» فرهنگ و تاریخ باستان » «لب پنجره نشسته بود»؛ روایتی از خوانده شدن انسان در آیینه قرآن
«لب پنجره نشسته بود»؛ روایتی از خوانده شدن انسان در آیینه قرآن

«لب پنجره نشسته بود»؛ روایتی از خوانده شدن انسان در آیینه قرآن

تیر ۱۰, ۱۴۰۵ 108

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: نگاه یک دانشمند به خداوند، غالباً از پنجره‌ای متفاوت با نگاه عموم مردم شکل می‌گیرد. او سال‌ها عمر خود را صرف مشاهده، مطالعه و کشف نظم‌های پنهان عالم کرده است؛ از پیچیدگی شگفت‌انگیز سلول‌های بدن انسان گرفته تا هماهنگی حیرت‌آور اجزای هستی. برای چنین انسانی، خداوند تنها یک مفهوم ذهنی یا موضوعی برای بحث‌های فلسفی نیست، بلکه حقیقتی است که آثار حضور او را می‌توان در هر تار و پود آفرینش مشاهده کرد. هرچه دانش او گسترده‌تر می‌شود، پرسش‌هایش نیز عمیق‌تر می‌گردد و در پس هر کشف علمی، نشانه‌ای تازه از حکمت و تدبیر الهی را جست‌وجو می‌کند.

دکتر مصطفی شاهرضایی نیز از همین منظر به جهان می‌نگرد. او که سال‌ها با ساختار پیچیده بدن انسان، ظرافت‌های آفرینش و رازهای نهفته در وجود بشر سروکار داشته است، در کتاب «لب پنجره نشسته بود» از زاویه‌ای متفاوت به قرآن و رابطه انسان با خداوند پرداخته است. در این اثر، نگاه یک پزشک و پژوهشگر با تأملات عرفانی و قرآنی درهم آمیخته و روایتی را شکل داده است که در آن، خداوند نه در دوردست‌های دست‌نیافتنی، بلکه در نزدیک‌ترین لایه‌های زندگی، اندیشه و هستی انسان قابل مشاهده است.

در نگاه او، مخلوقات نه عینِ خالق‌اند تا مرز میان آفریدگار و آفریده از میان برداشته شود و نه جلوه‌هایی از ذات الهی که بتوان آن‌ها را امتداد وجود خداوند دانست. بلکه جهان، مجموعه‌ای از آیات و نشانه‌هایی است که انسان را به سوی خالق رهنمون می‌کند. همان‌گونه که یک پزشک از خلال نظم شگفت‌انگیز بدن انسان به حکمت سازنده آن پی می‌برد، او نیز در هر ذره هستی ردّی از تدبیر، علم و رحمت الهی را مشاهده می‌کند؛ نه آنکه آن ذره را خدا بداند، بلکه آن را نشانی از خدا می‌بیند.

از این منظر، آفرینش آیینه‌ای برای شناخت پروردگار است، نه جایگزینی برای او. هرچه انسان در ساختار بدن، قوانین طبیعت و پیچیدگی‌های جهان بیشتر تأمل کند، فاصله میان خالق نامتناهی و مخلوق محدود را روشن‌تر درمی‌یابد و در عین حال، حضور هدایت‌گر و ربوبی خداوند را در سراسر هستی بهتر احساس می‌کند. به همین دلیل، نگاه او به قرآن و جهان، نگاهی آیه‌محور است؛ نگاهی که در آن، موجودات نه موضوع پرستش‌اند و نه بخشی از ذات الهی، بلکه نشانه‌هایی هستند که انسان را از خود عبور داده و به سوی خداوند رهنمون می‌کنند.

دکتر شاهرضایی، استادتمام جراحی ارتوپدی، جراح زانو، پژوهشگر و نویسنده است. «لب پنجره نشسته بود» نخستین کتاب غیر پزشکی، ادبی- عرفانی اوست که بر محور فهم آیات قران به رشته تحریر درآمده است. وی یکی از شگفتی‌های قران را در این می‌داند که خدای نامتناهی با انسان محدود سخن می‌گوید، اما نه از موضع قدرت که گاه با محبت، گاه با پرسش، گاه با دعوت و گاه با شکایت …

در کتابش بیشتر از آنکه از خداوند تعریف کند، از نزدیک شدن به خدا سخن‌گفته و البته معتقد است؛ خدا بسیار نزدیک‌تر از آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم و انسان بسیار دورتر از آن چیزی است که گمان می‌کند؛ در واقع بخش بزرگی از سلوک، نه پیدا کردن خدا، بلکه برداشتن حجاب‌هایی است که میان ما و او قرار گرفتند.

