» فرهنگ و تاریخ باستان » قصه‌ ماندگار؛ حلقه مفقوده سینمای مذهبی ایران
قصه‌ ماندگار؛ حلقه مفقوده سینمای مذهبی ایران

قصه‌ ماندگار؛ حلقه مفقوده سینمای مذهبی ایران

تیر ۳۱, ۱۴۰۵ 009

فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در ادامه بررسی پرونده فقدان سینمایی جامعه مذهبی بر روی پرده نقره‌ای این بار سراغ لاغر بودن فیلمنامه ها در سینمای ایران رفته‌ایم.
 
اگر قرار باشد از مهم‌ترین چالش‌های امروز سینمای ایران سخن گفته شود، بی‌تردید یکی از نخستین پاسخ‌ها به بحران فیلمنامه بازمی‌گردد. سال‌هاست بسیاری از منتقدان و سینماگران معتقدند سینمای ایران، بیش از هر چیز، از کمبود قصه‌های تازه، شخصیت‌های ماندگار و روایت‌های اصیل رنج می‌برد؛ بحرانی که در حوزه آثار اجتماعی و به‌ویژه فیلم‌هایی که به زندگی، جهان‌بینی و زیست فرهنگی خانواده‌های مذهبی می‌پردازند، نمود پررنگ‌تری پیدا کرده است. تا زمانی که قصه‌ای دقیق، شخصیتی باورپذیر و ایده‌ای روشن وجود نداشته باشد، حتی حرفه‌ای‌ترین کارگردانی و پرهزینه‌ترین تولید نیز نمی‌تواند مخاطب را با خود همراه کند.

نقطه آغاز هر اثر موفق، شناخت دقیق انسان است. فیلمی که قرار است درباره قشر مذهبی ساخته شود، پیش از هر چیز باید این جامعه را بشناسد؛ نه از دریچه کلیشه‌ها، بلکه از خلال واقعیت زندگی روزمره، دغدغه‌ها، امیدها، ترس‌ها، روابط خانوادگی، مناسبات اجتماعی، سلیقه فرهنگی و تحولات نسلی آن. شخصیت مذهبی، همانند هر شخصیت درام، باید دارای گذشته، آرزو، تضاد، ضعف، بحران و مسیر تحول باشد. مخاطب زمانی با یک شخصیت همذات‌پنداری می‌کند که او را انسانی واقعی ببیند، نه صرفاً نمادی از یک تفکر یا حامل مجموعه‌ای از شعارها.

از منظر علم فیلمنامه‌نویسی، ایده مهم‌ترین سرمایه یک فیلم است. بسیاری از آثار موفق سینمای جهان، پیش از آنکه بر بودجه یا ستاره‌های بازیگری متکی باشند، بر یک ایده قدرتمند استوار بوده‌اند؛ ایده‌ای که بتواند پرسشی مهم را مطرح کند، مخاطب را درگیر یک موقعیت دراماتیک سازد و تا پایان روایت، او را در جست‌وجوی پاسخ نگه دارد. در سینمای ایران نیز اگر قرار است فیلم‌های مذهبی دوباره به جریان اصلی گیشه و فرهنگ عمومی بازگردند، باید مرحله ایده‌پردازی، جدی‌تر از گذشته مورد توجه قرار گیرد. این مسئولیت تنها بر عهده نویسنده نیست؛ تهیه‌کنندگان، مدیران فرهنگی و سازمان‌های تولیدکننده نیز باید فرآیند توسعه ایده را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراحل تولید جدی بگیرند؛ مرحله‌ای که در آن، ایده اولیه، ساختار روایی، شخصیت‌ها، کشمکش‌ها و نقاط عطف داستان، بارها بررسی و اصلاح می‌شوند.

یکی از کاستی‌های سال‌های اخیر، کم‌رنگ شدن توجه به فیلمنامه‌های اورجینال و مستقل است. بسیاری از آثار یا به بازتولید روایت‌های آشنا روی آورده‌اند یا گرفتار الگوهای تکراری شده‌اند. این در حالی است که جامعه مذهبی ایران، با همه تنوع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود، ظرفیت خلق ده‌ها روایت تازه را دارد؛ روایت‌هایی درباره خانواده، نسل جوان، هویت، ایمان، اخلاق، عدالت، سبک زندگی، مناسبات اجتماعی و چالش‌های انسان معاصر. این ظرفیت زمانی بالفعل می‌شود که نویسنده فرصت مشاهده، تحقیق و تجربه زیسته را پیدا کند و مدیران فرهنگی نیز از ایده‌های تازه و جسورانه حمایت کنند.

درام بدون شخصیت معنا پیدا نمی‌کند. شخصیت‌پردازی علمی، نیازمند شناخت روان‌شناسی فردی و اجتماعی است. نویسنده باید بداند شخصیت او چگونه فکر می‌کند، چه چیزی او را خوشحال یا نگران می‌کند، چه ارزش‌هایی برایش اهمیت دارد و در برابر بحران‌ها چگونه تصمیم می‌گیرد. پرداخت چنین شخصیتی تنها با مطالعه جامعه، گفت‌وگو با مردم، پژوهش‌های میدانی و شناخت لایه‌های مختلف فرهنگی امکان‌پذیر است. جامعه مذهبی نیز گروهی یکدست و همسان نیست؛ میان نسل‌ها، طبقات اجتماعی، مناطق جغرافیایی و حتی شیوه‌های زیست دینی، تفاوت‌های فراوانی وجود دارد. همین تفاوت‌ها می‌توانند به خلق شخصیت‌هایی چندبعدی، زنده و باورپذیر منجر شوند.

