» فرهنگ و تاریخ باستان » لنین شعر؛ 2 ادعای تازه درباره نیما یوشیج
لنین شعر؛ 2 ادعای تازه درباره نیما یوشیج

لنین شعر؛ 2 ادعای تازه درباره نیما یوشیج

شهریور ۳۰, ۱۴۰۵ 007

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حزب توده در هفتم مهرماه 1320 در ایران اعلام موجودیت کرد؛ حزبی که از همان ابتدا تلاش می‌کرد با جذب چهره‌های ادبی و روشنفکران زمانه ایران، خود را متجدد و مقبول نشان دهد. تغییر از دولت تزاری به دولتی که به استقلال کشورهای همجوار احترام می‌گذاشت، با اقبال بسیاری همراه شد. در ایران، پیام و سیاست لنین در قبال ایران در کنار خروج نیروهای روسیه از خاک کشور، سبب شد تا بسیاری حزب توده را ملجأ آمال خود بدانند. 

در کنار این، گریز از سیاست‌های رضاشاهای سبب شد تا بسیاری به حزب توده پناه برند. در چنین فضایی است که برخی چون عارف قزوینی حزب توده و رهبرش را “فرشته رحمت” و بلشویک‌ها را “خضر راه نجات” بدانند. 

ردپای گرایش به این حزب در دهه 20 و پس از آن، در آثار شمار قابل توجهی از ادبای وقت از جمله نیما دیده می‌شود؛ هرچند که پس از مدتی اعلام برائت کرده باشند. در آثار نیما، این رد و نشانه را می‌توان در انتشار قطعه “امید پلید” در هجدهمین شماره “نامه مردم” با مقدمه احسان طبری دانست؛ اثری که در آن “صدای پر و بال زدن‌ها پس از رخنه دیوارهای پیش از شهریور 1320 به خوبی در آن به گوش می‌رسد.” اگرچه این حس تمایل بعدها منجر به نگارش برائت‌نامه‌هایی شد که در یادداشت‌های او دیده می‌شود؛ آن هم پس از سرنوشت غم‌انگیز برادرش و اختلافات و تصفیه حساب‌های شخصی در حزب. 

راز نجات فلسفه از آتش خشم مسیحیان؛ مسلمانانی که حافظ میراث ارسطو شدند

عیسی امن‌خانی، پژوهشگر، در کتاب جدید خود با عنوان “من لنین شعر هستم” در پی آن است که به این نکته بپردازد که گرایش‌های سیاسی نیما، چه نقشی در خلق جریان شعر نو فارسی داشت؟ 

آثار معتبر نوشته شده درباره نیما و نظریه ادبی او به زحمت به انگشتان دو دست می‌رسد. این آثار نیز عمدتاً بر اساس دو پیش فرض نوشته شده‌اند: 

1. نیما واضع نظریه ادبی خویش است و در به وجود آوردن آن وام‌دار هیچ‌کس نیست.

 2. با وجود پراکندگی آراء نیما، نظریه ادبی او واجد انسجام و یک پارچگی است.

پژوهش حاضر با رد و ابطال این پیش‌فرض‌ها دو ادعای تازه درباره نظریه ادبی نیما ارائه می‌کند: اول اینکه نیما نه تنها بسیاری از ایده‌ها و مفاهیم نظریه ادبی خود چون هارمونی و طرز طبیعی مکالمه را از دیگران و به ویژه رمانتیک‌های فرانسوی گرفته بلکه تکنیک‌های اجرای این ایده‌ها را نیز از آنها تقلید کرده است.

دوم اینکه نظریه ادبی نیما نه منسجم است و نه نتیجه تحولی تدریجی و آرام. به دلیل تغییر جهان‌نگری نیما در سال 1310 در آراء ادبی او گسستی به وجود آمده است. او که تا این سال‌ها متأثر از رمانتیک‌ها و آراء ادبی آنهاست از این زمان به بعد به مارکسیسم و روش‌شناسی آن علاقه‌مند می‌شود و آن را بنیاد نظریه ادبی خویش قرار می‌دهد.

در معرفی این اثر آمده است: 

این کتاب فقط یک پژوهش ادبی درباره بنیان‌گذار شعر نو و خاستگاه‌های نظریه ادبی او نیست. این کتاب دغدغۀ بزرگ‌تری دارد.

سال‌هاست بر این باورم که یکی از دلایل انسداد جامعۀ ما، حضور شبح‌گونه مارکسیسم در تمامی ساحت‌های آن از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ و ادبیات است؛ حضوری که البته از چشم‌ها پنهان است و بر همگان آشکار نیست. به باور من ذهن و زبان نخبگان ایرانی مسخر مارکسیسم و اندیشه‌های چپ‌گرایانه است و تا زمانی که چنین است، تغییری در شرایط جامعۀ ایرانی به وجود نخواهد آمد.

اگر این باور درست باشد و حضور اندیشه‌های مارکسیستی یکی از دلایل حال نه چندان خوب امروز جامعه ایرانی باشد، پس یکی از اولین گام‌ها برای رهایی از این شرایط دشوار، شناخت دقیق این حضور ناپیداست؛ در کتاب حاضر که در ایام جنگ و در سایۀ آن نوشته شده است، بخشی از  این حضور سایه‌گون اما تعیین‌کننده از پرده بیرون آورده شده است.

در پژوهش حاضر اثبات کرده‌ایم که نظریۀ ادبی نیما ملهم از مارکسیسم است و مارکسیسم روح نظریۀ ادبی اوست. نیما که در جوانی شاعری رمانتیک‌مآب بود، از اواسط زندگی (از سال 1310) تغییر نگرش داد و به مارکسیسم گروید. او از این زمان به بعد به بازاندیشی در آراء پیشین خود پرداخت و نظریۀ ادبی خود را با مارکسیسم سازگار کرد.

نشر خاموش کتاب “من لنین شعر هستم” را در 266 صفحه و به قیمت یک میلیون و 150 هزار تومان منتشر کرده است.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×