شاهرضایی در این گفت‌وگو با اشاره به یکی از مضامین اصلی کتاب می‌گوید که گاهی انسان گمان می‌کند در حال خواندن قرآن است، اما ناگهان درمی‌یابد که خود موضوع سخن قرآن قرار گرفته است. وی گفت در چنین لحظاتی، خواندن به «خوانده شدن» تبدیل می‌شود و آیات الهی از سطح کلمات فراتر رفته و در متن زندگی انسان حضور پیدا می‌کنند.

وی در ادامه با تأکید بر اینکه فهم حقیقت پایان مسیر انسان نیست، افزود بسیاری از انسان‌ها حقایق فراوانی را می‌دانند اما با آن‌ها زندگی نمی‌کنند. به گفته او، فاصله میان دانستن و شدن، یکی از بزرگ‌ترین فاصله‌های زندگی بشر است و قرآن بیش از آنکه کتابی برای انتقال اطلاعات باشد، کتابی برای ایجاد تحول در وجود انسان به شمار می‌آید.

نویسنده «لب پنجره نشسته بود» درباره پرهیز از پرداختن به تعریف‌های فلسفی و ذهنی از خداوند نیز تصریح کرد که خداوند بزرگ‌تر از آن است که در تعریف‌های محدود انسانی بگنجد. شاهرضایی افزود سهم انسان از خداوند، احاطه بر ذات او نیست، بلکه نزدیک‌تر شدن به اوست و معرفت الهی بیش از آنکه یک نتیجه باشد، سفری دائمی و پایان‌ناپذیر است.

وی همچنین به موضوع رنج در زندگی انسان پرداخت و گفت هیچ انسانی رنج را دوست ندارد، اما بسیاری از عمیق‌ترین پرسش‌های زندگی در روزهای آسایش شکل نمی‌گیرند. به اعتقاد او، رنج گاهی پنجره‌هایی را به روی انسان می‌گشاید که رفاه و آرامش قادر به گشودن آن‌ها نیستند و از همین رو می‌تواند نقشی بیدارکننده و معنوی در مسیر رشد انسان داشته باشد.

شاهرضایی در بخش دیگری از سخنان خود به نسبت ایمان و پرسشگری اشاره کرد و گفت ایمان به معنای پایان یافتن سؤال‌ها نیست، بلکه تغییر یافتن جنس پرسش‌هاست. وی افزود انسان مؤمن همچنان می‌پرسد، اما پرسش‌های او از سطح مسائل روزمره عبور کرده و به ساحت‌های عمیق‌تری از هستی و معنای زندگی راه پیدا می‌کند.

این پژوهشگر با اشاره به یکی از محورهای مهم کتاب خود، گفت‌وگوی خداوند با انسان را از شگفتی‌های قرآن دانست و خاطرنشان کرد که خدای نامتناهی با انسان محدود سخن می‌گوید؛ نه صرفاً از موضع قدرت، بلکه گاه با محبت، گاه با دعوت، گاه با پرسش و حتی در مواردی با شکایت. وی این ویژگی را از جلوه‌های برجسته ارتباط خداوند با بندگان در قرآن کریم برشمرد.

شاهرضایی همچنین درباره نسبت عرفان و زندگی روزمره اظهار داشت که عرفان حقیقی به معنای فاصله گرفتن از زندگی نیست، بلکه به معنای عمیق‌تر دیدن آن است. وی افزود همان نان روزانه، همان رنج‌ها، انتظارها و محبت‌های معمول زندگی، هنگامی که با نگاهی متفاوت دیده شوند، می‌توانند انسان را به افق‌های بلندتری از معنویت رهنمون سازند.

وی در جمع‌بندی محتوای کتاب «لب پنجره نشسته بود» تأکید کرد که مهم‌ترین کشف این اثر آن است که خداوند بسیار نزدیک‌تر از آن چیزی است که انسان تصور می‌کند و در مقابل، انسان از خداوند دورتر از آن چیزی است که گمان می‌برد. شاهرضایی افزود بخش بزرگی از سلوک معنوی نه در یافتن خدا، بلکه در کنار زدن حجاب‌هایی نهفته است که میان انسان و پروردگارش قرار گرفته‌اند.

نویسنده این کتاب در پایان با اشاره به اینکه این اثر برای کسانی نوشته شده که هنوز در مسیر جست‌وجو و حرکت قرار دارند، گفت این کتاب روایت رسیدن نیست، بلکه روایت راه رفتن است. وی در پایان مهم‌ترین پرسش پیش روی خوانندگان را چنین توصیف کرد: اگر همه داشته‌های انسان از او گرفته شود و تنها خدا برایش باقی بماند، آیا همچنان احساس خواهد کرد که چیزی کم دارد؟

انتهای‌پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×