چرا قدم‌های جامعه مذهبی به سینما سنگین شده است؟

از منظر جامعه‌شناسی رسانه، یکی از مهم‌ترین دلایل فاصله گرفتن بخشی از مخاطبان با برخی محصولات فرهنگی، از بین رفتن حس «آشناپنداری» است. مخاطب زمانی با فیلم ارتباط برقرار می‌کند که بخشی از خود، خانواده یا تجربه زیسته‌اش را روی پرده ببیند. اگر نتواند خود را در جهان داستان پیدا کند، رابطه عاطفی با اثر شکل نخواهد گرفت. بنابراین، سینمای مذهبی برای بازگشت دوباره به مخاطب، بیش از هر چیز باید تجربه زیسته این قشر را بازنمایی کند؛ نه تصویری آرمانی و دور از واقعیت، بلکه تصویری انسانی، صادقانه و قابل لمس.

در کنار قصه، ساختار روایت نیز اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد. طراحی دقیق پرده‌های سه‌گانه، تعریف نقطه آغاز، حادثه محرک، نقاط عطف، اوج، فرود و پایان‌بندی، همان عناصری هستند که ریتم و ضرباهنگ فیلم را شکل می‌دهند. مخاطب امروز، چه در سینما و چه در پلتفرم‌های نمایش خانگی، انتظار دارد روایت او را غافلگیر کند و از ابتدا تا پایان درگیر نگه دارد. کندی روایت، فقدان تعلیق یا نبود کشمکش مؤثر، حتی بهترین ایده‌ها را نیز از تأثیرگذاری بازمی‌دارد.

 قصه‌گویی برای جامعه مذهبی، صرفاً یک ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی این جامعه به شمار می‌رود. بخش مهمی از آموزه‌های دینی، چه در قرآن کریم و چه در احادیث و روایات، از طریق روایت داستان منتقل شده‌اند. داستان انبیا، روایت‌های اخلاقی و حکایت‌های تاریخی، همواره نقش مهمی در انتقال مفاهیم دینی و تربیتی داشته‌اند. به همین دلیل، مخاطب مذهبی با زبان قصه بیگانه نیست، بلکه از دیرباز با آن زیسته و از طریق آن جهان‌بینی خود را شکل داده است. سینما نیز هنری است که جوهره آن روایت است. از این منظر، میان سنت قصه‌گویی دینی و زبان سینما، پیوندی عمیق و طبیعی وجود دارد؛ پیوندی که اگر به‌درستی شناخته شود، می‌تواند به تولید آثاری اثرگذار و ماندگار بینجامد.

البته موفقیت چنین آثاری تنها به فیلمنامه محدود نمی‌شود. کارگردانی، میزانسن، دکوپاژ، طراحی صحنه، نور، قاب‌بندی، موسیقی و جلوه‌های بصری نیز باید در خدمت روایت قرار گیرند. سینمای امروز، سینمای تصویر است و مخاطب انتظار دارد، افزون بر شنیدن یک داستان جذاب، تجربه‌ای زیباشناختی نیز کسب کند. استفاده خلاقانه از زبان تصویر، نه‌تنها جذابیت اثر را افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند مفاهیم پیچیده را نیز بدون نیاز به دیالوگ‌های مستقیم منتقل کند.

در این میان، شناخت زیبایی‌شناسی مخاطب ایرانی نیز اهمیتی اساسی دارد. بخش مهمی از حافظه بصری جامعه ایران، ریشه در هنر، معماری و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی دارد؛ جایی که فرم و محتوا در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. بهره‌گیری هوشمندانه از این میراث، می‌تواند به خلق جهانی بصری منحصربه‌فرد منجر شود؛ جهانی که هم اصالت فرهنگی خود را حفظ کند و هم با زبان سینمای معاصر سخن بگوید.

احیای سینمای مذهبی، پیش از آنکه مسئله افزایش بودجه یا گسترش تولید باشد، به احیای تفکر در فیلمنامه‌نویسی وابسته است. هرگاه نویسندگان بتوانند جامعه را عمیق‌تر بشناسند، شخصیت‌هایی واقعی خلق کنند، ایده‌هایی تازه پرورش دهند و روایت‌هایی متناسب با نیازهای امروز جامعه ارائه کنند، سینمای مذهبی نیز دوباره خواهد توانست مخاطب خود را بازیابد. بازگشت این مخاطب، نه با شعار، بلکه با قصه‌های اصیل، شخصیت‌های ماندگار و سینمایی که انسان را با همه پیچیدگی‌هایش به تصویر می‌کشد، امکان‌پذیر خواهد بود.

انتهای پیام /

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×