» فرهنگ و تاریخ باستان » قلم‌هایی که باید به آنها سوگند یاد کرد
قلم‌هایی که باید به آنها سوگند یاد کرد

قلم‌هایی که باید به آنها سوگند یاد کرد

اردیبهشت ۵, ۱۴۰۵ 0010

فرهنگی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، حسین پاینده، استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبائی در یادداشتی که برای پویش «از ایران بگو» نوشته، به اهمیت قلم و ثبت رویدادهای جنگ اخیر از سوی اهالی قلم و هنرمندان پرداخته است.

از نگاه این منتقد ادبی و استاد دانشگاه، اکنون باید دید نویسندگان امروز با چه سبک‌وسیاقی و با بهره‌گیری از کدام شیوه‌های نوآورانه مانع از نسیان بشریت می‌شوند. او می‌گوید، قلم صناعتمندِ چنین نویسندگانِ وجدانمندی می‌تواند عمق آن فجایعی را بیان کند که زبان از بیانش عاجز است. متن این یادداشت به شرح زیر است:

وقتی فاجعه‌ی بزرگی رخ می‌دهد و انسان‌های زیاد و بی‌گناهی جان خود را از دست می‌دهند، اغلب گفته می‌شود «زبان از بیان عمق این فاجعه عاجز است». زبان شاید، اما قلم ادیبان نه. قلم اثرگذارترین ابزار بیان است، ابزاری که در دست پدیدآورندگان آثار ادبی مافاتِ زبانِ معمولی را جبران می‌کند. قلم صرفاً زمانی می‌تواند چنین کارکردی داشته باشد که صاحبش از راه مشاهده‌ی نهان‌بینانه به نگرشی عمیق (فراسوی امر مشهود) نائل شود. این روزها بسیاری کسان مشغول مشاهده‌اند، مشاهده‌ی گزارش‌های تصویری رسانه‌ها یا مشاهده‌ی عینی مکان‌های تخریب‌شده بر اثر حملات متجاوزان. اما گروهی دیگر به مشاهده‌ای متفاوت مشغول‌اند، مشاهده‌ی توأم با تأمل درباره‌ی آنچه در برابر چشمان‌مان رخ می‌دهد و ما غالباً از دیدنش ناتوانیم. این گونه از مشاهده، نوعی ژرف‌نگری و مکاشفه است (نائل شدن به درکی برتر از راه توجه به آنچه در مشاهده‌ی معمولی مغفول می‌ماند) و فقط عالمان و عرفا و هنرمندان راستین قادر به آن هستند.

آن جوان برومند افتاده بر روی تخت برای من «وتن» را معنا کرد

نویسندگانی که قادرند رویدادهای پیرامون‌شان را با نگاهی نافذ و تحلیل‌کننده بنگرند و رمانی تأمل‌انگیز از آن برسازند، شاعرانی که بینش عمیقی نسبت به رخدادها دارند و می‌توانند با مدد گرفتن از استعاره تقریری تفکرانگیز از فجایع به دست دهند، فیلمسازانی که بر فجایع چشم نمی‌بندند بلکه لایه‌های اغلب نادیده‌‌ی واقعیت را بر پرده‌ی سینما به نمایش می‌گذارند، این روزها از ژرف‌نگری و ژرف‌اندیشی غفلت نمی‌کنند، چرا که نخستین گام برای بیان ادیبانه و هنرمندانه‌ی جنایت‌هایی که در این جنگ در حق مردم ما صورت گرفته، مشاهده‌گری تیزبینانه و توأم با تفکر عمیق است.

فاجعه‌ی کشتار دخترکان بی‌گناه میناب در نخستین روز تجاوز به کشورمان، فقط یکی از سلسله فجایعی است که متجاوزان جنایتکار در این جنگ مرتکب شده‌اند. در فهرست طولانی جنایت‌های جنگی آنان، حمله به بیمارستان‌ها و منازل مسکونی و بناهای تاریخی و مراکز علمی و تأسیسات حیاتی هم ثبت شده است. نویسندگان و شاعران و هنرمندان صرفاً به تقبیح این فجایع بسنده نمی‌کنند. تقبیح در گفتار غیرادیبان شاید کفایت کند، اما در بیان ادبی و هنری هرگز کافی نیست. داستان‌نویسان و شاعران و فیلمسازان افزون بر تقبیح جنایت‌های جنگی، آثار ماندگاری برمی‌آفرینند تا این فجایع از حافظه‌ی تاریخی بشر محو نشود.

نسیان، همچون سکوت، عین مشارکت در جنایت است. در زمانه‌ای که رسانه‌ها از راه تولید روایت‌های ناقص و تحریف‌شده واقعیت را به حاشیه می‌رانند تا به تعبیر بودریار «فوق‌واقعیتِ» جعلی و بی‌اساسِ خودشان را یگانه مرجع فهم رویدادها جلوه دهند، در زمانه‌ای که بازتکثیر روایت‌های دروغین در فضای مجازی انسان معاصر را به نیندیشیدن سوق می‌دهند، ادبیات و هنر می‌تواند بدیلی اثرگذار برای احیای انسانیتِ به‌اغمارفته‌ای باشد که بر جنایت‌های متجاوزان چشم می‌بندد.

در سال‌های آغازین دهه‌ی 1360، کوتاه‌زمانی پس از شروع جنگ ایران و عراق، احمد محمود با «زمین سوخته» و اسماعیل فصیح با «ثریا در اغما» نخستین نمونه‌های رمان جنگ را نوشتند تا آن روزهای سخت و پرمحنت از یادها نرود و نسل‌های بعدی دچار نسیان نشوند.

«زمین سوخته» با سبکی رئالیستی توصیفی دقیق از استقامت مثال‌زدنی مردم ایران و شجاعت مدافعانش در جبهه‌های جنگ به دست داد؛ «ثریا در اغما» با سبکی ایضاً رئالیستی اما آمیخته به طنزی تلخ، وطن‌فروشیِ خارج‌نشینانی را کاوید که مدعای ایرانی‌بودگی دارند، ولی از درد و رنجی که متجاوزان به مردم ایران تحمیل کرده‌اند خم به ابروی‌شان نمی‌آید.

دریغا که چند دهه پس از پایان آن جنگ، امروز همان وضعیت به شکلی مشابه در جنگ دیگری تکرار شده است: هم استقامت و شجاعت ایرانیان و هم وطن‌فروشیِ شبه‌ایرانیانی که در شبکه‌های تلویزیونی‌شان متجاوزان کودک‌کش را می‌ستایند. امثال احمد محمود و اسماعیل فصیح در زمان خودشان و با استفاده از سبک و صناعاتی که می‌شناختند، واکنشی ادبی به جنگ تحمیل‌شده به میهن‌شان نشان دادند. اکنون باید دید نویسندگان امروز با چه سبک‌وسیاقی و با بهره‌گیری از کدام شیوه‌های نوآورانه مانع از نسیان بشریت می‌شوند.

قلم صناعتمندِ چنین نویسندگانِ وجدانمندی می‌تواند عمق آن فجایعی را بیان کند که زبان از بیانش عاجز است. به چنین نویسندگانی باید درود فرستاد و ــ به تأسی از خداوند در قرآن ــ به قلم‌های‌شان سوگند یاد کرد: «ن و القلم و مایسطرون.»

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×