود محدودیتهای مالی، تلاش میکنند سهمی در برگزاری آن داشته باشند؛ زیرا احساس میکنند از طریق این مشارکت، زندگیشان معنای عمیقتری پیدا میکند.
به باور این جامعهشناس، همین تجربههای مشترک است که میتواند زمینهساز شکلگیری نوعی تمدن فرهنگی گسترده شود؛ تمدنی که در آن فرهنگهای مختلف میتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و از طریق ارزشها و آیینهای مشترک با هم پیوند پیدا کنند.
انتهای پیام/